• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

رهبری ماکیاولی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





رهبری ماكياولى یک نوع شیوه رهبری است که رهبر سیاست را از اخلاق جدا کرده و هر وسیله‌ای را برای رسیدن به هدف توجیه می‌کند.
با وجود تأثیرگذاری بر رهبران مدرن، این رهبری به دلیل ناپایداری و خطرات آن، به گور خود منتهی می‌شود.



تكنيك و روشى كه در اداره كشور و عرصه سياست و هدایت جامعه به عمل و اجرا گذاشته مى‌شود، شاخص شيوه رهبرى است.
شايد مشكل بتوان شيوه‌هاى رهبرى را به شكل جامع و مانعى تعريف و يا تقسيم‌بندى منطقى نمود.
ولى از مطالعه نمونه‌هاى تجربه‌شده آن مى‌توان اشكال و اقسام متفاوتى از جمله: رهبری مستبدانه، رهبری دموکراتیک، رهبری حزبی، رهبری گروهی، رهبری فاشیستی، رهبری جامعه‌گرا، رهبری طبقه، رهبری ماکیاولی، رهبری ملی و ناسیانولیستی، رهبری دموکراسی ارشادشده، رهبری جهانی با خصیصه امپریالیستی و استکباری و رهبری مکتبی بر اساس حاکمیت اصول را به دست آورد.
در این مقاله به بررسی رهبری ماكياولى می‌پردازیم:


نیکولو ماکیاولی سياستمدار ايتالياى (۱۵۲۷-۱۴۶۹ م) در كتابى به نام شهريار، نوعى رهبرى و روش‌هاى چند ارزشى را در سياست به منظور رسيدن به هدف مطرح كرده است كه بعدها به نام رهبرى شيوه ماكياولى معروف شده است.
بنياد ماکیاولیزم بر جدايى سياست از ارزش‌هاى اخلاقى و تجويز هرنوع عمل براى رسيدن به اهداف سياسى است.


وى معتقد بود بدون شرارت هرگز قدرت نه به دست مى‌آيد، نه حفظ مى‌شود و گاه رسيدن به قدرت و يا حفظ قدرت، اعمال زور، حیله، تزویر، خیانت، تقلب، دروغ، پیمان‌شکنی و بی‌رحمی را ايجاب مى‌كند.
رهبرى هنگامى موفق است كه از تمامى اين ابزار استفاده كند؛ زيرا همواره هدف وسيله را توجيه مى‌كند.


اين نوع رهبرى در نهايت گور خود را به دست خويش مى‌كند.
چنان‌كه رهبر نمونه ماكياولى چزاره بورجا (سزار بورژيا) كه مظهر كامل زور و حيله‌گرى بود، در سن ۳۱ سالگى از راه همان زور و تزوير از ميان برداشته شد و ناكام مرد.
وسائل و ابزارى كه ماكياولى توصيه مى‌كند بى‌شک ممكن است رهبرى را به قدرت برساند، ولى نمى‌تواند آن را حفظ و مستمر گرداند.


قدرتى پايدار مى‌ماند كه جايگاه حق داشته باشد؛ زيرا زور هيچ‌گاه موجد و مولد حق نيست.
و اگر مرور توانسته است بماند بدان دليل بوده است كه كسانى توانسته‌اند آن‌ را تبديل به حق كنند و تا ماهيت‌شان مكشوف‌نشده پايه اقتدارات خويش را تحكيم كنند.


مى‌گويند ماكياولى خود طرفدار نظام جمهوری و حکومت مردم بر مردم بوده و معتقد بوده است كه انتخاب مردم بهترين انتخاب‌ها و تشخيص و رأى آن‌ها به‌ طور سحرآميزى همواره با واقعيت‌ها مطابقت داشته است و در كتاب شهريار نيز يادآورى مى‌كند كه وى اطمينان ندارد يک انسان با فضيلت اين وسائل را به كارگيرد.


ولى در هر حال شيوه پيشنهادى وى سال‌ها مورد استفاده بسيارى از رهبران و احزاب سياسى مادى گرا قرار گرفت و خسارت‌هاى جبران‌ناپذيرى را براى ملت‌هاى ستمديده به بارآورد.


زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۶۷-۲۶۸.    






جعبه ابزار