۱ - مولای من، ما با ذکر تو و با نام تو خو گرفتهایم و با گریه و عزای بر تو خود را تسلی میدهیم. ۲ - هزاران سال است که سیل اشکها بر تو قطع نشده است و بر تو گریه میشود ولی فایدهای ندارد. ۳ - و همچنان ظلم و ستم به هرگونهای که میخواهد با ما رفتار میکند و ما را درهم میکوبد و در غلوزنجیر نگاه داشته است. ۴ - و ما نه خونخواهی میکنیم و نه بیدار میشویم و تنها گریه و عزاداری موجب تسلاّی ما شده است. ۵ - و از تفکر در اینکه چگونه انقلاب کنیم بازماندهایم و تنها وصف مصیبت و جراحتهای تو برای ما کافی شده است.
۱ -ای پسر کسیکه به نام جدّت که جهان به نورش منوّر گردیده است شناخته میشوی. ۲ - پیامبری که باعث شد صبح پدیدار گردد و شب ناپدید شود و از دیدهی هستی تاریکی رخت بربندد ۳ - او که پرچمهای برافروختهاش در سراسر گیتی موجب فخر عالم و آدم است. ۴ - «یا ابن الحداء» با ندای تو کاروان بشریّت راه دین و حق را میپوید و با آهنگ تو نماز و عبادت برپا میگردد! ۵ -ای پسر کسیکه مردی به اسم او آغاز میشود علیرغم مرگ و نیستی و تازیانهی خوابها ۶ -ای پسر کسیکه روزگار هرگز به کنه وجود او پینبرده است و تمامی اقوام به صفات او متحیّر هستند!
۱ - همانا زندگی ما به مرگ شبیه است و نعمتهای ما جزء وهم و خیالی بیش نیست. ۲ - مولای من! هرکسکه در کربلا با آنان جنگیدی گروهی بودند که همه آنان پست و فرومایهاند. ۳ - اکنون یزید نوعی با هزاران هزار کالا برگشته است و هشام بن عبد الملک دیگربار به سلطنت رسیده است (حسین ستیزان، عالم را پر کردهاند و مانند موجودات پست و موذی آفت جان عالم گشتهاند) ۴ - پس من برای چه کسی از غصّهای شکوه کنم که سینهام را سوزانده است و مرحمی برای آن نیست.
۱ - امت ما به چپاولگرانی گرفتار شده که بسیار به آنها ظلم میکنند ۲ - و همواره در فکر تفرقه و شکاف در بین صفوف مردم هستند ۳ - خانههای ما را ساکن شدند و برای ایتام و ضعیفان حتی کوخی قائل نیستند و تمام حقوق آنان را به غارت بردند و جز به ریاست نمیاندیشند. ۴ - همه چیزهای خوب را خوردند و برای ما نه آب و نه غذایی قائلند که ما را تسکین دهند و موجب آرامش ما باشند. (همه چیزها را غارت کرده و برای خود برداشتند.)
۱-۴ - در سرزمین سینا، بلندیهای جولان، جنوب لبنان، حاکمان بیلیاقتی حکم میرانند که بهواسطهی آنان ذلّتی بر جهان اسلام وارد گشته و موجب تسلّط یهود بر آنان گردیده است. این حاکمان رقاصّان و اوباش و اراذلند که امید مقاومت از آنان نمیرود. آیا دلالان حاکم جنوب (لبنان) و بلندهای جولان برای بازپسگیری این سرزمینها از دست یهود سرو صدا میکنند؟ این مسخره است! ۵ - مدعیان دروغین عرب بندبازان و هوسرانانی هستند که وجدانهای خویش را فروختهاند ۶ - و اگر ترّقی و پیشرفتی در آنها دیده شود عاریتی و موقّتی است. آنها از خود چیزی ندارند و مزدوران بیگانهاند. ۷ - اگر دنیا را مجالس سران پر کنند بخاطر بیکفایتی آنان سوگند میخورم که در نهایت تودههای مردم قیامکنندگان حقیقیاند.
۱ - شمشیرهای برّان خیبری را میبینیم که از خجالت سوراخسوراخ گردیدهاند و از شیر یکّهتاز عرصهی پیکار اثری نیست؛ ۲ - پهلوانان در کربلا به خاک غلتیدهاند و ذلّت و سستی بر همهچیز سیادت میکند... ۳ - لشکریان پراکنده شده و نسیم مرگ وزیدن گرفته است. گویا زنان نیز عقیم گشتهاند. ۴ - دیگر هیچ ورد و دارویی بر این بیماری اثر گذار نیست، و علم پزشکی نیز عاجز شده و شفا هم مفید فایده نیست ۵ - مولای من از آن زمان نسلهای ما فریاد میزنند.
(وی با تاسف و درد بر عزادران حسینی فریاد میکشد): ۱ -ای عزاداران بر حسین (علیهالسّلام) تا کی میگریید و این حوادث تلخ را مشاهده میکنید؟! ۲ - وطنی خریده و فروخته میشود و گروههایی از مردم روشن میشوند و دینی از آن بهرهمند میگردد. ۳ - آیا در میان شما دلاوری نیست که بهپا خیزد و برای عزّتی که پایمال شده است خونخواهی کند؟! ۴ - آیا بوی خوشی برای خداوند بهشتی باقی میگذارد که در آن حیوانات و میوههایی باشد که از آن بهره برده شود؟! ۵ - اینک این منم! اگر در میان شما انسان مخلصی وجود دارد من ضمن اعلام آمادگی خود برای مبارزه فریاد ««هل من ناصر»» سر میدهم و تلاش میکنم که غیرت خفتهی محبّان حسین را بیدار و جنگاوران عرصهی پیکار را به میدان بخوانم. محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۵۶. |