نماز میت (مقالهدوم)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نماز میت عبادتی
واجب کفایی برای
میت مسلمان است که فاقد
رکوع،
سجود و اجزای رایج
نماز بوده و مشتمل بر پنج
تکبیر و دعاهای میان آنهاست.
وجوب نماز میت مشروط به
اسلام میت است و در اشتراط
ایمان،
سن کودک، نماز بر
مرتد،
مستضعف و میت ناشناخته میان
فقها اختلاف وجود دارد.
اذن ولی میت در نماز شرط است و اولویت در اقامه نماز بر اساس طبقات
ارث تعیین میشود، هرچند در برخی فروض اختلاف نظر مطرح است.
در نماز میت
نیت،
قیام،
استقبال قبله، ترتیب پس از
غسل و
کفن،
موالات، نبود
حایل و فاصله زیاد معتبر است، اما طهارت و
ستر عورت شرط نیست.
نماز میت کیفیت خاصی دارد و بنابر قول مشهور، دعاهای معینی پس از هر تکبیر واجب است، هرچند
لفظ خاص در آنها معتبر نیست.
نماز میت را میتوان به صورت
فرادا یا
جماعت، بر یک یا چند جنازه، پیش یا حتی پس از
دفن (در صورت عذر) به جا آورد.
آداب و مستحباتی مانند
طهارت،
جماعت،
جهر امام، نزدیک ایستادن به
جنازه و کثرت دعا برای میت و
مؤمنان در نماز میت ذکر شده است.
نماز میّت از نمازهای واجب که بر میت خوانده میشود.
نماز میت فاقد رکوع و سجود است؛ از این رو، اطلاق عنوان نماز بر آن، هرچند به لحاظ معنای لغوی که عبارت است از دعا اطلاق حقیقی میباشد.
لیکن در
شرع مقدس از معنای لغوی معنایی دیگر نقل شده که نزد
مشهور، عبارت است از عبادتی ویژه، دارای رکوع و سجود.
بنابر این، اطلاق نماز، بر نماز میت در شرع مقدس اطلاقی
مجازی خواهد بود؛ زیرا اطلاق کلمه نماز در شرع مقدس به عبادت دارای رکوع و سجود منصرف است.
از مسائل و
احکام نماز میت، برخی در باب
طهارت، به مناسبت بحث غسل، کفن و دفن میت
و برخی در باب
صلات به عنوان یکی از نمازهای واجب
سخن گفتهاند.
• نماز گزاردن بر میت مسلمان واجب کفایی است؛ بدین معنا که با خواندن یک نفر، تکلیف از دیگران ساقط میشود و در صورت ترک، همگان معاقب خواهند بود.
شرایط میت که بر او نماز خوانده میشود بدین قرار است:
• نماز گزاردن بر میت
مسلمان واجب است.
• آیا ایمان اعتقاد به ولایت و امامت امامان معصوم (علیهمالسّلام) نیز شرط وجوب آن است یا نه؟مسئله محل اختلاف است.
۱. جمعی آن را شرط دانستهاند.
۲. لیکن مشهور میان متاخران، عدم اشتراط ایمان است.
البته بر میت مسلمانی که محکوم به
کفر است، مانند
ناصبی و خارجی
نماز گزارده نمیشود.
• در وجوب نماز بر
مرتد فطری پس از
توبه اختلاف است.
بنابر قول مشهور، مبتنی بر عدم پذیرش توبه مرتد فطری، نماز بر او خوانده نمیشود.
• فرقههای شیعه غیر دوازده امامی، همچون
فطحیه و
زیدیه، به تصریح برخی حکم مخالف را دارند که نماز گزاردن بر میت آنها محل اختلاف است.
جز آنان که با
اهل بیت (علیهمالسّلام) دشمنی دارند و ناصبی محسوب میشوند، محکوم به کفراند و بر میت آنان بدون هیچ اختلافی نماز خوانده نمیشود.
• به قول مشهور، بر کودک مسلمانی که شش سالش تمام است نماز خوانده میشود.
از برخی قدما وجوب آن در صورت
زنده به دنیا آمدن کودک و از برخی دیگر، در صورت رسیدن به سن
بلوغ نقل شده است.
از این رو، نماز گزاردن بر کودک زیر شش سال واجب نیست
۱.بنابر قول مشهور مستحب است.
۲.برخی آن را مستحب ندانستهاند.
• نماز گزاردن بر جنین و نوزادی که زنده به دنیا نیامده است، استحباب ندارد؛ هرچند قبل از خروج از شکم مادر، روح در او دمیده شده باشد.
• میتی که در
سرزمین مسلمانان یافت شده و مسلمان یا کافر بودنش معلوم نیست، محکوم به
اسلام است و بر او نماز گزارده میشود.
همچنین میتی که در سرزمین کفر، لیکن منطقه مسلمان نشین آن یا در جایی که مسلمانان هستند، یافت شود، به گونهای که احتمال مسلمان بودنش برود.
• میتی که تنها بخشی از بدنش موجود است، چنانچه در آن
سینه و یا بخشی موجود خود سینه باشد، بر آن نماز خوانده میشود
بلکه به تصریح برخی چنانچه بخشی از سینه که در آن
قلب است، موجود باشد، بر آن نماز گزارده میشود.
در نماز گزار بر میت:
۱.
مؤمن شیعه اثنا عشری۲.
ماذون بودن در صورتی که غیر
ولی میت اقدام به نماز خواندن کند، شرط است.
بنابر این، نماز غیر مؤمن و نیز کسی که بدون اذن ولی اقدام به خواندن نماز اعم از فرادا و جماعت کرده صحیح نیست.
البته برخی لزوم اذن را تنها در صورت اقامه نماز به جماعت شرط دانسته و آن را به ظاهر اصحاب نسبت دادهاند.
نسبت به سایر امور معتبر در
امام جماعت، همچون
بلوغ،
عقل،
عدالت،
مرد بودن برای مردان و
ولد الزنا نبودن، ظاهر کلام برخی شرط نبودن و صریح کلام برخی دیگر اشتراط است.
برخی نیز داشتن شرایط یاد شده را احوط دانستهاند.
سزاوارترین مردم به نماز بر میت، سزاوارترین آنان به
میراث او است؛ بدین معنا که اولویت در تقدیم بر مبنای
طبقات ارث است.
۱. بنابر این
پدر میت در نماز سزاوارتر از
فرزند او است؛ هرچند ارث فرزند بیشتر از پدر است.
۲.در مرحله بعد فرزند و فرزند زاده سزاوارتر از
جد،
برادر،
عمو و دیگر خویشان است.
۳. در صورت تعدد فرزندان سزاوارترین مردم بر نماز میت، سزاوارترین انان به میراث اوست بدین معنا که اولویت در تقدیم، بر مبنای طبقات ارث است.
بنابراین، پدر میت در نماز سزاوارتر از فرزند اوست؛ هرچند ارث فرزند بیشتر از پدر است.
در مرحله بعد، فرزند و فرزند زاده سزاوارتر از جد، برادر، عمو و دیگر خویشان است.
در صورت تعدد فرزندان میت همه در اولویت یکساناند.
برخی فرزند بزرگتر را اولی دانسته و در ثبوت اولویت پدر با وجود فرزند اشکال کردهاند.
در طبقه دوم ارث برادر پدری و مادری میت سزاوارتر از برادر پدری یا مادری تنها است؛ چنان که برادر پدری میت سزاوارتر از برادر مادری است.
آیا جد پدری با برادر پدری و مادری در حق اولویت برابراند یا جد پدری سزاوارتر است؟ مسئله محل اختلاف میباشد. برخی جد پدری را مقدم دانستهاند.
بنابر مشهور برادر مادری، سپس عمو، سپس دایی، سپس عموزادگان و پس از ایشان دایی زادگان مقدماند.
شوهر در نماز بر
همسر از همه خویشان او سزاوارتر است.
اولیای یاد شده با داشتن شرایط امامت مقدم میشوند.
در غیر این صورت، میتوانند دیگری را مقدم کنند؛ چنان که با داشتن شرایط نیز این حق را دارند.
در صورت برابر بودن اولیا به لحاظ برخورداری از شرایط امامت
بنابر مشهور
کسی که قرایتش بهتر
اقرا است
و در مرحله بعد، کسی که به احکام نماز داناتر
افقه است،
سپس بزرگتر به لحاظ
سن و
در مرحله بعد زیباروتر مقدم میگردد.
برخی افقه بودن را در مرحله قبل از اقرا بودن ذکر کردهاند.
چنان که برخی ملاک زیبارویی را یادآور نشدهاند.
چنانچه اولیای میت متعدد باشند، آیا بر کسی که میخواهد بر میت نماز بگزارد، لازم است از همه اولیا اذن بگیرد یا اذن از بعض آنان کفایت میکند؟ مسئله محل اختلاف است.
همچنین در صورتی که یکی از اولیا بخواهد بر میت نماز بگزارد، آیا لازم است از سایر اولیا اذن بگیرد یا نه؟ مسئله محل اختلاف میباشد.
چنانچه وَلیّ میت زن باشد، هم میتواند خود بر میت نماز بگزارد و هم به دیگری اذن دهد که نماز بگزارد.
برخی جواز نماز گزاردن زن را مشروط به نبود مرد کردهاند.
اگر میت وصیت کرده باشد فردی خاص بر او نماز بگزارد، آیا وصیتش نافذ است و وصی میتواند بدون اذن ولی میت بر میت نماز بخواند یا اینکه جواز نماز خواندن وصی مشروط به اذن ولی میت میباشد؟ مسئله اختلافی است. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است. البته با نبود وارث، وصی اولی از حاکم است.
از برخی قدما اولویت وصی به نماز گزاردن بر میت از وارث نقل شده است. برخی متاخران نیز به آن قایل شدهاند.
اگر ولی میت فاقد صلاحیت اذن دادن باشد در سقوط ولایتش یا انتقال آن به ولی او و یا به غیر ولی از خویشاوندان و یا حاکم شرع احتمالاتی مطرح است.
کسی بدون اذن ولی نمیتواند بر میت نماز بخواند، مگر امام معصوم (علیهالسّلام) که در صورت حضور، به میت از همه سزاوارتر است و بر ولی میت واجب است امام (علیهالسّلام) را مقدم بدارد و تقدم جستن بر او حرام است.
هاشمی (←هاشمی) با داشتن شرایط امامت از دیگران سزاوارتر به نماز گزاردن بر میت است و مستحب است ولی، او را مقدم بدارد.
۱. بر میت مؤمن (شیعه اثنا عشری) گفتن پنج تکبیر واجب است.
۲. چنان که بنابر مشهور، خواندن دعا میان تکبیرها واجب میباشد.
برخی خواندن دعا میان تکبیرها را مستحب دانستهاند.
• بنابر قول به وجوب دعا، در اینکه در دعا لفظی خاص واجب است، مانند اینکه پس از تکبیر اول، شهادتین گفته شود، یا لفظی خاص واجب نیست، مسئله محل اختلاف است.
۱. قول دوم به اکثر نسبت داده شده است.
۲. اکثر متاخران، گفتن شهادتین، پس از تکبیر اول؛ صلوات بر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و خاندان آن حضرت، پس از تکبیر دوم؛ دعا برای مردان و زنان مؤمن پس از تکبیر سوم و دعا برای میت پس از تکبیر چهارم را واجب دانستهاند؛
۳. لیکن برخی قدما و گروهی از متاخران، خواندن هر دعایی را میان تکبیرات جایز دانستهاند.
۴. بنابر قول مشهور (وجوب دعاهای یاد شده میان تکبیرات)، به تصریح بسیاری در ادای شهادتین، صلوات و دعا برای مؤمنان و میت، لفظی خاص معتبر نیست؛ بلکه آنها را با هر لفظی میتوان ادا کرد؛ هرچند خواندن آنچه وارد شده افضل است.
• بنابر این، صورت مختصر نماز میت این گونه خواهد بود:
«اللهُ اَکبَرُ، اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ. اللهُ اَکبَرُ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. اللهُ اَکبَرُ، اللّهُمَّ اغفِر لِلمُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ. اللهُ اَکبَرُ، اللّهُمَّ اغفِر لِهذَا المَیِّتِ. اللهُ اَکبَرُ».
لیکن بنابر آنچه در کلمات برخی آمده، بهتر است پس از تکبیر اول بگوید:
«اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ، اِلهاً واحِداً اَحَداً صَمَداً فَرداً حَیّاً قَیُّوماً دائِماً اَبَداً، لَم یَتَّخِذ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً، وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ، اَرسَلَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ».
پس از تکبیر دوم بگوید:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارحَم مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ کَاَفضَلَ ما صَلَّیتَ وَ بارَکتَ وَ تَرَحَّمتَ عَلی اِبراهیمَ وَ آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ، وَ صَلِّ عَلی جَمیعِ الاَنبیاءِ وَ المُرسَلینَ».
پس از تکبیر سوم بگوید:
«اللّهُمَّ اغفِر لِلمُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ، الاَحیاءِ مِنهُم وَ الاَمواتِ، تابِعِ اللّهُمَّ بَینَنا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ».
پس از تکبیر چهارم بگوید:
«اللّهُمَّ اِنَّ هذَا المُسَجّی قُدّامَنا عَبدُکَ وَ ابنُ عَبدِکَ وَ ابنُ اَمَتِکَ، نَزَلَ بِکَ وَ اَنتَ خَیرُ مَنزُولٍ بِهِ. للَّهُمَّ اِنَّکَ قَبَضَتْ رُوحَهُ اِلَیکَ وَ قَد احتاج الی رَحمَتِکَ وَاَنتَ غَنِیٌّ عَن عَذَابِهِ اللَّهُمَّ احْشُرُهُ مَعَ مَن یَتَوَلاهُ وَ یُحِبُّهُ وَ اَبْعِدُهُ لِمَن یَتَبَرَّؤُ مِنْهُ وَ یُبْغِضُهُ اللَّهُمَّ الحِقُه بِنَبِیِّکَ وَ عَرِّفَ بَیْنَهُ وَبَیْنَهُ، وَ ارحمنا اذا تَوَفَّیَتَنا، یا اله العالمین. اللهم اکتبه عندک فی اعلا علیین، وَاخْلُف عَلَی عَقَبِهِ فِی الغابرین، واجعله مِن رُفَقاءِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهرین و ارحمه و ایانا بِرَحمَتِکَ یا اَرْحَمَ الراحمین».
بهتر است پس از تکبیر پنجم و اتمام نماز بگوید:
«رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنیا حَسَنَةً وَ فِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ».
آیا در نماز بر میت منافق (← منافق) همچون مؤمن پنج تکبیر؟ مسئله محل اختلاف است؛ چنان که در وجوب لعن و نفرین او پس از تکبیر آخر و عدم آن، اختلاف وجود دارد.
در نماز بر میت مسلمان مستضعف (← مستضعف) پنج تکبیر میگویند و پس از تکبیر چهارم این چنین دعا میکنند:
«اللّهُمَّ اغفِر لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبیلَکَ وَ قِهِم عَذابَ الجَحیمِ»
و در برخی روایات به تبع در کلمات برخی در ادامه، آیه هشتم از سوره غافر نیز خوانده میشود: «رَبَّنا وَ اَدخِلهُم جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتی وَعَدْتَهُم وَ مَن صَلَحَ مِن آبائِهِم وَ اَزواجِهِم وَ ذُرِّیاتِهِم اِنَّکَ اَنتَ العَزیزُ الحَکیمُ».
در صورت مجهول بودن مذهب میت در دعا برای او گفته میشود: «اللّهُمَّ احشُرْهُ مَعَ مَن یَتَوَلّاهُ؛ خداوندا او را با هر کس که دوست دارد محشور کن». خواندن این دعا نیز وارد شده است: «اللّهُمَّ اِن هذِهِ النُّفُوسَ اَنتَ اَحیَیتَها وَ اَنتَ اَمَتَّها، اللّهُمَّ وَلِّها ما تَوَلَّت وَ احشُرها مَعَ مَن اَحَبَّت».
اگر میت کودک باشد، برای پدر و مادرش دعا میشود که خداوند او را وسیله اجر واندیش قرار دهد. این دعا نیز وارد شده است: «اللّهُمَّ اجعَلهُ لِاَبَوَیهِ وَ لَنا سَلَفاً وَ فَرَطاً وَ اَجراً».
در نماز بر میتی که زن و مرد بودنش معلوم نیست، ضمیرهای دعا را که به میت برمیگردد، به اعتبار «میت»، «شخص»، «نعش» و «بدن» میتوان مذکر و به اعتبار «جنازه» و «جثه» مؤنث آورد؛
بلکه در صورت معلوم بودن نیز به کار بردن هر دو نوع ضمیر جایز است و اگر ضمایر از روی جهل یا فراموشی –و نه به دو لحاظ یاد شده– اشتباه آورده شود، به تصریح برخی ظاهر، عدم بطلان نماز است؛ هرچند برخی صحت نماز را خالی از اشکال ندانستهاند.
نماز میت، اذان، اقامه، قرائت حمد، رکوع، سجود، قنوت، تشهد و سلام ندارد و به جا آوردن هر یک از اینها به قصد تشریع، بدعت و حرام است.
در نماز میت این امور معتبر است:
قصد اطاعت امر خداوند در نماز میت واجب است؛ لیکن تعیین میتدر نیت لازم نیست و نمازگزار میتواند میت حاضر یا فردی که مورد نظر امام است را نیت کند.
ایستاده و رو به قبله بودن نمازگزار واجب است.
لیکن در صورت ناتوانی هر گونه که ممکن است خوانده میشود.
البته اکتفا به نماز فرد ناتوان با وجود کسانی که میتوانند صورت ایستاده بر میت نماز بگزارند، محل بحث است.
همچنین واجب است جنازه به پشت خوابانده شود و سر میت سمت راست نمازگزار و پاهایش سمت چپ او باشد؛ به گونهای که قسمت جلوی پهلوی راست میت رو به قبله قرار گیرد.
طهارت از حدث اصغر و اکبر در نماز میت شرط نیست؛ هرچند طهارت (وضو، غسل یا تیمم) داشتن مستحب است.
آیا ستر عورت (← عورت) شرط است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخی واجب دانستهاند.
برخی گفتهاند: ماهیت نماز میت دعا است و در دعا ستر عورت شرط نیست.
چنان که در تصریح جمعی، ازاله نجاست از بدن و لباس در نماز میت شرط نیست.
آیا در مکان نمازگزار و لباس او و نیز محلی که جنازه در آن قرار داده شده، مباح بودن (غصبی نبودن) شرط است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
فاصله میان امام یا فردی که فرادا بر میت نماز میگزارد با جنازه عرفاً زیاد نباشد؛ بلکه مستحب است کم باشد؛ در حدی که اگر باد بوزد، جامه (ردای) نمازگزار به جنازه اصابت کند.
همچنین جایگاه نمازگزار و محل جنازه نباید از نظر سطح با یکدیگر اختلاف زیاد داشته باشند.
میان نمازگزار و جنازه نباید حایلی همچون پرده یا دیوار باشد. بودن جنازه درون تابوت و مانند آن اشکال ندارد و تابوت حایل به شمار نمیرود.
موالات میان تکبیرها و دعاها به گونهای که نماز به هم نخورد، شرط است.
گزاردن نماز باید بعد از غسل، کفن و حنوط باشد.
اذن از ولی میت برای نماز بر میت شرط است.
شرط بودن دیگر امور معتبر در نمازه حتی اوصاف لباس از قبیل حریر نبودن لباس و سایر موانع همچون سخن گفتن خندیدن روی گرداندن از قبله جز آنچه به دلیل خاص استثنا شده است.
محل اختلاف میباشد. برخی احتیاط را در رعایت آنها دانستهاند.
بر فاقد کفن پس از گذاشتن در قبر و پوشاندن عورتش با خاک نماز گزارده میشود.
برخی گفتهاند: در صورت امکان پوشاندن عورت میت با سایر نماز قبل از نهادن او در قبر خوانده میشود
نماز بر چند جنازه
در گزاردن یک نماز بر دو میت یکی زن و دیگری مرد مستحب است میت مرد رو به روی امام نزدیک وی و میت زن پشت او از سمت قبله قرار گیرد؛ به گونهای که سینه او محاذی وسط جنازه مرد واقع شود.
و اگر علاوه بر زن و مرد، پسر بچه هم مرده باشد، پسربچه پشت جنازه زن گذاشته میشود. در صورتی که نماز گزاردن بر او واجب نباشد (کمتر از شش سال داشته باشد)؛ اما اگر نماز گزاردن بر او واجب باشد، بر زن مقدم (زن پشت او گذاشته) میشود.
اگر بخواهند بر چند جنازه یک نماز بگزارند. جنازهها را به دو گونه میتوانند جلوی امام ساماندهی کنند: نخست آنکه همه جنازهها پشت سر هم جلو امام گذاشته شوند که حاصل آن پیدایی صفهای متعدد از جنازهها است و در هر صفی تنها یک میت قرار دارد. دوم آنکه همه در یک صف به صورت پلکانی قرار داده شوند؛ بدین گونه که سر هر یک نزد باسن دیگری گذاشته شود و امام در وسط صف میایستد. اگر جنازهها بعضی زن و بعضی مرد باشند ابتدا جنازه مردان و سپس جنازه زنان در ادامه صف به گونه یاد شده قرار داده میشوند.
• امور ذیل از آداب و مستحبات نماز میت شمرده شده است:
۱. با طهارت بودن
۲. و نیز پا برهنه بودن بنابر قول جمعی
۳. برخی خف را استثنا کرده و گفتهاند: از پا در آوردن خف مستحب نیست.
۴. بالا بردن دستها هنگام تکبیر نخست مستحب است، لیکن نسبت به بقیه تکبیرات مسئله اختلافی است. مشهور استحباب آن است.
جمعی از قدما قائل به عدم استحباب آن شدهاند:
بلکه این قول به اکثر؛
بلکه مشهور
نسبت داده شده است. مشهور میان متاخران قول نخست است.
۵. خواندن نماز فرادا بر میت جایز است، هر چند نمازگزار یک نفر و حتی زن باشد؛ لیکن مستحب است به جماعت خوانده شود.
۶. مستحب است امام در نماز بر میت مرد، محاذی وسط جنازه و بر میت زن محاذی سینه او بایستد.
۷. جهر به تکبیرها و دعاها برای امام مستحب است:
هر چند برخی در دعا اخفات را مستحب دانستهاند.
۸. مستحب است امام نزدیک جنازه بایستد؛ به گونهای که با وزیدن باد جامه اش به جنازه برسد؛
۹. چنان که مستحب است پس از اتمام نماز در جای خود بایستد تا جنازه را از زمین بردارند.
برخی استحباب یاد شده را شامل هر نمازگزار دانستهاند؛ خواه امام باشد یا غیر امام.
۱۰. بسیار دعا کردن برای میت و دیگر مؤمنان
۱۱. گفتن سه بار «الصلاة» قبل از آغاز نماز بنابر قولی و ایستادن ماموم حتی اگر یک نفر باشد پشت سر امام
از دیگر مستحبات نماز میت است.
۱. خواندن نماز میت در هر زمان حتی اوقاتی که خواندن نماز نافله در آنها مکروه است ـ جایز میباشد، مگر آنکه مزاحم نماز فریضه باشد به گونهای که با خواندن نماز میت. خوف فوت فریضه باشد.
۲. مستحب است نماز میت در جاهایی اقامه شود که اقامه آن در آن مکانها متعارف است و خواندن آن در مساجد، جز در مکه، بنابر قول مشهور مکروه است.
• بنا بر قول منسوب به مشهور دو بار نماز گزاردن بر یک میت مکروه است.
۲. بر این قول ادعای اجماع شده است.
۳. از برخی قدما عدم کراهت آن نقل شده است.
۴. برخی تکرار را در صورت اقامه نماز نخست به جماعت مکروه دانستهاند.
۵. بعضی گفتهاند: تکرار توسط کسی که نماز گزارده مکروه است؛ امام باشد یا غیر امام؛ لیکن برای دیگری کراهت ندارد.
۶. برخی نیز در فرض یاد شده تکرار را برای امام با مامومان جدید مکروه ندانستهاند. (۹۵)
۷. از برخی کراهت تکرار در صورت منافات داشتن با تعجیل در دفن نقل شده است.
۸. برخی نیز کراهت را به صورت خوف فساد و متعفن شدن جنازه اختصاص دادهاند؛ بنابر این تکرار تا قبل از آن مکروه نیست.
۹. به تصریح برخی در صورتی که میت اهل فضل و شرافت اخروی باشد همچون عالمان دین تکرار مکروه نیست.
در حال اختیار، نماز میت باید قبل از دفن خوانده شود؛ لیکن چنانچه به سبب عذری یا از روی عمد، میت قبل از نماز دفن شود یا بعد از خواندن نماز و دفن میت بطلان نماز معلوم گردد واجب است بر میت در قبر نماز گزارده شود. (۹۹) برخی در فروض یاد شده وجوب نماز را ساقط هر چند خواندن آن را جایز دانستهاند.
• مدت جواز نماز بر میت در قبر
اینکه تا چه زمان پس از دفن میتوان بر میت در قبر نماز خواند دیدگاهها متفاوت است. اکثر تا یک شبانه روز را جایز دانستهاند.
برخی تا سه شبانه روز گفتهاند.
از برخی قدما نقل شده تا زمانی که میت متلاشی نشده باشد خواندن نماز بر میت در قبر جایز است.
برخی نیز نماز بر میت در قبر را محدود به زمانی خاص ندانستهاند.
نبش قبر برای بیرون آوردن جنازه و خواندن نماز بر آن جایز نیست.
• نماز بر میت پس از نماز قبلی
در جواز نماز خواندن بر میت در قبر در فرضی که قبل از دفن بر او نماز گزارده شده باشد اختلاف است. مشهور حکم به جواز کردهاند.
احکام دیگری برای نماز میت ذکر شده است:
کسی که نماز جماعت بر میت را از آغاز درک نکرده، میتواند از هر جا که ملحق شده اقتدا کند و تکبیرها و دعای بین آنها را آن گونه که وظیفه اش میباشد بگوید، مانند اینکه پس از تکبیر اول شهادتین بگوید و پس از اتمام جماعت باقی مانده تکبیرات را بگوید. در اینکه تکبیرات باقی مانده را پی در پی بگوید بدون دعا و یا همراه با دعا در اثنای آنها در صورت امکان، مسئله اختلافی است.
مشهور قول نخست است.
چنانچه در اثنای نماز بر میتی جنازهای دیگر بیاورند، به قول مشهور میتوان نماز را قطع کرد و بر هر دو یک نماز خواند؛ چنان که میتوان نماز را به اتمام رسانید و بر جنازه دوم نمازی دیگر خواند و افضل همین است.
به تصریح برخی قطع نماز میت در حال اختیار جایز است.
بنابر قول برخی عدول از امامی به امامی دیگر و نیز از فرادا به جماعت در اثنای نماز جایز است.
چنانچه در نماز بر میت قبل از امام تکبیر بگوید در صورتی که تکبیر اول باشد میتواند نیت فرادا نماید یا صبر کند امام تکبیر بگوید و دعا را با امام بخواند.
در صورت دوم، آیا اعاده تکبیر با امام مستحب است یا واجب و یا اعاده جایز نیست؟ مسئله محل اختلاف است.
چنانچه نماز گزار در تعداد تکبیرها شک کند، به تصریح برخی بنا را بر اقل میگذارد و اگر بعد از تکبیر دوم یا سوم در حال اشتغال به دعا، در تکبیر آن شک کند بنا را بر گفتن میگذارد؛ هر چند اولی دوباره گفتن آن از باب احتیاط است.
در صورت تعدد اموات میتوان بر هر کدام جداگانه یا بر همه یک نماز خواند. در صورت دوم پس از تکبیر چهارم ضمیرهای دعا تثنیه یا جمع آورده میشود.
• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهمالسّلام)، ج۹، ص۱۸۰-۱۹۴.