تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه:بررسی دیدگاهها و مستندات
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
تاریخ ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها)، در مطالعات تاریخ تشیع از مسائلی است که محل بحث و گفتگوهای فراوان بوده است.
در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران، اول
ذیالقعده به عنوان سالروز ولادت و دهم
ربیعالثانی به عنوان سالروز وفات
حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) ثبت شده است.
با این حال، بررسیهای کتابشناختی و رجالی معاصر نشان میدهد که این تواریخ، مستند معتبری در منابع کهن و معتبر شیعی ندارند و نخستین بار در قرن چهاردهم هجری از طریق کتابی به نام «نور الآفاق» شایع شدهاند.
پژوهشگران معاصر تاریخ اسلام در صحت و اعتبار این تواریخ مشهور و کتاب «نور الآفاق» تردید وارد کرده و آنها را «ساختگی» و «بدون سند معتبر» دانستهاند.
با این حال، برخی فقیهان معاصر با پذیرش ضمنی فقدان سند تاریخی، بر ضرورت بزرگداشت این ایام بر مبنای «یاد روز» (قرار دادن یک روز به عنوان نماد تکریم) تاکید کردهاند و تکریم و بزرگداشت امامزادگان را جزو شعائر اسلامی و در همین راستا ارزیابی کردهاند.
بر این اساس، مشروعیت تعیین یادروزی برای بزرگداشت حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) بر سه مطلب استوار است: تفکیک میان «إخبار تاریخی» و «تعیین یادروز»، عدم نیاز به علم قطعی در امور تاریخی و مبنای قرآنی تعیین یادروز تکریم.
بنابراین، مشروعیت بزرگداشت این ایام بر مبنای «یادروز» قابل توجیه است، بدون نیاز به استناد به منابع بیاعتبار یا ادعای علم قطعی به تاریخ واقعی ولادت یا وفات آن حضرت.
حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها)،
دختر امام موسی کاظم (علیهالسّلام) و
خواهر امام رضا (علیهالسّلام)، از جایگاه معنوی والایی در فرهنگ شیعی برخوردار است.
بارگاه مطهر ایشان در
شهر قم، از دیرباز زیارتگاه عاشقان
اهل بیت (علیهمالسّلام) بوده و روایات متعددی در فضیلت زیارت آن حضرت نقل شده است.
با این حال، یکی از مسائل چالشبرانگیز در مطالعات تاریخی مربوط به ایشان، تعیین تاریخ دقیق ولادت و وفات آن بانوی بزرگوار است.
در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران، اول
ذیالقعده به عنوان سالروز ولادت
حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) و «روز دختر» نامگذاری شده، و دهم
ربیعالثانی نیز به عنوان سالروز وفات ایشان شناخته میشود.
با این حال، بررسیهای کتابشناختی و رجالی معاصر نشان میدهد که این تواریخ، مستند معتبری در منابع کهن و معتبر شیعی ندارند و پژوهشگران معاصر تاریخ اسلام در صحت و اعتبار این تواریخ مشهور تردید وارد کرده و آنها را «ساختگی» و «بدون سند معتبر» دانستهاند.
بررسی تاریخ پژوهان در منابع کهن شیعی نشان میدهد که تاریخ دقیق ولادت و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) در آنها ثبت نشده است. قدیمیترین منبعی که به ورود حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) به قم و وفات ایشان اشاره کرده، کتاب «تاریخ قم» تألیف حسن بن محمد قمی (متوفی ۳۷۸ق) است.
این کتاب تنها به سال خروج حضرت از مدینه (۲۰۱ ق) و مدت هفدهروزه توقف آن حضرت در قم اشاره دارد و تاریخ دقیق وفات را بهصراحت ذکر نکرده است.
تواریخ مشهور (اول ذیالقعده ۱۷۳ق برای ولادت و دهم ربیعالثانی ۲۰۱ق برای وفات) نخستین بار در کتابی با عنوان «نور الآفاق» اثر حاج شیخ جواد شاهعبدالعظیمی، از علمای شهر ری، نقل شده است. این کتاب در سال ۱۳۴۳ هجری قمری تألیف و در سال ۱۳۴۴ قمری توسط فرزند مؤلف، شیخ مهدی، در ۱۳۰ صفحه جیبی منتشر شده است.
مؤلف در صفحه ۸۲ کتاب خود مینویسد:
«چون تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه سلام اللّه علیها تا این زمان بر عامه خلق مکتوم و غیر معلوم بود جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ جواد مجتهد (یعنی مؤلف) در مسافرت مکه معظمه زاده ها اللّه شرفا و تعظیما در مدینه طیّبه در کتابخانه مبارکه به زحمت زیاد به دست آورده و در کتاب «نزهة الابرار فی نسب اولاد الائمة الاطهار» و در کتاب «لواقح الانوار فی طبقات الاخیار» که کتاب مفصلی است نقل می فرماید:
ولدت فاطمة بنت موسی بن جعفر فی المدینة المنوره غزّة ذی القعدة الحرام سنة ۱۷۳ و توفیت فی العاشر من ربیع الثانی سنة ۲۰۱.»
«فاطمه دختر موسی بن جعفر در مدینه منوره، در اول ذیالقعده الحرام سال ۱۷۳ هجری متولد شد و در دهم ربیعالثانی سال ۲۰۱ هجری وفات یافت.»
مؤلف در کتاب خود، این تواریخ را به دو کتاب نسبت داده است: «نزهة الابرار فی نسب اولاد الائمة الاطهار» و «لواقح الانوار فی طبقات الاخیار».
بررسیهای پژوهشگران نشان میدهد که نسبت دادن این تواریخ به دو کتاب مذکور نادرست است:
درباره «لواقح الانوار»:
ذبیحالله محلاتی تصریح میکند که این کتاب نزد او موجود است و در آن هیچ مطلبی درباره تولد و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) وجود ندارد. این کتاب در واقع اثری در طبقات صوفیه از عبدالوهاب شعرانی (متوفی ۹۷۳ق) است.
درباره «نزهة الابرار»:
کتاب مزبور، که معلوم نیست وجود خارجی داشته باشد، نه در کتابخانه مدینه، آن چنان که شیخ جواد شاه عبدالعظیمی ادعا کرده است، و نه نزد آقابزرگ تهرانی وجود داشته است.
زیرا آقابزرگ تهرانی در «الذریعه» این کتاب را با عبارت «مطبوع کما حُکِیَ عنه» معرفی کرده که نشان میدهد خود ایشان آن را ندیده است.
در ادامه، دیدگاه برخی از تاریخ پژوهان معاصر درباره اعتبار تواریخ مشهور (ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها)) ارائه میشود:
ذبیحالله محلاتی در کتاب
ریاحین الشریعه — که به شرح حال زنان دانشمند
شیعه اختصاص دارد — تاکید میکند که تاریخ تولد و وفات حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) تاکنون معلوم نشده است.
به گفته او، نهتنها تاریخ ولادت و وفات این بانوی گرامی، بلکه بسیاری از جزئیات زندگی ایشان نیز مجهول مانده است. او این ابهامها را نتیجه بیتوجهی به ثبت تاریخ میداند.
محلاتی سپس به ادعای برخی اشاره میکند که گفتهاند فلان مجتهد در
مدینه، روز تولد و وفات حضرت را از کتاب «لواقح الانوار» استخراج کرده است. او ادعای استخراج این تاریخ از کتاب «
لواقح الانوار» را بیاساس میداند، زیرا آن کتاب نزد او موجود است و در آن هیچ مطلبی درباره تولد و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) وجود ندارد.
سپس وقتی این موضوع را با
آیتالله سید شهابالدین مرعشی نجفی در میان میگذارد، ایشان میفرماید: «من خود جاعل را ملاقات کردم و برایم روشن شد که غرض و انگیزهای شخصی داشته که ذکر آن صلاح نیست.»
وی در این باره چنین مینویسد:
«بنت موسی بن جعفر المدفونه بارض قم لا یخفی که تاریخ تولد و وفات این بانوی عطمی فاطمه معصومه تاکنون معلوم نشده است؛ بلکه زندگانی این مخدره و دوره حیات او مجهول مانده که آیا شوهر کرده است یا خیر؟ آیا اولادی داشته است یا خیر؟ آیا چند سال در این دنیا زندگانی کرده، در چه ماهی از مدینه حرکت کرده و چه سالی و چه ماهی و چه روزی از دنیا رفته آیا فوت او قبل از شهادت حضرت رضا ع بوده یا بعد از شهادت ایشان؟
بیاعتنائی بشان تاریخ مستلزم این مجهولات است و اما آنچه را که بعضی از جهت بعضی از اغراض نسبت میدهند که فلان مجتهد در مدینه طیبه تعیین یوم وفات و تولد آن مخدره را استخراج از کتاب لواقح الانوار کرده؛ بیاصل است برای اینکه کتاب لواقح الانوار در نظر این قاصر موجود است و اصلا چنین مطلبی در او نیست.
حقیر احتمال دادم شاید کتاب دیگری باشد تا اینکه خدمت علامه نسابه دانشمند آقا نجفی شهاب الدین تبریزی شرفیاب شدم این مطلب را عنوان کردم فرمودند کسیکه چنین جعلی کرده من او را ملاقات کردم معلوم شد غرضی داشته که ذکر آن مصلحت نیست.»
![]()
آیتالله رضا استادی، نیز بر این باور است که تاریخ مشهور ولادت و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)، مستند معتبری در منابع ندارد.
ایشان در مقاله مفصلی با عنوان «آشنایی با حضرت عبدالعظیم (علیهالسّلام) و مصادر شرح حال او» که در مجله «نور علم» (شماره ۵۰-۵۱، ۱۳۷۲) منتشر شده است، منبع اصلی این تاریخها را، کتاب «
نور الآفاق» نوشته جواد شاهعبدالعظیمی، از علمای شهر ری (تالیف ۱۳۴۳ق و چاپ ۱۳۴۴ق) دانسته است.
آیتالله استادی پس از بررسی کتاب به این نتیجه رسیده که «مطالب تازه این کتاب بیاساس و غیر معتبر است و حمل بر صحت آن این است که این حاج شیخ جواد در نقل مطالب به کسانی اعتماد میکرده است که قابل اعتماد نبودهاند و احیاناً از کتابهای جعلی و مخترع و مختلق مطالبی را یاد میکردهاند.»
و تصریح میکند: «و تاریخ تولد و وفاتی که برای
حضرت عبد العظیم و حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) در این کتاب یاد شده بیاساس است و نباید به آن توجه شود». وی همچنین هشدار میدهد: «و متاسفانه این تاریخها از این کتاب به کتابهایی از قبیل «بدایع الانساب» لاهوتی و «تذکرة عظیمیه کلباسی» و کتاب آقای صادقی اردستانی نفوذ کرده است».
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی نیز تاریخهای مشهور ولادت و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) را مجعول و غیرقابل اعتماد دانسته است.
به گزارش ایشان، فردی جاعل تاریخ ولادت آن حضرت را سال ۱۸۳ق ذکر کرده بود. سپس شیخ
علی نمازی شاهرودی با این استدلال که
امام موسی بن جعفر (علیهالسّلام) در سال ۱۸۳ق در زندان بوده و درگذشت، این تاریخ را ناممکن شمرده و آن را تصحیفشده دانسته و سال ۱۷۳ق را پیشنهاد کرده است.
دیگران نیز همان تاریخ ۱۷۳ق را از او نقل کردهاند. آیتالله شبیری زنجانی تاکید میکند که هر دو تاریخ نادرست است و تاریخ ولادت حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) به دست ما نرسیده است.
ایشان همچنین ماجرای جعل را چنین نقل میکنند: «مرحوم متولیباشی (سالارالتولیه) اعلام کرده بود هر کس تاریخ ولادت یا وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) را پیدا کند، دستور میدهم در آن روزها بازار قم تعطیل شود.
شخص کلاشی ادعا کرد که در کتابی در کتابخانه مدینه این تاریخ ذکر شده است. متولیباشی که فردی زرنگ بود، گفت متولی کتابخانه مدینه را میشناسم و آن کتاب را از کتابخانه میخواهم و چاپ میکنم؛ و به این ترتیب مشت آن شخص باز شد».
بررسیهای کتابشناختی و رجالی معاصر نشان میدهد که تواریخ مشهور ولادت (اول ذیالقعده ۱۷۳ق) و وفات (دهم ربیعالثانی ۲۰۱ق) حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)، مستند معتبری در منابع کهن شیعی ندارند و در جعلی بودن آنها تردیدی نیست. این نتیجه بر چهار پایه استوار است:
نخست، فقدان سند در منابع کهن:
قدیمیترین منبع — «تاریخ قم» اثر حسن بن محمد قمی (متوفی ۳۷۸ق) — تنها به سال خروج حضرت از مدینه (۲۰۱ق) و مدت هفدهروزه توقف در قم اشاره دارد و تاریخ دقیق روز و ماه وفات را ذکر نکرده است.
دوم، خاستگاه واحد جعل:
تواریخ مشهور ولادت و وفات نخستین بار در کتاب «نور الآفاق» اثر حاج شیخ جواد شاهعبدالعظیمی (تألیف ۱۳۴۳ق) نقل شده است. مؤلف در صفحه ۸۲ ادعا میکند که این تواریخ را در سفر حج، در کتابخانهای در مدینه، از دو کتاب «نزهة الابرار» و «لواقح الانوار» به دست آورده است.
سوم، بیاعتباری منابع مورد ادعا:
ذبیحالله محلاتی تصریح میکند که «لواقح الانوار» نزد او موجود است و چنین مطلبی در آن نیست. «نزهة الابرار» نیز کتابی است که نه در کتابخانه مدینه و نه نزد آقابزرگ تهرانی وجود داشته است؛ او در «الذریعه» آن را با عبارت «مطبوع کما حُکِیَ عنه» (چاپ شده، به نقل از دیگری) معرفی کرده که نشان میدهد خودش آن را ندیده است.
چهارم، تصریح پژوهشگران معاصر بر جعلی بودن:
ذبیحالله محلاتی، آیتالله استادی و آیتالله سید موسی شبیری زنجانی، هر یک بهنحوی بر جعلی بودن این تواریخ تأکید کردهاند. آیتالله شبیری زنجانی آن را «مجعول» خوانده و ماجرای جعل — که در آن فردی کلاشی با ادعای یافتن کتاب در کتابخانه مدینه، درصدد دریافت جایزه از متولیباشی بوده است — نقل کرده است.
با اثبات جعلی بودن تواریخ مشهور، این پرسش مطرح میشود که آیا باید بزرگداشت این ایام را به کلی کنار گذاشت؟
در پاسخ، برخی فقیهان معاصر با پذیرش ضمنی فقدان سند تاریخی، بر این نکته تأکید کردهاند که تعیین روزی برای بزرگداشت ولادت و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) نیازی به سند تاریخی ندارد.
برخی از فقهای معاصر ضمن پذیرش این مطلب که این تواریخ سند تاریخی معتبری ندارند، بر این نکته تاکید میکنند که در تعیین روزی برای ولادت و یا وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) نیازی به سند تاریخی نیست؛ زیرا بحث بر سر «اخبار از تاریخ» نیست، بلکه بر سر قرار دادن یک روز به عنوان نماد تکریم و بزرگداشت حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) است.
به عبارت دیگر، این گروه میگویند حتی اگر سندی نداشته باشیم، میتوانیم این دو روز را به عنوان یادروز بزرگداشت و تکریم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) تعیین کنیم، همانگونه که «روز معلم» را تعیین میکنیم بدون اینکه سند تاریخی برای ولادت معلمان داشته باشیم.
آیتالله مکارم شیرازی در
درس خارج فقه خود، ضمن پذیرش ضمنی بیسند بودن تاریخهای مشهور، تنها مدرک مورد استناد خود را کتاب «
مستدرک سفینة البحار» اثر
شیخ علی نمازی معرفی میکند. ایشان تصریح میکند که نمازی در ماده «فطم» تولد حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) را اول ذیالقعده سال ۱۷۳ هجری و وفات ایشان را سال ۲۰۱ هجری نوشته است و بر این اساس، سن مبارک آن حضرت ۲۸ سال میشود. با این حال، خود ایشان نیز اذعان دارد که نمازی مدرک و منبعی برای این تاریخ ذکر نکرده است. همچنین یادآور میشود که
شیخ عباس قمی در «
سفینة البحار» هرچند درباره حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) مطالبی آورده، اما به میلاد ایشان اشارهای نکرده است.
بر این اساس، ایشان ضمن استناد به کتاب «مستدرک سفینة البحار»، آن را برای تعیین روز میلاد حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) کافی دانستهاند، هرچند خود به فقدان سند و مدرک در آن اذعان دارند. به عبارت دیگر، از نظر آیتالله مکارم شیرازی، همین نقل نمازی — با وجود بیسند بودن — برای تعیین اول ذیالقعده به عنوان یادروز میلاد آن حضرت مورد استناد قرار گرفته است نه روز واقعی ولادت.
![]()
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سالیانی چند درباره تعیین روز ولادت و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) در
حوزه علمیه قم بحث و گفتگو بود، اما عالمان و پژوهشگران به دلیل روشنی برای تعیین یک روز معین به عنوان ولادت یا وفات آن حضرت دست نیافتند. در این میان، برخی از آقایان به استناد مستندات موجود در بعضی کتابها، تاریخهایی را مطرح میکردند، اما این تاریخها محل اعتراض و اختلاف بود. تا اینکه در سال ۱۳۷۴، تولیت وقت آستانه مقدسه، به صورت مکتوب از
آیتالله فاضل لنکرانی (رضواناللهتعالیعلیه) نظرخواهی نمود و مستنداتی را که جمعآوری کرده بود، خدمت ایشان ارائه داد.
آیتالله لنکرانی در پاسخ به این استفتا، مطلب مهمی را به رشته تحریر درآوردند:
«بسمه تعالی
بعد الحمد و الصلاه
تخصیص دادن روزی از ایام سال به عنوان ولادت کریمه اهلبیت حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) و روز دیگری به عنوان وفات و رحلت آن حضرت نیاز به مدرک و مستند ندارد، بلکه امری است راجح، مخصوصاً برای مردم شریف قم که به نعمت جوار آن حضرت متنعماند.
محمد فاضل
۷۴/۶/۱۴
۹ ربیع الثانی ۱۴۱۶».
![]()
برخی از فقهای معاصر با تفکیک میان «اخبار تاریخی» و «انشای یادروز»، تعیین روزی برای بزرگداشت ولادت و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) را بی نیاز از سند تاریخی دانستهاند؛ زیرا بحث بر سر «إخبار از تاریخ» نیست، بلکه بر سر «تعیین یادروز» و قرار دادن یک روز به عنوان نماد تکریم و بزرگداشت است.
بر این اساس تعیین تاریخهای مشهور به عنوان «یادروز» بیانگر آن است که ما روزی را به یاد و بزرگداشت حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) اختصاص میدهیم، بدون آنکه ادعای علم قطعی به تاریخ دقیق ولادت یا وفات ایشان داشته باشیم.
بر این اساس، میتوان گفت: آنچه در تقویم رسمی به عنوان «روز ولادت» و «روز وفات» ثبت شده است، در واقع «یادروز» آن حضرت است؛ یعنی روزی که برای تکریم و بزرگداشت ایشان اختصاص یافته است، نه لزوماً تاریخ دقیق و قطعی ولادت یا وفات.
آیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی در توضیح این دیدگاه، به تفکیک میان دو مفهوم «اخبار» و «انشاء» اشاره میکند:
«نکته قابل توجهی که دانستنش مجالی برای اشکالات باقی نمیگذارد این است که بحث اخبار مطرح نیست، که بخواهیم خبر دهیم روز دهم ربیعالثانی روز وفات و اول ذیقعده روز ولادت حضرت است، تا گفته شود این مستلزم کذب است... بحث، بحث انشاء است. ایشان فرمود چه اشکالی دارد که ما یک روزی را جهت تکریم حضرت به این عنوان قرار بدهیم؟ آیا اگر فلان روز را تحت عنوانی مثلا روز معلم قرار دادیم میگوئید کجای تاریخ نوشته شده؟ چه کسی این حرف را زده و کدام معلمی متولد شده؟ روشن است مناسبتی پیدا میکنید و میگوئید به این مناسبت این روز معلم است و این انشاء است یعنی ما از حالا عنوان این روز را چنین قرار میدهیم.»
بر اساس این تحلیل، بحث بر سر «اخبار» (خبر دادن از یک واقعیت تاریخی قطعی) نیست، بلکه بر سر «انشاء» (قرار دادن یک عنوان و مناسبت) است. همانگونه که تعیین «روز معلم» مستلزم ادعای علم به تاریخ دقیق ولادت معلمان نیست، تعیین «روز ولادت حضرت معصومه» نیز میتواند به عنوان یک «انشاء» تکریمی صورت گیرد، بدون آنکه ادعای علم قطعی به تاریخ واقعی مطرح شود.
آیتالله فاضل لنکرانی با اشاره به ثمرات مثبت این بزرگداشت میفرمودند: «از وقتی والد ما این پاسخ را نوشتند، زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) صبغه جهانی پیدا کرد. ببینید چه آثاری داشته است. حالا ما بگوییم چون دلیل معتبر نداریم پس رهایش کنیم؟! این دو روز فرصت گرانبهایی ایجاد کرده که شیعیان در اقصی نقاط جهان از مقامات حضرت معصومه (س) صحبت میکنند، خصوصاً برنامههای بزرگداشتی که از صدا و سیما و رسانهها به گوش دنیا میرسد. آن زمان حتی حوزه هم از مقامات حضرت معصومه (س) آنطور که باید و شاید اطلاع نداشت! اما اکنون زیارت حضرت و آوازهاش جهانی شده، آیا این اثر کمی است؟»
برخی با استناد به آیه
(وَ لَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ)؛
«و از چیزی که به آن علم نداری (بلکه برگرفته از شنیدهها، ساده نگریها، خیالات و اوهام است) پیروی مکن.» بر نادرستی بزرگداشت در این ایام خاص استدلال کردهاند. آیتالله فاضل لنکرانی در نقد این استدلال فرمودند:
اولاً:
بسیاری معتقدند این آیه راجع به اعتقادیات است.
ثانیاً:
بر فرض که در احکام یا موارد دیگر نیز جاری باشد، مناسبت حکم و موضوع میگوید در جایی که علم لازم است، «لا تقف ما لیس لک به علم» جاری میشود. اما آیا در تاریخ، علم لازم است؟ کدام مورخی نسبت به ولادت یا شهادت همه ائمه معصومین (علیهالسّلام) علم دارد؟
بنابراین، استناد به این آیه برای منع تعیین یادروز تکریم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) ناتمام است.
به نظر میرسد این دیدگاه بر این مبنا استوار است که اصل تعیین روزی برای بزرگداشت اولیای الهی، امری پسندیده است که آیات قرآن بر آن تاکید دارند.
قرآن کریم میفرماید:
(ذَٰلِکَ وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَاِنَّهَا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ)؛
«این است (برنامههای حج و حدود و مقرّرات خدا) و هر کس شعایر خدا را بزرگ شمارد، بدون تردید این بزرگ شمردن ناشی از تقوای دلهاست.» بر این اساس، تعظیم
شعائر الهی و تکریم اولیای دین، امری است که ریشه در تقوای قلبی دارد. در این چارچوب، تعیین روزی برای بزرگداشت ولادت و روزی برای بزرگداشت وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)، مصداقی از تعظیم شعائر الهی است.
چنانکه
آیتالله جوادی آملی در پیامی به کنگره بین المللی امامزادگان میفرمایند:
«اجلال اینها، تکریم اینها، تبجیل و تعظیم اینها جزو شعائر اسلامی است و همانند قرآن اینها برای ما محترمند و قداست دارند.»
فقیهان معاصر با پذیرش ضمنی فقدان سند تاریخی، بر این نکته تأکید کردهاند که تعیین روزی برای بزرگداشت ولادت و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) نیازی به سند تاریخی ندارد. این نتیجه بر چند پایه استوار است:
نخست، دیدگاه برخی فقهای معاصر:
آیتالله مکارم شیرازی و
آیتالله فاضل لنکرانی، با پذیرش ضمنی فقدان سند معتبر برای تواریخ مشهور ولادت و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)، بر کفایت این تواریخ برای تعیین «یادروز» بزرگداشت — و نه اخبار تاریخی — تأکید کردهاند. آیتالله مکارم شیرازی با استناد به «مستدرک سفینة البحار»، هرچند خود به فقدان مدرک در آن اذعان دارد، اول
ذیالقعده را به عنوان یادروز میلاد کافی دانسته است. آیتالله فاضل لنکرانی نیز در پاسخ به استفتای تولیت وقت آستانه مقدسه در سال ۱۳۷۴ تصریح کرده است که تخصیص دو روز به عنوان ولادت و وفات، نیاز به مدرک و مستند ندارد و امری راجح و پسندیده است، بهویژه برای مردم قم که در جوار آن حضرت متنعماند.
دوم، تفکیک میان «إخبار تاریخی» و «إنشای یادروز»:
بحث بر سر «إخبار از تاریخ» نیست — یعنی نمیخواهیم خبر دهیم که اول ذیالقعده دقیقاً روز ولادت و دهم ربیعالثانی دقیقاً روز وفات آن حضرت است — تا گفته شود این مستلزم کذب است. بلکه بحث بر سر «إنشاء» و «تعیین یادروز» است؛ یعنی ما روزی را بهعنوان نماد تکریم و بزرگداشت آن حضرت قرار میدهیم، همانگونه که «روز معلم» را بدون داشتن سند تاریخی برای ولادت معلمان تعیین میکنیم.
سوم، نقد استدلال به آیه «لا تقف ما لیس لک به علم»:
اولاً بسیاری معتقدند این آیه ناظر به اعتقادیات است. ثانیاً بر فرض جریان در غیر اعتقادیات، مناسبت حکم و موضوع اقتضا میکند که آیه تنها در جایی جاری شود که علم لازم است، در حالی که در تاریخ، علم قطعی لازم نیست و هیچ مورخی نسبت به ولادت یا شهادت همه ائمه معصومین (علیهالسّلام) علم قطعی ندارد.
چهارم، مبنای قرآنی تعیین یادروز تکریم:
مبنای دیگر مشروعیت تعیین یادروز، تعظیم شعائر الهی است. بر این اساس، تعیین این دو روز بهعنوان فرصتی برای تکریم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)، مصداقی از تعظیم شعائر الهی و امری راجح و پسندیده است. چنانکه آیتالله جوادی آملی در پیامی به کنگره بینالمللی امامزادگان میفرمایند: «اجلال اینها، تکریم اینها، تبجیل و تعظیم اینها جزو شعائر اسلامی است و همانند قرآن اینها برای ما محترمند و قداست دارند.»
مسئله تعیین تاریخ دقیق ولادت و وفات حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) از جمله مسائل چالشبرانگیز در مطالعات تاریخ تشیع است.
تحلیل دیدگاههای موجود نشان میدهد که نزاع اصلی نه بر سر اصل تکریم و بزرگداشت آن حضرت، بلکه بر سر میزان اعتبار سندی تواریخ مشهور (اول ذیالقعده ۱۷۳ق و دهم ربیعالثانی ۲۰۱ق) و چگونگی انتساب آنها به منابع کهن و معتبر است.
بر این اساس، میتوان میان دو سطح از بحث تفکیک قائل شد:
۱. سطح تاریخنگاری:
در این سطح، بررسیهای کتابشناختی و رجالی معاصر، در جعلی بودن تواریخ مشهور (اول ذیالقعده ۱۷۳ق و دهم ربیعالثانی ۲۰۱ق) تردیدی باقی نمیگذارد.
این نتیجه بر چهار پایه استوار است: فقدان سند در منابع کهن؛ خاستگاه واحد جعل در کتاب «نور الآفاق»؛ بیاعتباری منابع مورد ادعا («لواقح الانوار» و «نزهة الابرار»)؛ و تصریح پژوهشگران معاصر بر جعلی بودن.
۲. سطح یادروز تکریم:
در این سطح، برخی فقیهان معاصر با پذیرش ضمنی فقدان سند تاریخی، بر این نکته تأکید کردهاند که تعیین روزی برای بزرگداشت ولادت و وفات حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) نیازی به سند تاریخی ندارد. این نتیجه بر سه پایه استوار است: تفکیک میان «إخبار تاریخی» و «تعیین یادروز»، عدم نیاز به علم قطعی در امور تاریخی و مبنای قرآنی تعظیم شعائر.
از این رو تعیین این دو روز به عنوان ایام بزرگداشت بر مبنای «یادروز» قابل توجیه است و با ضوابط شرعی و عقلی منافاتی ندارد؛ بلکه این امر مصداقی از تعظیم شعائر الهی و تکریم اولیای دین است که ریشه در تقوای قلبی دارد.
این بزرگداشتها همچنین آثار و برکات معنوی و اجتماعی فراوانی نیز به همراه داشته است؛ از جمله جهانیشدن زیارت آن حضرت، معرفی مقامات معنوی ایشان به شیعیان در سراسر جهان، و تقویت پیوند معنوی مؤمنان با خاندان اهل بیت (علیهمالسّلام).
بنابراین، کنار گذاشتن این بزرگداشتها به بهانه فقدان سند تاریخی، نه تنها ضرورتی ندارد، بلکه موجب از دست رفتن فرصتهای گرانبهایی میشود که برای ترویج معارف اهل بیت (علیهمالسّلام) فراهم شده است.
در پایان، باید تأکید کرد که عظمت و شخصیت خاندان اهل بیت (علیهمالسّلام) برتر از آن است که معرفی ایشان نیازمند استمداد از اموری بیپایه باشد، و محدودیتها در این زمینه نیز معلول عدم اهتمام تاریخ و بهویژه ستم ستمکاران بوده و نشاندهنده مظلومیت دوچندان آن خاندان است.
از این رو مصلحت در آن است که این بزرگداشتها با تأکید بر تعبیر «یادروز» استمرار یابد و از اصرار بر نفی این تواریخ و مراسم مربوط به آن — که موجب تضعیف پیوند معنوی مؤمنان با اولیای دین میشود — پرهیز گردد.
به نظر میرسد بهتر است در تقویمها و منابع عمومی، ایام ولادت و وفات حضرت معصومه را به عنوان «یادروز بزرگداشت» یا «روز منتسب» به حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) معرفی کرد، نه «روز ولادت» یا «روز وفات» به معنای دقیق تاریخی آن؛ تا ضمن حفظ احترام و تکریم حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)، از القای اطلاعات نادرست تاریخی به عموم مردم پرهیز گردد.
گروه پژوهشی ویکی فقه.