وصیت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



وصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است.


معنای لغوی



وصیِت از ریشه «وَصِیَ» است که در
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
به معنای گیاهان به‌هم وصل شده و بافته شده آمده و «أرض واصیة» یعنی زمینی که سراسر پوشیده از گیاه به‌هم متصل.

معنای اصطلاحی



«وصیت» در اصطلاح علم
اخلاقاخلاق، جمع خلق به معنای خصلت‌های نفسانی انسان اعم از فضائل و رذائل است
با پند و موعظه سفارش کردن بر دیگری، جهت فرمان بردن و عمل نمودن است و در اصطلاح
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
این است که
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
،
تملیکمالی را به ملک دیگری در آوردن را تَملیک گویند و از آن در بابهای عقود نظیر تجارت، قرض، رهن، صلح، مضاربه و هبه سخن رفته است
و واگذاری عین مال یا منفعت آن را بعد از وفات خودش به شخص دیگر یا عموم مردم سفارش کند؛ به‌طوری‌که تصرف در اموال وی بعد از مرگش برای دیگران باشد.
«وصیت» عبارت است از برنامه‌های
عهدعهد آن است که انسان با خدا پیمان ببندد كه اگر به حاجت‏ شرعى خود برسد كار خيرى را انجام دهد
و إیصال(رساندن)، و آن همان چیزی است که به آن وصیت می‌شود؛ و «وصیّ» کسی است که متّصف به
تعهّدتَعَهُّد، اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی که ناظر به رابطه‌ای حقوقی است و براساس آن شخص ملتزم به انتقال و تسلیم مال یا انجام دادن یا ندادن کاری می‌شود، در این حال اسباب ایجاد چنین رابطه‌ای می‌تواند عقد ، ایقاع و یا الزامی قهری باشد
و إیصال باشد؛ این معنی بر «موصی(وصیت کننده)» که تعهد می‌کند، نیز صدق کرده، و همچنین بر «موصی الیه» نیز صدق می‌کند، که قبول إجراء تعهد نموده و تحقّق رساندن وصیت به دست ایشان است.
[۴] مصطفوی، حسن؛ ‏التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، تهران، ‏بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‏۱۳۶۰ش، ج‏۱۳، ص۱۲۸.


وصیت در قرآن



واژه «وصیت» در در دو معنا به کار رفته: اخلاقی که به معنی موعظه و باشد، و فقهی که سفارش فردی به وصیّ خودش، برای رسیدگی به اموال و کارهای باقی مانده بعد از
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
او، مطرح شده است.
[۵] طیب، سید عبدالحسین؛ ‏اطیب البیان فی تفسیر القرآن،‏ تهران، اسلام، ۱۳۷۸ش، ‏چاپ دوم، ج‏۲، ص۳۱۹.


← سفارش و موعظه


۱. خداوند، برترین موعظه کننده
متعال در برای تکامل روحی و معنوی
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
، او را به انجام اموری سفارش نموده که قدم گذاشتن در راه حق اهم آن است:
«وَ أَنَّ هذا صِراطی‏ مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ»«این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید! و از راه‏های پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق
حقحق در سه معنا استعمال شده است
، دور می‏سازد! این چیزی است که شما را به آن سفارش می‏کند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید!»
همچنین نیکی به والدین از دستورات موکد خدای تبارک به انسان‌هاست:
«وَ وَصَّینَا الْانسَانَ بِوَالِدَیهِ حُسْنًا وَ إِن جَاهَدَاک لِتُشْرِک بیِ مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلَاتُطِعْهُمَا...‏»«ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
نداری، از آنها پیروی مکن!..‏.»
عدم تصرف در مال یتیم، دقت در
حلالحلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
و
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
و
صبرصبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه‌ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد
در برابر مشکلاتی که در راه خدا به سراغ
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
می‌آید، نیز از جمله توصیه‌های در
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
مجید است.
۲. توصیه در سیره پیامبران
پیامبران الهی از جمله و –علیهماالسلام- رمز موفقیت و سعادت انسان را در تسلیم در برابر
حقحق در سه معنا استعمال شده است
خلاصه کرده و به فرزندان خود سفارش نموده‌اند.
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
با بیان این وصیت به انسان‌ها متذکر می‌شود، همان‌گونه که در این
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
مسئول و نگران معیشت فرزندان خود هستند، از زندگی معنوی آنها نیز نباید غافل باشند.
«وَ وَصَّی بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یعْقُوبُ یابَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی‏ لَکمُ الدِّینَ فَلاتَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»«و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) فرزندان من! این آیین پاک را برای شما برگزیده است و شما، جز به آیین
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
تسلیم در برابر فرمان
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
از
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
نروید.»

← وصیت از نگاه فقهی


چنان‌که در معناشناختی بیان شد، «وصیت» در اصطلاح فقهی این است که انسان بعد از وفات خود، شخص دیگری را مالک مال خود یا منفعت آن نموده و یا دیگری را برای انجام اموری و تصرف چیزی مأمور نماید.
[۱۴] دادمرزی، سیدمهدی؛ فقه استدلالی (ترجمه تحریرالروضة فی شرح اللمعة)، قم، مؤسسه فرهنگی طه، چاپ چهارم، ۱۳۸۰ش، ص۴۲۸.
از جمله امور مربوط به وصیت از نگاه فقهی در قرآن مجید به قرار ذیل است:

←← انجام وصیت


در به عنوان امر و مؤکد به پرهیزکاران امر می‌کند که قبل از این‌که
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
آنها فرا برسد و اموال آنان به عنوان
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
، میان وارثان تقسیم شود، به‌طور عادلانه و به دلخواه خود، برای نزدیکان خود وصیت کنند
[۱۵] مقدس اردبیلی، احمد بن محمد؛ زبدة البیان فی أحکام القرآن، تهران‏، کتابفروشی مرتضوی، چاپ اول، بی‌تا، ص۴۶۸.
: «کتِبَ عَلَیکمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَک خَیراً الْوَصِیةُ لِلْوالِدَینِ وَالأقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَی المُتّقینَ»«بر شما نوشته شده: هنگامی که یکی از شما را
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
فرا رسد، اگر چیز خوبی (مالی‏) از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، بطور شایسته وصیت کند! این حقّی است بر پرهیزکاران!»
همچنین در آیه‌ای دیگر با تأکید در رعایت
حقوقحقوق، از مهم ‌ترین شاخه های علوم اجتماعی که به مطالعه قواعد حاکم بر روابط میان اشخاص (حقیقی و حقوقی) در عرصه جامعه می‌پردازد
همسر بعد از وفات شوهر، بیان گردیده است:
«وَ الَّذِینَ یتَوَفَّوْنَ مِنکمْ وَ یذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِیةً لّأَِزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلیَ الْحَوْلِ غَیرَْ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَاجُنَاحَ عَلَیکمْ فیِ مَا فَعَلْنَ فیِ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ...»‏«و کسانی که از شما در آستانه
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
قرار می‏گیرند و همسرانی از خود به‏جا می‏گذارند، باید برای همسران خود وصیت کنند که تا یک سال، آنها را (با پرداختن هزینه زندگی) بهره‏مند سازند، به شرط این‌که آن‌ها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدد نکنند)؛ و اگر بیرون روند، (حقی در هزینه ندارند ولی) گناهی بر شما نیست، نسبت به آن‌چه درباره خود، به‌طور شایسته انجام می‏دهند...»

←← توجه به وصیت


پروردگار متعال در
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
مجید، برای هر یک از وراث سهم‌الارثی تعیین نموده و در همان آیات
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
بعد از بیان سهم اولاد، والدین و... توجه به وصیت
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
را قبل از انجام وصیت تأکید نموده است:
«یوصیکمُ اللَّهُ فی‏ أَوْلادِکمْ لِلذَّکرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ... مِنْ بَعْدِ وَصِیةٍ یوصی‏ بِها أَوْ دَینٍ...»« در باره فرزندانتان به شما سفارش می‏کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد... (همه این‌ها،) بعد از انجام وصیتی است که او کرده، و بعد از ادای دِین است...»
عمل به وصیت آن‌قدر مهم است که قبل از پرداخت سهم وارثان، اگر میت وصیت و دیونی داشته باشد، ابتدا باید وصیت وی اجرا شده و دِینش پرداخت شود؛ سپس باقیمانده اموال میان وراث تقسیم گردد.
[۱۹] حسینی جرجانی، سیدامیر ابوالفتوح‏؛ آیات الأحکام(جرجانی)، تهران، نوید، ۱۴۰۴ق، چاپ اول، ج‏۲، ص۲۰۲.

البته در بعد که سهم همسران را مشخص نموده، وصیت
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
با قید «غیرمُضارّ» محدود کرده است:
«وَ لَکمْ نِصْفُ ما تَرَک أَزْواجُکمْ إِنْ لَمْ‌ یکنْ لَهُنَّ وَلَدٌ... مِنْ بَعْدِ وَصِیةٍ یوصی‏ بِها أَوْ دَینٍ غَیرَ مُضَارٍّ وَصِیةً مِنَ اللَّهِ...»«و برای شما، نصف میراث زنانتان است، اگر آنها فرزندی نداشته باشند... پس از انجام وصیتی که شده، و ادای دِین، به شرط آن‌که (از طریق وصیت و اقرار به دِین،) به آن‌ها ضرر نزند. این سفارش خداست...»

←← حضور شاهد در ثبت وصیت


دستور
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
به این است که آنان جهت صحت عمل به وصیت آن‌ها و عدم کاستی در انجام وصیت، باید در هنگام وصیت کردن، دو نفر عادل که عدالتشان برای او ثابت شده، به عنوان
شاهددر لغت به معنی حاضر باشد
و ناظر در نزد خود حاضر کند:
«یا أَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ شهََادَةُ بَینِکمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیةِ اثْنَانِ ذَوَاعَدْلٍ مِّنکمْ أَوْ ءَاخَرَانِ مِنْ غَیرِْکمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فیِ الْأَرْضِ...»«ای کسانی که آورده‏اید! هنگامی که
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به بطلبد یا اگر مسافرت کردید، و مصیبت مرگ شما فرا رسید، (و در آن جا مسلمانی نیافتید،) دو نفر از غیر خودتان را به گواهی بطلبید...»
اهمیت این مسئله به قدری زیاد است که حتی اگر دسترسی به انسان
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
برای او مقدور نبود، می‌تواند از دو نفر
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
عادل استفاده کند؛ در این صورت اگر وارثان از
صداقتراست‌گویی از اعمال نیکوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است
شاهدان و عمل کنندگان به وصیت، مطمئن نبوده و در صحت وصیت شک داشته باشند، به آن دو شاهد مراجعه کرده و با دادن آن‌ها در حضور دیگران، حقیقت برایشان آشکار می‌شود.
[۲۲] مقدس اردبیلی، احمد بن محمد؛ زبدة البیان فی أحکام القرآن، تهران‏، کتابفروشی مرتضوی، چاپ اول، بی‌تا، ص۴۷۴ و تفسیر جوامع الجامع، ج‏۱، ص۳۵۸.


←← تغییر دادن وصیت


وصیت، از جمله سفارشات مؤکد خداوندی است که تغییر دادن آن توسط دیگران،
گناهیگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
بزرگ و نابخشودنی است:
«فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سمَِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلیَ الَّذِینَ یبَدِّلُونَهُ...»«پس کسانی که بعد از شنیدنش آن را تغییر دهند، گناه آن، تنها بر کسانی است که آن (وصیت) را تغییر می‏دهند...»

←← اصلاح وصیت


از آن‌جا که در مبین
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
انجام دادن
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
،
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
و دارای عقوبت است، تغییر دادن وصیتی که در آن امر به گناه شده، کاری خداپسندانه است:
«فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَینهَُمْ فَلَاإِثْمَ عَلَیهِ...»«و کسی که از انحرافِ وصیت کننده (و تمایل یک جانبه او به بعض ورثه)، یا از
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
او (که مبادا وصیت به کار خلافی کند،) بترسد، و میان آن‌ها را
اصلاحبرطرف کردن فساد و تباهی از شیء و ایجاد سلامت و بهبودی در آن را اصلاح گویند
دهد، گناهی بر او نیست (و مشمولِ حکم تبدیلِ وصیت نمی‏باشد.)...»


پانویس


 
۱. لسان العرب، ج۱۵، ص۳۹۵.    
۲. مفردات راغب، ج۱، ص۵۲۵.    
۳. مجمع البحرین، ج۴، ص۵۱۲.    
۴. مصطفوی، حسن؛ ‏التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، تهران، ‏بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‏۱۳۶۰ش، ج‏۱۳، ص۱۲۸.
۵. طیب، سید عبدالحسین؛ ‏اطیب البیان فی تفسیر القرآن،‏ تهران، اسلام، ۱۳۷۸ش، ‏چاپ دوم، ج‏۲، ص۳۱۹.
۶. انعام/سوره۶، آیه۱۵۳.    
۷. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۸.    
۸. انعام/سوره۶، آیه۱۴۴.    
۹. انعام/سوره۶، آیات ۱۵۱ و ۱۵۲.    
۱۰. عصر/سوره۱۰۳، آیه۳.    
۱۱. انعام/سوره۱۹، آیه۳۱.    
۱۲. تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۶۲.    
۱۳. بقره/سوره۲، آیه۱۳۲.    
۱۴. دادمرزی، سیدمهدی؛ فقه استدلالی (ترجمه تحریرالروضة فی شرح اللمعة)، قم، مؤسسه فرهنگی طه، چاپ چهارم، ۱۳۸۰ش، ص۴۲۸.
۱۵. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد؛ زبدة البیان فی أحکام القرآن، تهران‏، کتابفروشی مرتضوی، چاپ اول، بی‌تا، ص۴۶۸.
۱۶. بقره/سوره۲، آیه۱۸۰.    
۱۷. بقره/سوره۲، آیه۲۴۰.    
۱۸. نساء/سوره۴، آیه۱۱.    
۱۹. حسینی جرجانی، سیدامیر ابوالفتوح‏؛ آیات الأحکام(جرجانی)، تهران، نوید، ۱۴۰۴ق، چاپ اول، ج‏۲، ص۲۰۲.
۲۰. نساء/سوره۴، آیه۱۲.    
۲۱. مائده/سوره۵، آیات ۱۰۶ تا ۱۰۸.    
۲۲. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد؛ زبدة البیان فی أحکام القرآن، تهران‏، کتابفروشی مرتضوی، چاپ اول، بی‌تا، ص۴۷۴ و تفسیر جوامع الجامع، ج‏۱، ص۳۵۸.
۲۳. بقره/سوره۲، آیه۱۸۱.    
۲۴. بقره/سوره۲، آیه۱۸۲.    


منبع



سایت پژوهه با تلخیص    




جعبه ابزار