• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

غصه (مفردات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




غُصَّه (به ضم غین و تشدید و فتح صاد) یکی از مفردات به کار رفته در قرآن کریم به معنای گلوگير است و آنچه در حلق ماند.



غُصَّه: گلوگير است و آنچه در حلق ماند.
راغب گويد: «الْغُصَّةُ: الشَّجَاةُ الَّتِي‌ يَغَصُ‌ بِهَا الْحَلْقُ». شجاة چيزى است مثل استخوان و غيره كه در گلو ماند، يعنى: غصّه چيز گلوگيرى است كه حلق با آن گرفته و بسته شود.


(إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً. وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً)،     «راستى، در نزد ما عقوبت‌ها، آتش، طعام گلوگير و عذاب دردناكى هست».
اين كلمه در کلام الله فقط يكبار بکار رفته است.


در نهج البلاغه خطبه ۵ فرموده: «هَذَا مَاءٌ آجِنٌ وَ لُقْمَةٌ يَغَصُ‌ بِهَا آكِلُهَا»، «خلافت، آبى متغيّر و لقمه‌ايست كه خورنده با آن گلوگير شود».


۱. ↑ قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۱۰۲.    
۲. ↑ طریحی نجفی، مجمع البحرین، ج۴، ص۱۷۶.    
۳. ↑ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۷، ص۲۳۰.    
۴. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۰۷.    
۵. ↑ جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج۶، ص۲۳۸۹.    
۶. ↑ مزمل/سوره، آیه۱۲-۱۳.    
۷. ↑ نهج‌البلاغه، ترجمه فیض‌الاسلام، خطبه۵، ج۱، ص۵۷.    
۸. ↑ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه۵، ص۵۰.    
۹. ↑ نهج البلاغه، تصحیح الحسون، خطبه۵، ص۵۲.    
۱۰. ↑ نهج البلاغه، ترجمه مکارم شیرازی، خطبه۵، ص۴۴.    



قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله "غصه"، ج۵، ص۱۰۲-۱۰۳.    






جعبه ابزار