یقین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یقین، ‌عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه‌ای، هر قدر هم قوی، قابل زوال نباشد.
[۱] مجلسی، محمدباقر، مراةالعقول، دارالکتب الاسلامیه، به نقل از محقق طوسی، ص۳۵۴.
یقین در دین به منزله سرمایه است و متوقف بر آن می‌باشد. سایر علوم شاخ و برگ آن است و
رستگاریرستگاری همان سعادت واقعی و اخروی هست که در دین اسلام که به عنوان کاملترین و جامع‏ترین دین الهی است به این موضوع پرداخته است
در
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
بدون یقین حاصل نمی‌شود.


معنای یقین



یقین در لغت
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
است که نقطه مقابل"
شکشک مقابل یقین یکی از عناوین مهمی است که درفقه و اصول در مورد آن زیاد بحث شده است و در تمامی ابواب فقه جاری است
" می‌باشد و طبق آنچه از اخبار و استفاده می‌شود به مرحله عالی " یقین" گفته می‌شود و در اصطلاح، یقین اعتقاد و باور محکم و استواری است که مطابق با حقیقت باشد و به هیچ وجه امکان زوال و احتمال خلاف در او راه ندارد. به طوری‌که
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
همه چیز را از مسبّب‌الاسباب بداند و به اسباب توجّه نکند بلکه واسطه‌ها را مسخّر حقّ و فاقد هر حکم و
قدرتقدرت یکی از صفات الهی است
بداند و کسی که بر این اعتقاد باشد دارای یقین است.
[۵] فیض کاشانی، ملا محسن، المحجة البیضاء، ص ۲۷۳، قم، دفتر انتشارات اسلامی، دوم.


← نظر علّامه طباطبایی


«یقین به معنی قوت ادراک ذهنی است، به طوری که قابل زوال و ضعف نباشد»
[۶] طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ترجمه مصباح، ج۴، ص۴۰.

مورد و متعلّق یقین یا مربوط است به چیزی که از لوازم و اجزاء است مانند اعتقاد به وجود خداوند تبارک و تعالی و بعثت انبیا و عالم آخرت، و یا مربوط به اموری است که دخالتی در ایمان ندارد و آنچه در کمال انسان و رسیدن او به سعادت نقش دارد، قسم اول است و آن یقین داشتن به این است که تمام امور هستی به دست خداست و او مسبّب‌الاسباب می‌باشد؛ هیچ‌گونه توجهی به غیر او نداشته بلکه همه اسباب و وسائط را مسخّر فرمان و حکم خدا بداند.
بداند که خدا ضامن روزیِ اوست و هر چه را او مقدّر کرده می‌رسد، و در نتیجه طمعی به دیگران نداشته باشد.
بداند که نتیجه تمامی اعمال خوب و بد خود را می‌بیند و خدای شاهد و ناظر بر اعمال، ‌خود حاکم روز قیامت است. و حتی از خاطرات قلبی انسان نیز آگاه است. این حقیقت یقین است.
کسی‌که دارای چنین یقینی باشد به لوازم آن نیز ملتزم می‌شود، زیرا تفاوت میان ایمان و یقین به همین است که چه بسا انسان ایمان به چیزی دارد ولی بعضی از لوازم آن را فراموش می‌کند و در نتیجه، عمل منافی با ایمانش انجام می‌دهد، به خلاف یقین که دیگر با فراموشی نمی‌سازد، زیرا اگر کسی عالم و
مؤمنمؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
به باشد و همواره به یاد آن روزی باشد، که به حساب کوچک و بزرگ اعمالش می‌رسند، مرتکب گناهان نگردیده بلکه نزدیک قُرق گاه‌های خدا هم نمی‌شود.

یقین در قرآن



در ، یقین در چند معنی استعمال گردیده است:
۱- به معنی علم و آگاهی کامل. ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ یَقِیناً یعنی و ما قتلوه من غیر شک
۲- به معنی
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
. وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ یعنی حتّی یأتیک الموت
۳- به معنی آشکار و روشن. کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ. یعنی اگر حادثه بزرگ عالم آخرت برای شما روشن و آشکار می‌شد)
[۱۱] داور پناه، ابوالفضل، انوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص۱۷۶، تهران‌، انتشارات صدر، ۱۳۷۵ ش‌، اول.


یقین در روایات



از این رو برخی روایاتی که در بیان معنی و
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
یقین آمده، آن را به لوازم و آثارش تعریف کرده‌اند.
از نقل شده که فرمود:
«از
جبرئیلجبرئیل از فرشتگان بزرگ الهی و نقش آفرینان در قیام جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) می‌باشد و یکی از چهار فرشته مقرب (علاوه بر میکائیل، اسرافیل و عزرائیل) است
پرسیدم تفسیر یقین چیست؟ گفت: مؤمن به گونه‌ای برای خدا عمل کند که گویا او را می‌بیند، و اگر او خدا را نمی‌بیند، خدا او را می‌بیند. و یقیناً بداند که آنچه به او رسیده ممکن نبود از او بگذرد و آنچه از او گذشته ممکن نبود به او برسد.»
[۱۳] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۱۶.


از امام رضا (علیه‌السلام) سؤال شد: یقین چیست؟ فرمود:
«
توکل بر خداتوکّل در دو معنا به کار رفته است: ۱
و تسلیم او شدن و راضی به قضای الهی بودن و همه امور را به خدا واگذاردن.»

فضیلت



در زمینه فضیلت و ارزش یقین به عنوان یکی از کمالات انسان مؤمن و نیز ترغیب به کسب و تقویت آن، روایات بسیاری آمده است که برخی را یادآور می‌شویم:
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود:
«خیرُ ما اُلْقِ فِی القَلبِ الیَقینُ؛ بهترین چیزی که در قلب افکنده شده، یقین است.»
و نیز فرمود:
«کفی بِالیَقینِ غِنیً؛ برای بی‌نیازی همین بس که صاحب یقین باشی.»
یقین افضل کمالات، اشرف فضایل و اهم اخلاق است و در کلام معصومین (علیهم‌السلام) و سخنان بزرگان آمده است که:
۱- هیچ نوری همچون نور یقین نیست.
[۱۷] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة، ج‌۱، ص۱۲۸، ترجمه احمد‌آرام‌، تهران، ‌دفتر نشر فرهنگ اسلامی‌، ۱۳۸۰ ش‌.

۲- یقین از ایمان و
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
با فضیلت‌تر است.
۳- عمل کم و همیشگی با یقین بهتر از اعمال زیاد بدون یقین است.
[۱۹] مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۱۶.

۴- چیزی گرامی‌تر و عزیزتر از یقین نیست.
[۲۰] مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۴۳.

۵- بهترین چیزی که به قلب داده شده، یقین است.
[۲۱] مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۱۶.

۶- خیری که همواره در قلب جای دارد، یقین است.
[۲۲] مجلسی، محمدباقر، ایمان و فر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۳۲.

۷- یقین ثروتی است که از همه چیز کفایت می‌کند.
۸- اهل یقین مورد غبطه دیگران می‌باشد.
[۲۴] مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۳۲.

۹- کمتر از یقین چیزی بین مردم تقسیم نشده است.
۱۰- با ارزش‌ترین چیزی که در دل انسان راه می‌یابد، یقین است.
[۲۶] علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار- ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸، ج‌۱، ص۱۴۲، سید ابو الحسن موسوی همدانی، ‌تهران‌، کتابخانه مسجد ولی عصر، اول.

۱۱-رأس دین، درستی یقین است.

نشانه‌های یقین



یکی از راه‌های پی بردن به وجود چیزی دقّت و بررسی در علائم و نشانه‌های آن است. از این رو اگر کسی بخواهد وجود یقین و یا درجه و میزان آن را در قلب خود بیابد، باید ببیند آیا آثار و نشانه‌های آن را دارد یا نه؟
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: «علامت کسی که صاحب یقین باشد، شش چیز است:
۱. از روی حقیقت به خدا یقین کند پس به او ایمان آورد.
۲. یقین آورد که مرگ
حقحق در سه معنا استعمال شده است
است و از آن بترسد.
۳. یقین کند که قیامت حق است و از رسوایی بترسد.
۴. یقین کند که
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
حق است و خود را محاسبه کند و شیفته آن باشد.
۵. یقین کند که حق است و کوشش خود را برای نجات از آن ظاهر گرداند.
۶. یقین دارد حساب حق است و خود را محاسبه کند.»

← ذکر یک حکایت


«روزی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نماز صبح را با مردم گذارد سپس در مسجد نگاهش به جوانی افتاد که چرت می‌زد و سرش پایین می‌افتاد، رنگش زرد بود و تنش لاغر و چشمانش به گودی فرو رفته. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به او فرمود: حالت چگونه است؟ عرض کرد من صبح کردم در حالی‌که دارای یقین هستم، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: همانا هر یقین را حقیقتی است حقیقت یقین تو چیست؟
جوان گفت: یا رسول الله همین یقین من است که مرا‌ اندوهگین ساخته و بیداری شب و
تشنگیتشنگى حالت غریزى احساس نیاز به آب است ،که در ابواب مختلف فقه آمده است
روزهای گرم را به من چشانیده و به
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
و آنچه در آن است بی‌رغبت گشته‌ام، تا آنجا که گویا عرش پروردگارم را می‌بینم که برای رسیدگی به حساب مردم برپا شده و مردم برای حساب محشور شده‌اند و من هم در میان آنها هستم و گویا اهل بهشت را می‌نگرم که در نعمتند، و بر کرسی‌ها تکیه زده یکدیگر را معرفی می‌کنند و گویا اهل دوزخ را می‌بینم که در آنجا معذبند و فریادرس می‌طلبند و گویا الآن صدای زبانه‌های آتش دوزخ را می‌شنوم.
آنگاه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود:
«این جوان بنده‌ای است که خدا دلش را به نور ایمان روشن ساخته»
و به او فرمود:
«بر این حال که داری ثابت باش.»
جوان گفت: «یا رسول الله از خدا بخواه در رکابت را روزیم کند.»
رسول خدا برای او دعا فرمود. مدتی نگذشت که در جنگی همراه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شرکت کرد و بعد از ۹ نفر
شهیدکشته راه خدا در جهاد با دشمنان را شهید گویند
گشت و او دهمین شهید بود.

آثار



یقین، برترین درجه کمال ایمان و بالاترین فضائل انسانی است. کسی که به قلّه بلند یقین رسیده باشد؛ دستیابی او به سایر کمالات و فضایل اخلاقی آسان می‌گردد؛ بلکه باید گفت آن کسی که دارای یقین است، تمامی صفات و اخلاق حسنه را همراه دارد و کسب کرده است.
اینک به برخی از آن آثار اشاره می‌کنیم:

← آرامش روحی


کسی که صاحب یقین باشد دارای یک نوع آرامش روحی و
اطمینان قلببشر در طول زندگی خویش همواره با نگرانی‌ها و اضطراب‌ها روبروست و همیشه تلاش کرده تا این عوامل را از بین ببرد، تأثیر دین و ایمان در سلامت روان از جمله رویکردهای جدید است که در میان روان شناسان مورد توجه قرار گرفته است
بوده و حوادث، سختی‌ها و مشکلات او را مضطرب و نگران نمی‌سازد؛ بلکه همه مصیبت‌ها و ناگواری‌ها در نظرش آسان گردیده و کوچک می‌شود.
می‌فرماید:
«انِّ اللهَ تعالی بعَدلِهِ و قسطِهِ جَعَلَ الرَّوحَ و الرّاحةَ فی الیَقینِ و الرِّضا و جَعلَ الهَمَّ و الحُزنَ فی الشَّکِّ و السَّخَط؛
[۳۰] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، چ بیروت. ‌ ج۲، ص۵۱.
خداوند به عدل و داد خود نشاط و آسایش را در یقین و
رضارضا یکی از درجات و مقام‌های بالای معنوی است که در علم اخلاق دارای جایگاه ویژه ای می باشد
قرار داده است و غم و‌ اندوه را در شک و ناخوشنودی.»

← صبر


دومین نتیجه پرثمر یقین،
صبرصبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه‌ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد
و استقامت در برابر مشکلات زندگی است. می‌فرماید:
«الصَّبرُ ثَمَرةُ الیقین؛
[۳۱] خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ج۱، ص۱۳۳.
صبر، ثمره یقین است.»
و نیز فرموده است:
«اگر نه این بود که (برخی از ما ) دچار ضعف یقین هستیم، این‌گونه نبودیم که زبان به شکایت بگشاییم در برابر سختی کمی که امیدواریم در آینده نزدیک یرطرف شود و در آینده دور (قیامت) ثواب بزرگ آن نصیب مان گردد.»
[۳۲] ابن ابی الحدید، فخرالدین، شرح نهج‌البلاغه، ج۲۰، ص۲۵۵.


← اخلاص


کسی که صاحب یقین باشد اعمال و نیات او خالص است و جز رضای خدا کسی و چیزی رادر نظر ندارد.
علی (عليه‌السلام) می‌فرماید:
«غایةُ الیقینِ الاخلاصُ؛
[۳۳] خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ج۴، ص۳۶۹.
نهایت درجه یقین، اخلاص است.»

← زهد


از دیگر آثار و ثمرات یقین زهد است؛ زیرا کسی‌که یقین به فنا و زوال دنیا دارد، هیچ‌گاه به آن دل نمی‌بندد.
امام علی (عليه‌السلام) فرمود:
«الزُّهدُ ثَمَرةُ الیَقینِ؛
[۳۴] خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ج۱، ص۱۲۵.
زهد ثمره یقین است.»

← توکّل


کسی که یقین دارد در عالم هستی مؤثری جز خدا نیست، در تمام امورش فقط به خدا
توکلتوکل در اسلام به معنی آن است که بندهٔ خدا، خدا را وکیل در امر خود قرار دهد
نموده و اعتمادش تنها به قدرت لایزال الهی می‌باشد که یکی دیگر از آثار یقین است.
علی (عليه‌السلام) می‌فرماید: «التَّوَکُّلُ من قُوَّةِ الیقین؛
[۳۵] خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ص۱۸۴.
توکل نشانه قوّت یقین است.»

← رضا و تسلیم


از جمله ثمرات ارزشمند دیگری که یقین در پی دارد، رضا و تسلیم است زیرا فرد صاحب یقین تمامی امور را از سوی خداوند می‌داند و معتقد است که هیچ برگی از درختی نمی‌افتد مگر به اذن و اراده حق تعالی از این رو در برابر آنچه از سوی خداوند برای او مقدّر شده باشد راضی بوده و در برابر قضای الهی تسلیم است.
امام علی (عليه‌السلام) می‌فرماید:
«الرِّضا ثَمَرَةُ الیَقینِ؛
[۳۶] خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ج۱، ص۱۹۰.
رضا ثمره یقین است.»
امام صادق (عليه‌السلام) می‌فرماید:
«الرِّضا بِمکروهِ القضاءِ مِن اعلی دَرجاتِ الیَقینِ؛ راضی بودن به قضای مکروه، نشانه برترین درجات یقین می‌باشد.»

← آسان شدن انفاق


کسی که صاحب یقین باشد، انفاق کردن اموال، در راه خدا، برایش آسان است، زیرا او یقین دارد که هر چه را
انفاقانفاق، یکی از فضایل اخلاقی که در اسلام به طور مکرر به آن سفارش شده است، و در قرآن نیز به آن پرداخته شده است
کند عوض آن را می‌گیرد، چرا که این وعده خداوند است و یقین دارد که حق تعالی صادق‌ترین افراد در گفتار و وعده‌هایش می‌باشد.
پس در هنگام بخشش، دستش باز است و با جود و بیشتری انفاق می‌کند.
امام علی (عليه‌السلام) می‌فرماید: «اِستَنزلُوا الرِّزقَ بِالصَّدَقَةِ وَ مَنْ اَیْقَنَ بالخَلَفِ جادَ بالعَطیَّةِ؛ با دادن
صدقهدر دین اسلام همان‌گونه که کسب درآمد از هر راهی مجاز نیست، خرج کردن مال نیز در هر راهی درست نیست، یکی از نیکوترین راه‌های مورد تأیید اسلام برای صرف مال، صدقه دادن آن در راه خداست، دادن مال در راه خدا را «تصدّق» و مال داده شده را «صدقه» می‌نامند
روزیهر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
را طلب کنید، چون کسی که به گرفتن عوض یقین دارد در بخشیدن سخاوتمند است.»

پیامدها



یقین نصیبی است که هر کس به آن مزین شد، محرم خلوتخانه انس می‌گردد که به سبب آن می‌توان به
اصلاحبرطرف کردن فساد و تباهی از شیء و ایجاد سلامت و بهبودی در آن را اصلاح گویند
و تهذیب نفس،
[۳۹] امام خمینی، روح‌الله، جهاد اکبر، ص ۳۳.
آرامشآرامش‏ به آرام بودن، عدم حرکت و همچنین به معنی سکون داشتن و طمأنینه است که در باب صلات آمده است
و سکونت،
[۴۰] موسوی خمینی، روح‌الله، شرح چهل حدیث، ج۱، ص۵۵۷، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۵هـ ش، سی و ششم.
درک آیات الهی، «إِنَّ فیِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ لاََیَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِینَ•وَ فیِ خَلْقِکمُ‌ْ وَ مَا یَبُثُّ مِن دَابَّةٍ ءَایَاتٌ لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ؛ بی‌شکّ در آسمان‌ها و زمین نشانه‌های (فراوانی) برای وجود دارد و نیز در آفرینش شما و جنبندگانی که (در سراسر زمین ) پراکنده ساخته، نشانه‌هایی است برای جمعیّتی که اهل یقینند.
صبرصبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه‌ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد
و شکیبائی،
[۴۳] مچلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۳۹.
امیدواری،
[۴۴] خوانساری، جمال الدین، ج‌۵، ص۴۶۶، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ج‌۵، ص ۴۶۶.
کسب بسیاری از امور علمی و عملی،
[۴۵] جوادی آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن کریم (تفسیر موضوعی قرآن کریم)، ج۱، ص۳۵۳، قم، مرکز نشر اسراء اول، ۱۳۷۷.
برطرف کردن غم واندوه‌ها
[۴۶] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص، ۱۲۸.
و به برترین درجه مقصود
[۴۷] حرّانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، ج۱، ص۱۸۲، ترجمه بهراد جعفری، ‌تهران‌، اسلامیه، ‌اول، ‌۱۳۸۰ ش‌.
و به جایگاه بلندی که موجب شگفتی می‌شود
[۴۸] مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۳۵.
که منجر به هدایت
[۴۹] خوانساری، جمال‌الدین، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، ج‌۶، ص۱۹۲.
می‌شود، رسید.
ملاک ایمان،
[۵۰] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۸۸.
نشانه‌ پرهیزکاران،
[۵۱] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغة، ج۱، ص۴۰۵، محمد دشتی‌، قم‌، مشهور، ۱۳۷۹ ش‌، اول‌.
نشانه‌ مؤمن،
[۵۲] علی رضا صابری یزدی و محمد رضا انصاری محلاتی‌، الحکم الزاهرة، ج۱، ص۴۵۸، ترجمه انصاری‌، قم‌، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی‌، دوم‌، ۱۳۷۵ ش‌.
اخلاص در عمل و و پرهیز از
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
،
[۵۳] دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۰۷، ترجمه سید هدایت الله مسترحمی، ‌تهران‌، مصطفوی، ‌سوم، ‌۱۳۴۹ ش.
رفع وسواس نفسانیه،
[۵۴] دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج‌۲، ص۱۰۷، ترجمه سید هدایت الله مسترحمی، ‌تهران‌، مصطفوی، ‌سوم، ‌۱۳۴۹ ش.
بزرگترین بی‌نیازی،
[۵۵] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۵.
کوشش در زندگی،
[۵۶] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۹.
نیرومند شدن،
[۵۷] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۹.
کوتاهی آرزوها،
[۵۸] دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج‌۲، ص۱۰۳، ترجمه سید هدایت الله مسترحمی، ‌تهران‌، مصطفوی، ‌سوم، ‌۱۳۴۹ ش.
دور کردن حوادث و مشکلات زندگی
[۵۹] مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۳۷.
جلب نکردن رضایت مردم با عملی که موجب خشم خدا است
[۶۰] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، (ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸)، ج‌۱، ص۱۴۲، ترجمه سید ابو الحسن موسوی همدانی، ‌تهران‌، کتابخانه مسجد ولی عصر، اول.
ملامت نکردن مردم در تنگناها
[۶۱] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، (ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸)، ج‌۱، ص۱۴۲، ترجمه سید ابو الحسن موسوی همدانی، ‌تهران‌، کتابخانه مسجد ولی عصر، اول.
برتری عمل اندک و مداوم به واسطه یقین در نزد خداوند
[۶۲] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۵.
حرصمیل شديد به چيزى يا براى به دست آوردن چيزى را حرص می نامند
نورزیدن به دنیا‌،
[۶۳] علی رضا صابری یزدی و محمدرضا انصاری محلاتی‌، الحکم الزاهرة، ج۱، ص۶۸۶، ترجمه انصاری‌، قم‌، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی‌، دوم‌، ۱۳۷۵ ش‌.
فراموش کردن
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
[۶۴] خوانساری، جمال‌الدین، شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم، ج‌۵، ص۳۴۲.
و... همه از آثار یقین می‌باشد.

آثار عدم یقین



۱- پذیرفته نشدن دعا
[۶۵] بهاء‌الدین خرمشاهی و مسعود انصاری، پیام پیامبر، ص۶۹۷، تهران‌، منفرد، اول‌، ۱۳۷۶ ش‌ص ۶۹۷

۲- کم ارزش بودن عمل فراوان بدون یقین
[۶۶] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۴۹۳.

۳- آنکه قلبش به یقین نرسیده است، عملش به فرمان او نیست.
[۶۷] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۹.

۴- هیچ بی‌خردیی همچون کمی یقین نیست
[۶۸] حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۷۶.

۵- خوابیدن همراه با یقین، برتر از نماز گزاردن با شک و تردید است.

فرق علم و یقین



همانگونه که ذکر شد یقین امر معلوم و آشکار و قوت ادراک ذهنی است که قابل زوال و ضعف نباشد
[۷۰] داور‌پناه، ابوالفضل، انوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص۱۷۵، تهران‌، انتشارات صدر، ۱۳۷۵ ش‌، اول.
و همچنین علمی است که بعد از استدلال، از طریق برهان حاصل می‌شود
[۷۱] طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر جوامع الجامع‌، ج‌۱، ص۲۱، مترجمان‌، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی‌، ۱۳۷۷ ش، دوم‌.
که موجب آرامش و سکون برای شخص خواهد شد،
[۷۲] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن‌، ج‌۴، ص۵۴۸، خسروی حسینی سید غلامرضا، تهران‌، انتشارات مرتضوی‌، ۱۳۷۵ ش‌، دوم.
پس با علم تفاوت دارد؛ زیرا علم، درک حقیقت چیزی است به گونه‌ای که آن شیء شناخته شود. پس هر علمی یقین نیست ولی هر یقینی علم است و به علم خدا یقین گفته نمی‌شود؛ زیرا علم خدا از تحقیق و استدلال حاصل نمی‌شود؛
[۷۴] داور‌پناه، ابوالفضل، انوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص۱۷۵، تهران‌، انتشارات صدر، ۱۳۷۵ ش‌، اول.
زیرا تمام اشیاء در آشکار بودن نزد وی یکسان است
[۷۵] طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر جوامع الجامع‌، ج‌۱، ص۲۱.
و نیز علم، به فراموشی تبدیل می‌شود ولی یقین، با توجه دائمی همراه است.
[۷۶] رحمتی، محمد، گنجینه معارف، ج۱، ص۸۰۰، قم، صبح پیروزی، ۱۳۸۵ه ش، دوم.


حقیقت و حد یقین



اولین مرحله ایمان، معرفت و سپس یقین
[۷۷] دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب الی الصواب، ج‌۱، ص ۳۳۲، ترجمه علی سلگی نهاوندی، قم، نشر ناصر، ۱۳۷۶ هـ ش.
و بالاترین درجه یقین، خشنود بودن به قضای الهی -که ناخوشایند است- می‌باشد.
[۷۸] حرّانی، حسن بن شعبه، ج۱، ص۲۵۸، تحف العقول، ترجمه بهراد جعفری، ‌تهران‌، اسلامیه، ‌اول، ‌۱۳۸۰ ش‌.
در کلام معصومین (علیهم‌السلام) حقیقت یقین را
توکل بر خداتوکّل در دو معنا به کار رفته است: ۱
و تسلیم در برابر امر خدا و رضا به مقدرات خدا و واگذاری کارها به خدا دانست.
[۷۹] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، (ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸)، سید ابو الحسن موسوی همدانی، ‌ج‌۱، ص۶۱۵، تهران‌، کتابخانه مسجد ولی عصر، اول .

برای دانستن حد و نهایت یقین می‌توان به کلام امام صادق (ع) اشاره داشت که فرمودند: حد یقین این است که فقط از خداوند بترسی.
[۸۰] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۱۵.


متعلق یقین



آنچه یقین به آن تعلق می‌گیرد یا از اجزاء و لوازم ایمان است مانند وجود خداوند و صفات کمالیه او و مباحث متعلق به
نبوتاصل نَبُوّت، یعنی باور به اینکه خدا برای رساندن سخن خود به انسان، پیامبرانی را از میان خود آنان برگزیده‌است
و
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
و احوال نشئه
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
و یا اموری که در ایمان مدخلیتی ندارد.
[۸۱] مولامهدی، نراقی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه کتاب جامع السعادات)، ج۱، ص۱۷۶، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶ه ش، اول.

در روایات، یقین بنابر نقلی بر چهار شعبه؛ تیزهوشی، رسیدن به حقایق، عبرت‌شناسی،
سنّتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
و روش پیشینیان و بنابر نقل دیگر بر چهار شاخه؛ شوق و
ترسبیم از وقوع امری ناخوشایند را ترس می گویند و از آن به مناسبت در بابهایی همچون طهارت، صلات، صوم، حج، حدود و دیات یاد شده است
و
زهدزهد، یکی از بارزترین محسنات اخلاقی است و هرکس این صفت را دارا باشد زاهد می‌گویند
و انتظار تقسیم می‌شود.
[۸۳] انصاری زنجانی خوئینی، ‌اسماعیل، اسرار آل محمد (علیهم‌السلام)، ‌قم‌، نشر الهادی، ‌اول، ‌۱۴۱۶ ق.


نسبت یقین با عبادت



با توجه به آیه ۹۹،
سوره حجرسوره حجر یکی از سوره های قرآن کریم است
، عبادت، زمینه‌ساز یقین
[۸۴] رحمتی شهرضا، محمد، گنجینه معارف، ص۷۹۴، قم، صبح پیروزی، ۱۳۸۵ه ش،
دوم است:
«وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتیَ‌ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ؛ و پروردگارت را عبادت کن تا یقین ( مرگ‌ ) تو فرا رسد!»
گویا که معنای آیه چنین است: اگر می‌خواهی به یقین و مراتب آن برسی و معلوم را به تفصیل به دست آوری به عبادت پروردگارت مشغول باش تا مراتب یقین که مطلوب تو است به دست آید
[۸۶] گنابادی، سلطان محمد، ترجمه بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج‌۸، ص۸۳، رضا خانی حشمت الله ریاضی، تهران‌، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام‌نور، ۱۳۷۲ ش‌، اول‌.
که تداوم بر بندگی حق، سبب پیدا شدن یقین است
[۸۷] قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج‌۶، ص۳۶۳، تهران‌، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن‌، ۱۳۸۳ ش‌، یازدهم‌.
و نیز احتمال است که مراد از آمدن یقین، رسیدن اجل مرگ است که با فرا رسیدنش غیب، مبدل به و خبر مبدل به عیان می‌شود.
امر دیگری که انسان را به مقام رفیع یقین می‌رساند، تسلیم محض خداوند بودن است؛ زیرا کسی به این مقام می‌رسد که در
قلباستفاده از «اصل» و «علت» موجود در یک قیاس برای اثبات حکمی مخالف حکم اصل را قلب گویند
او جز خواسته خدا چیزی نباشد.
[۸۹] جوادی آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن کریم (تفسیر موضوعی قرآن کریم)، ج۱۱، ص۳۵۵، قم، مرکز نشر اسراء اول، ۱۳۷۷.


مراتب



یقین جامع همه فضایل است وخود دارای مراتبی است:
۱- علم‌الیقین و آن این است که انسان از دلائل مختلف به چیزی ایمان آورد مانند کسی که با مشاهده دود ایمان به وجود آتش پیدا می‌کند.
۲- عین‌الیقین و آن در جایی است که انسان به مرحله مشاهده می‌رسد و با" چشم" خود مثلا آتش را مشاهده می‌کند.
۳- حق‌الیقین و آن همانند کسی است که وارد در آتش شود و سوزش آن را لمس کند و به صفات آتش متصف گردد و این بالاترین مرحله یقین است.

نشانه صحت یقین



در حدیث شریفی از امام صادق (علیه‌السلام) دو چیز علامت صحت و سلامت یقین شمرده شده :
یکی آن‌که سخط و غضب حق را به رضای مردم نفروشد.
دیگر آن‌که مردم را ملامت نکند به آنچه خدا به آن‌ها نداده. که این دو از ثمرات کمال یقین است، چنانچه مقابل آن‌ها از ضعف یقین و علت و مرض ایمان است.
[۹۱] موسوی خمینی، روح‌الله، شرح چهل حدیث، ج۱، ص۵۶۰، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۵هـ ش، سی و ششم.
همچنین نترسیدن از مرگ نیز، نشانه دیگری بر صحت یقین برشمرده شده است.
[۹۲] رحمتی شهرضا، محمد، گنجینه معارف، ج۱، ص۷۹۹، قم، صبح پیروزی، ۱۳۸۵ه ش، دوم


نشانه‌های ضعف یقین



در روایتی دیگر از امام صادق (علیه‌السلام) نشانه ضعف یقین برای ما روشن می‌شود :
«کسی که یقین او ضعیف و سست باشد:
۱- در جریان زندگی خود پیوسته متوجه به وسائل و اسباب شده و تمسک و
توسلتوسّل، واسطه قرار دادن امور خیر و افراد صالح مقرب درگاه الاهی برای بر آورده شدن درخواست و اجابت دعاست
به آن‌ها پیدا می‌کند و این را نزد خود جایز و صحیح تصور نموده و بر خلاف
اخلاصاخلاص پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل تنها برای خدا می باشد
و
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
نمی‌داند.
۲- در امور زندگی خود بدون دقت و تحقیق حق، از رسوم و عادات مردم پیروی کرده و گفتار و اقوال دیگران را معتبر می‌شمارد.
۳- در امور مربوط به زندگی مادی دنیوی، کمال کوشش و سعی بلیغ نموده و در جمع دنیا و نگهداری و امساک آن اهتمام خواهد داشت. او اظهار می‌کند که مانع و معطی و دهنده و گیرنده‌ای به جز پروردگار متعال نیست و هر بنده‌ای نمی‌رسد مگر به آنچه
روزیهر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
و قسمت و نصیب او باشد و به زبان می‌گوید که سعی و کوشش اثری در تغییر مقدرات و در زیادی قسمت ندارد ولی از لحاظ عمل و از باطن و قلب خود مخالف این اظهار و گفتار است.»
[۹۳] مصطفوی‌، حسن، مصباح الشریعة، ج۱، ص۳۹۴، تهران، ‌انجمن اسلامی حکمت و فلسف ایران‌، اول‌، ۱۳۶۰ ش.


علائم اهل یقین



برای اهل یقین نشانه‌هایی برشمردند:
(۱) نشانه‌اش این است که از غیر خدا قطع امید می‌کند و به حول و قوه خدا پناه می‌برد.
[۹۴] مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۳۶.

(۲) و در پیروی از اوامر او استقامت می‌کند.
(۳) و در
ظاهرظاهر، لفظ دارای ظهور بیشتر در یکی از معانی محتمل را می‌گویند
و
باطنباطن، به معنای درون چیزى است
خدا را عبادت می‌نماید.
[۹۵] مولامهدی، نراقی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه کتاب جامع السعادات)، ج۱، ص۱۷۸، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶ه ش، اول.

(۴) صاحب
کرامتکرامت به معنی امر خارق العاده ای است که از اولیاء خدا صادر می شود و جمع آن کرامات است
است؛ زیرا هر قدر یقین انسان زیاد شود، قوه تصرف برای او در جمیع کائنات حاصل می‌شود.
(۵) به وجود پروردگار از روی حقیقت یقین داشته و بدو ایمان آورد.
(۶) محقّق بودن مرگ را باور داشته و از آن بترسد.
(۷) مطمئن باشد که قیامت حقّ است.
(۸) یقین داشته باشد که بهشت حقّ است.
(۹) همچنین به و
عذابدر قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است
یقین دارد.
(۱۰) به حقیقت سؤال و جواب روز رستاخیز باور داشته آنگاه به حساب کردار خود برسد.
[۹۷] حرّانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، ص۲۶، ترجمه بهراد جعفری، ‌تهران‌، اسلامیه، ‌اول، ‌۱۳۸۰ ش‌


فهرست منابع



(۱)قرآن کریم.
(۲) طریحی، شیخ فخر الدین، مجمع البحرین، قم، موسسه البعثه، ۱۴۱۴ هـ ق.
(۳) مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران‌، ‌دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ ش، اول.
(۴) طوسی، خواجه نصیرالدین، اوصاف الاشراف، سید محمد رضا غیاثی کرمانی، قم، مؤسسه فرهنگی-انتشاراتی حضور، ۱۳۸۲ه ش، سوم.
(۵) فیض کاشانی، ملا محسن، المحجة البیضاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی، دوم.
(۶) داور پناه، ابوالفضل، انوار العرفان فی تفسیر القرآن، تهران‌، انتشارات صدر، ۱۳۷۵ ش‌، اول.
(۷) طبرسی، فضل بن حسن، رجمه تفسیر جوامع الجامع‌، مترجمان‌، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی‌، ۱۳۷۷ ش، دوم‌.
(۸) راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ترجمه وتحقیق مفردات الفاظ قرآن‌، خسروی حسینی سید غلامرضا، تهران‌، انتشارات مرتضوی‌، ۱۳۷۵ ش‌، دوم.
(۹) مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‌، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب‌، ۱۳۶۰ ش‌.
(۱۰) أنوار العرفان فی تفسیر القرآن.
(۱۱) ترجمه جوامع الجامع.
(۱۲) رحمتی شهرضا، محمد، گنجینه معارف، قم، صبح پیروزی، ۱۳۸۵ه ش، دوم.
(۱۳) دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب الی الصواب، ترجمه علی سلگی نهاوندی، قم، نشر ناصر، ۱۳۷۶ هـ ش.
(۱۴) حرّانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، ترجمه بهراد جعفری، ‌تهران‌، اسلامیه، ‌اول، ‌۱۳۸۰ ش‌.
(۱۵) علامه مجلسی، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، عزیز الله عطاردی‌، تهران‌، انتشارات عطارد، ۱۳۷۸ ش.
(۱۶) حکیمی اخوان، آرام‌ احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام‌، تهران، ‌دفتر نشر فرهنگ اسلامی‌، ۱۳۸۰ ش‌.
(۱۷) علامه مجلسی، بحار الانوار- ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸، سید ابو الحسن موسوی همدانی، ‌تهران‌، کتابخانه مسجد ولی عصر، اول.
(۱۸) مولامهدی، نراقی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه کتاب جامع السعادات)، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶ه ش، اول.
(۱۹) انصاری زنجانی خوئینی، ‌اسماعیل، اسرار آل محمد علیهم‌السلام، ‌قم‌، نشر الهادی، ‌اول، ‌۱۴۱۶ ق.
(۲۰) گنابادی، سلطان محمد، ترجمه بیان السعادة فی مقامات العبادة، خانی رضا/ حشمت الله ریاضی، تهران‌، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام‌نور، ۱۳۷۲ ش‌، اول‌.
(۲۱) قرائتی محسن، تفسیر نور، تهران‌، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن‌، ۱۳۸۳ ش‌، یازدهم‌.
(۲۲) طباطبایی، محمد‌حسین، ترجمه تفسیر المیزان‌، موسوی همدانی سید‌محمد‌باقر، قم‌، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، ۱۳۷۴ ش‌، پنجم‌.
(۲۳) جوادی آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن کریم (تفسیر موضوعی قرآن کریم)، قم، مرکز نشر اسراء اول، ۱۳۷۷.
(۲۴) موسوی خمینی، روح‌الله، شرح چهل حدیث، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۵هـ ش، سی و ششم.
(۲۵) حسن مصطفوی‌، مصباح الشریعة، تهران، ‌انجمن اسلامی حکمت و فلسف ایران‌، اول‌، ۱۳۶۰ ش.
(۲۶) نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، قم، زهیر، ۱۳۸۶ه ش، اول.
(۲۷) امام خمینی (ره)، جهاد اکبر.
(۲۸) خوانساری، جمال‌الدین، شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر‌الحکم، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ج‌۵، ص ۴۶۶.
(۲۹) الحیاة با ترجمه احمد آرام.
(۳۰) شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم.
(۳۱) سید‌رضی، نهج البلاغة، محمد دشتی‌، قم‌، مشهور، ۱۳۷۹ ش‌، اول‌.
(۳۲) صابری یزدی، علی‌رضا/ انصاری محلاتی‌، محمد رضار، الحکم الزاهرة با ترجمه انصاری‌، قم‌، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی‌، دوم‌، ۱۳۷۵ ش‌.
(۳۳) حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، سید هدایت الله مسترحمی، ‌تهران‌، مصطفوی، ‌سوم، ‌۱۳۴۹ ش.
(۳۴) خرمشاهی، بهاء‌الدین – انصاری، ‌مسعود، پیام پیامبر، تهران‌، منفرد، اول‌، ۱۳۷۶ ش‌ص ۶۹۷.

پانویس


 
۱. مجلسی، محمدباقر، مراةالعقول، دارالکتب الاسلامیه، به نقل از محقق طوسی، ص۳۵۴.
۲. طریحی، شیخ فخر‌الدین، ج‌۶، ص۳۳۱، مجمع البحرین، قم، موسسه البعثه، ۱۴۱۴ ه ق.    
۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۲۷، ص۲۸۴، تهران‌، ‌دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ ش، اول.    
۴. طوسی، خواجه نصیرالدین، اوصاف الاشراف، ج۱، ص۷۷، سید محمد رضا غیاثی کرمانی، قم، مؤسسه فرهنگی-انتشاراتی حضور، ۱۳۸۲ه ش، سوم.    
۵. فیض کاشانی، ملا محسن، المحجة البیضاء، ص ۲۷۳، قم، دفتر انتشارات اسلامی، دوم.
۶. طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ترجمه مصباح، ج۴، ص۴۰.
۷. طباطبائی، محمدحسین، ترجمه المیزان، انتشارات اسلامی، ج۱، ص۷۳.    
۸. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷.    
۹. حجر/سوره۱۵، آیه۹۹.    
۱۰. تکاثر/سوره۱۰۲، آیه۵.    
۱۱. داور پناه، ابوالفضل، انوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص۱۷۶، تهران‌، انتشارات صدر، ۱۳۷۵ ش‌، اول.
۱۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ج۶۷، ص۱۷۳.    
۱۳. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۱۶.
۱۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ج۶۷، ص۱۳۸.    
۱۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ج۶۷، ص۱۷۳.    
۱۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ج۶۷، ص۱۷۶.    
۱۷. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة، ج‌۱، ص۱۲۸، ترجمه احمد‌آرام‌، تهران، ‌دفتر نشر فرهنگ اسلامی‌، ۱۳۸۰ ش‌.
۱۸. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ج‌۷۵ ص ۲۳۸، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار.    
۱۹. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۱۶.
۲۰. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۴۳.
۲۱. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۱۶.
۲۲. مجلسی، محمدباقر، ایمان و فر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۳۲.
۲۳. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۶۷، ص۱۶۸.    
۲۴. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۳۲.
۲۵. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۶۷، ص۱۷۹.    
۲۶. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار- ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸، ج‌۱، ص۱۴۲، سید ابو الحسن موسوی همدانی، ‌تهران‌، کتابخانه مسجد ولی عصر، اول.
۲۷. حرّانی، حسن، تحف العقول، ج۱، ص۸۶، ترجمه بهراد جعفری، ‌تهران‌، اسلامیه، ‌اول، ‌۱۳۸۰ ش‌.    
۲۸. حرانی، حسن، تحف العقول، ص۲۰.    
۲۹. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۵۳.    
۳۰. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، چ بیروت. ‌ ج۲، ص۵۱.
۳۱. خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ج۱، ص۱۳۳.
۳۲. ابن ابی الحدید، فخرالدین، شرح نهج‌البلاغه، ج۲۰، ص۲۵۵.
۳۳. خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ج۴، ص۳۶۹.
۳۴. خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ج۱، ص۱۲۵.
۳۵. خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ص۱۸۴.
۳۶. خوانساری، محمد، شرح غررالحکم، ج۱، ص۱۹۰.
۳۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۵۲، اسلامیه.    
۳۸. امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، فیض، حکمت ۱۳۷-۱۳۸، ص۳۳۸.    
۳۹. امام خمینی، روح‌الله، جهاد اکبر، ص ۳۳.
۴۰. موسوی خمینی، روح‌الله، شرح چهل حدیث، ج۱، ص۵۵۷، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۵هـ ش، سی و ششم.
۴۱. جاثیه/سوره۴۵، آیه۳.    
۴۲. جاثیه/سوره۴۵، آیه۴.    
۴۳. مچلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۳۹.
۴۴. خوانساری، جمال الدین، ج‌۵، ص۴۶۶، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ج‌۵، ص ۴۶۶.
۴۵. جوادی آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن کریم (تفسیر موضوعی قرآن کریم)، ج۱، ص۳۵۳، قم، مرکز نشر اسراء اول، ۱۳۷۷.
۴۶. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص، ۱۲۸.
۴۷. حرّانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، ج۱، ص۱۸۲، ترجمه بهراد جعفری، ‌تهران‌، اسلامیه، ‌اول، ‌۱۳۸۰ ش‌.
۴۸. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۳۵.
۴۹. خوانساری، جمال‌الدین، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، ج‌۶، ص۱۹۲.
۵۰. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۸۸.
۵۱. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغة، ج۱، ص۴۰۵، محمد دشتی‌، قم‌، مشهور، ۱۳۷۹ ش‌، اول‌.
۵۲. علی رضا صابری یزدی و محمد رضا انصاری محلاتی‌، الحکم الزاهرة، ج۱، ص۴۵۸، ترجمه انصاری‌، قم‌، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی‌، دوم‌، ۱۳۷۵ ش‌.
۵۳. دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۰۷، ترجمه سید هدایت الله مسترحمی، ‌تهران‌، مصطفوی، ‌سوم، ‌۱۳۴۹ ش.
۵۴. دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج‌۲، ص۱۰۷، ترجمه سید هدایت الله مسترحمی، ‌تهران‌، مصطفوی، ‌سوم، ‌۱۳۴۹ ش.
۵۵. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۵.
۵۶. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۹.
۵۷. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۹.
۵۸. دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج‌۲، ص۱۰۳، ترجمه سید هدایت الله مسترحمی، ‌تهران‌، مصطفوی، ‌سوم، ‌۱۳۴۹ ش.
۵۹. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۳۷.
۶۰. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، (ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸)، ج‌۱، ص۱۴۲، ترجمه سید ابو الحسن موسوی همدانی، ‌تهران‌، کتابخانه مسجد ولی عصر، اول.
۶۱. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، (ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸)، ج‌۱، ص۱۴۲، ترجمه سید ابو الحسن موسوی همدانی، ‌تهران‌، کتابخانه مسجد ولی عصر، اول.
۶۲. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۵.
۶۳. علی رضا صابری یزدی و محمدرضا انصاری محلاتی‌، الحکم الزاهرة، ج۱، ص۶۸۶، ترجمه انصاری‌، قم‌، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی‌، دوم‌، ۱۳۷۵ ش‌.
۶۴. خوانساری، جمال‌الدین، شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم، ج‌۵، ص۳۴۲.
۶۵. بهاء‌الدین خرمشاهی و مسعود انصاری، پیام پیامبر، ص۶۹۷، تهران‌، منفرد، اول‌، ۱۳۷۶ ش‌ص ۶۹۷
۶۶. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۴۹۳.
۶۷. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۱۶۹.
۶۸. حکیمی اخوان، آرام‌احمد، الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‌۱، ص۷۶.
۶۹. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغة، ج۱، ص۳۳۱، ترجمه محمد دشتی‌، قم‌، مشهور، ۱۳۷۹ ش‌، اول‌.    
۷۰. داور‌پناه، ابوالفضل، انوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص۱۷۵، تهران‌، انتشارات صدر، ۱۳۷۵ ش‌، اول.
۷۱. طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر جوامع الجامع‌، ج‌۱، ص۲۱، مترجمان‌، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی‌، ۱۳۷۷ ش، دوم‌.
۷۲. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن‌، ج‌۴، ص۵۴۸، خسروی حسینی سید غلامرضا، تهران‌، انتشارات مرتضوی‌، ۱۳۷۵ ش‌، دوم.
۷۳. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‌، ج۱۴، ص۲۶۳، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب‌، ۱۳۶۰ ش‌.    
۷۴. داور‌پناه، ابوالفضل، انوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص۱۷۵، تهران‌، انتشارات صدر، ۱۳۷۵ ش‌، اول.
۷۵. طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر جوامع الجامع‌، ج‌۱، ص۲۱.
۷۶. رحمتی، محمد، گنجینه معارف، ج۱، ص۸۰۰، قم، صبح پیروزی، ۱۳۸۵ه ش، دوم.
۷۷. دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب الی الصواب، ج‌۱، ص ۳۳۲، ترجمه علی سلگی نهاوندی، قم، نشر ناصر، ۱۳۷۶ هـ ش.
۷۸. حرّانی، حسن بن شعبه، ج۱، ص۲۵۸، تحف العقول، ترجمه بهراد جعفری، ‌تهران‌، اسلامیه، ‌اول، ‌۱۳۸۰ ش‌.
۷۹. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، (ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸)، سید ابو الحسن موسوی همدانی، ‌ج‌۱، ص۶۱۵، تهران‌، کتابخانه مسجد ولی عصر، اول .
۸۰. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص۶۱۵.
۸۱. مولامهدی، نراقی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه کتاب جامع السعادات)، ج۱، ص۱۷۶، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶ه ش، اول.
۸۲. حرّانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، ج۱، ص۱۶۵، ترجمه بهراد جعفری، ‌تهران‌، اسلامیه، اول، ‌۱۳۸۰ ش‌.    
۸۳. انصاری زنجانی خوئینی، ‌اسماعیل، اسرار آل محمد (علیهم‌السلام)، ‌قم‌، نشر الهادی، ‌اول، ‌۱۴۱۶ ق.
۸۴. رحمتی شهرضا، محمد، گنجینه معارف، ص۷۹۴، قم، صبح پیروزی، ۱۳۸۵ه ش،
۸۵. حجر/سوره۱۵، آیه۹۹.    
۸۶. گنابادی، سلطان محمد، ترجمه بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج‌۸، ص۸۳، رضا خانی حشمت الله ریاضی، تهران‌، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام‌نور، ۱۳۷۲ ش‌، اول‌.
۸۷. قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج‌۶، ص۳۶۳، تهران‌، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن‌، ۱۳۸۳ ش‌، یازدهم‌.
۸۸. طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان‌، ج‌۱۲، ص۲۸۸، موسوی همدانی سید محمد باقر، قم‌، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ مدرسین حوزه علمیه قم‌، ۱۳۷۴ ش‌، پنجم‌.    
۸۹. جوادی آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن کریم (تفسیر موضوعی قرآن کریم)، ج۱۱، ص۳۵۵، قم، مرکز نشر اسراء اول، ۱۳۷۷.
۹۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۲۷، ص۲۸۵، تهران‌، ‌دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ ش، اول.    
۹۱. موسوی خمینی، روح‌الله، شرح چهل حدیث، ج۱، ص۵۶۰، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۵هـ ش، سی و ششم.
۹۲. رحمتی شهرضا، محمد، گنجینه معارف، ج۱، ص۷۹۹، قم، صبح پیروزی، ۱۳۸۵ه ش، دوم
۹۳. مصطفوی‌، حسن، مصباح الشریعة، ج۱، ص۳۹۴، تهران، ‌انجمن اسلامی حکمت و فلسف ایران‌، اول‌، ۱۳۶۰ ش.
۹۴. مجلسی، محمدباقر، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۶۳۶.
۹۵. مولامهدی، نراقی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه کتاب جامع السعادات)، ج۱، ص۱۷۸، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶ه ش، اول.
۹۶. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، ص۱۱۵، قم، زهیر، ۱۳۸۶ه ش، اول    
۹۷. حرّانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، ص۲۶، ترجمه بهراد جعفری، ‌تهران‌، اسلامیه، ‌اول، ‌۱۳۸۰ ش‌


منبع



سایت پژوهشکده باقرالعلوم    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «یقین»، تاریخ بازیابی ۹۶/۳/۲۲.    


رده‌های این صفحه : یقین




جعبه ابزار