کفن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود.
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
مسلمانان را قبل از دفن كردن (مطابق آنچه كه ميت را با آن مي‌پوشانند) كَفَن نمایند.
كَفَنْ از سه قسمت تشکیل می شود.
۱- مِئزر(لنگ)
۲- قميص (پيراهن)
۳- إزار (سرتاسري) تشكيل شده است.
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
آن است كه لنگ به اندازه‌اي باشد كه بين ناف تا زانوي
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
را بپوشاند و بهتر آن است كه از سينه تا روي پا برسد و پيراهن بايد از سرشانه تا نصف ساق پا تمام بدن را بپوشاند و بهتر آن است كه تا روي پا برسد و اندازه سرتاسري از جهت درازي بايد به قدري باشد كه سراسر بدن از سر تا پا را بپوشاند و از جهت پهنا به اندازه‌اي باشد كه يك طرف آن روي يك طرف ديگر بيايد و بهتر آن است كه درازي سرتاسري به قدري باشد كه بتوان آن را از طرف سر و پاهاي ميت بست.
[۱] الشهيد الاول (محمدبن جمال الدين مكي العاملي)؛ الروضه البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه، بيروت، لبنان، دلو احياء التراث الاسلامي، بي تـا، الجزء الاول، ص ۱۳۶ – ۱۲۹.

طبيعي است آنچه در مورد كفن گفته شد ناظر به وضع طبيعي است و در حال ضرورت به اندازه‌اي كه ميسر باشد، اكتفا مي‌شود و با آن
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
را مي‌پوشانند. همچنين در حال عجز، از هر چيز مباحي براي كفن مي‌توان استفاده نمود.
كَفَنْ از جمله واجبات مالی میت است و از اصل مال وي (
ترکهترکه اموال و حقوق بر جاى مانده از میت است واز آن در بابهایى مانند طهارت، زکات، خمس، دین، تفلیس، حجر، وصیت و ارث سخن گفته شده است
) برداشته مي‌شود و در مقدار
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
آن نيز انتخاب جنس متوسط نسبت به حال و شأن ميت، نيازي به اظهار رضايت بعض يا تمام ورثه نيست؛ ولي اگر بخواهند جنس اعلي را براي كفن انتخاب كنند و يا علاوه بر مقدار
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
كفن، براي اندازه‌ مستحبي كفن از
ترکهترکه اموال و حقوق بر جاى مانده از میت است واز آن در بابهایى مانند طهارت، زکات، خمس، دین، تفلیس، حجر، وصیت و ارث سخن گفته شده است
استفاده كنند، نياز به إذن ورثه است. از آنجا كه از كفن براي پوشاندن
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
استفاده مي‌شود، پس كفن بايد از پارچه‌اي باشد كه بتواند بدن
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
را پنهان نمايد و نازكي آن به قدري نباشد كه بدن
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
از زیر آن پيدا باشد؛ اساساً تأكيد بر آن است كه
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
و جسد مسلمان هر چه بيشتر و بهتر مستور شود، حرمت وي نيز بيشتر محفوظ مي‌ماند؛ از اين رو شرعاً است كه اجزاء ديگري بر اجزاي
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
كفن افزوده شود، مانند:
عمامهعِمامه، پارچه به نسبت درازی که به دور سر می‌پیچند
در
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
مرد و و پارچه‌اي براي پوشش سينه‌ها در
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
زن و نيز پارچه‌اي (ترجيحاً از جنس
برد یمانیبرد یمانى نوعى جامه است
) براي پوشاندن تمام جسد از روي ديگر اجزاي كفن.
از جمله مسائلي كه در حين كَفْنْ
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است،
حنوطکافور، که به بدن میت مالیده می‏شود
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
مي‌باشد؛ يعني
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است پس از آن كه
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
مسلمان را
غسل میتغسل میّت، یعنی غسل دادن مرده را گویند
دادند؛ در حین كفن كردن، مقداري از كافور را به مواضع هفت‌گانه
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
(پيشاني، كف دست‌ها، سر زانوها دست‌ها، سر و انگشت) قرار دهند. همچنین است
شهادتینشهادتین به گواهى دادن به یگانگى خدا و رسالت حضرت محمد صلّى اللَّه علیه و آله گفته می شود
و اسامي ائمه (علیهم السلام) را بر روي برخي اجزاي كفن كه احتمال و آلوده شدن آن اجزا كمتر است مانند:
عمامهعِمامه، پارچه به نسبت درازی که به دور سر می‌پیچند
، پيراهن، سرتاسري، برد يماني و... بنويسند و بهتر آن است كه با تربت امام حسين (علیه السلام) باشد.
[۲] الموسوی الخمینی ،سید روح الله ،تحریر الوسیله ، قم ،موسسه نشر اسلامی ، ۱۴۲۰ه ق ج ۱و۲-ص۶۵-۶۹.

از ديگر مستحبات كَفْنْ آن است كه به همراه
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
، دو چوب (
جریدهجَریده، نوعی عَلَم عزا در دسته‌های سینه‌زن و زنجیرزن که آن را چند روز از ماه محرم در برخی از نواحی ایران ، به ویـژه در کاشان ، قم ، کرمان ، یزد ، خراسان و هرمزگان می‌گردانند
) تر و تازه در كفن همراه
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
بگذارند كه يكي را در ترقوه طرف چپ بين پيراهن و لنگ و ديگري را در ترقوه طرف راست به بدن ميت برسانند و بهتر است اين چوب‌ها از شاخه درخت خرما يا درخت سدر يا درخت بيد يا درخت انار و يا هر درختي كه خشك نباشد، تهيه شود و ترتيب فضيلت آنها به نحوي است كه ذكر شد.
[۳] الطباطبايي اليزدي، سيد محمد كاظم؛ العروه الوثقي، تهران، المكتبه العلميه الاسلاميه، بي‌تا، المجلد الاول، ص ۴۰۲.



فهرست مندرجات

۱ - پانویس

پانویس


 
۱. الشهيد الاول (محمدبن جمال الدين مكي العاملي)؛ الروضه البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه، بيروت، لبنان، دلو احياء التراث الاسلامي، بي تـا، الجزء الاول، ص ۱۳۶ – ۱۲۹.
۲. الموسوی الخمینی ،سید روح الله ،تحریر الوسیله ، قم ،موسسه نشر اسلامی ، ۱۴۲۰ه ق ج ۱و۲-ص۶۵-۶۹.
۳. الطباطبايي اليزدي، سيد محمد كاظم؛ العروه الوثقي، تهران، المكتبه العلميه الاسلاميه، بي‌تا، المجلد الاول، ص ۴۰۲.


سایت پژوهه    




جعبه ابزار