۱ - حسین (علیهالسّلام) نگران از مدینه به سمت مکّه خارج شد. ۲ - هجرت او به هجرت جدش شبیه بود هنگامیکه از مکّه به سمت مدینه خارج شد و از ترس دشمن به غار پناه برد. ۳ - هجرت هر دو شبیه به هم است زیرا زمان هر دو شبیه به هم بود. ۴ - همچنان که هدف حسین (علیهالسّلام) و جدش یکی است و آن هدف بسیار بزرگ است؛ ۵ - و بر خلاف ستمکاران که اهدافشان دنیایی و بسیار کوچک است. ۴.۲ - رسیدن امام (علیهالسّلام) به کربلا
۱- به سرزمینی رسیدند که کربلا نامیده میشد. و آب فرات به آن نزدیک بود. ۲ - امام حسین (علیهالسّلام) از این محل سؤال کرد که اسمش چیست؟ گفتند: ای مولای ما! طف نامیده میشود. ۳ - و تداعیکنندهی ماتم و بلاست و برانگیزانندهی آتش است. ۴ - پس امام به آنها پاسخ داد: من به پروردگارم از هر سختی و بلا که برای ما خواسته پناه میبرم. ۴.۳ - ترسیم صحرای کربلا
۱ - آیا روز عاشورا را میشناسی که چه سختی و بلایی در آن واقع شد. ۲ - در آن روز آزادگان بر این مصیبت گریستند و دلهایشان بر این غفلت نالید. ۳ - کودکانشان از فرط تشنگی فریاد میکشیدند و در حالیکه زمین اطرافشان غرق در آب بود (در نزدیکی رود فرات بودند) ۴ - انوار یقین، گمراهی را دربر میگرفت مانند شب که با همهی تیرگی و سیاهیش ماه بدر را دربر میگیرد. ۵ - و صدای شیههی اسبان سپاه ظلم همهجا را فراگرفته بود و حتّی به گنبد آسمان هم رسیده بود. ۶ - و خورشید بر نیزهها میتابید گویی که هزاران هزار اشعه بر آنها میاندازد. ۷ - و سینههای خاندان پیامبر را غم واندوه و ماتم و بلا فراگرفته بود. ۸ - و امام حسین (علیهالسّلام) در حالیکه شمشیرش را تیز میکرد. برای مواجه با کثرت دشمنان آماده میگشت. ۹ - امام روزگار خائن را با حسرت مورد عتاب قرار میداد که چنین مصیبتی را بر این خاندان بوجود آورده است. ۱۰ - و بر اصحابش بشارت میداد مانند نوری که در نهایت تشنگی میخندد. ۱۱ - امروز روز عروسی و شهادت است که ما آرزوی آن را داریم و بهوسیلهی آن آرزوی بهشت پروردگار و رسیدن به فیض آن را داریم. ۴.۴ - خطبهی امام در صبح عاشورا
۱ - اگر مرا نمیشناسید، از خورشید نیمروز بپرسید. چراکه من و پرتو ماه یکسانیم. (بدینسان نور امامت امام حسین (علیهالسّلام) را جلوه و انعکاس رسالت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میشمارد. همانگونه که پرتو ماه از ارتباط با خورشید حاصل میشود.) ۲ - آیا نمیدانید که جدّ من محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بهترین و برترین انسانها است. ۳ - آیا نمیدانید که مادرم فاطمه پارهی تن رسول اللّه است و چه کسی همپای فاطمه است. ۴ و ۵ - سپس به شمشیر پیامبر در دست حسین (علیهالسّلام) و عمامهی آن حضرت بر سر امام (علیهالسّلام) و بوی نبوّت و وحی که از آنها برمیخیزد اشاره میکند.
(روز عاشورا روز خضوع و سجود همه عالم بپای این یگانه درّ هستی است، و زمین و زمان در اظهار عشق و حزن نسبت به او و کرنش در برابر عظمتش در تبوتاب است. ازاینروست که هنگامیکه امام حسین (علیهالسّلام) به خاک میغلتد و اولین قطرات خون پاکش بر زمین جاری میشود؛ ) ۱ - ریگهای بیابان دیده میگشایند و خون پاک او را حریصانه سرمه چشم میکنند ۲ - و شراب صافی خون عشق را که مشابهت به خون جدّش دارد، در قدحهای خویش پذیرا میشوند.
۱ - امام حسین (علیهالسّلام) با دیدهای مجروح و اشکآلود در حالیکه به شدّت تشنه بود با آنان سخن گفت. ۲ - صدای حزنآلود امام که به فلک میرسید و فروغ را از ستارگان میگرفت؛ ۳ - در حالیکه اشک چشمش فرومیریخت فرمود: «ای کوفیان! مرگ بر شما که به عهد و پیمانتان اعتمادی نیست. شما قومی هستید که به عهد خود وفا نمیکنید. ۴ - شما به فرزندان رسول خدا و همهی پاکان خیانت کردید.» زهیر در محرومیت مردم از شفاعت پیامبر چنین میگوید:
۱ - آیا طمع دارید که از دست جدش سیراب شوید در حالیکه امام را از آب محروم نمودید و او (پیامبر) شما را میدید؟! ۲ - هرگز! برای شما آتش جاویدان جهنمی است که صورتهای شما را میسوزاند و همیشگی است. و چنین حبّ خود را به اهل بیت اظهار میدارد:
حبّ پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و خاندانش، سرودی است که همواره بر زبان من جاری است.
۱ - حبیب بن مظاهر، در حملهی قهرمانانهاش به سپاه خصم در حالیکه سرها را میشکافد و بدنها را پارهپاره میکند ۲ - با نیزه سینهها را میشکافد و بر سرنیزهاش دندههای ناپاک دشمن نمایان است. ۳ - دستهایی که با ضربت شمشیر او از بدن جدا گشتهاند. همچون برگهای پاییزی از شاخه جدا شده و بر زمین پراکنده است ۴ - و آنگاه که زمین از خون دشمن سرخ گردید و کاسههای چشمان به خاک افتاده غذای کلاغان را مهیّا نمود. ۵ - دشمن هجوم جمعی و وحشیانهی خود را آغاز کرد و دیواری از شمشیر به دور او کشید. ۶ - در عینحال شمشیرها هنگام فرود از ضربههای مهلک او در هراسند.
اگر شیران را شمار کثیر خرگوشها محاصره کنند، به ناچار خرگوشها پیروز خواهند شد. (هجوم دشمن و مغلوب گشتن ظاهری یاران حضرت امام (علیهالسّلام)).
اصحاب امام (علیهالسّلام) که به خاک و خون غلتیدهاند شبیه به شکوفههای ستارهی آسمان هستند که به خون خضاب شدهاند. از عمق فاجعه و دردناکی مصیبت میگویند. (ترکیب زیبای شکوفه و ستاره که در هر دو امید، شکفتن و حیات جلوهگر است و سپس به خون غلتاندن آنها)
عسیلی در این ابیات بسیار زیبا خصوصیات و صفات باطنی حضرت ابو الفضل العباس (علیهالسّلام) را ستوده است: ۱-۳. عطر گلها، زیبایی سبزهها، نسیم درختان، یاسمن و زنبق، شادی عروسیها و تبسم زیبای اشک پیاله، لطافت، طراوت و پاکی خویش را از عباس (علیهالسّلام) به امانت گرفتهاند.۴ - چه سیمای دلفریبی و چه جمال پاکی دارد. هیچ چیزی جمال و زیبایی جز با جمال او نمییابد. ۵ - جز این نیست که گل نیز جمال و زیبایی خود را از جمال عبّاس میگیرد. ۶ - عبّاس کسی بود که از زمان نوجوانی (نهال شدنش) ریشه و مایهاش بر اساس یقین بود. ۷ - ولی دشمنان با منع آب از او حتی بهاندازهی یک کف دست، خواستند طراوت او را بگیرند. و در نگاه بیرونی نیز هیبت، قدرت و شجاعت عباس (علیهالسّلام) است که سخن میگوید.
۸ (و امّا صفات جلالی، عباس «ع») او چون آتشفشان برافروخته و کوه آتش است یا مانند تندباد بنیان کن سخت در همهی دورانها است ۹ - مانند زمینلرزه و زلزله و صاعقههای آتشزا که از آنها لهیب آتش فرومیریزد ۱۰ و ۱۱ - و یا مانند امواج خروشان است و چون بادهای شدیدی که به سوی آسمان برمیخیزد یا امواجی خروشان که تیز و برندهاند. در حقیقت عباس (علیهالسّلام) جامع صفات اضداد است و در صفات جمالی و جلالی در اوج میباشد.
۱ - حسین (علیهالسّلام) به دل آن سپاه بزرگ حمله میکند و شمشیرها و نیزهها از مقابل او میگریزند؛ ۲ - گویا که اجلها به دست اوست و روحها تسلیم شمشیر اوست. ۳ - و امکان دستیابی به او نیست مگر با پرتاب تیر از دوردستها.
۴ - ازاینروست که در حالیکه خون از جراحات حسین (علیهالسّلام) سرازیر است به دشمن حمله میکند و با حرکت شمشیرش، لشکر دشمن را همچون گوسفندانی به عقب میراند.
۵ - در قطعهقطعه گشتن پیکر امام (علیهالسّلام)، گلهای پرپر و شکوفههای به خاک افتاده را مشاهده میکنیم.
۱ - آری جراحت خورشید از مصیبت عاشوراست که هر روزه چهرهاش را گلگون میسازد ۲ - چنانکه زوزه باد بر گناه بزرگی که در این روز اتفاق افتاد، شهادت میدهد ۳ - و به هر کوی و دیار که میرود، حکایتی از فریاد و ناله زنان اهل بیت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به همراه دارد.
۱ و ۲ - شدت مصائب زینب (سلاماللهعلیها) که این همه درد را به دوش میکشد،اندوه در سینهاش چونان آتش برافروخته که هر آن شعلهورتر میگردد، زبانه میکشد. ۳ - حقا که اگر کوهها مصیبت زینب (سلاماللهعلیها) را میدیدند، از هم فرومیپاشیدند. ملحمة کربلاء با این بیت به پایان میرسد:
ما به درگاه خداوند متعال از این مصیبت شکایت میکنیم و او کسی است که از رنجهای درونی ما آگاه است.
۱ و ۲ - یزید با میمون و سگش به لهو و لعب میپرداخت و همنشین او شیطان بود و در حالت مستی اشعار کفرآمیز میسرود.
۱ - حقیقت آن است که انسانها، قدر نعمتهای الهی را نمیدانند. تا زمانی که از آن محروم گردند. ۲ - مردم نیز قدر حسین (علیهالسّلام) را ندانستند و با فقدان او در ظلمت افتادند که صبح اگر نورش را از دست دهد شبی ظلمانی است.
۱ - همانا بردگان تغییر لباس دادهاند و روزگار لباس جدید بر تن آنها کرده است. ۲ - آنها برده باقی ماندهاند امّا رفتارشان بوقلمون صفت و کردارشان همچون نیش زهرآگین مار، ضربهزننده و کشنده است.
پس از حسین (علیهالسّلام) آزادگان با سرفرازی جان به مرگ میسپارند و مشعل هدایت خواهند شد. محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۴۰. |