• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نوه‌

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: نوه


نوه فرزندِ فرزند را می‌گویند و فرقی ندارد که پسر باشد یا دختر و از احکام مرتبط با آن در برخی ابواب فقه بحث شده است.



نَوه: فرزندزاده و فرزندان وی می‌باشند.
مقصود از نوه، فرزندِ فرزند؛ اعم از دختر و پسر و فرزندِ فرزندِ فرزند است؛ هرچه پایین رود.


از آن به مناسبت در باب‌های صلات، تجارت، نکاح، وقف، وصیت، ارث و حدود سخن گفته‌اند.

۲.۱ - محرمیّت بر نوه

فرزندان و فرزندان فرزند انسان؛ اعم از دختر و پسر، هرچه پایین روند، از محارم به شمار می‌روند و احکام محرمیت بر آنان بار می‌شود.
(ببینید: مَحرَم)


۲.۲ - نفقه بر نوه

نفقه نوه با فقدان پدر یا عدم تمکن مالی وی، بر عهده جد پدری است و در صورت نبودن جد پدری یا ناتوانی مالی او، بر پدر جد و در صورت نبود یا عدم تمکن مالی وی بر پدر پدر جد؛ هرچه بالا رود، واجب خواهد بود و با نبود هیچ یک از پدران یا ناتوانی آنان، بر عهده مادر او می‌باشد و با فقدان مادر یا ناتوانی او از پرداخت نفقه، بر عهده جد و جده مادری به طور یکسان خواهد بود و در صورت نبود یا ناتوانی آن دو، بر عهده پدر و مادر جد و جده مادری و همین گونه، هرچه بالا رود، با رعایت الاقرب فالاقرب خواهد بود.
بنابر این، چنانچه نوه دارای مادر بزرگ مادری و پدر پدر بزرگ مادری باشد، نفقه او بر عهده مادربزرگ خواهد بود که نزدیک تر است و در صورت یکسان بودن از جهت نزدیکی، نفقه بر عهده هر دو می‌باشد؛ هرچند یکی جد باشد و دیگری جده.

۲.۳ - ولایت بر نوه

جد پدری، همچون پدر، بر نوه نابالغ، بالغ غیر رشید و دیوانه ولایت دارد و هر تصرفی که برای پدر به جهت ولایت ثابت است، برای جد پدری نیز ثابت خواهد بود.
(ببینید: پدر)

جده پدری و نیز جد و جده مادری بر نوه ولایت ندارند.
(ببینید: جدّ)


۲.۴ - ارث بر نوه

۱. نوه؛ اعم از پسری و دختری، هر چه پایین تر رود، در طبقه اول ارث قرار دارد؛ لیکن رتبه‌اش بعد از فرزند می‌باشد؛ یعنی تا زمانی که میت فرزند پسر یا دختر داشته باشد، نوبت به نوه نمی‌رسد.
۲. بنابر مشهور، با وجود تنها پدر و مادر میت، نوه‌های او؛ اعم از پسری و دختری از وی ارث می‌برند.

۳. برخی قدما گفته‌اند
: با وجود پدر و مادر میت، نوه میت، ارث نمی‌برد.
۴. بنابر قول مشهور، نوه در چگونگی ارث بردن از میت، به منزله فرزندان میت است. بنابر این، نوه پسری میت، همانند پسر میت از او ارث می‌برد؛ خواه نوه پسری، دختر باشد یا پسر.
۵. نوه دختری نیز همانند دختر میت ارث می‌برد؛ از این رو، هرچند دختر باشد از ترکه میت دوسوم، و نوه دختری هرچند پسر باشد یک سوم ارث می‌برد.
۶. همچنین بنابر قول مشهور، تقسیم ارث میان نوه‌های دختری و پسری، بر اساس قانون دو برابر بودن ارث پسر نسبت به دختر خواهد بود.

۲.۵ - وقف بر نوه

چنانچه عنوان وقف، وقف بر اولاد باشد و قرینه‌ای بر تعمیم و شمول آن نسبت به نوادگان وجود نداشته باشد،
بنابر قول مشهور، موقوف علیهم تنها اولاد صلبی واقف خواهند بود و نوادگان را شامل نمی‌شود.
برخی وقف بر اولاد را شامل نوادگان واقف نیز دانسته‌اند.
عنوان وقف بر اولادِ اولاد، هم دختران را دربر می‌گیرد و هم پسران را، مگر آنکه قرینه‌ای عرفی و مانند آن آن را به پسران محدود کند؛ چنان که وقف بر اولاد و اولاد اولاد، تنها شامل دو بطن نخست می‌شود و بطون بعدی را در بر نمی‌گیرد، مگر آنکه قرینه‌ای بر اراده آن وجود داشته باشد.
در وقف بر فرزندان و فرزندان فرزندان، پسر و دختر به طور مساوی در عواید موقوفه سهیم هستند.



۱. اگر کسی برای اهل بیتش به مالی وصیت کند، در صورت عدم وجود قرینه بر اراده معنایی خاص از عنوان اهل بیت، نوه‌ها نیز مشمول آن خواهند بود.
[۲۲] آل عصفور بحرانی، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۳، ص۴۱۴ - ۴۱۵.

۲. قضای نمازهای جد بر نوه واجب نیست، گرچه هنگام مرگ جد، از همه بزرگتر باشد، مگر آنکه جد فاقد فرزند باشد که در این صورت، به گفته برخی قضای نماز جد توسط نوه مطابق با احتیاط است.
۳. نوه با نبود زوج، پدر، مادر و فرزندان میت، ولی میت به شمار می‌رود و بر دیگران، همچون جد، جده، برادر و دیگر بستگان میت مقدم است.
۴. به بردگی گرفتن نوه جایز و صحیح نیست و درصورت تملک وی به طور قهری آزاد می‌شود؛ بنابر این، انتقال نوه به ملک انسان از راه خرید و غیر آن، موجب آزادی او می‌شود.
۵. اگر جد پدری نوه خود را بکشد، همچون پدر قصاص نمی‌شود؛
۶. چنان که در سرقت پدر بزرگ از نوه، همانند پدر، حد قطع دست بر سارق اجرا نمی‌گردد.
۷. آیا میان جد و نوه، همچون پدر و فرزند، ربا جایز است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
برخی ربا را میان جد و نوه حرام دانسته‌اند.
[۳۵] شهید ثانی، حاشیة شرائع الاسلام، ص۳۶۳.

در مقابل، برخی دیگر، ربا میان آن دو را همچون پدر و فرزند، جایز دانسته‌اند.

۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۹، ص۲۳۸.    
۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۹، ص۲۴۱.    
۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۱، ص۳۸۰-۳۸۱.    
۴. شیخ مفید، المقنعة، ص۶۸۸.    
۵. شیخ طوسی، المبسوط، ج۴، ص۷۶.    
۶. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۳۶۸.    
۷. دیلمی، حمزة بن عبدالعزیز، المراسم العلویة، ص۲۲۹.    
۸. ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، ج۲، ص۱۲۹ - ۱۳۰.    
۹. ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۳۸۷.    
۱۰. علامه حلی، ارشاد الاذهان، ج۲، ص۱۱۹.    
۱۱. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۲، ص۳۶۶.    
۱۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۹، ص۱۱۷.    
۱۳. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۶۹.    
۱۴. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۳، ص۱۲۴ - ۱۲۵.    
۱۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۹، ص۱۲۶.    
۱۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۲۲، ص۲۴۸.    
۱۷. شیخ مفید، المقنعة، ص۶۵۳.    
۱۸. ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، ج۲، ص۸۹.    
۱۹. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۳، ص۱۵۷.    
۲۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۸، ص۱۰۷.    
۲۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۸، ص۱۰۵.    
۲۲. آل عصفور بحرانی، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۳، ص۴۱۴ - ۴۱۵.
۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۸، ص۳۸۵.    
۲۴. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۰۲ - ۱۰۳.    
۲۵. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۱۶، ص۲۷۹ – ۲۸۰.    
۲۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۰ –۱۲.    
۲۷. المالک یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۲۹    .
۲۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۴، ص۱۴۱.    
۲۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۷۰.    
۳۰. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۴، ص۴۸۷.    
۳۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۴۸۷ – ۴۸۸.    
۳۲. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱۰، ص۲۰۹.    
۳۳. فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، التنقیح الرائع، ج۲، ص۹۵.    
۳۴. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۴، ص۲۸۰.    
۳۵. شهید ثانی، حاشیة شرائع الاسلام، ص۳۶۳.
۳۶. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۳، ص۲۹۹.    
۳۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۳، ص۳۸۰.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۲۴۹-۲۵۲.


رده‌های این صفحه : ارث | اصطلاحات فقهی | تجارت | حدود | صلات | نکاح | وصیت | وقف




جعبه ابزار