عطّار نیشابوری (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
فریدالدین محمد بن ابوبکر متخلص به عطار نیشابوری، شاعر و عارف معروف ایرانی
قرن ششم هجری است.
عطار مرید
سلطان العاشقین مجدالدّین بغدادی بود وعلاقه وی به تتبّع احوال و جمع اقوال مشایخ
صوفیه و گردآوری حکایات آنان امری آشکار است.
آثار منظوم او پر از حکایات و قصص است و در چهار مثنوی
«منطق الطیر»،
«اسرار نامه»،
«الهی نامه» و
«مصیبت نامه» ۸۹۷ حکایت از صوفیان آورده است.
عطّار بدون شک پیرو
مذهب اهل سنّت بود. اما
اخلاص و ارادت و نحوهی ستایش او از
حضرت علی (علیهالسّلام) و فرزندان آن بزرگوار به طور صدقآمیز و مبتنی بر حسن اعتقاد است، به همین سبب وی در
مناقب اهل بیت (علیهالسّلام) اشعاری سروده است.
وی بر
علوم عقلی و
نقلی تسلّط داشته و مطّلع از علوم و فنون ادبی،
حکمت،
کلام،
نجوم و محیط بر
علوم دینی بهخصوص
تفسیر قرآن،
حدیث،
قصص،
روایات،
فقه و
طب بوده است.
در نیمه دوم
ماه صفر سال
۶۱۸ هجری به دست
مغولان وفات کرد.
فریدالدّین ابو حامد محمّد بن ابی بکر ابراهیم بن اسحق نیشابوری متخلص به
«عطّار» یا
«فرید» در ششم
شعبان سال
۵۱۳ یا
۵۳۰ ه ق. در قریه
«کدکن» از اعمال
نیشابور تولد یافت.
پدر و مادرش هر دو زاهد و صوفی و اهل معنی بودند. پدرش ابراهیم مدتی طولانی میزیسته و تا هنگامی که عطّار اسرار نامه را به
نظم در آورد، در قید حیات بود.
جامی، عطّار را مرید سلطان العاشقین مجد الدّین بغدادی میداند، و
قاضی نوراللّه شوشتری معتقد است که عطّار،
خرقه از دست وی پوشیده است. اهتمام و علاقهی او به گردآوری قصص آموزندهی صوفیه امری آشکار و شایان توجه است.
چنانکه از مقدمهی
«تذکرة الاولیاء» برمیآید و آثار عطّار هم گواهی میدهند او به تتبّع احوال و جمع اقوال مشایخ صوفیه و گردآوری حکایات آنان عشقی شگفت داشته است.
عطّار در کتاب
تذکرة الاولیاء ۹۸۰ حکایت و ۲۸۶۴ سخن از مشایخ را گرد آورده و ذخیرهی عظیم و بسیار گرانبهایی به
زبان فارسی تقدیم نموده است.
آثار منظوم او پر از حکایات و قصص است، و در چهار مثنوی
«منطق الطیر»،
«اسرار نامه»،
«الهی نامه» و
«مصیبت نامه» ۸۹۷ حکایت از صوفیان آورده است. و شاید بتوان گفت در آثار هیچیک از شعرای فارسی زبان، این مایه از قصص نتوان یافت.
در مورد مذهب عطّار بدون شک او پیرو مذهب اهل سنّت بود. اما اخلاص و ارادت و نحوهی ستایش او از حضرت علی (علیهالسّلام) و فرزندان آن بزرگوار به طور صدقآمیز و مبتنی بر حسن اعتقاد است، که قاضی نوراللّه شوشتری وی را
شیعه پاک و خالص شمرده، اما سخن راست آن است که بزرگان اهل سنت هرگز منکر فضایل
علی (علیهالسّلام) نبوده و نیستند. به همین سبب عطار در مناقب اهل بیت (علیهالسّلام) و تعرّض به اعدای جفا کار ایشان، اشعاری سروده است.
مطالعه در آثار عطّار نشان میدهد که بر علوم عقلی و نقلی تسلّط و آشنایی داشته و مطّلع از علوم و فنون ادبی و حکمت و کلام و نجوم و محیط بر علوم دینی بخصوص تفسیر قرآن و حدیث و قصص و روایات و فقه بوده است. و به اقتضای شغل خود بصیر در گیاهشناسی و معرفت خواص ادویه و عقاقیر و آگاهی از مبادی طب داشته است.
آثار مسلّم عطّار عبارتند از:
چهار مثنوی «منطق الطیر یا مقامات طیور»، «اسرار نامه»، «الهی نامه» و «مصیبت نامه»، همچنین کتاب
«خسرونامه» که در میان مثنویات شیخ عطّار تنها منظومهایست که چون
ویس و رامین،
خسرو و شیرین،
لیلی و مجنون از ماجرای
عشق دو دلداده و داستان زندگانی دو شاهزاده سخن میگوید.
عطّار که بعد از نوشتن چهار مثنوی، سه سال لب فرو بسته و خاموش بود، این داستان را با دستاویز بیان حقایق معارف و عرفان به نظم کشید. ابیات خسرونامه به اختلاف از ۷۶۰۰ تا ۸۳۶۴ بیت آمده است.
از دیگر آثار عطّار:
«جواهرنامه»،
«شرح القلب»،
«دیوان قصاید و عزلیات»،
«مختارنامه» میباشد. اگر به این ۹ کتاب منظوم کتاب «تذکرة الاولیاء» را که به
نثر نوشته شده، بیفزاییم آثار او به ده کتاب بالغ میشود.
بالاترین خصوصیت آثار منظوم و منثور عطّار آن است که برای هدایت و راهنمایی جامعه گفته شده و در روزگاری که غالب شعرا فکر خود را در
مدح و
هجو و
هزل به کار میبردند، او نظر خود را از امرا و حکام به جامعهی انسانی و خدمت به حقیقت معطوف ساخته و بشر را به یگانگی و وحدت و بلند نظری و دوری از
تعصّب دعوت کرده است.
عطّار در حادثهی فتح نیشابور و کشتار عام آن شهر به دست مغولان در نیمهی دوم ماه صفر سال ۶۱۸ هجری در موضعی به نام
«شاریاخ» که اکنون قبر او در آنجا میباشد، به شهادت رسید.
| امامی کآفتاب خافقین است • • • امام از ماه تا ماهی، حسین است | | |
| چو خورشیدی جهان را خسرو آمد • • • که نُه معصوم پاکش، پس رو آمد | | |
| چو آن خورشید اصل خاندان است • • • به مهرش نُه فَلک از پی روان است | | |
| چراغ آسمان مکرمت بود • • • جهان علم و بحر معرفت بود | | |
| به همّت هر دو عالم کم گرفته • • • ولی نورش همه عالم گرفته | | |
| رخ او بود خورشید الهی • • • شب تاریک، مویش از سیاهی | | |
| کسی کو آفتاب و شب به هم خواست • • • حسن آن از حسین آمد به هم راست | | |
| امام ده و دو حق کرد قسمت • • • که هر یک پردهیی سازد ز عصمت | | |
| ده و دو پرده زان آمد پدیدار • • • حسینی بود امّا پردهیی زار | | |
| ببرد این راه او گر مبتلا بود • • • ولی خونریز او در کربلا بود | | |
| اگر هستی تو اهل پردهی راز • • • ازین پرده به زاری میده آواز | | |
| بسی خون کردهاند اهل ملامت • • • ولی این خون نخسبد تا قیامت | | |
| هر آن خونی که بر روی زمانهست • • • برفت از چشم و این خون جاودانهست | | |
| چو ذات آفتابش جاودان بود • • • ز خون او شفق باقی از آن بود | | |
| چو آن خورشید دین شد ناپدیدار • • • در آن خون چرخ میگردد چو پرگار | | |
| | |
این چند بیت عمق اخلاص و ارادت عطّار را نشان میدهد.
| کیست حق را و پیمبر را ولی • • • آن حسن سیرت، حسین بن علی | | |
| آفتاب آسمان معرفت • • • آن محمّد صورت و حیدر صفت | | |
| نُه فلک را تا ابد مخدوم بود • • • ز آنکه او سلطان ده معصوم بود | | |
| قرّة العین آن امام مجتبی • • • شاهد زهرا شهید کربلا | | |
| تشنه او را دشنه آغشته به خون • • • نیم کشته گشته، سرگشته به خون | | |
| آن چنان سر را که بُرَّد؟ ای دریغ! • • • کآفتاب از درد آن شد زیر میغ | | |
| گیسوی او تا به خون آلوده شد • • • خون گردون از شفق پالوده شد | | |
| کی کنند این کافران با این همه؟ • • • کو محمّد؟ کو علی؟ کو فاطمه؟ | | |
| | |
معانی اصطلاحات:خافقین: کناره عالم، مشرق و مغرب.
| صد هزاران جان پاک انبیاء • • • صف زده بینم به خاک کربلا | | |
| در تموز کربلا تشنه جگر • • • سر بریدندش چه باشد زین بتر | | |
| با جگر گوشهی پیمبر این کنند • • • و انگهی دعویّ داد و دین کنند | | |
| کفرم آید هر که این را دین شمرد • • • قطع باد از بُن ز فانی کین شمرد | | |
| هر که در رویی چنین آورد تیغ • • • لعنتم از حق بدو آید دریغ | | |
| کاشکیای من سگ هندوی او • • • کمترین سگ بودمی در کوی او | | |
| یا در آن تشویر آبی گشتمی • • • در جگر او را شرابی گشتمی | | |
| ای گوهر کان فضل و دریای علوم • • • وز رای تو درّ درج گردون منظوم | | |
| بر هفت فلک ندید و بر هشت بهشت • • • نُه چرخ چو تو پیش رو ده معصوم | | |
| ز مشرق تا به مغرب گر امام است • • • علی و آل او ما را تمام است | | |
| گرفته این جهان وصف سِنانش • • • گذشته ز آن جهان وصف سه نانش | | |
| چو در سرّ عطا اخلاص او راست • • • سه نان را هفده آیه خاص او راست | | |
| سه قرصش چون دو قرص ماه و خورشید • • • دو عالم را به خوان بنشاند جاوید | | |
| پیمبر گفت با آن نور دیده • • • ز یک نوریم هر دو آفریده | | |
| علی چون با نبی باشد ز یک نور • • • یکی باشند هر دو از دویی دور | | |
| چنان در شهر دانش باب آمد • • • که جنّت را به حق بوّاب آمد | | |
| چنان مطلق شداندر فقر و فاقه • • • که زرّ و نقره بودش سه طلاقه | | |
| | |
معانی اصطلاحات:هندو: پاسبان، نگهبان.
تشویر: آشفتگی و شرم و پریشانی «شور و اضطراب».
مقصود
سه قرص نان است که در سه شب متوالی به
فقیر و
مسکین و
اسیر بخشید.
هفده آیه: منظور هفده آیه از
سوره دهر (انسان) است که در شان خانواده علی (علیهالسّلام) نازل شده است.
• عناوین دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۷۴۹.