• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

کهل (مفردات‌نهج‌البلاغه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




كَهْل (به فتح کاف و سکون هاء) از واژگان نهج البلاغه و به معنی ما بين جوانى و پيرى (ميان‌سال) است، به قولى كهولت رسيدن به چهل و سه سالگى است. این لفظ فقط دو بار در نهج البلاغه آمده است. كَواهِل (به فتح کاف و کسر هاء) جمع كاهل و به معنى شانه انسان و گردن او است.



كَهْل به معنی ما بين جوانى و پيرى (ميان‌سال) است، به قولى كهولت رسيدن به چهل و سه سالگى است.


در وصف رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرموده: «خَيْرَ الْبَرِيَّةِ طِفْلاً، وَأَنْجَبَهَا كَهْلاً» «بهترين بشر در كودكى و نجيب‌ترين آن در ميان‌سالى و بزرگى بود.» (شرح‌های خطبه: )
و درباره درياى اعماق زمين فرموده: «فَخَضَعَ جِمَاحُ الْمَاءِ الْمُتَلاَطِمِ... وَذَلَّ مُسْتَخْذِياً إِذْ تَمعَّكَتْ عَلَيْهِ بِكَوَاهِلِهَا، فَأَصْبَحَ... سَاجِياً مَقْهُوراً» «سركشى آب متلاطم و مذاب درون زمين، خاضع و ذليل شد آن‌گاه كه سطح زمين و قسمت منجمد آن شانه‌هايش بر روى آن گذاشت، پس آرام و مقهور گرديد.» (شرح‌های خطبه: ) كَواهِل جمع كاهل به معنى شانه انسان و گردن او است.


این لفظ فقط دو بار در نهج البلاغه آمده است.


۱. ↑ قرشی بنایی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، ج۲، ص۹۱۸.    
۲. ↑ طریحی، فخر‌الدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۵، ص۴۶۷.    
۳. ↑ السید الشریف الرضی، نهج البلاغه، ت الحسون، ص۲۳۲، خطبه ۱۰۴.    
۴. ↑ عبده، محمد، نهج البلاغه، ط مطبعة الإستقامة، ص۲۰۰، خطبه ۱۰۳.    
۵. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۱۵۱، خطبه ۱۰۵.    
۶. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان، ص۲۲۱، خطبه ۱۰۵.    
۷. ↑ بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۴۱.    
۸. ↑ بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۴۳.    
۹. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، ج۴، ص۴۴۵-۴۴۶.    
۱۰. ↑ هاشمی خویی، میرزا حبیب الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۲۱۸.    
۱۱. ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۱۱۷.    
۱۲. ↑ السید الشریف الرضی، نهج البلاغه، ت الحسون، ص۱۹۶-۱۹۷، خطبه ۹۰.    
۱۳. ↑ عبده، محمد، نهج البلاغه، ط مطبعة الإستقامة، ص۱۷۳، خطبه ۸۹.    
۱۴. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۱۳۱، خطبه ۹۱.    
۱۵. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان، ص۱۸۹، خطبه ۹۱.    
۱۶. ↑ بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۷۷۱.    
۱۷. ↑ بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۷۷۵.    
۱۸. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین(ع)، ج۴، ص۱۴۱.    
۱۹. ↑ هاشمی خویی، میرزا حبیب الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۱۰.    
۲۰. ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۴۳۷.    
۲۱. ↑ السید الشریف الرضی، نهج البلاغه، ت الحسون، ص۲۳۲، خطبه ۱۰۴.    
۲۲. ↑ السید الشریف الرضی، نهج البلاغه، ت الحسون، ص۱۹۶-۱۹۷، خطبه ۹۰.    



• قرشی بنایی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، برگرفته ازمقاله «کهل»، ج۲، ص۹۱۸-۹۱۹.    






جعبه ابزار