• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

شورا از دیدگاه کتاب و سنت (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





شورا از دیدگاه کتاب و سنت اصل شورا در مراجع اسلامی به‌ عنوان روش اجتناب‌ناپذیر مدیریت جامعه سیاسی محسوب می‌شود.
قرآن در آیه ۲۲ سوره شوری به مؤمنان توصیه می‌کند که امور خود را با مشورت حل کنند.
سنت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری‌های مهم ابتدا با مشورت یاران و سپس با توکل بر خدا انجام می‌گرفت.
احادیث متعدد به مشاوره با علمای دلسوز، مشاوران امانت‌دار و اخذ رأی جمعی تأکید دارند.
اصل شورا در فقه به‌عنوان منبع استدلالی برای مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به‌کار می‌رود.
قابلیت اعمال شورا به‌ جز در مواردی که حکم شرعی ثابت است محدود می‌شود؛ در این موارد شورا صرفاً روش اجرا را تعیین می‌کند.
به‌ همین دلیل شراکت رأی‌گیری گسترده در امور عمومی و محدودیت آن در احکام غیرقابل تغییر، از ویژگی‌های کلیدی اصل شورا است.



در منابع اسلامى (كتاب و سنت) اصل شورا به عنوان شيوه‌اى اجتناب‌ناپذير در مديريت جامعه سياسى اسلام پذيرفته شده و بر آن تأكيد گرديده است.
قرآن يک‌بار در زمينه تبيين خصایص مؤمنين و رهروان راه مكتب، اصل شورا را به عنوان يک خصيصه جوشيده از ایمان و جامعه اسلامی معرفى مى‌كند:
(وَ اَلَّذِينَ اِسْتَجٰابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ وَ اَلَّذِينَ إِذٰا أَصٰابَهُمُ اَلْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ‌)
افراد شايسته با ايمان كسانى هستند كه نداى پروردگارشان را اجابت نموده و پرستش خدا را به پاى داشته و امورشان را بين خود به شور مى‌گذارند و با شورا حل و فصل مى‌كنند و از آن‌چه كه به آن‌ها روزى داده‌ايم انفاق مى‌نمايند و كسانى هستند كه به هنگام تجاوز به يارى همديگر مى‌شتابند.

۱.۱ - فرمان الهی به پیامبر درباره شورا

و بار ديگر به صورت يک فرمان و دستور الهى بيان مى‌كند و التزام به نظام شورا را بر پيامبر مقرر مى‌دارد و بر احترام به ديدگاه‌ها و نظريات همرزمان و همرهان مكتب تأكيد مى‌ورزد و آن را از خصایص رهبری و از رموز پيروزى مى‌شمارد:
(فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ الله لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِي اَلْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى الله إِنَّ الله يُحِبُّ اَلْمُتَوَكِّلِينَ‌)
به خاطر رحمت و عنايت خاص خدا بود كه توانستى با مردم نرمخو باشى.
هرگاه تندخو و سخت دل مى‌بودى از اطرافت پراكنده مى‌شدند.
از اين‌رو از اشتباهاتشان در گذر و در مقابل گناهانشان از خدا برايشان طلب آمرزش كن و در امور با آنان مشورت نما.
هرگاه تصميم گرفتى توكل به خدا كن كه خداوند متوكلين را دوست مى‌دارد.


سيره و سنت پيامبر بر همين اصل استوار بود زيرا قرآن چون آیينه تمام‌نماى زندگى پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، از خصلت‌هاى او سخن مى‌گويد و گفتار و عمل پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نيز مبين و مفسر فرمان خدا و اصول قرآن است.
ما در اين‌جا ضرورتى نمى‌بينيم شرح ماجراهایى را كه در غزواتى چون بدر و خندق و يا در مورد تنظيم عهدنامه با مردم طایف رخ داد به ميان آوريم زيرا بر هر مطلع و محقق كه با تاريخ اسلام و سيره پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آشنایى دارد مسلم است كه اصل شورا در زندگى سياسى پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بارها مطرح و از طرف آن حضرت به مورد اجرا گذاشته شده است.
[۳] ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، باب اذان.
[۴] بخاری، محمد بن اسماعیل، صحيح بخارى، باب اعتصام، ص۱۳.
[۵] ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمدبن حنبل، ج۳، ص۲۱۹.
[۶] ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمدبن حنبل، ج۳، ص۲۵۷.
[۷] ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمدبن حنبل، ج۳، ص۲۴۳.
[۸] نيشابورى، مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، كتاب جهاد، ص۸۳.

در روایات اسلامی موارد زيادى ديده مى‌شود كه به صورت‌ها و تعبيرهاى مختلف بر اصل شورا تأكيد شده و از خود محورى و خودرأيى نهى گرديده است.
[۹] آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحكم و دررالكم، ج۷، ص۱۸۳.
[۱۰] ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، باب اذان، ص۳۷.
[۱۱] بخاری، محمد بن اسماعیل، صحيح بخارى، باب اعتصام، ص۲۸-۳۵.
[۱۳] نسائی، احمد بن علی، السنن الکبرى، باب جهاد.
[۱۴] ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمدبن حنبل، ج۵، ص۱۳-۲۷۴.
[۱۵] سجستانى، ابوداود سليمان بن اشعث، سنن ابى داود، باب آداب، ص۱۱۴.


۲.۱ - نمونه‌هایی از روایات درباره شورا

اينک چند مورد از اين روايات را در اين‌جا به عنوان نمونه مى‌آوريم:
«المستشار مؤتمن.»
كسى كه مورد مشاوره قرار مى‌گيرد، چون امانتدار است.
«اذا استشار احدكم اخاه فليشر عليه.»
هنگامی كه با شما مشورت كردند نظر و رأى خود را ابراز داريد.
«يا على ماحار من استخار و لاندم من استشار.»
يا على متحير نشد كسى كه از خدا طلب خير نمود و پشيمان نگشت، كسی كه مشورت نمود.
«ان رسول اللّه (صلى‌اللّه‌عليه‌و‌اله‌وسلم) كان يستشير اصحابه ثم يعزم على ما يريد الله.»
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) نخست با ياران خود مشورت مى‌كرد سپس بر آن‌چه كه خدا اراده فرموده اقدام مى‌نمود.
«مشاورة العاقل الناصح رشد و يمن و توفيق من الله فاذا اشار عليك الناصح العاقل فاياك والخلاف فان فى ذلك العطب.»
مشورت با دانايان دلسوز هدايت، رشد و بركت است و خود توفيق الهى براى راهيابى بر واقعيت‌ها است، هرگاه داناى دلسوزى ترا خيرخواهى كرد مبادا او را مخالفت كنى، زيرا دشوارى و سختى در جنين مخالفتى است.
«تصدقوا على افيكم بعلم برشده ورأى يسدده.»
به برادر ايمانی‌تان صدقه دهيد با تعليم علمى كه او را ارشاد مى‌كند و راى و نظرى كه عمل او را استوار مى‌كند.
«الحزم ان تستشير ذا الرأى.»
دورانديشى آن است كه با صاحبان رأى به شور بنشينيد.
«اموركم شورى بينكم»
امورتان بايد همراه با شور جمعتان باشد.
تا آن‌جا كه پيامبر از بیعت بدون مشورت نهى نمود و علی (علیه‌السلام) بهترين مشاوران را خردمندان دانشمند، صاحب‌نظران پرتجربه و دورانديشان خداترس معرفى كرد و استبداد به رأى و خودمحورى را عين گمراهى دانست.


مشروعیت اصل شورا را مى‌توان به گونه‌اى از اجماع و سيره مسلمين كه از ادله معتبر و منابع فقه به شمار مى‌رود نيز به دست آورد.
همچنين دليل عقل نيز بخاطر نزديكتر به واقع بودن نتيجه شور و تبادل نظر بر لزوم رعايت شور در امور مربوط به مصالح عمومى حكم مى‌كند و اصل شورا از مستقلات عقليه بشمار مى‌رود.


اصل شورا در اسلام اختصاص به مسائل فردى و مصالح شخصى ندارد و قابل تعميم به همه امور و شئون اجتماعى و سياسى و اقتصادى و مسائل حكومتى است، زيرا ملاک و معيارى كه در مورد شور در روایات آمده همه امور و شئون زندگى اجتماعى را شامل مى‌گردد.
از آن‌جا كه هر شورى مستلزم نوعى آزادى و اختيار است و اسلام در پاره‌اى از موارد قلمرو آزادى و اختيار را محدود كرده است، ناگزير اصل شورا نيز محكوم اين اصل است و از اين‌رو قلمرو شور در دو مورد زير محدود مى‌گردد:
۱. در مورد الزامات شرعى و احکام ثابت الهى كه با شور قابل تغيير نيست و اصل شورا مى‌تواند تنها راه اجرا و برنامه‌ريزى آن را مشخص كند.
۲. الزامات و فرامينى كه بر اثر تصميم‌گيرى پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) و امام (علیه‌السلام) و ولی‌فقیه در حوزه عناوين ثانوى و احكام متغير
[۲۸] عبداللهی، مهدی، مقاله ولایت و زعامت از دیدگاه علامه طباطبایی، ص۱۸۰.
و اوامر حاكم شرع صادر مى‌شود.

۱. شوری/سوره۴۲، آیه۳۸و ۳۹.    
۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۹.    
۳. ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، باب اذان.
۴. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحيح بخارى، باب اعتصام، ص۱۳.
۵. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمدبن حنبل، ج۳، ص۲۱۹.
۶. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمدبن حنبل، ج۳، ص۲۵۷.
۷. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمدبن حنبل، ج۳، ص۲۴۳.
۸. نيشابورى، مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، كتاب جهاد، ص۸۳.
۹. آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحكم و دررالكم، ج۷، ص۱۸۳.
۱۰. ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، باب اذان، ص۳۷.
۱۱. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحيح بخارى، باب اعتصام، ص۲۸-۳۵.
۱۲. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۹۷.    
۱۳. نسائی، احمد بن علی، السنن الکبرى، باب جهاد.
۱۴. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند احمدبن حنبل، ج۵، ص۱۳-۲۷۴.
۱۵. سجستانى، ابوداود سليمان بن اشعث، سنن ابى داود، باب آداب، ص۱۱۴.
۱۶. ابوداود، سلیمان‌ بن‌ اشعث، سنن أبی داود، ج۴، ص۳۳۳.    
۱۷. ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۲۳۳.    
۱۸. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۱۰۰.    
۱۹. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، ج۲، ص۶۰۱.    
۲۰. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، ج۲، ص۶۰۲.    
۲۱. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۱۰۵.    
۲۲. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۱۰۵.    
۲۳. ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، ص۷۸.    
۲۴. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۸، ص۱۶۸.    
۲۵. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند أحمد، ج۱، ص۳۳۱.    
۲۶. آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۵۶.    
۲۷. آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص۸۱.    
۲۸. عبداللهی، مهدی، مقاله ولایت و زعامت از دیدگاه علامه طباطبایی، ص۱۸۰.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۴۶۳-۴۶۶.    






جعبه ابزار