ابن معلم واسطی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ابوالغنائم نجمالدین محمد بن علی بن فارس جابانی هرثی واسطی معروف به
ابن معلّم،
شاعر برجسته اواخر
عصر عباسی در
قرن ششم هجری و نماینده شعر عراقی، در ۴
رجب ۵۰۱ هجری در روستای هرث زاده شد؛ اصل او از جابان بود و در همانجا پرورش یافت و درگذشت.
از تحصیلات او خبری نیست، اما روابط ادبی گستردهای با ادیبان داشت و رویدادهایی چون اسارت در راه
موصل و زندان در
حله و
بغداد را تجربه کرد؛
از جوانی به شعر پرداخت و مدایحاش (مانند
قصیده در مدح
فخرالدین هند زهیری) بخش عمدهای از آثارش را تشکیل میدهد.
اشعار وی شامل عشق عرفانی و مفاهیم صوفیانه است که
صوفیان، به ویژه پیروان
سهروردی، آنها را در مجالس سماع میخواندند؛ سبکش کهن اما نوآورانه با مضامین تازه و عشق نیم جسمانی-نیم روحانی، لطیف و روان است.
تنها اثر باقیمانده
دیوان شعر اوست که مورد توجه همگان بود.
ابو الغنائم، معروف به «
ابن معلّم» شاعر مشهور اواخر عصر عباسی در قرن ششم که نمایندهی واقعی شعر عراقی در آن زمان بهشمار میآید، وی در ۴ رجب سال ۵۰۱ ه. ق در روستای هرث
به دنیا آمد.
اصل او از «جابان»
است.
وی در «هرث» پرورش یافت و همانجا نیز درگذشت.
از کیفیت تحصیلات و استادان
ابن معلّم چیزی دانسته نیست. اما از روابط ادبی وی با ادیبان، دانشمندان و بزرگان آن روزگار گزارشهایی موجود است.
برخی از منابع متاخر به دو رویداد در زندگی
ابن معلّم اشاره کردهاند: یکی اسارت او در راه موصل و دیگری زندانی شدنش در حلّه و بغداد.
واسطی از اوان جوانی به سرودن شعر پرداخت.
مدایح او بخش بزرگی از اشعارش را تشکیل میدهد.
مشهورترین مدیحهی وی قصیدهای در مدح امیر فخر الدّین هند بن ابی الفیاض زهیری از امیران المقتضی خلیفهی عباسی است.
بخش دیگری از اشعار
ابن معلّم در وصف عشق عرفانی است و مطلع برخی قصاید حماسی و غزلیات او نیز شاملاندیشهها و مفاهیم صوفیانه است.
همین امر باعث شده که صوفیان به خصوص پیروان سهروردی اشعار او را حفظ نموده و در مجالس سماع خود بخوانند.
شعر
ابن معلّم که دراندوهباری، نوحه را میماند، شعری مطبوع و لطیف با الفاظی ساده، شیوا، روان، پرمغز و استوار است.
ابن معلّم هرگز از قالبهای کهن عرب دست برنداشت، اما گاهگاه کوشید مضامین آنها را با الفاظی که در عصر او ظهور مییافت، عرضه کند. سپس پایهی اشعار را بر عشقی نیم جسمانی-نیم روحانی بنا نهاد که به هر حال بسیار دلنشین و تازه مینمود.
تنها اثری که از
واسطی برجای مانده،
دیوان اوست. دیوان او از آغاز تا مدتی مورد توجه همگان بوده است.
ابن معلّم به سال ۵۹۲ ه. ق در روستای هرث درگذشت.
| | |
| اما امیرالمؤمنین فذکره • • • • • فی محکم التنزیل ذکر ارفع | | |
| من قال فیه محمد اقضاکم • • • • • بعدی و اعلمکم علی الاروع | | |
| حفظوا عهود الغدر فیما بینهم • • • • • و عهود احمد یوم خم ضیّعوا | | |
| قتلوا بعرصة کربلا اولادة • • • • • و لهم بغفران المهیمن مطمع | | |
| منعوا ورود الماء آل محمد • • • • • و غدت ذئاب البر منه تکرع | | |
| آل الضلال بنو امیة شرّع • • • • • فیه و سبط الطهر احمد یمنع | | |
| لهفی له و الخیل تعلو صدره • • • • • و الراس منه علی الاسنة یرفع | | |
| | |
| | |
۱ - نام امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) در قرآن نامی رفیع است.
۲ - کسی که محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دربارهی او گفته است: بهترین قاضی و داناترین عالم و پرهیزگارترین فرد پس از من، اوست.
۳ - آنها پیمانهای مکر را در میان خود حفظ کردند، و عهدهای روز غدیر خم را با پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تباه کردند.
۴ - در عرصهی کربلا، اولاد او را کشتند در حالی که از خدا آمرزش میطلبیدند.
۵ - فرزندان محمّد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را از دستیابی به آب بازداشتند و در همان حال گرگهای بیابان از آن آب سیراب میشدند.
۶ - گروه گمراه بنیامیه آب مینوشیدند و نوادهی پاک احمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از آن آب ممنوع بودند.
۷ - دلم بر او میسوزد که اسبها بر سینهی او تاختند و سرش بر نیزه بلند شد.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۲۹۱.