• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

بکیر بن حر ریاحی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بکیر فرزند حر ریاحی در منابع کهن نام و نشانی ندارد؛ ولی برخی وی را جزء شهدای کربلا قلمداد نموده اند.





۱.۱ - نقل اول در شهادت بکیر


حر روز عاشورا پس از آن‏که سپاه عمر سعد را پند و اندرز داد به فرزند خود بکیر دستور داد که بر سپاه دشمن حمله کند، بکیر پس از عرض ادب خدمت امام حسین علیه السلام و وداع با آن بزرگوار رهسپار میدان مبارزه گشت و پس از به هلاکت رساندن هفتاد تن از نیروهای دشمن به نزد پدر بازگشت. از وی مقداری آب جهت رفع تشنگی طلب نمود، تا نیرو بگیرد و بر دشمن حمله کند.
حرّ گفت: اندکی بردباری کن و به میدان نبرد باز گرد؛ بکیر به میدان نبرد بازگشت و با کشتن شمار زیادی به درجه رفیع شهادت نایل آمد (؛) هنگامی که حرّ بر بالین فرزندش بکیر آمد و وی را آغشته به خون دید گفت: سپاس خدایی را که بر تو منت نهاد تا در راه امام خود به شهادت برسی.

۱.۲ - نقل دوم در شهادت بکیر


برخی دیگر شهادت او را این گونه نقل می ‏کنند: روز عاشورا هنگامی که بکیر به دستور پدرش حرّ، می‏ خواست با امام حسین علیه السلام وداع بنماید، به آن حضرت عرض کرد:
درود بر تو ای فرزند پیامبر من هم اکنون همراه تو هستم، از خدای خود می‌خواهم که در بهشت برین نیز ما را با تو جمع بگرداند، آن‏ گاه از آن حضرت درخواست کرد برای او و پدرش دعایی بکند، امام حسین علیه السلام در حالی که دست‏های خود را به طرف آسمان بلند کرده بود، گفت: «خدایا من از ایشان راضی هستم تو نیز از آنان راضی باش»؛ آن‏ گاه بکیر با پدرش، حر، رهسپار میدان جنگ شدند و پس از برهم زدن صفوف دشمن و کشتن دویست تن به خدمت امام بازگشتند.
بار دیگر بکیر با تشویق پدر به سوی دشمن حمله‏ور شد و در حالی که چنین رجز می‏خواند:
أنَا بُکَیْرِ وَ أَنَا بنِ الحُرِّ • افْدی‏ حُسَیْناً مِن جَمیعِ الْضُّرِّ
أَرْجُو بِذاکَ الْفَوْز یَوْمَ الْحَشْرِ • مَعَ النّبی والأمامِ الطُّهرِ
منم بکیر و فرزند حر، جان خود را فدای حسین می‏کنم تا او را از هر آسیبی نگهدار باشم.
امیدوارم که در روز رستاخیز با پیامبر و امامان پاک جزو رستگاران باشم.
او سپس به دشمن حمله کرد و پس از کشتن پنجاه تن از آنان، تصمیم به بازگشت گرفت. حر به وی رسید و با خواندن این آیه «یا ایُّهَا الذینَ آمَنُوا اذا لَقِیتُم الذینَ کَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الادْبار» (ای کسانی که ایمان آورده ‏اید هنگامی که -در میدان نبرد- با کافران رو به رو گشتید که -به سوی شما- روی می‏آورند به آنان پشت مکنید) از بازگشتن او را منصرف کرد.
بکیر برای بار سوم به دشمن حمله کرد و شمار زیادی از آنان را به قتل رساند، در این هنگام عمر سعد دستور داد دسته جمعی به وی حمله کنند. بکیر با مشاهده آنان، گریزان سوی پدر بازگشت، حر و شماری از یاران امام به مدد او شتافتند ولی دشمن مانع از رسیدن آنان به بکیر شد و در حالی که غبار سختی فضا را گرفته بود، با ضرب شمشیر و نیزه دشمن، با گفتن شهادتین در دم آخر به درجه رفیع شهادت نایل آمد. هنگامی که حر فرزندش را به خون آغشته دید بسیار خرسند گشت و گفت: سپاس خدایی را که شهادت در راه امام حسین علیه السلام را نصیب تو گرداند و جاهل نمردی. آن‏گاه پیکر بی‏جان او را خدمت امام حسین علیه السلام آورد.
[۲] اسرار الشهادة ج۲، ص۲۷۸.
[۳] جواهر الايقان، ص۸۳.
[۴] عنصر شجاعت ج۳، ص۱۳۸.

[۵] وسيلة الدارين، ص۱۱۱.
[۶] تذكرة الشهداء، ص۱۷۸.
[۷] فرسان الهيجاء ج۱، ص۵۱.




 
۱. ↑ سوره الانفال، آیه۱۵.    
۲. ↑ اسرار الشهادة ج۲، ص۲۷۸.
۳. ↑ جواهر الايقان، ص۸۳.
۴. ↑ عنصر شجاعت ج۳، ص۱۳۸.
۵. ↑ وسيلة الدارين، ص۱۱۱.
۶. ↑ تذكرة الشهداء، ص۱۷۸.
۷. ↑ فرسان الهيجاء ج۱، ص۵۱.




جمعی از نویسندگان ، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا،ص۱۱۴-۱۱۵.










جعبه ابزار