• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

رعاعه (مفردات‌نهج‌البلاغه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: حمقاء (لغات‌قرآن)، احمق.


رَعاعَه ( به فتح راء و عین) از واژگان نهج البلاغه یعنی كسی‌ كه عقل و مغز ندارد. اين كلمه فقط یک‌بار در نهج البلاغه آمده است. جمع آن رَعاع (به فتح راء) است.



رَعاعَه یعنی كسی‌ كه عقل و مغز ندارد. «الرَعاعَة: من لا فؤَاد لهُ‌ و لا عقل» در لغت آمده: «الرَعاع: سُقاط‌ الناس و سفلتهم»


امام (صلوات‌الله‌علیه) به کمیل بن زیاد فرموده: «النّاسُ ثَلاَثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّانيٌّ، وَ مُتَعَلِّمٌ عَلى سَبيلِ نَجاة، وَ هَمَجٌ رَعاعٌ، أَتْبَاعُ كُلِّ ناعِق، يَميلونَ مَعَ كُلِّ ريح» يعنى: «مردم سه گروهند: عالم تربيت كننده و متعلم در راه راست و احمقان و اراذل كه پيرو هر داعى باطل هستند و با هر باد حركت مى‌كنند.» (شرح‌های حکمت: ) هَمَج (به فتح هاء و میم) به معنی احمقان است.


اين كلمه فقط یک‌بار در نهج البلاغه آمده است.


۱. ↑ قرشی بنابی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، ج۱، ص۴۵۴.    
۲. ↑ طریحی، فخر‌الدین، مجمع البحرین ت-الحسینی، ج۴، ص۳۳۷.    
۳. ↑ شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۳۹۷.    
۴. ↑ شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۳۹۷.    
۵. ↑ سید رضی، محمد، نهج البلاغه، ت الحسون، ص۸۰۸، حکمت ۱۳۹.    
۶. ↑ عبده، محمد، نهج البلاغه - ط مطبعه الاستقامه، ج۳، ص۱۸۶، حکمت ۱۴۷.    
۷. ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۴۹۶، حکمت ۱۴۷.    
۸. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان، ص۷۷۱، حکمت ۱۴۷.    
۹. ↑ بحرانی، ابن میثم، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۵۴۳.    
۱۰. ↑ ابن میثم بحرانی ت محمدی مقدم و نوایی، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۵۴۵-۵۴۶.    
۱۱. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المومنین، ج۱۳، ص۱۹۲.    
۱۲. ↑ هاشمی خویی، حبیب‌الله، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج۲۱، ص۲۲۴.    
۱۳. ↑ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۳۴۶.    
۱۴. ↑ سید رضی، محمد، نهج البلاغه، ت الحسون، ص۸۰۸، حکمت ۱۳۹.    



• قرشی بنابی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، برگرفته از مقاله «رعاعه»، ج۱، ص۴۵۴.    






جعبه ابزار