هجرت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



هجرت_ که از آن به مهاجرت نیز تعبیر شده_ به معنای جدایی است.

فهرست مندرجات

۱ - منظور از هجرت
۲ - اهمیّت هجرت
۳ - جایگاه هجرت در متون دینی
       ۳.۱ - هجرت یک دستور سازنده اسلامی
       ۳.۲ - هجرت حرکت ثمربخش
       ۳.۳ - هجرت مبدأ تاریخ
              ۳.۳.۱ - تعیین‌کننده مبدأ تاریخ مسلمانان
۴ - اقسام هجرت
       ۴.۱ - هجرت مکانی و ظاهری
       ۴.۲ - هجرت باطنی و معنوی
۵ - انواع هجرت
       ۵.۱ - برای فراگیری دانش
       ۵.۲ - برای حفظ دین
       ۵.۳ - از دست ظلم
       ۵.۴ - از گناه
       ۵.۵ - به سوی خدا
۶ - اهداف هجرت
۷ - آثار هجرت در راه خدا
       ۷.۱ - امنیت
       ۷.۲ - بخشودگی گناهان
       ۷.۳ - رهائی از شرک
۸ - اوصاف مهاجران
       ۸.۱ - ایمان و اخلاص
              ۸.۱.۱ - اخلاص در راه خدا
              ۸.۱.۲ - دنبال خشنودی الهی رفتن
              ۸.۱.۳ - حفظ ایمان
       ۸.۲ - پاکیزگی و طهارت درونی
       ۸.۳ - هجرت کردن از گناه
       ۸.۴ - هجرت کردن از تمایلات نفسانی
       ۸.۵ - امام ‌شناسی و ولایت مداری
       ۸.۶ - انتخاب مکان مناسب
       ۸.۷ - صبر و بردباری
       ۸.۸ - توکل و امیدواری
       ۸.۹ - صداقت در عمل
۹ - مهاجران نمونه
       ۹.۱ - حضرت ابراهیم
              ۹.۱.۱ - پاداش هجرت حضرت ابراهیم
       ۹.۲ - حضرت موسی
              ۹.۲.۱ - پاداش هجرت حضرت موسی
       ۹.۳ - پیامبر اکرم
              ۹.۳.۱ - آثار هجرت پیامبر اکرم
۱۰ - هجرت مسلمانان
       ۱۰.۱ - هجرت محدود
       ۱۰.۲ - ره‌آورد هجرت اوّل
       ۱۰.۳ - هجرت گروهی
۱۱ - پاداش مهاجران
       ۱۱.۱ - جایگاه دنیوی و پاداش اخروی
       ۱۱.۲ - امنیت گسترده
       ۱۱.۳ - بهشت جاودان و بخشش گناهان
       ۱۱.۴ - روزی شایسته
       ۱۱.۵ - بالاترین درجه نزد خداوند و رستگاری ابدی
۱۲ - پاداش مرگ در موقع هجرت
۱۳ - پی‌آمد ترک هجرت
۱۴ - پانویس
۱۵ - منابع

منظور از هجرت



"هجرت" از مادّۀ "هجر" به معنای ترک و جدایی است، مهاجرت در اصل به معنای بریدن از دیگری و ترک وی است.
مهاجرت گاهی با
بدنبدن به معنای اندام و تن انسان یا حیوان می باشد که در باب هاى طهارت، صلاة، حج، تجارت، نکاح، صید و ذباحه و حدود از آن سخن رفته است
: «...وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ...»«در بستر از آنها دوری نمائید».
یا با
زبانزبان، عضوی از اعضای بدن انسان است که قدرت حرف زدن را به او می دهد
و
قلباستفاده از «اصل» و «علت» موجود در یک قیاس برای اثبات حکمی مخالف حکم اصل را قلب گویند
: «إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا »«قوم من قرآن را رها کردند».
و گاهی بریدن از غیر با هر سه (بدن، زبان، قلب) است: «وَ اصْبِرْ عَلَی مَا یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا »«و در برابر آنچه (دشمنان) می‌گویند شکیبا باش و به طرزی شایسته از آنان دوری گزین!»؛ «...وَ الَّذِینَ هَاجَرُواْ...»«...و کسانی که هجرت کردند...».
یعنی کسانی که از بلاد
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
به بلاد هجرت کردند.
که به همه اینها هجرت می‌گویند.

اهمیّت هجرت



مسأله هجرت یکی از مهمترین مسائلی است که در آغاز
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
، اساسی‌ترین نقش را در پیروزی
حکومت اسلامیحکومت اسلامی، حکومتی است که علاوه برآنکه همه‌ی قوانین و مقررات اجرایی آن برگرفته از احکام اسلام است ، مجریان آن نیز مستقیماً از طرف خدا منصوبند یا به اذن خاص یا عام معصوممنصوب شده‌اند
ایفا کرد و در همه زمانها از اهمیّت فوق‌ العاده‌ای برخوردار است که از یک سو را از
تسلیمتسلیم، به معنای سلام کردن در نماز است
در برابر فشار و خفقان محیط باز می‌دارد و از سوی دیگر عامل صدور اسلام به نقاط مختلف جهان می‌شود.

جایگاه هجرت در متون دینی



«هجرت» در زندگی
بشرموجود قائم بر دو پا که در اصطلاح آدم و بشر اطلاق می‌‌شود را انسان گویند
و پیشرفت
علوممنظور از علوم در این نوشته، دانش‌های بشری است که همواره مورد توجه اکید دین اسلام نیز بوده است
و بوجود آمدن تمدنها نقش تعیین کننده‏ای داشته و دارد؛
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
به عنوان آخرین در ابعاد مختلف مسئله هجرت را مطرح کرده و بر آن پای فشرده است.

← هجرت یک دستور سازنده اسلامی


قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
در بیش از ۱۴
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
به زبانهای مختلف دستور به هجرت داده است.
گاهی با زبان ملامت، می‏گوید «مگر سرزمین
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
گسترده نبود، چرا دست به هجرت نزدید؟».
گاهی پاداش عظیم آن را گوشزد می‏نماید و می‏فرماید: «اَلَّذینَ امَنوُا وَهاجَرُوا وَجاهَدُوا فی سَبیلِ اللّه‏ِ بِاَمْوالِهِمْ وَاَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه‏ِ وَاوُلئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ»؛ «آنان که آوردند و هجرت کردند و با اموال و جانهای خود در راه خدا
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
کردند درجه بزرگتری نزد خدا دارند و آنها
رستگارندرستگاری همان سعادت واقعی و اخروی هست که در دین اسلام که به عنوان کاملترین و جامع‏ترین دین الهی است به این موضوع پرداخته است


← هجرت حرکت ثمربخش


کسی که در هجرت کند، نقاط امن فراوان گسترده‏ای در زمین می‏یابد. «وَمَنْ یُهاجِرْ فی سَبیلِ اللّه‏ِ یَجِدُ فِی الاَْرْضِ مُراغَما کَثیرا وَسَعَةً...»؛ «آن که در راه خدا هجرت کند، موضعهای بسیار وسیعی در زمین می‏یابد.»

← هجرت مبدأ تاریخ


هجرت مبدأ
تاریخزمان وقوع یک پدیده را، تاریخ گویند
مسلمانان و زیر بنای حوادث سیاسی، تبلیغی و اجتماعی آنان است.
هر قوم و ملّتی برای خود مبدأ تاریخی دارند؛ مثلاً، مسیحیان مبدأ تاریخ خود را میلاد علیه‏السلام قرار داده‏اند و در
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
با این که حوادث مهمّی مانند ولادت پیغمبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله،
بعثتبعثت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهم‌ترین فراز از تاریخ اسلام است که به عنوان حادثه‌ای بس بزرگ و عظیم نقش مهم و تأثیرگذاری در سرنوشت انسان‌ها داشته است
،
فتح مکه‌فتح مکه، یکی از بزرگترین وقایع صدر اسلام یعنی فتح شهر مکه به دست مسلمانان و به فرماندهی پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در سال هشتم هجری قمری در واکنش نقض صلح حدیبیه از طرف مشرکان بود
و رحلت پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بوده، هیچ کدام انتخاب نشد و تنها زمان
هجرت پیامبررسول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در سال چهارم بعثت دعوت توحیدی خود را علنی کرد، در نتیجه مشرکان متعصب قریش به مقابله برخواستند و با به اوج رساندن شکنجه‌ها شهر مکه به محیطی پر خفقان و مرگ بار مبدل گشت
اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به عنوان مبدا تاریخ انتخاب شد و تمام حوادث را با سال هجری تعیین می‏کردند.

←← تعیین‎‌کننده مبدأ تاریخ مسلمانان


طبرینام وی محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب است
و یعقوبی نظرشان این است که در زمان خلیفه دوم که اسلام توسعه یافته بود، به فکر تعیین مبدأ تاریخی که جنبه عمومی و همگانی داشته باشد، افتادند و پس از گفتگوی فراوان نظر علیه‏السلام را دائر بر انتخاب هجرت به عنوان تاریخ پذیرفتند.
[۱۸] ابن واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبی، مرکز انتشارات علمی، ۱۳۶۲، ترجمه دکتر ابراهیم آیتی، ج۲، ص۲۹.
[۱۹] ابن جریر طبری؛ تاریخ طبری، بیروت، دارالکتب العلمیّه، چاپ سوم۱۴۰۸، ج۲، ص۳.
[۲۰] ابن جریر طبری؛ تاریخ طبری، بیروت، دارالکتب العلمیّه، چاپ سوم۱۴۰۸، ج۲، ص۵۱۶.


اقسام هجرت




← هجرت مکانی و ظاهری


«الَّذِینَ آمَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»«آنها که ایمان آوردند و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
نمودند، مقامشان نزد
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
برتر است و آنها پیروز و رستگارند ».
سخن (ع) که فرمودند: «...إّنی مُهَاجِرٌ إِلَی رَبِّی...»«...من بسوی پروردگارم هجرت می‌کنم...».
ناظر به همین گونه از هجرت است، دوری از وطن و رفتن به سرزمین غربت برای این بود که کسی مانع یکتا پرستی حضرت ابراهیم (ع) نشود.
[۲۳] طباطبائی، محمد حسین؛ المیزان، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج۱۶، ص۱۸۰.


← هجرت باطنی و معنوی


هجرت از «ظلمت» به «
نورنور در متون دینی بر مصادیق گوناگونی اطلاق شده است این مصادیق طیفی از موجودات را شامل می‏شود که یک طرف آن نور حسی و طرف دیگر آن ذات خداوندی است در میان این دو عقل، علم، ایمان، پیامبر، امام هدایت و
» و از «کفر» به «ایمان» و از «
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
و نافرمانی» به «
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
و فرمانبری» از مصادیق چنین هجرتی است که پیام اصیل و فراگیر
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
و کتابهای آسمانی همین است.
[۲۴] جوادی آملی، عبدالله؛ تسنیم مرکز نشر اسراء، قم، ۱۳۸۵ ش، چاپ اوّل، ج۱۱، ص۴۱.

در می‌خوانیم مهاجرانی که جسمشان هجرت کرده امّا در درون
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
خود، هجرتی نداشته‌اند در صف مهاجران نیستند.
(ع) می‌فرمایند: «یَقُولُ الرَجُلُ هاجَرْتُ و لم یُهاجِرْ إنّما المُهاجِرونَ الّذین یَهْجُرونَ السَیّئاتِ و لَمْ یَاْتُوابها »«بعضی‌ها می‌گویند مهاجرت کرده‌ایم در حالی که مهاجرت واقعی نکرده‌اند، مهاجران واقعی آنهایی هستند که از هجرت می‌کنند و مرتکب آن نمی‌شوند.»
همچنین
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
: «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ »«از پلیدی دوری کن»، ناظر به همین هجرت است.

انواع هجرت




← برای فراگیری دانش


قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
می‏فرماید: «وَما کانَ الْمُؤمِنُون لِیَنْفِرُوا کافَّةً فَلَوْلا نَفَر مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فی الدّین...»؛ «شایسته نیست همگی (به سوی میدان
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان طایفه‏ای کوچ (و هجرت) نمی‏کند تا در معارف و ) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟»
در به دستور داده‏اند که برای فراگیری
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
اگر لازم باشد تا نقطه‏های دور دست همچون چین و کنند.
صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصّینِ؛ علم کسب کنید اگر چه در چین باشد.»
در این هجرت خداپسندانه هزاران
ملکملک، به فتح میم و لام به معنای فرشته می‌باشد
طالب علم را مشایعت می‏کنند، چنان که
پیامبر اسلامپیامبر اسلام حضرت محمد بن عبد اللّه صلّى‌اللّه‌علیه‌وآله می‌باشد و از وجود مبارک آن حضرت در بابهاى طهارت، صلاة، صوم، حج، نکاح وحدود سخن رفته است
صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ یَطْلُبُ عِلْما شَیّعَهُ سَبْعُونَ اَلْفَ مَلَکٍ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ؛ کسی که از خانه‏اش برای
کسب علمیکی از گرایش‌های فطری انسان حقیقت جویی است و یکی از توانائی‌های انسان قدرت شناخت واقعیات است
خارج می‏شود، هفتاد هزار ملک او را بدرقه می‏کنند و برای او
استغفاردرخواست آمرزش از خداوند را اِستغفار گویند
می‏نمایند.»

← برای حفظ دین


پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «مَنْ فَرَّ بِدینِهِ مِنْ اَرْضٍ اِلیَ اَرْضٍ وَاِنْ کانَ شِبْرا مِنَ الاَْرْضِ اِسْتَوْجَبَ الْجَنَّةَ
[۳۶] مجموعه ورّام، ج۱، ص۳۶.
[۳۷] بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۳، ج۱۹، ص۳۱.
؛ کسی که برای حفظ و آئین خود از سرزمینی به سرزمین دیگر هجرت کند، استحقاق
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
می‏یابد.»

← از دست ظلم


قرآن می‏فرماید: «وَالَّذینَ هاجَرُوا فِی اللّه‏ِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّءَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً»؛ آنها که مورد ستم واقع شدند، و به دنبال آن در مهاجرت اختیار کردند، جایگاه پاکیزه‏ای در دنیا به آنها خواهیم داد.»

← از گناه


اصولاً روح هجرت مقدس همان فرار از «ظلمت» به «
نورنور در متون دینی بر مصادیق گوناگونی اطلاق شده است این مصادیق طیفی از موجودات را شامل می‏شود که یک طرف آن نور حسی و طرف دیگر آن ذات خداوندی است در میان این دو عقل، علم، ایمان، پیامبر، امام هدایت و
» و از
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
به ، از
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
و نافرمانی به
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
خدا است، و لذا در می‏خوانیم، مهاجرانی که جسمشان هجرت کرده اما در درون و
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
خود هجرتی نداشته‏اند، در صف مهاجران نیستند، و به عکس آنها که نیازی به هجرت مکانی نداشته‏اند، اما دست به هجرت درونی زده‏اند، در زمره مهاجرانند.
علی علیه‏السلام می‏فرمایند: «وَیَقُولُ الرَّجُلُ هاجَرْتُ وَلَمْ یُهاجِرْ اِنَّمَا الْمُهاجِرُونَ الَّذینَ یَهْجُرُونَ السَّیِّئاتِ وَلَمْ یَأْتُوا بِها
[۳۹] شیخ عباس قمی، سفینة البحار، مکتبة السنائی، مادّه هجر.
؛ کسی می‏گوید مهاجرت کردم در حالی که مهاجرت واقعی نکرده است، مهاجران (واقعی) آنها هستند که از هجرت کنند و مرتکب آن نشوند.»

← به سوی خدا


در از زبان علیه‏السلام (و بنا بر قولی از زبان علیه‏السلام )
[۴۰] تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۲۳۹.
می‏خوانیم: «وَقالَ اِنّی مُهاجرٌ اِلی رَبّی اِنّهُ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ؛ و (ابراهیم )گفت: من به سوی پروردگارم هجرت می‏کنم که او عزیز و
حکیمحکمت رسیدن به حق با عقل و علم را گویند و حکیم نیز به شخصی که کار را بر اساس عقل و علم و در مسیر حق انجام می‌دهد، اطلاق می‌شود
است.»

اهداف هجرت



از انواع هجرت، اهداف هجرت هم به دست می‏آید.
گاهی هجرت برای کسب دانش و
علوممنظور از علوم در این نوشته، دانش‌های بشری است که همواره مورد توجه اکید دین اسلام نیز بوده است
است (یَطْلُبُ عِلْما)، گاهی به هدف
حفظ دینحفظ دین به یکی از امور مورد اهتمام شرع و ملاک برای تشریع برخی احکام اطلاق می‌شود
(مَنْ فَرَّ بِدینِه مِن اَرضٍ...) و گاهی برای فرار از
ظلمظلم یکی از رذایل اخلاقی و مذموم است
و (هاجَرُوا... من بعد ما ظُلموا) و گاهی برای رسیدن به (مُهاجِرٌ اِلی رَبّی) و زمانی برای فرار از
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
است (یَهْجُرُونَ السَّیِّئاتِ)و همه اهداف گذشته یا به نیّت خدا و (فی سَبیلِ اللّه‏) است یا برای غیر خدا.

آثار هجرت در راه خدا




← امنیت


«وَ مَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی الأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَ سَعَةً...»«کسی که در راه خدا هجرت کند جاهای امنِ فراوان و گسترده‌ای در
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
می‌یابد...».
طبق این آیه
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
با صراحت دستور می‌دهد که اگر در محیطی بخاطر عواملی نتوانستید آنچه وظیفه دارید انجام دهید به محیط و منطقه امن دیگری مهاجرت کنید.

← بخشودگی گناهان


«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَ الَّذِینَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أُوْلَـئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ »«کسانی که ایمان آورده‌اند و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
نموده‌اند، آنها امید به
رحمتمقابل غضب را رحمت گویند
دارند و آمرزنده و مهربان است ».
بر پایه این آیه و مجاهدان همگی به رحمت الهی امید دارند البته مؤمنان اهل هجرت و جهاد در ، در مرتبه والا از رجای واثق و رحمت خاص برخوردارند.
[۴۵] تسنیم، ج۱۱، ص۴۱.


← رهائی از شرک


رهائی از محیط
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
آلود و
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
آمیز:
«إذْ أَوَی الْفِتْیَةُ إِلَی الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا »«زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن و راه نجاتی برای ما فراهم ساز.»

اوصاف مهاجران



در
تاریخزمان وقوع یک پدیده را، تاریخ گویند
بشریت، کسانی بیشترین نقش سازنده را داشته‏اند که حرکت و هجرت کرده‏اند.
هجرت علیه ‏السلام تاریخ بشر را، هجرت علیه‏ السلام تاریخ
یهودیتیهودیت یکی از ادیان ابراهیمی است که پیامبر آن ها حضرت موسی(ع) می باشد
را و هجرت علیه ‏السلام سرنوشت
مسیحیتآیین مسیحیت یک آیین یکتاپرستانه است که بر آموزه‌ها و سخنان عیسی ناصری (مسیح) استوار گشته‌است
را رقم زد و هجرت صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله سرآغاز فصل نوینی برای بشریت شد و هجرت علیه‏ السلام از
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
به
کوفهکوفه ؛ از شهرهای جنوب کشور عراق فعلی، در ۱۰ کیلومتری شمال شرق نجف و دومین شهری است که به دست مسلمانان بنا شده است
و هجرت علیهماالسلام از مدینه به
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
و از آنجا به
کربلاسرزمین کربلا در کرانه غربی رودفرات و در کناره ی دشت، در وسط منطقه رسوبی معروف به سرزمین سواد واقع است
، موجی شد که تمام حرکتها و موجها و هجرت گذشتگان در او جمع آمد و همین طور
ائمهأئمه پیشوایان معصوم -علیهم السلام- شیعیان می باشند
دیگر.
اوصاف مهاجران شایسته و راستین عبارت هست.

← ایمان و اخلاص


«
نیت«نیت» عنصری است که در زمینه و مسائل متعدد مباحث علمی و اسلامی مطرح می‌شود
» اساس خوبیها و بدیها است.
انگیزه انسان برای انجام افعال اختیاری، گوناگون است؛ بعضی از انگیزه‏ها برای تأمین نیازمندیهای مادی و غرایز حیوانی است، و بعضی از آنها برای ارضای عواطف اجتماعی و گاه انگیزه کارها و اقدامات انسان،
رضایت خداوندرضایت و خشنودی خداوند به عنوان صفتی از اوصاف الهی بر شمرده شده، درباره رضایت و غضب خداوند نظرات مختلفی وجود دارد و در علم کلام مباحث بسیاری را به خود اختصاص داده است، برخی آن را به معنای عقاب و ثواب می‌دانند و برخی آن را به معنای اراده بر ثواب و عقاب می‌دانند برخی ثواب و عقاب را فعل و رضایت و سخط را حالتی نفسانی غیر از فعل می‌دانند
و خشنودی او است.
اولین ویژگی مهاجران راستین،
اخلاصاخلاص پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل تنها برای خدا می باشد
و انگیزه الهی است که از آنها سرچشمه می‏گیرد.
بعضی آیات و روایات را در این زمینه عبارتند از:

←← اخلاص در راه خدا


در چند
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
از
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
قید «فی سبیل اللّه‏؛ در » برای هجرت مهاجران ذکر شده است؛ مانند «هاجَروا وَجاهَدوُا فی سَبیلِ اللّه‏»؛«در راه خدا هجرت و
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
کردند.»
و «مَن یُهاجِر فی سَبیلِ اللّه‏ یَجِدْ فی الارضِ مُراغَما»؛ «کسی که در راه خدا هجرت کند، در زمین جاهای امن... می‏یابد.»
و مانند «وَالذینَ امَنوُا وَهاجَروُا... فی سَبیلِ اللّه‏»؛ «کسانی که آوردند و هجرت کردند... در راه خدا.»
فرمود: «أیُّها النّاسُ اِنَّما الاَعْمالُ بِالنّیّاتِ و اِنَّما لِکُلِّ امْری‏ءٍ ما نَوی، فَمَنْ کانَتْ هِجْرَتُهُ الی اللّهِ وَ رَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ اِلَی اللّه‏ِ وَ رَسُولِهِ وَ مَنْ کانَتْ هِجْرَتُهُ اِلی دُنْیا یَصیبُها اَوْ اِمرَأةٍ یَتَزَوَّجُها فَهِجْرَتُهُ اِلی ما هاجَرَ اِلیهِ؛
[۵۱] محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، دار الکتب الاسلامیه، ج۱۹، ص۳۹-۳۸.
ای مردم! (ارزش و عدم ارزش )اعمال فقط با انگیزه‏ها است و فقط برای هر کس همان می‏ماند که
نیت«نیت» عنصری است که در زمینه و مسائل متعدد مباحث علمی و اسلامی مطرح می‌شود
کرده است. پس کسی که هجرتش به سوی خدا و رسولش باشد، پس هجرتش به سوی خدا و
رسول«رسول» به ‌معنای فرستاده و پیامبر و پیام‌آور است
او است و کسی که هجرتش به سوی دنیایی باشد که به آن برسد، و یا زنی که با او
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
کند، هجرتش به سوی همان چیزی است که به سوی آن هجرت کرده است.»
به همین جهت است که
ابراهیمابراهیم خلیل از پیامبران اولوالعزم، دارای شریعت و کتاب آسمانی به نام « صحف »، مورد احترام همه پیروان توحیدی می‌باشد
علیه‏ السلام اعلان می‏دارد «اِنّی مُهاجِرٌ الی رَبِّی»؛ «به راستی به سوی خدایم هجرت می‏کنم.»
و «اِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی»؛ «من به سوی خدای خود می‏روم.»
آری مهم‏ترین صفت و ویژگی مهاجر آن است که هجرتش، تلاشش، تبلیغش و... همه برای خدا باشد و ایمانش از سر
تسلیمتسلیم، به معنای سلام کردن در نماز است
و
رضایت خداوندرضایت و خشنودی خداوند به عنوان صفتی از اوصاف الهی بر شمرده شده، درباره رضایت و غضب خداوند نظرات مختلفی وجود دارد و در علم کلام مباحث بسیاری را به خود اختصاص داده است، برخی آن را به معنای عقاب و ثواب می‌دانند و برخی آن را به معنای اراده بر ثواب و عقاب می‌دانند برخی ثواب و عقاب را فعل و رضایت و سخط را حالتی نفسانی غیر از فعل می‌دانند
: «مَنْ دَخَلَ فی الاِسلامِ طَوْعا فَهُو مُهاجِرٌ؛هر کس داوطلبانه (و از سر تسلیم در مقابل رضایت خداوندی )به
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
در آید، مهاجر است.»

←← دنبال خشنودی الهی رفتن


«لِلفُقراء المُهاجِرینَ الذّینَ أُخرِجوُا مِنْ دیارِهِمْ و َ اَموالِهِم یَبتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّه‏ وَ رِضْوانا و یَنْصُروُنَ اللّه‏ وَ رَسُولَهُ»؛ «(این اموال) برای فقیران مهاجری است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شده‏اند، در حالی که
فضل الهیقرآن فضل عظيم الهي بر پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است، كه خداوند آن را بر قلب پاك حضرت نازل فرمود، و او را مختصّ اين فضل عظيم خود نمود، و از طريق پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله، تمام جهانيان از آن بهره مند مي گردند
و رضای او را می‏طلبند و خدا و رسولش را یاری می‏کنند.»
در این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
سه صفت برای مهاجران خدایی ذکر شده است: دنبال فضل الهی بودن، خشنودی او را در خواست نمودن، و
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و رسول او را کردن؛ ولی در واقع همه این صفات به یک هدف؛ یعنی،
اخلاصاخلاص پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل تنها برای خدا می باشد
برمی‏گردد.

←← حفظ ایمان


درباره
اصحاب کهفاصحاب كَهف مؤمنانی پناهنده در غار بودند که به این نام مشهور شدند
؛ جوانمردان مهاجر خداجو می‏فرماید: «وَ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالحَقِّ اِنّهُم فِتْیَةٌ امَنوُا بِرَبِّهِم وَ زِدْناهُمْ هُدیً وَ رَبَطْنا علی قُلُوبِهِمْ اِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ»؛ «ما داستان آنها را به
حقحق در سه معنا استعمال شده است
برای تو بازگو می‏کنیم، آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم و دلهای آنها را محکم ساختیم، در آن هنگام که قیام کردند و گفتند: ما پروردگار آسمانها و زمین است.»
فوق سراسر ایمان و
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
و انگیزه الهی جوانان مهاجر کهف را بیان می‏کند.

← پاکیزگی و طهارت درونی


مبلغ مهاجر آن گاه سخنانش به دلها راه خواهد یافت که از دل پاک برآید.
به همین جهت است که
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
، از جمله خاتم پیغمبران، آن گاه
وحی«وحی به معنای اشاره سریع است و به همین جهت به کارهای سریع وحی گفته می‌شود و به سخنان رمزی و آمیخته با کنایه که با سرعت رد و بدل می‌گردد نیز این واژه اطلاق می‌گردد که گاه با اشاره و گاه با کتابت حاصل می‌شود
را تلقی و دریافت می‏کنند که به اوج پاکی رسیده باشند.
و بعد از دریافت وحی و راه یابی به عمق
کتابکتاب یکی از اسمای قرآن کریم است
تدوین، دستور راه یابی به
قلباستفاده از «اصل» و «علت» موجود در یک قیاس برای اثبات حکمی مخالف حکم اصل را قلب گویند
کتاب
تکوینتَکْوین، در فلسفه به معنی به وجود آمدن از ماده می باشد
، یعنی
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
را می‏یابند و به صلی‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله در روزهای اول
بعثتبعثت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهم‌ترین فراز از تاریخ اسلام است که به عنوان حادثه‌ای بس بزرگ و عظیم نقش مهم و تأثیرگذاری در سرنوشت انسان‌ها داشته است
دستور چنین هجرتی داده می‏شود. «وَالرُّجْزَ فاهْجُرْ»؛ «و از پلیدی دوری کن.»
هر چند این فرمان جنبه دفعی دارد نه رفعی؛ ولی به این مقدار این پیام را همراه دارد که مبلغان مهاجر باید هجرتی از داشته باشند و برخوردار از و روحی باشند.

← هجرت کردن از گناه


بدان جهت پیامبر اکرم صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله فرمود: «أَشْرَفُ الْهِجْرَةِ أنْ تَهْجُرَ السَّیِئاتِ؛
[۵۹] محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۲، ص۵۲۱.
برترین هجرت آن است که از گناهان هجرت کنی.»
آری یکی از بارزترین صفات مهاجران ـ که حتی نام هجرت به خود گرفته ـ دوری از
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
و تمایلات نفسانی است.»
صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏ آله فرمود: «ألهِجْرَةُ هِجْرَتانِ: اِحْداهُما أَنْ تَهْجُرَ السَّیِئاتِ وَ الاُخْری أَنْ تُهاجِرَ الی اللّه‏ِ تَعالی وَ رَسُولِهِ وَ لاتَنْقَطِعُ الْهِجْرَةُ ما تُقُبِّلَتِ التَّوْبَةُ؛ هجرت دو گونه است: یکی از آنها اینکه از بدیها دوری کنی و دیگری آن است که به سوی خداوند متعال و رسولش هجرت کنی و تا زمانی که
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
پذیرفته می‏شود، هجرت قطع نمی‏شود.»
[۶۰] محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، ص۵۲۱، روایت ۶۳۳۸.
[۶۱] میزان الحکمه، ج۱۳، ص۶۶۰۲.

پیامبر اکرم صلی‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله فرمود: «أَفْضَلُ الهِجْرَةِ أَنْ تَهْجُرَ ما کَرِهَ اللّه‏؛
[۶۲] منتخب میزان الحکمة، ص۵۲۱.
برترین هجرت آن است که فاصله بگیری از چیزی که خدا بد می‏داند.»
و فرمود: «أَفْضَلُ الْهِجْرَةِ أَنْ تَهْجُرَ السُّوء؛ برترین هجرت آن است که از بدی هجرت کنی.»
[۶۳] منتخب میزان الحکمة، ص۵۲۱.

و فرمود: «أَلْمُهاجِرُ مَنْ هَجَرَ الخَطایا وَ الذُّنُوبَ؛ مهاجر کسی است که (از)خطاها و گناهان هجرت کند.»

← هجرت کردن از تمایلات نفسانی


در اینجا به صورت حصر می‏فرماید تنها مهاجر کسی است که از خطاها و گناهان هجرت کند.
این نکته را هم اضافه کنیم که در هجرت و دوری از گناه، هجرت دیگری نهان است و آن هجرت از و تمایلات می‏باشد.
علیه‏ السلام فرمود: «أُهْجُروا الشَّهَواتِ فَاِنَّها تَقُودُکُمْ الی رُکُوب ِ الذُّنُوبِ و التَهَجُّمِ علی السَّیِّئاتِ؛ از شهوات هجرت و دوری کنید، زیرا شهوات شما را به سوی ارتکاب گناهان و هجوم بردن بر زشتیها
هدایتهدایت، شناختن درست و صحیح هدف ، انتخاب راه و طریق صحیح برای رسیدن به هدف و پایداری در مسیر است
می‏کند.»
[۶۴] غرر الحکم، حدیث ۲۵۰۵.


← امام ‏شناسی و ولایت مداری


مسئله
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
و
ولایتسزاوارتر بودن برای سرپرستی مسلمانان را ولایت می گویند که در علم کلام بررسی می‏شود
از مهم‏ترین مسائل اسلامی، بلکه اساس و ریشه آن است.
بدین جهت امامت و شناخت امام در همه جا مطرح است، و همه مسائل به نوعی با مسئله امامت و ولایت مرتبط می‏باشد.
رسالت پیامبر،
اکمال دیناکمال دین کامل کردن دین با اعلام ولایت امیرمؤمنان، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) است
، تمام شدن نعمتها و حتی تأمین هدف خلقت، بستگی به شناخت
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
و امامت دارد.
علیه‏ السلام می‏فرماید: «مردم بیدار باشید، خداوند بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند، آن گاه که او را شناختند، کنند، وقتی که پرستش کردند از
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
دیگران بی نیاز می‏شوند.»
یکی از یاران پرسید: «فَما مَعْرِفَةُ اللّه‏ِ؟ قالَ: مِعْرِفَةُ أَهلِ کُلِّ زمانٍ اِمامَهُمُ الَّذی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طاعَتُهُ؛
[۶۵] محمد دشتی، فرهنگ سخنان امام حسین علیه‏ السلام، ص۹۲.

پس شناخت خداوند چیست؟ فرمود: «(
شناختشناخت مجموع حالت‌ها و فرآیندهای روانی مانند تفکر، استدلال، درک و تولید زبان، دریافت حواس پنجگانه، آموزش، آگاهی، احساسات و… می‌باشد
خداوند به این است که )اهل تمام زمانها، امامشان را بشناسند. (امامی که) بر آنها
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
و پیروی از او
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است.»
و در مسئله هجرت، یکی از ویژگیهای مهم مهاجر، مخصوصا مبلغان مهاجر، امامت و ولایت‏شناسی است.
علیه‏ السلام در این باره می‏فرماید: «لایَقَعُ اسْمُ المُهاجِرِ عَلی أَحَدٍ اِلاّ بِمَعْرِفَةِ الْحُجَّةِ فی الاَرْضِ فَمَنْ عَرَفَها وَ أَقَرَّ بِها فَهُوَ مُهاجِرٌ؛ نام مهاجر را بر کسی نمی‏توان گذاشت جز آنکه
حجتبرای حضرت ولی عصر (ارواحناله‌الفدا)، حضرت مهدی (علیه‌السلام ) القابی ذکر شده است که یکی از آن القاب حجت می‌باشد
(
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
) بر روی زمین را بشناسد، هر کس او را شناخت و به او
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
کرد، مهاجر است.»
[۶۸] نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه ۱۸۹، ص۳۷۲.


← انتخاب مکان مناسب


علیه‏ السلام فرمود: «لَیْسَ بَلَدٌ بِاَحَقٍّ بِکَ مِنْ بَلَدٍ، خَیْرُ البِلادِ ما حَمَلَکَ؛
[۶۹] نهج البلاغه، حکمت ۴۴۲.
هیچ شهری برای تو شایسته ‏تر از شهر دیگری نیست، بهترین شهرها آن (شهری) است که تو را پذیرا گردد. (و وسائل پیشرفت تو را فراهم سازد).»
ولی با این همه سفارشها و یا دقت در انتخاب مکانها، هجرت مشکلاتی را در پی دارد که باید با
صبرصبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه‌ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد
و
بردباریشرح صدر بمعنای گشادگی سینه و استعداد دریافت معارف و رحمت الهی است که در خواست حضرت موسی علیه‌السّلام از خداوند بود
آنها را تحمل کرد.

← صبر و بردباری


می‏فرماید: «فَالَّذینَ هاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مَنْ دِیارِهِمْ وَأوُذوا فی سَبِیلی وَقاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِم»؛ «آنها که هجرت کردند و از سرزمین خود بیرون رانده شدند و در راه من
آزاراز عنوان آزار در منابع فقهی به معنای اذیت استفاده شده است و از آن در بابهای صلات، صوم، حج و صید و ذباحه به مناسبت سخن رفته است
دیدند و
جنگجنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
کردند و کشته شدند (ولی همه را تحمل کردند )به یقین گناهان‏شان را می‏بخشم.»
و در
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
دیگری در توصیف مهاجران فرمود: «اَلَّذینَ صَبَروُا»؛«آنها کسانی هستند که صبر و
استقامتاستقامت به معنی پایداری است که از آن به سداد نیز تعبیر می شود
پیشه کردند.»
به پیامبرش ـ که کوه صبر بود ـ به عنوان مبلغ دستور می‏دهد: «وَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرا جَمِیلاً»؛«و در برابر آنچه آنها (مخالفان و دشمنان) می‏گویند شکیبا باش و با طرز زیبایی از آنها هجرت و دوری نما.»
مرحوم می‏گوید: «این آیه
دلالتواژه دلالت به دو معنی به کار رفته است: ۱
می‏کند بر اینکه مبلغین (مهاجر )
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و
دعوتدعوت به معنای فراخواندن کسي به چیزي یا انجام دادن کاري است
کنندگان به سوی قرآن، باید در مقابل ناملایمات شکیبایی پیشه کنند و با
حُسن خلقحسن خلق یکی از فضائل اخلاقی هست، که در قرآن و روایات یکی از صفات پسندیده شمرده شده هست که در دیل به برخی از آثار و نتایج این صفت پرداخته می شود
و ، با مردم معاشرت نمایند تا سخنان آنها زودتر پذیرفته شود.»
[۷۴] ابوعلی طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۷۹.


← توکل و امیدواری


از دیگر ویژگیهای مهاجران
توکلتوکل در اسلام به معنی آن است که بندهٔ خدا، خدا را وکیل در امر خود قرار دهد
و بر متعال می‏باشد.
می‏فرماید: «وَالَّذینَ هاجَرُوا وَجاهَدُوا فی سَبِیلِ اللّه‏ِ اُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّه‏ِ وَاللّه‏ُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛«و کسانی که هجرت کردند و در راه خدا
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
نمودند، آنها امید به
رحمتمقابل غضب را رحمت گویند
پروردگار دارند، و خداوند آمرزنده و مهربان است.»
چنان که
حضرت موسیاو ازپیامبران اولواالعزم، دارای شریعت وکتاب مستقل (به نام تورات) و دعوت جهانی بود
علیه‏ السلام هنگام هجرت به مَدْیَن، سخنش
توکلتوکل در اسلام به معنی آن است که بندهٔ خدا، خدا را وکیل در امر خود قرار دهد
بر خدا بود.
قرآن می‏گوید: «هنگامی که متوجه جانب مدین شد، گفت: امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست
هدایتهدایت، شناختن درست و صحیح هدف ، انتخاب راه و طریق صحیح برای رسیدن به هدف و پایداری در مسیر است
کند.»

← صداقت در عمل


یکی دیگر از صفات مهاجران که در موفقیت و نفوذ اجتماعی آنها نقش بسزای دارد، راست گویی و صداقت پیشگی است.
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
مخصوصا پیامبر خاتم صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله یکی از راه‏های موفقیتشان راست گویی بود؛ تا آنجا که صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله معروف به «» شده بود؛ یعنی، در همه چیز و همه جا مورد اطمینان بود، و گفتار او سراسر
صداقتراست‌گویی از اعمال نیکوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است
بود.
قرآن درباره این ویژگی می‏فرماید: «لِلْفُقَراء الْمُهاجِرینَ الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ....اُؤلئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ»؛«این اموال برای مهاجران فقیری است که از سرزمین خود بیرون رانده شدند...آنها راستگویانند.»
نقش و کاربرد این صفت درباره مبلغان مهاجر بیشتر ظاهر می‏شود؛ چرا که نقل مطالب به دور از
تحریفتحریف، از مباحث مهم کلامی در باره تغییر یا عدم تغییر کتب آسمانی است
و خلاف واقع باشد.
در یک کلام، یک مبلّغ مهاجر، در گفتار و رفتار خود باید صادق و راستگو باشد، و و مبلّغ راستین کسی است که رفتار او گفتارش را تصدیق کند و راستی آن را آشکار سازد.
علیه‏ السلام در توضیح سخن که می‏فرماید: «اِنَّما یَخْشَی اللّه‏َ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»؛ «از میان بندگان خدا فقط علماء و دانشمندان از
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
می‏ترسند.»
فرمود: «یَعْنی بِالعُلَماء مَنْ صَدَّقَ فِعْلُهُ قَوْلَهُ وَ مَنْ لَمْ یُصَّدِقْ فِعْلُهُ قَوْلَهُ فَلَیْسَ بِعالِمٍ؛ مقصود از علما کسی است که رفتار او گفتارش را تصدیق کند و کسی که رفتارش سخنش را تصدیق نکند، پس عالم نیست.»
[۷۸] محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، تهران، مکتبة الصدوق، ج۱، ص۱۳۵.


مهاجران نمونه



قرآن و گاهی برای اهمیّت هجرت به نمونه‏های عینی و عملی هجرت اشاره می‏کند.

← حضرت ابراهیم


علیه‏السلام بعد از جریان آتش سوزی نمرود و انجام رسالت خویش در سرزمین
بابلبابل (ببل) شهرى در هشتاد و پنج کیلومترى جنوب بغداد نزدیک شهر حله هست؛ عنوان بابل به مناسبت در باب صلات آمده است
تصمیم گرفت به سوی
شامشام یا شامات یکی از مناطق و کشورهایی است که به دست مسلمانان فتح شد و الان یکی از کشورهای اسلامی است
هجرت کند.
در قرآن مختلفی به این مطلب اشاره دارد:
۱. «وَقالَ اِنّی مُهاجِرٌ اِلی رَبّی اِنَّهُ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ؛ گفت من به سوی خدای خود مهاجرت می‏کنم. او
عزیزیکی از «صفات» پروردگار متعال که در قرآن کریم به کرات تکرار شده است صفت «عزیز» است که معمولا با صفات دیگر خداوند، در متن یا آخر آیات آمده است
و
حکیمحکمت رسیدن به حق با عقل و علم را گویند و حکیم نیز به شخصی که کار را بر اساس عقل و علم و در مسیر حق انجام می‌دهد، اطلاق می‌شود
است.»
۲. «اِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی سَیَهْدین؛ من به سوی خدای خویش می‏روم. بزودی مرا
هدایتهدایت، شناختن درست و صحیح هدف ، انتخاب راه و طریق صحیح برای رسیدن به هدف و پایداری در مسیر است
خواهد کرد.»
۳. «وَ نَجَّیْناهُ وَلُوطا اِلَی الاَْرْضِ الَّتی بارَکْنا فیها لِلْعالَمینَ؛ او (ابراهیم) و را به سرزمینی که برای جهانیان پر
برکتشبرکت به معنای زیاد شدن، رشد کردن است و از آن به مناسبت، در باب تجارت و نکاح یاد شده است
ساخته بودیم، نجات (و رهائی) بخشیدیم.»

←← پاداش هجرت حضرت ابراهیم


به عنوان پاداش هجرت ابراهیم علیه‏السلام، بعد از آن به او نعمتهای بزرگی عطا فرمود:
۱. فرزندان لایق و شایسته که بتوانند چراغ و
نبوتاصل نَبُوّت، یعنی باور به اینکه خدا برای رساندن سخن خود به انسان، پیامبرانی را از میان خود آنان برگزیده‌است
را در دودمان او روشن نگهدارند.
۲. در دودمان علیه‏السلام [۶۱]     و کتاب آسمانی قرار داد.
۳. پاداش دنیوی همچون نام نیک و لسان صدق فی الاخرین به او عنایت فرمود.
۴. در
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
او را از صالحان قرار داد.
قرآن به همین پاداشها اشاره دارد، آنجا که می‏فرماید: «وَقالَ إِنّی مُهاجِرٌ الی رَبّی إِنَّهُ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیم وَوَهَبْنا لَهُ اِسْحاقَ وَیَعْقُوبَ وجَعَلْنا فی ذُرِّیَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْکِتابَ وَءآتَیْناهُ اَجْرَهُ فِی الدُّنْیا وَاِنَّهُ فِی الاْءخِرَةِ لَمِنَ الصّالِحینَ؛ و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم هجرت می‏کنم که او عزیز و حکیم است و ما به او و را بخشیدیم، و در دودمانش نبوّت و
کتابکتاب یکی از اسمای قرآن کریم است
(آسمانی) قرار دادیم و پاداش او را در
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
دادیم و در آخرت از صالحان است.»
خداوند بر اثر هجرت و تلاش ابراهیم علیه‏السلام تمام احوال ناراحت کننده او را به ضد آن و به بهترین حالت تبدیل نمود؛ بت پرستان بابل می‏خواستند ابراهیم را با آتش بسوزانند آتش گلستان شد.
آنها می‏خواستند او همیشه تنها بماند، خداوند آنچنان جمعیّت و کثرتی برای او قرار داد که
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
از دودمان‏اش پر شد.
بعضی از نزدیک‏ترین افراد به او ـ از جمله
آذرآذَر، نام نهمین ماه از سال و سومین ماه از فصل پاییز در سال شمسی در تقویم کنونی ایرانی ، و نیز نام نهمین روز از هر ماه شمسی در تقویم ایرانیان قدیم است
ـ گمراه و بت پرست بودند، خداوند در عوض به او فرزندانی داد که هم خود
هدایتهدایت، شناختن درست و صحیح هدف ، انتخاب راه و طریق صحیح برای رسیدن به هدف و پایداری در مسیر است
یافته بودند و هم هدایتگر دیگران شدند.
ابراهیم علیه‏السلام در آغاز
مالمال همان سرمایه و ثروت انسان است که در آموزه‌های دینی از احکام ویژه‌ای برخوردار است
و
جاهیمقام و منزلت اجتماعى را جاه می نامند که این عنوان به مناسبت در باب نکاح و صدقات به کار رفته است
نداشت، امّا خداوند در پایان مال و جاه عظیمی به او عطا کرد.
ابراهیم علیه‏السلام در ابتدا به قدری گمنام بود که حتّی بت‏پرستان بابل هنگامی که می‏خواستند از او یاد کنند می‏گفتند: «سَمِعْنا فَتًی یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ اِبْراهیمُ»؛ «شنیدیم جوانکی گفتگوی بتها را می‏کرد که به او ابراهیم گفته می‏شود.» اما
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
آنچنان اسم و آوازه‏ای به او داد که به عنوان شیخ الانبیا یا شیخ المرسلین معروف شد.
این همه بر اثر هجرت و تلاش او در راه خدا بود.

← حضرت موسی


حضرت موسیاو ازپیامبران اولواالعزم، دارای شریعت وکتاب مستقل (به نام تورات) و دعوت جهانی بود
علیه‏السلام یکی از فرعونیان را کشت. این قتل یک قتل ساده نبود؛ بلکه جرقه‏ای برای یک
انقلابدگرگونی و تحوّل شراب به سرکه را انقلاب می‌گویند و از انقلاب در بابهای طهارت، رهن و غصب سخن رفته است
و هجرت بود.
دستگاه فرعونی نمی‏توانست به سادگی از کنار آن بگذرد که بردگان بنی اسرائیل، قصد جان اربابان خود کنند! زیرا تکرار آن تهدیدی علیه
حکومتحکومت چهار معنی دارد: ۱
وقت بود.
لذا جلسه مشورتی تشکیل دادند و حکم قتل موسی علیه‏السلام را صادر کردند.
در این هنگام یک حادثه غیر منتظره موسی علیه‏السلام را از مرگ حتمی رهائی بخشید. «مردی از نقطه دور دست شهر (از مرکز فرعونیان) با سرعت آمد و به موسی علیه‏السلام گفت: این جمعیّت برای کشتنت به مشورت نشسته‏اند، فورا از شهر خارج شو که من از خیرخواهان توامموسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‏ای. عرض کرد پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهائی بخش. هنگامی که متوجّه جانب مدین شد، گفت: امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست
هدایتهدایت، شناختن درست و صحیح هدف ، انتخاب راه و طریق صحیح برای رسیدن به هدف و پایداری در مسیر است
کند.
آری موسی علیه‏السلام بعد از این که محیط را آلوده و نا امن تشخیص داد، تصمیم گرفت به سوی سرزمین «مدین» که شهری در جنوب
شامشام یا شامات یکی از مناطق و کشورهایی است که به دست مسلمانان فتح شد و الان یکی از کشورهای اسلامی است
و شمال
حجازحجاز ناحیه‏ای در بخش مرکزی جزیرة العرب است
و از قلمرو مصر و حکومت فرعونیان خارج بود هجرت کند.
موسی علیه‏السلام، جوانی که در ناز و نعمت بزرگ شده، باید دوران هجرت و سختی را پشت سر بگذارد و از تارهائی که قصر
فرعونفرعون لقب پادشاهان مصر در زمان حضرت یوسف ع بوده است
بر گرد شخصیّت او تنیده بود، بیرون آید؛ در کنار مستضعفان قرار گیرد؛ درد آنها را با تمام وجودش احساس کند و آماده یک قیام الهی بر ضد گردد.

←← پاداش هجرت حضرت موسی


۱. رسالت و
نبوتاصل نَبُوّت، یعنی باور به اینکه خدا برای رساندن سخن خود به انسان، پیامبرانی را از میان خود آنان برگزیده‌است
.
۲.
کلیم اللّه‌در این مقاله به بررسی انتخاب و ارتباط حضرت موسی (علیه‌السّلام) با خداوند خواهیم پرداخت
شدن. « فرمود: ای تو را با رسالتهای خویش و با سخن گفتنم بر مردم برگزیدم.
۳. آسان کردن کارها.
۴. گره گشائی از زبان.
۵.
فصاحتفَصاحت،ادای صحیح و دقیق حروف است
و
بلاغتبلاغت در اصل لغوی از ریشه «بَلَغَ» به معنای رسیدن گرفته شده است؛ و به معنای بالغ شدن مرد، جوان شدن و بلوغ به کار می‌رود
.
۶. وزارت
برادربرادر، فرد مذکری است که از طرف پدر و مادر یا یکی از والدین با شخص مشترک باشد که از آن در بابهاى طهارت، صلات، نکاح،اطعمه و اشربه،ارث و شهادات آمده است
و....
این پاداشها در ۲۴ تا ۳۶ بیان شده است.

← پیامبر اکرم


بعد از آن که سران
قریشقبیله قریش، که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) از میان آنان برخاست؛ از مشهورترین و مهم‌ترین قبایل عرب در حجاز بوده است
طبق پیشنهاد «
ابوجهلاَبوجَهْل، ابوالحکم عمرو بن هشام بن مغیرة مخزومی، مشهور به ابوجهل (مقـ رمضان ۲ق/مارس ۶۲۴م)، از اشراف قریش و از مشرکان بنام مکه
» تصمیم گرفتند تا از تمام قبائل افرادی انتخاب شوند، و شبانه به طور گروهی به خانه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حمله برند و او را قطعه قطعه کنند، پیک
وحی«وحی به معنای اشاره سریع است و به همین جهت به کارهای سریع وحی گفته می‌شود و به سخنان رمزی و آمیخته با کنایه که با سرعت رد و بدل می‌گردد نیز این واژه اطلاق می‌گردد که گاه با اشاره و گاه با کتابت حاصل می‌شود
نازل شد و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را از نقشه‏های آگاه ساخت، «واِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَرُوا لِیُثَبِّتُوکَ اَوْ یَقْتُلُوکَ اَوْ یُخْرِجُوکَ وَیَمْکُرُونَ وَیَمْکُرُ اللّه‏ُ وَاللّه‏ُ خَیْرُ الُماکِرینَ».
«هنگامی که ضد تو
حیلهحیله، به چاره اندیشی برای رسیدن به مقصود گفته می شود ==تعریف حیله== حیله، به چاره اندیشی ویژه جهت رسیدن به مقصود را می‌گویند،حیله معنای دیگری نیز داردکه عبارت است از نیرنگ، فریب و خدعه
کنند (و نقشه بکشند) تا تو را زندانی کنند یا بکشند یا
تبعیدتبعيد(تَغْريب؛ نَفي بَلَد) يعني بيرون کردن بزهکار از محلّ زندگي يا محلّ ارتکاب بزه و يا محلّ اجراي حد که از آن در باب حدود سخن رفته است
نمایند، آنان با
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
از در حیله وارد می‏شوند و حیله می‏کند و خداوند بهترین حیله کنندگان است.»

←← آثار هجرت پیامبر اکرم


بررسی
تاریخزمان وقوع یک پدیده را، تاریخ گویند
نشان می‏دهد که هجرت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و و
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
، دو عامل اصلی در پیروزی اسلام در برابر دشمنان نیرومند بود.
اگر هجرت نبود
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
در محیط خفقان‏آور
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
از میان می‏رفت.
هجرت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اسلام را از شکل منطقه‏ای بیرون آورد و در شکل جهانی قرار داد.
و آثار دیگری هم هستند که عبارتند از:
۱. توسعه اسلام و ازدیاد مسلمانان.
۲. تشکل .
۳. ایجاد ارتش اسلام.
۴. ایجاد مرکز قدرت برای مسلمانان.
۵. تشکیل
حکومت اسلامیحکومت اسلامی، حکومتی است که علاوه برآنکه همه‌ی قوانین و مقررات اجرایی آن برگرفته از احکام اسلام است ، مجریان آن نیز مستقیماً از طرف خدا منصوبند یا به اذن خاص یا عام معصوممنصوب شده‌اند
در
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
، و تبدیل شدن (مدینه) به «مَدینَةُ الرَّسُول».
۶. مهار دشمنان و سرکوب آنها (اعم از مشرکین و ).
۷. بیرون آمدن اسلام از شکل منطقه‏ای و جهانی شدن و عزت آن.
۸. پیروزیهای پی در پی و
فتح مکّه‌فتح مکه، یکی از بزرگترین وقایع صدر اسلام یعنی فتح شهر مکه به دست مسلمانان و به فرماندهی پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در سال هشتم هجری قمری در واکنش نقض صلح حدیبیه از طرف مشرکان بود
.
۹. فراهم آمدن زمینه
تربیتتربیت یعنی پرورش در جهت رشد و کمال
انسانهایی چون
سلمانسلمان از صحابی رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و از یاران حضرت علی علیه السلام می‌باشد
و اباذر و و... .

هجرت مسلمانان



مسلمانان دو بار هجرت کردند:

← هجرت محدود


گروه کوچکی از بعد از دیدن وضع رقت‏بار مسلمانان و شکنجه بی‏امان و... مسئله را با صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مطرح کردند و از حضرت کسب
تکلیفتکلیف، از مفاهیم مهم دینی است، تکلیف در لغت به معنای امر به انجام دادن کاری است که انجام دادنش برای کسی که به او امر شده مشقت دارد و در اصطلاح، اوامر و نواهی خداوند به بندگانش است در جهت انجام دادن یا ندادن بعضی افعال
نمودند.
حضرت در پاسخ فرمود: «اگر به سرزمین
حبشهحبشه، سرزمینی کهن در مشرق قاره افریقا که مشتمل بر کشورهای کنونی اتیوپی، اریتره، جیبوتی و سومالی می‌شد
سفرسفر عبارت است از خارج شدن از محل زندگى به قصد پیمودن مسافتى خاص که موجب قصر نماز و افطار روزه گردد
کنید، (برای شما بسیار سودمند خواهد بود) زیرا بر اثر وجود یک زمامدار نیرومند و دادگر در آنجا به کسی ستم نمی‏شود و آنجا سرزمین
دوستیرفاقت و برقرار کردن ارتباط عاطفی با یکدیگر را دوستی (دوست داشتن، محبّت) گویند
و است و شماها می‏توانید در آن سرزمین بسر ببرید تا
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
فرجی برای شما پیش آورد».
«لَوْ خَرَجْتُمْ اِلی اَرْضِ الْحَبَشَةِ فَاِنَّ بِها مَلِکا لا یُظْلَمُ عِنْدَهُ اَحَدٌ وَهِیَ اَرْضُ صِدْقٍ حَتّی یَجْعَلَ اللّه‏ُ لَکُمْ فَرَجا مِمّا اَنْتُمْ فیهِ».
[۸۹] تاریخ طبری، ج۲، ص۵۴۶.
[۹۰] ابن هشام، سیره ابن هشام، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ ششم، ۱۴۱۸ ه.، ج۱، ص۳۴۹.

کلام پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، چنان اثر کرد که در زمانی کوتاه آنهایی که آمادگی بیشتری داشتند، بار سفر بستند.
شبانه و مخفیانه، برخی پیاده و بعضی سواره راه
جدّهجُدّه، یا جِدَّه، مهم‌ترین شهر و بندر عربستان سعودی در کنار دریای سرخ می‌باشد
را پیش گرفتند و مجموع آنها در این نوبت ده یا پانزده نفر بودند. چهره شاخص آنها بود و میان آنها چهار
زنزن مقابل مرد است
مسلمان نیز دیده می‏شد.
[۹۱] تاریخ طبری، ج۲، ص۵۴۶.

سخنان جعفر بن ابیطالب نزد زمامدار حبشه چنان تاثیر گذاشت که شاه حبشه، از گفتار جعفر کاملاً خوشحال شد و گفت: «به خدا ، را بیش از این مقامی نبود.»
ولی وزیران و اطرافیان منحرف، گفتار شاه را نپسندیدند و او علی رغم افکار آنها عقاید مسلمانان را تحسین نمود و به آنها
آزادییکی از مهمترین شرایط وجوب تکلیف بر انسان ، مختار بودن و مجبور نبودن او توسط دیگران یا شرایط خاص می باشد که از آن به آزادی یا حریت تعبیر می شود
کامل داد.

← ره‌آورد هجرت اوّل


در نتیجه هجرت این گروه از بذر
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
در بیرون از
جزیرة العربپهناورترين شبه جزیره جهان جزيرة العرب نام دارد
(از جمله قلب نجاشی) پاشیده شد، لذا در
سفرسفر عبارت است از خارج شدن از محل زندگى به قصد پیمودن مسافتى خاص که موجب قصر نماز و افطار روزه گردد
بعدی جعفر به حبشه، به فرمان صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، علنا نجاشی به اسلام
دعوتدعوت به معنای فراخواندن کسي به چیزي یا انجام دادن کاري است
شد و او نیز اجابت نمود و آورد.
به هنگام بازگشت جعفر و همراهان، چهل تن از اهل آن کشور که ایمان آورده بودند، به جعفر گفتند: به ما اجازه ده تا خدمت این پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برسیم و اسلام خود را بر او عرضه بداریم.
همراه جعفر به
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
آمدند، هنگامی که
فقرفقر، نداشتن به قدر کفایت است
مالی مسلمانها را مشاهده کردند، به رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عرض کردند: ما اموال فراوانی در دیار خود داریم، اگر اجازه فرمایید به خود بازگردیم و اموال خود را همراه بیاوریم و با مسلمانان تقسیم کنیم، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اجازه فرمودند، رفتند و اموال خود را آوردند و میان خود و مسلمین تقسیم کردند، در این هنگام آیه‏های ۵۲ تا ۵۴
سوره قصصسوره قصص سورهحضرت موسی علیه‌السّلام وفرعون و بیست و هشتمینسوره قرآن است
نازل گردید و خداوند از آنها
تمجیدتعظیم و تکریم خداوند را تمجید گویند
کرد.

← هجرت گروهی


قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
از مهاجران یاد شده با عنوان «پیشگامان نخستین» یاد کرده است.
چنان که می‏فرماید: «وَالسّابِقُونَ الاَْوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَالاَْنصارِ وَالَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِاِحْسانٍ رَضِیَ اللّه‏ُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ»؛ «پیشگامان نخستین از و انصار، و کسانی که به از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت و آنها (نیز) از او خشنود شدند.»
و آیه ۴۱
سوره نحلسوره نحل، سوره شانزدهم قرآن کریم بوده و در مکه نازل شده است
: «وَالَّذینَ هاجَرُوا فِی اللّه‏ِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا...»؛ «آنانی که در راه خدا هجرت کردند، بعد از آن که ستم شدند.» درباره این گروه نازل شده است.
گاه به این هجرت، هجرت اولیه و به هجرت گروهی از که بعد از
صلح حدیبیهحُدَیبیه، پیمان صلحی که در سال ششم هجری بین حضرت محمد صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم و مشرکان مکه امضا شد و در سوره فتح به آن اشاره شده است
و به دست آمدن یک محیط نسبتا امن به
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
هجرت نمودند، «هجرت ثانیه» گفته می‏شود، و گاهی بر هجرت تمام کسانی که بعد از جنگ بدر تا زمان
فتح مکّه‌فتح مکه، یکی از بزرگترین وقایع صدر اسلام یعنی فتح شهر مکه به دست مسلمانان و به فرماندهی پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در سال هشتم هجری قمری در واکنش نقض صلح حدیبیه از طرف مشرکان بود
به مدینه مهاجرت کردند، این عنوان اطلاق می‏شود

پاداش مهاجران



از جمله نکاتی که دلالت بر رفعت جایگاه هجرت در اسلام دارد، پاداشهای عظیمی است که خداوند در
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
و
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
به مهاجران عنایت نموده است، که به برخی موارد اشاره می‏شود:

← جایگاه دنیوی و پاداش اخروی


«وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ فِی اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخْرة اکبر لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ »«آنها که پس از ستم دیدن در راه خدا، هجرت کردند، در این
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
جایگاه (ومقام) خوبی به آنها میدهیم و پاداش آخرت، از آن هم بزرگتر است اگر می‌دانستند!».
تشکیل
جامعهجامِعه، کتـابـی نـام‌بـردار در روایـات شیعه ، بـه امـلای رسول‌الله (ص) و خط امیرالمؤمنین علی (ع) است
صالح اسلامی که واژۀ «حسنة» بر آن منطبق است همان پاداش دنیوی است.

← امنیت گسترده


قرآن در این‏باره می‏فرماید: «ومَنْ یُهاجِرْ فی سَبیلِ اللّه‏ِ یَجِدْ فِی الاَْرْضِ مُراغَما کَثیرا وَسَعَةً وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِرا اِلَی اللّه‏ِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلَی اللّه‏ِ وَکانَ اللّه‏ُ غَفُورا رَحیما»؛ «و کسی که در هجرت کند، نقاط امن فراوان و گسترده‏ای در زمین می‏یابد. کسی که از خانه‏اش به عنوان مهاجرت به سوی
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و او بیرون رود، سپس
مرگشمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
فرا رسد، پاداش او بر خدا است و خداوند آمرزنده و مهربان است.
در
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
۱۱۰
سوره نحلسوره نحل، سوره شانزدهم قرآن کریم بوده و در مکه نازل شده است
می‏خوانیم: «اِنَّ رَبَّکَ لِلذینَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَصَبَرُوا اِنَّ رَبّکَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحیمٌ».

← بهشت جاودان و بخشش گناهان


«فَالَّذینَ هاجَرُوا وَاُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَاُوذُوا فی سَبیلی وَقاتَلُوا وَ قُتِلُوا لاَُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَلاَُدْخِلَنَّهُمْ جَنّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الاَْنْهارُ ثَوابا مِنْ عِنْدِ اللّه‏ِ وَاللّه‏ُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ»؛ ««آنها که در راه خدا هجرت کردند و از خانه‏های خویش بیرون رانده شدند، و در راه من
آزاراز عنوان آزار در منابع فقهی به معنای اذیت استفاده شده است و از آن در بابهای صلات، صوم، حج و صید و ذباحه به مناسبت سخن رفته است
دیدند و
جنگجنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
کردند و کشته شدند، به یقین گناهانشان را می‏بخشم و آنها را در باغهای
بهشتیبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
که از زیر درختانش نهرها جاری است، وارد می‏کنم. این پاداشی است از طرف خداوند و بهترین پاداشها نزد است.»

← روزی شایسته


«وَالَّذینَ آمَنُوا وَهاجَرُوا وَجاهَدُوا فی سَبیلِ اللّه‏ِ وَالَّذینَ آوَوْا وَنَصَرُوا اُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَریمٌ»؛ «و آنها که آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
کردند و آنها که (مهاجران را) پناه دادند و یاری نمودند، آنان حقیقی‏اند. برای آنها
آمرزشیکی از صفات فعل خداوند آمرزش می‌باشد که تمامی موجودات عالم را در بر می‌گیرد و در آیات و روایات به تصریح شده است
و روزی شایسته‏ای است.»
«وَالَّذینَ َهاجَرُوا فی سَبیلِ اللّه‏ِ ثُمَّ قُتِلُوا اَوْ ماتُوا لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللّه‏ُ رِزْقا حَسَنا وَاِنَّ اللّه‏َ لَهُوَ خَیْرُ الرّازِقینَ، لَیُدْخِلَنَّهُمْ مُدْ خَلاً یرضَوْنَهُ واِنَّ اللّه‏َ لَعَلیمٌ حَلیمٌ»؛ «و کسانی که در راه خدا هجرت کردند، سپس کشته شدند یا به مرگ طبیعی از
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
رفتند، خداوند به آنها
روزیهر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
نیکویی می‏دهد، و خداوند بهترین روزی دهندگان است. خداوند، آنان را در محلّی وارد می‏کند که از آن خشنود خواهند بود و خداوند دانا و بردبار است.»

← بالاترین درجه نزد خداوند و رستگاری ابدی


«اَلَّذینَ امَنوُا وَهاجَرُوا وَجاهَدُوا فی سَبیلِ اللّه‏ِ بِاَمْوالِهِمْ وَاَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه‏ِ وَاوُلئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنه وَرِضْوانٍ وَجَنّاتٍ لَهُمْ فیها نَعیمٌ مُقیمٌ خالِدینَ فیها اَبَدا اِنَّ اللّه‏َ عِنْدَهُ اَجْرٌ عَظیمٌ»؛ «آنها که ایمان آوردند و هجرت کردند و در با اموال و جانهایشان
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است و آنها رستگارند، پروردگارشان آنها را به رحمتی از ناحیه خود، و رضایت (خویش) و باغهایی (از
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
)
بشارتبشارت از ماده‌ی "بشر" بوده که در لغت معانی مختلفی برای آن ذکر کرده‌اند؛ جمال و زیبائی ، فراهیدی، خلیل بن احمد، ج۶، ص۲۶۰، کتاب العین‌، قم‌، هجرت‌، ۱۴۱۰ق، ‌ چاپ دوم
می‏دهد که در آن نعمتهای جاودانه دارند و همواره تا ابد در این باغها خواهند بود، زیرا پاداش عظیم نزد خداوند است.»
به راستی عظیم‏ترین و برترین پاداشها را خداوند برای مهاجران
مؤمنمؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
و مجاهد در نظر گرفته است.

پاداش مرگ در موقع هجرت



«...وَ مَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی الأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَ سَعَةً وَ مَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَی اللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلی اللّهِ وَ کَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا »«...و هر کس به عنوان مهاجرت به سوی خدا و او، از خانه خود بیرون رود، سپس
مرگشمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
فرا رسد پاداش او بر خداست و ، آمرزنده و مهربان است».
مهاجرت به سوی خدا و رسول کنایه از مهاجرت به سرزمین
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
است سرزمینی که انسانها می‌توانند با ،
سنّتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
رسول خدا آشنا شده و سپس به آن دو
عملعمل، به کار می‌شود
کنند.
[۱۰۶] المیزان ذیل آیه ۱۰۰ سوره نساء.

و چنین شخصی اگر در این
سفرسفر عبارت است از خارج شدن از محل زندگى به قصد پیمودن مسافتى خاص که موجب قصر نماز و افطار روزه گردد
بمیرد پاداش او با خداوند آمرزنده و مهربان است.
خدای متعال در آیه دیگری به مهاجرینی که در راه خدا به مقام می‌رسند و یا حتّی به مرگ طبیعی از
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
می‌روند وعدۀ «
رزقرزق به معنی روزی و حقوق دریافتی از بیت المال است
حَسَن» داده است: «...لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا...»«...خداوند به آنها روزی نیکوئی میدهد ».
«رِزْق حَسَن» همان نعمتهای
بهشتیبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
است چون بعد از مرگ، جز آخرت جایی نیست که آدمی در آن از «رزق حسن» بهره‌مند بشود.
[۱۰۸] المیزان، ج۱۴، ص۵۶۵.
[۱۰۹] طبرسی، مجمع البیان، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ ش، ج۷، ص۱۴۸.


پی‌آمد ترک هجرت



«إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِکَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِیمَ کُنتُمْ قَالُواْ کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِیهَا فَأُوْلَـئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِیرًا »«کسانی که (قبض ارواح)
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند به آنها گفتند: شما در چه حالی بودید؟ (و چرا با اینکه
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
بودید، در صفِ جای داشتید؟!) گفتند: ما در سرزمین خود، تحت فشار و
مستضعفمستضعف، وعده‌داده‌شدگان حاکمیت زمین در عصر ظهور است
بودیم. آنها (فرشتگان) گفتند: مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟ آنها (عذری نداشتند و) جایگاهشان است و سرانجام بدی است.»
با توجه به سیاق مراد از "
ظلمظلم یکی از رذایل اخلاقی و مذموم است
" در این آیه، ظلم به خویشتن است و ظلم به خویشتن در اثر روی گردانی از دین خدا و ترک برپاداریِ شعائر الهی، حاصل می‌شود و آن نیز در اثر زندگی در سرزمین
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
و
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
پدید می‌آید، انسان با زندگی در چنین محیطی عملاً راهی برای
آموزشآموزش به عمل یاد دادن (تعلیم) و یاد گرفتن (تعلّم) می گویند که از آن در باب‌هاى: اجتهاد و تقلید، صلات، زکات، تجارت، اجاره، نکاح و دیات به مناسبت سخن رفته است
و عمل به معارف دین پیدا نمی‌کند.
پس
استضعافاستضعاف از ریشه ضَعْف و ضُعف است که در دو معنای «ضعیف یافتن» یا «ضعیف شمردن» و «به ضعف کشاندن» کاربرد دارد
آنان بطور مطلق نبوده بلکه استضعافی بوده که خودشان خود را با سهل انگاری به آن دچار کردند و می‌توانستند با مهاجرت از سرزمین شرک به سرزمین ، خود را از آن برهانند.
[۱۱۱] مجمع البیان، ج۵، ص۷۶.


پانویس


 
۱. راغب اصفهانی، مفردات راغب؛ «هجر»، ج۱، ص۵۳۶.    
۲. نساء/سوره۴، آیه۳۴.    
۳. فرقان/سوره۲۵، آیه۳۰.    
۴. راغب اصفهانی، مفردات راغب؛ «هجر»، ج۱، ص۵۳۶.    
۵. مزمل/سوره۷۳، آیه۱۰.    
۶. بقره/سوره۲، آیه۲۱۸.    
۷. مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج۱۹، ص۴۰۲.    
۸. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۵.    
۹. انفال/سوره۸، آیه۷۲.    
۱۰. انفال/سوره۸، آیه۷۴.    
۱۱. انفال/سوره۸، آیه۷۵.    
۱۲. توبه/سوره۹، آیه۲۰.    
۱۳. نحل/سوره۱۶، آیه۴۱.    
۱۴. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۰.    
۱۵. نساء/سوره۴، آیه۹۷.    
۱۶. توبه/سوره۹، آیه۲۰.    
۱۷. نساء/سوره۴، آیه۱۰۰.    
۱۸. ابن واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبی، مرکز انتشارات علمی، ۱۳۶۲، ترجمه دکتر ابراهیم آیتی، ج۲، ص۲۹.
۱۹. ابن جریر طبری؛ تاریخ طبری، بیروت، دارالکتب العلمیّه، چاپ سوم۱۴۰۸، ج۲، ص۳.
۲۰. ابن جریر طبری؛ تاریخ طبری، بیروت، دارالکتب العلمیّه، چاپ سوم۱۴۰۸، ج۲، ص۵۱۶.
۲۱. توبه/سوره۹، آیه۲۰.    
۲۲. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۶.    
۲۳. طباطبائی، محمد حسین؛ المیزان، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج۱۶، ص۱۸۰.
۲۴. جوادی آملی، عبدالله؛ تسنیم مرکز نشر اسراء، قم، ۱۳۸۵ ش، چاپ اوّل، ج۱۱، ص۴۱.
۲۵. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، لبنان، مؤسسة الوفاء بیروت، ۱۴۰۴ ه. ق، ج۹۷، ص۹۹.    
۲۶. مدثر/سوره۷۴، آیه۵.    
۲۷. توبه/سوره۹، آیه۱۲۲.    
۲۸. حرّعاملی، وسائل الشیعه، بیروت،دار احیاء التراث العربی، ج۱۸، ص۱۴.    
۲۹. بحارالانوار، ج۱، ص۱۷۷.    
۳۰. بحارالانوار، ج۱، ص۱۸۰.    
۳۱. بحارالانوار، ج۲، ص۳۲.    
۳۲. بحارالانوار، ج۱۰۵، ص۱۵.    
۳۳. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، تهران، المکتبة الاسلامیة، ج۱، ص۱۷۰.    
۳۴. بحار الانوار، ج۶۶، ص۳۸۲.    
۳۵. بحار الانوار، ج۷۴، ص۱۲۱.    
۳۶. مجموعه ورّام، ج۱، ص۳۶.
۳۷. بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۳، ج۱۹، ص۳۱.
۳۸. نحل/سوره۱۶، آیه۴۱.    
۳۹. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، مکتبة السنائی، مادّه هجر.
۴۰. تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۲۳۹.
۴۱. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۶.    
۴۲. نساء/سوره۴، آیه۱۰۰.    
۴۳. تفسیر نمونه، ج۴، ص۹۰.    
۴۴. بقره/سوره۲، آیه۲۱۸.    
۴۵. تسنیم، ج۱۱، ص۴۱.
۴۶. کهف/سوره۱۸، آیه۱۰.    
۴۷. بقره/سوره۲، آیه۲۱۸.    
۴۸. نساء/سوره۴، آیه۱۰۰.    
۴۹. انفال/سوره۸، آیه۷۲.    
۵۰. انفال/سوره۸، آیه۷۴.    
۵۱. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، دار الکتب الاسلامیه، ج۱۹، ص۳۹-۳۸.
۵۲. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۶.    
۵۳. صافات/سوره۳۷، آیه۹۹.    
۵۴. کافی، ج۸، ص۱۴۸، حدیث ۱۲۶.    
۵۵. حشر/سوره۵۹، آیه۸.    
۵۶. کهف/سوره۱۸، آیه۱۳.    
۵۷. کهف/سوره۱۸، آیه۱۴.    
۵۸. مدّثر/سوره۷۴، آیه۵.    
۵۹. محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۲، ص۵۲۱.
۶۰. محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، ص۵۲۱، روایت ۶۳۳۸.
۶۱. میزان الحکمه، ج۱۳، ص۶۶۰۲.
۶۲. منتخب میزان الحکمة، ص۵۲۱.
۶۳. منتخب میزان الحکمة، ص۵۲۱.
۶۴. غرر الحکم، حدیث ۲۵۰۵.
۶۵. محمد دشتی، فرهنگ سخنان امام حسین علیه‏ السلام، ص۹۲.
۶۶. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹، حدیث ۱.    
۶۷. محمد بن علی کراجکی، کنز الفوائد، ص۱۵۱.    
۶۸. نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه ۱۸۹، ص۳۷۲.
۶۹. نهج البلاغه، حکمت ۴۴۲.
۷۰. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۵.    
۷۱. نحل/سوره۱۶، آیه۴۲.    
۷۲. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۰.    
۷۳. مزمّل/سوره۷۳، آیه۱۰.    
۷۴. ابوعلی طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۷۹.
۷۵. بقره/سوره۲، آیه۲۱۸.    
۷۶. قصص/سوره۲۸، آیه۲۲-۲۰.    
۷۷. فاطر/سوره۳۵، آیه۲۸.    
۷۸. محسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، تهران، مکتبة الصدوق، ج۱، ص۱۳۵.
۷۹. تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۴۵۲.    
۸۰. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۶.    
۸۱. صافات/سوره۳۷، آیه۹۹.    
۸۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۱.    
۸۳. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۷-۲۶.    
۸۴. قصص/سوره۲۸، آیه۱۷-۱۴.    
۸۵. قصص/سوره۲۸، آیه۲۲-۲۰.    
۸۶. اعراف/سوره۷، آیه۱۴۴.    
۸۷. طه/سوره۲۰، آیه۳۶-۲۴.    
۸۸. انفال/سوره۸، آیه۳۰.    
۸۹. تاریخ طبری، ج۲، ص۵۴۶.
۹۰. ابن هشام، سیره ابن هشام، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ ششم، ۱۴۱۸ ه.، ج۱، ص۳۴۹.
۹۱. تاریخ طبری، ج۲، ص۵۴۶.
۹۲. قصص/سوره۲۸، آیه۵۴-۵۲.    
۹۳. تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۳۹۳.    
۹۴. توبه/سوره۹، آیه۱۰۰.    
۹۵. نحل/سوره۱۶، آیه۴۱.    
۹۶. تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۶۲.    
۹۷. نحل/سوره۱۶، آیه۴۱.    
۹۸. ترجمه المیزان، ج۱۲، ص۳۷۱.    
۹۹. نساء/سوره۴، آیه۱۰۰.    
۱۰۰. نحل/سوره، آیه۱۱۰.    
۱۰۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹۵.    
۱۰۲. انفال/سوره۸، آیه۷۴.    
۱۰۳. حج/سوره۲۲، آیه۵۹-۵۸.    
۱۰۴. توبه/سوره۹، آیه۲۲-۲۰.    
۱۰۵. نساء/سوره۴، آیه۱۰۰.    
۱۰۶. المیزان ذیل آیه ۱۰۰ سوره نساء.
۱۰۷. حج/سوره۲۲، آیه۵۸.    
۱۰۸. المیزان، ج۱۴، ص۵۶۵.
۱۰۹. طبرسی، مجمع البیان، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ ش، ج۷، ص۱۴۸.
۱۱۰. نساء/سوره۴، آیه۹۷.    
۱۱۱. مجمع البیان، ج۵، ص۷۶.


منابع



دانشنامه موضوعی قرآن    
دانشنامه موضوعی قرآن    
دانشنامه موضوعی قرآن    


رده‌های این صفحه : علوم قرآن




جعبه ابزار