• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

فقیه عماره یمنی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: https://test.wikifeqh.ir/.


ابو محمّد، عمارة بن ابی الحسن علی بن زیدان بن احمد حکمی یمنی، فقیه شیعه امامیه، مورخ و شاعر یمنی قرن ششم هجری، در سال ۵۱۵ ه.ق در تهامه متولد شد و اصالت‌اش از شهر «سرطان» یمن بود.
او در زبید تحصیل کرد، به تجارت پرداخت و به عدن، مکه و مصر سفر نمود؛
در ۵۵۰ هـ.ق به عنوان رسول امیر مکه نزد فاطمیان فرستاده شد و از آن‌ها مورد احترام قرار گرفت و مدح‌شان کرد.
وی پس از سقوط فاطمیان، به دلیل قصیده‌ای در رثای آن‌ها و توطئه علیه صلاح‌ الدین ایوبی، در ۲۶ شعبان ۵۹۶ ه.ق اعدام شد و با شهامت از حقوق انسانی دفاع می‌کرد.
آثار او شامل «النکت العصریه فی اخبار الدیار المصریه»، «اخبار یمن»، کتاب فرائض، دیوان شعر (مانند قصیده «شکایة المنظلم») و «المفید فی اخبار زبید» است.
اشعار او روان، محکم و پرارج بود، با اعتقاد عمیق به امامت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام)؛ علم و ادب او والا و شعرش دلربا توصیف شده است.




عماره یمنی، مکنّی به ابو محمّد و ملقب به نجم الدّین از فقهای شیعه امامیه و مدرّسین و مؤلفین آنان و از شهیدان راه تشیّع است.
وی عالم به فرائض و مورّخ و شاعر یمنی در قرن ششم بود.



اصل نجم الدّین از شهر «سرطان» در وادی «وساع» یمن است و در سال ۵۱۵ ه‌ ق در تهامه متولد شد و به سال ۵۳۱ هجری به زبید سفر کرد و نزد دانشمندان آن‌جا به تلمّذ پرداخت.
سپس به تجارت اشتغال ورزید و به عدن مسافرت کرد و از آن‌جا به مکه و سپس به مصر رفت و پس از چندی به زبید بازگشت.



در سال ۵۵۰ هجری «قاسم بن هشام» امیر مکه، ابو محمد را به رسالت نزد طلائع بن رزیک وزیر خلیفۀ فاطمی فرستاد.
او در مصر مورد احترام و اکرام فاطمیان قرار گرفت و از این‌ رو وی آن‌ها را مدح بسیار کرده است.



عماره یمنی با شهامتی کامل از حریم مقدسات انسانی دفاع کرد.
او پس از انقراض دولت فاطمیان در مصر نیز در جانب‌داری از دوستان فاطمی خود به دلیل قصیده‌ای که در رثای فاطمیان سرود به دست صلاح الدین ایوبی در ۲۶ شعبان سال ۵۹۶ اعدام شد.



گفته‌اند ابو محمد با هفت تن از بزرگان مصر توطئه‌ای به مخالفت با صلاح الدّین ترتیب داده بود.



تالیفات گران‌مایه و آثار علمی و ادبی نجم الدّین عبارت‌اند از:
• «النکت العصریه فی اخبار الدیار المصریه» که به نظر می‌آید همان «اخبار الوزراء المصریین» باشد.
• «اخبار الیمن» یا تاریخ یمن.
• کتابی در فرائض مواریث.
• دیوان شعر - قصیده‌ای به نام «شکایة المنظلم و نکایة المتالم» (شکوای دادخواه و انتقام یک دردمند از ستمگر بدخواه) این قصیده را برای صلاح الدّین فرستاد.
• و المفید فی اخبار زبید.




اشعار عماره یمنی در عین روانی متین و محکم، پر‌ارج و با رونق است و از همه مهم‌تر مهر ولای پیوسته‌ای که به عترت وحی و خاندان طه و اعتقاد به امامت و پیشوایی آنان داشت.
علم او کامل و فضل او با ادبی والا و شعرش دلربا و شیوا بود.
وی در مرثیه خویش حرمان خود را از یاری حسین (علیه‌السّلام) با شمشیر، به مشایعت زبان و گفتار جبران می‌کند.





۸.۱ - قصیده

قصیده خطاب به الفائز بن ظافر خلیفه‌ی فاطمی است:

ولاءک مفروض علی کلّ مسلم • • • • • و حبّک مفروط و افضل مغنم
اذا المرء لم یکرم بحبّک نفسه • • • • • غدا و هو عند اللّه غیر مکرّم
ورثت الهدی عن نصّ عیسی بن حیدر • • • • • و فاطمة لا نصّ عیسی بن مریم
و قال: اطیعوا لابن عمّی فانّها • • • • • مینی علی سرّ الآله المکتّم
کذلک وصّی المصطفی و ابن عمّه • • • • • الی منجد یوم «الغدیر» و متهم
علی مستوی فیه قدیم و حادث • • • • • و ان کان فضل السبق للمتقدّم
ملکت قلوب المسلمین ببیعة • • • • • امدّت بعقد من ولائک مبرم



۱ - ولایت تو بر مسلمانان فرض و واجب است، و مهرت ذخیره‌ی آخرت و غنیمت دنیا است.
۲ - اگر آدمی با مهرت جان خود صفا نبخشد، نزد خدای گیتی پاک و مصفّا نباشد.
۳ - رهبری با نص عیسی فرزند حیدر و فاطمه یافتی، نه گفتار عیسی فرزند مریم.
۴ - گفت: طاعت پسر عم به گردن گیرید که امین من است و امین خدا در اسرار مکتوم.
۵ - چونان وصایت مصطفی به پسر عمش که در روز غدیر با مردم حجاز و تهامه در میان هشت.
۶ - تاریخ تکرار می‌شود، کهنه و تازه یکسان است و فضیلت ویژه سابقان است.
۷ - با پیمان و بیعت دل‌های مسلمانان را در اختیار گرفتی، ولایت مفروض.


۸.۲ - در رثای ملک صالح و اهل بیت (علیهم‌السّلام)

بعد از کشته شدن ملک صالح، شعرا در سوگ او مرثیه خواندند و به رثای اهل بیت (علیهم‌السّلام) پرداختند.
عماره یمنی نیز در رثای اهل بیت (علیهم‌السّلام) و رثای وزیر ملک صالح چنین سروده است:

یا صاحبی و فی مجانبة الهوی • • • • • رای الرّشاد فما الذی تریان‌؟!
بی ما یذود عن التسبّب اوله • • • • • و یزیل ایسره جنون جنانی
قبضت علی کفّ الصّبابة سلوة • • • • • تنهی النّهی عن طاعة العصیان
امسی و قلبی بین صبر خاذل • • • • • و تجلّد قاص و همّ دان
قد سهّلت حزن الکلام لنادب • • • • • آل الرّسول نواعب الاحزان
فابذل مشایعة اللسان و نصره • • • • • ان فات نصر مهنّد و سنان



۱ -‌ای دوستان! صلاح من در پرهیز از عشق و نواست تا شما چه گوئید؟
۲ - اینک دردی به دل دارم که جای عشق و شوریدگی نماند، خمار شیدایی از سر بپراند.
۳ - فراموشی چنان دست شیدایی از سرم کوتاه نمود که دیگر نغمه‌ی نافرمانی ساز نکنم.
۴ - تاریکی شب که سایه‌گستر شود، شکیبایی از دل برود، انتقام امیدی خام است، اما غم و‌ اندوه همدم.
۵ - میدان سخن سخت و ناهموار باشد، اما نوحه‌سرای خاندان احمد راهی بس هموار در پیش دارد.
۶ - اینک که شمشیر تیز و سنان خونریز را نوبت جولان نیست، زبان خامه را به نصرت و یاری آزاد کن.


و اجعل حدیث بنی الوصی و ظلمهم • • • • • تشبیب شکوی الدّهر و الخذلان
غصبت امیّة ارث آل محمّد • • • • • سفها و شنّت غارة الشنآن
و غدت تخالف فی الخلافة اهلها • • • • • و تقابل البرهان بالبهتان
لم تقتنع احلامها برکوبها • • • • • ظهر النّفاق و غارب العدوان
و قعودهم في رتبة نبويّة • • • • • لم يبنها لهم أبو سفيان
حتّى أضافوا بعد ذلك أنّهم • • • • • أخذوا بثار الكفر في الإيمان



۷ - حديث از خاندان على گوى و ستمى كه بر آنان رفت. ترانه و غزل را شيوه‌ى دگر بياراى.
۸ - خاندان بنی امیّه ميراث رسول را بربود، بر خاندان محمّد غارت آورد.
۹ - با صاحبان مسند خلافت راه خلاف گرفتند، در قبال برهان بهتان زدند.
۱۰ - قانع نشدند كه خيل نفاق بتازند، دست ستم از آستين كين برآرند.
۱۱ - در جايگاه پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشستند، در حالي كه اين مرتبت از پدرشان ابو‌سفیان به آن‌ها نرسيده بود.
۱۲ - تا اين‌كه بعد از آن، خون‌بهاى كفر را از ايمان گرفتند.


فأتى زياد في القبيح زيادة • • • • • تركت يزيد يزيد في النقصان
حرب بنو حرب أقاموا سوقها • • • • • و تشبّهت بهم بنو مروان
لهفى على النفر الذين أكفنّهم • • • • • غيث الورى و معونة اللهفان
أشلاؤهم مزق بكلّ ثنيّة • • • • • و جسومهم صرعى بكلّ مكان
مالت عليهم بالتمالى أمّةب • • • • • اعت جزيل الربح بالخسران
دفعوا عن الحقّ الذى شهدت لهم • • • • • بالنصّ فيه شواهد القرآن



۱۳ - زيادشان گستاخى از حد به در برد، يزيدشان را به هلاك و دمار سپرد.
۱۴ - آسياى خونى كه خاندان حرب به گردش درآورد، زادگان مروان آسيابان شدند.
۱۵ - دريغ و افسوس بر اين آزادگان كه باران رحمت الهى و يار ستمديدگان بودند.
۱۶ - پيكر مبارك‌شان بر سر تپّه‌ها چاك‌چاك، در بيابان‌ها عريان بر خاك.
۱۷ - امّت سرگشته عليه آنان دست بهم دادند، بهشت برين فروختند، دوزخ و نفرين به جان خريدند.
۱۸ - حقّ خلافت كه با نصوص قرآنى و تأييد رسالت پناهى ويژه‌ى آنان بود، ضايع گشت.



۱. عماره یمنی، النکت العصریة فی اخبار الدیار المصریة.    
۲. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۴، ص۴۰۸.    
۳. لغت‌نامه دهخدا به نقل از الاعلام زرکلی.    
۴. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۵، ص۳۷.    
۵. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۴، ص۴۰۹.    
۶. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۳، ص۱۸۹.    
۷. شبّر، جواد، ادب الطف، ج۳، ص۱۹۴-۱۹۵.    
۸. علامه امینی، الغدیر، ج۴، ص۴۰۸.    
۹. علامه امینی، الغدیر، ج۴، ص۳۵۶.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۲۸۱.    






جعبه ابزار