• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

کلمات یمنی قرآن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلمات یمنی قرآن به کلماتی از قرآن به لغت اهل یمن اطلاق می‌شود.



«یمن» مملکتی بزرگ است. شهرهای صنعا ، عدن ، حضرموت ، عمان (بزرگ‌ترین شهر یمن) و سرزمین یمامه که جنیان قصری بسیار عالی برای سلیمان در آن ساخته بودند، همه از توابع یمن است.


چند کلمه در قرآن یمنی شناخته شده‌اند:
۱. ارائک: الحجلة فیها السریر، جایگاه آراسته دارای تخت ؛
۲. حاق: وجب، لازم شد؛
۳. سامدون: لاهون، سرگرم شدگان؛ ابن عباس آن را از لغات یمنی دانسته، ولی از عکرمه نقل شده که لغت حمیر است.
۴. صور: قرن، شاخ ؛
۵. کذابا: کذبا، دروغ ؛
۶. نقبوا: هربوا، گریختند؛
۷. معاذیر: ستور، پرده‌ها و پوشش‌ها؛
۸. اللهو: المراة، زن ؛
۹. وزر: حیل، حیله‌ها؛
۱۰. سیل العرم: المسناة، سیل سخت شدید؛
۱۱. المرجان: صغار اللؤلؤ؛
۱۲. بعلا: ربا؛ ابن عباس آن را از لغات یمنی دانسته، ولی از قتاده نقل شده که لغت ازدشنوءة است.
[۱۴] دهخدا، علی اکبر، ۱۲۵۹ - ۱۳۳۴، لغت نامه دهخدا، ج۱۴، ص۲۱۱۰۱.
[۱۶] قلعه جی، محمدرواس، لغة القرآن الکریم، ص(۵۰-۶۵).



۱. ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۳۱.    .
۲. ↑ زمر/سوره۳۹، آیه۴۸.    .
۳. ↑ نجم/سوره۵۳، آیه۶۱.    .
۴. ↑ انعام/سوره۶، آیه۷۳.    .
۵. ↑ نبا/سوره۷۸، آیه۲۵.    .
۶. ↑ ق/سوره۵۰، آیه۳۶.    .
۷. ↑ قیامة/سوره۷۵، آیه۱۵.    .
۸. ↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۷.    .
۹. ↑ قیامة/سوره۷۵، آیه۱۱.    .
۱۰. ↑ سبا/سوره۳۴، آیه۱۶.    .
۱۱. ↑ رحمن/سوره۵۵، آیه۲۲.    .
۱۲. ↑ رحمن/سوره۵۵، آیه۵۸.    .
۱۳. ↑ صافات/سوره۳۷، آیه۱۲۵.    .
۱۴. ↑ دهخدا، علی اکبر، ۱۲۵۹ - ۱۳۳۴، لغت نامه دهخدا، ج۱۴، ص۲۱۱۰۱.
۱۵. ↑ سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، ۸۴۹ - ۹۱۱ق، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۱۰۶.    
۱۶. ↑ قلعه جی، محمدرواس، لغة القرآن الکریم، ص(۵۰-۶۵).



فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله«کلمات یمنی قرآن».    



جعبه ابزار