حکم دار (عقاید و مذاهب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
حکم دار بر اساس معیارهایی مانند اکثریت ساکنان، حاکمیت، امکان اظهار
شعائر اسلامی و نشانههای دینی تعیین میشود و درباره ملاک آن میان
عالمان اختلافنظر وجود دارد.
شیخ مفید غلبه
اسلام،
ایمان یا
کفر را معیار میداند، درحالیکه
خوارج، حاکمیت به غیر
حکم خدا یا کفر
امام را موجب کفر
دار یا ساکنان آن میشمارند.
از دار با دو تعبير،
دار اسلام و ایمان و
دار کفر ياد مىشود و اين به خاطر بعضى
احکام شرعی است كه بر ساكنان آن بار مى شود؛ نظير جواز
نکاح و
توارث كسى كه وضع اعتقادىاش روشن نيست، همينطور اقتدا به او در
نماز، بر
مرده او نماز گزاردن، دفن او در قبور
مسلمانان،
تولی و تبری نسبت به او و احكامى از اين قبيل.
اينكه چه باعث شده كه دار، دار اسلام يا دار كفر به حساب آيد، نظرات مختلفى وجود دارد.
بعضى كثرت ساكنان را ملاک قرار دادهاند بدين معنى كه اگر اكثر ساكنان آن بر دين اسلام باشند، آن دار، دار اسلام وگرنه دار كفر است.
بعضى علاوه بر كثرت ساكنان، حاكميت آنان را نيز شرط دانسته اند؛ به اين معنى كه اگر آن اكثريت، زمام امور را نيز در دست داشته باشند
حكم دار از آنها تبعيت مىكند.
بعضى ديگر عدم
تقیه را شرط دانستهاند؛ يعنى اگر ساكنان در اظهار شعائر دينىشان از سلطان تقيه نداشته باشند، آنجا دار اسلام است.
عده (زيادى از
زیدیه و
معتزله) قائلند كه ملاک در اين مورد، علائمى است كه در دار و ساكنان آن ديده مىشود.
پس اگر دار طورى باشد كه
شهادتین بايد اظهار شود و بدون آن امكان ماندن نباشد جز براى
اهل ذمه و يا كسى كه در امان ديگرى است كه او شهادتين را اظهار مىدارد و همچنين ساكنان آن نتوانند هيچ خصلتى از خصلتهاى كفر را اظهار نمايند، دار، دار اسلام است و اگر دار اين خصوصيات را نداشته باشد، دار كفر محسوب مىشود و تحقق شعائر مذاهب مختلف، در صورت تحقق شرايط مذكور، معتبر نيست.
شيخ ما مفيد مىگويد: ملاک
حكم دار، بر
اغلبیت است.
جايى كه در آن كفر غلبه دارد، دار كفر و جايى كه ايمان در آن غلبه دارد، دار ايمان و جايى كه اسلام در آن غلبه دارد، دار اسلام مى باشد.
خداوند متعال در وصف
بهشت مىفرمايد:
(وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقينَ) با آنكه در آنجا كودكان و
دیوانگان نيز هستند (در اين مطلب و ما بعدش آشكارا جاى تأمل دارد) و در وصف
جهنم مىفرمايد:
(سَأُوريكُمْ دارَ الْفاسِقينَ) با آنكه در آنجا
فرشتگانِ مطيعِ خداوند نيز هستند.
پس حكم هر كدام، دائر مدار اغلبيت آن است.
اين بود سخنانى كه درباره
حكم دار گفته شده است.
خوارج آنطور كه معروف است، در اينباره دو نظر دارند:
۱ ـ هر جا كه به غير حكم خدا حكم مى شود، آنجا دار كفر است.
۲ ـ هر گاه امام
کافر شود،
رعیت اعم از حاضر و غايب كافر مى شوند.
در ديدگاه دوم تندروى به وضوح پيداست؛ زيرا چگونه مى شود كه كفر امام سبب كفر رعيت شود؛ مگر كلام خداوند سبحان را نشنيدهاند كه فرمود:
(أَلاَّ تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) علی (علیهالسلام) در اينباره خطاب به خوارج فرمود: «شما كه اصرار داريد كه من به عقيدهتان خطا كردهام و گمراه شدهام پس چرا تمامى
امت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را به گمراهى من گمراه مىدانيد و به خطاى من مىگيريد و به گناه من
تکفیرشان مىكنيد.»
•
سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۵، ص۵۳۵-۵۳۷.