• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

خثر (مفردات‌نهج‌البلاغه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




خَثَرَ (به فتح خاء و تاء و راء) از واژگان نهج البلاغه و به معنی غليظ شدن است. خاثِر (به کسر ثاء) به معنی شير گرم و جوشان‌ است. از اين ماده فقط يک مورد در نهج البلاغه آمده است.



خَثَرَ به معنی غليظ شدن است. «خَثَّرَ اللَبَنُ‌ خَثْراً: ثخن و اشتدَّ»


آن‌گاه كه به امام علی (علیه‌السلام) خبر رسيد ابو موسی اشعری مردم را از رفتن به يارى وى در بصره منع مى‌كند ضمن نامه‌اى به وى نوشت: «وَايْمُ اللهِ لَتُؤْتَيَنَّ حَيْثُ أَنْتَ، وَلاَ تُتْرَكُ حَتَّى يُخْلَطَ زُبْدُكَ بِخَاثِرِكَ، وَذَائِبُكَ بِجَامِدِكَ» «به خدا قسم در آنجا كه هستى نزد تو مى‌آيند و بعد رها كرده نمى‌شوى تا كره‌ات به شيرت و گداخته‌ات به جامدت مخلوط شود.» (شرح‌های نامه: ) خاثِر ظاهرا شير گرم و جوشان‌ است، در لغت آمده اين مثلى است به كسی‌كه حيران و سرگردان مى‌ماند يعنى كسانى مى‌آيند و زندگى و راحتی تو را به هم مى‌ريزند كه سرگردان مانى.


از اين ماده فقط يک مورد در نهج البلاغه آمده است.


۱. ↑ قرشی بنایی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، ج۱، ص۳۲۶.    
۲. ↑ طریحی، فخر‌الدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۳، ص۲۸۳.    
۳. ↑ شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیة و الشوارد، ج۲، ص۲۰.    
۴. ↑ السید الشریف الرضی، نهج البلاغه، ت الحسون، ص۷۴۵، نامه ۶۳.    
۵. ↑ عبده، محمد، نهج البلاغه، ط مطبعة الإستقامه، ج۳، ص۱۳۳، نامه ۶۳.    
۶. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۴۵۳، نامه ۶۳.    
۷. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان، ص۷۰۹، نامه ۶۳.    
۸. ↑ بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۳۴۱.    
۹. ↑ بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۳۴۳-۳۴۴.    
۱۰. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین، ج۱۱، ص۲۵۶.    
۱۱. ↑ هاشمی خویی، میرزا حبیب‌الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۶۸.    
۱۲. ↑ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۷، ص۲۴۶.    
۱۳. ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۹۲-۱۹۳.    
۱۴. ↑ السید الشریف الرضی، نهج البلاغه، ت الحسون، ص۷۴۵، نامه ۶۳.    



• قرشی بنایی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، برگرفته از مقاله «خثر»، ج۱، ص۳۲۶-۳۲۷.    






جعبه ابزار