• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

محمد رضا فرحات (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





محمد رضا فرحات سال ۱۹۳۶ در نجف اشرف متولد شد.
او پس از گذراندن تحصیلات در لبنان، برای آموختن علوم دینی به عراق و ایران سفر کرد.
وی با رویکردی اجتماعی-سیاسی به رثای امام حسین (علیه‌السلام) در قصیده‌ی مشهور «یا ابن الحداء» پرداخت.
اگرچه سبک شعر او بسیار پرقدرت نیست، اما به دلیل همسو بودن با مسائل روز و بیان دردهای درونی و بیرونی، روح و حیات خاصی دارد.




محمد رضا فرحات به سال ۱۹۳۶ میلادی در نجف اشرف به دنیا آمد و در لبنان دوره‌ی متوسطه را به پایان رساند.
برای تعلیم علوم دینی به عراق و ایران سفر کرد، سپس به لبنان بازگشت.
او هم‌اکنون در عراق سکنی دارد.



اگر چه سبک شعر فرحات از قوّت و متانت زیادی برخوردار نیست امّا آنچه به شعر او روح زندگی می‌بخشد هماهنگی آن با مسائل اجتماعی روز، به ظهور کشاندن دردهای خفته‌ی درونی و فریاد کردن مصیبت‌های آشکار بیرونی است.



برخی از آثار فرحات چنین است:
• «جراح جنوبیة»،
• «سلام للعصافیر».
• قصیده‌ی معروفی در رثای امام حسین (علیه‌السّلام) سروده به نام «یا ابن الحداء».
فرحات در این قصیده، از منظر سیاسی - اجتماعی به عاشورا نگریسته است، او تلاش نموده پلی بین گذشته و آینده ایجاد نماید و خواننده را با عبور از آن به مسیر و اصول جاودانه‌ی حسین (علیه‌السّلام) رهنمون گرداند.




مولای ذکراک بالآهات نمزجها• • • • • حتّی مزجنا مع الشّکوی امانینا
من الف عام سیول الدّمع ما انقطعت• • • • • و ما افادت فهل احیت لتحیینا
یجرّنا الظّلم انّی شاء یسحقنا• • • • • کما یشاء و فی الاغلال یبقینا
و لا نثور و لا تصحو مواکبنا• • • • • الاّ علی الدّمع و الشّکوی تسلّینا
و لم نفکّر لما ذا ثرت منتفضا• • • • • بل استمعنا فوصف الجرح یکفینا


۱ - مولای من، ما با ذکر تو و با نام تو خو گرفته‌ایم و با گریه و عزای بر تو خود را تسلی می‌دهیم.
۲ - هزاران سال است که سیل اشکها بر تو قطع نشده است و بر تو گریه می‌شود ولی فایده‌ای ندارد.
۳ - و هم‌چنان ظلم و ستم به هرگونه‌ای که می‌خواهد با ما رفتار می‌کند و ما را درهم می‌کوبد و در غل‌وزنجیر نگاه داشته است.
۴ - و ما نه خونخواهی می‌کنیم و نه بیدار می‌شویم و تنها گریه و عزاداری موجب تسلاّی ما شده است.
۵ - و از تفکر در اینکه چگونه انقلاب کنیم بازمانده‌ایم و تنها وصف مصیبت و جراحت‌های تو برای ما کافی شده است.


یا ابن الّذی نادی به العلاّم• • • • • و بنوره قد اشرق الاعتام
نشر الصّباح فغاب لیل احمق• • • • • و انجاب عن عین الوجود ظلام
رایاته رفّت بانحاء الدّنی• • • • • تزهوبها الاجواء و الانسام
یا ابن الحداء به ترنّم رکبنا• • • • • و به العبادة و الصّلاة تقام
یا ابن الّذی هتفت تغنّی باسمه• • • • • رغم المنیّة و السّیاط انام
یا ابن الّذی ذهل الزّمان بکنهه• • • • • و تحیّرت بصفاته اقوام


۱ -‌ای پسر کسی‌که به نام جدّت که جهان به نورش منوّر گردیده است شناخته می‌شوی.
۲ - پیامبری که باعث شد صبح پدیدار گردد و شب ناپدید شود و از دیده‌ی هستی تاریکی رخت بربندد
۳ - او که پرچم‌های برافروخته‌اش در سراسر گیتی موجب فخر عالم و آدم است.
۴ - «یا ابن الحداء» با ندای تو کاروان بشریّت راه دین و حق را می‌پوید و با آهنگ تو نماز و عبادت برپا می‌گردد!
۵ -‌ای پسر کسی‌که مردی به اسم او آغاز می‌شود علی‌رغم مرگ و نیستی و تازیانه‌ی خوابها
۶ -‌ای پسر کسی‌که روزگار هرگز به کنه وجود او پی‌نبرده است و تمامی اقوام به صفات او متحیّر هستند!


ایه ابیّ الضّیم انّ حیاتنا• • • • • موت و انّ نعیمنا اوهام
مولای من حاربتهم فی کربلا• • • • • ملاوا الرّبوع و کلّهم قمقام
فیزید عاد بالف الف متاجر• • • • • فاذا مضی جاء الوجود هشام
فلمن ساشکو غصّة قد احرقت• • • • • صدری و لیس لهم بها المام


۱ - همانا زندگی ما به مرگ شبیه است و نعمت‌های ما جزء وهم و خیالی بیش نیست.
۲ - مولای من! هرکس‌که در کربلا با آنان جنگیدی گروهی بودند که همه آنان پست و فرومایه‌اند.
۳ - اکنون یزید نوعی با هزاران هزار کالا برگشته است و هشام بن عبد الملک دیگربار به سلطنت رسیده است (حسین ستیزان، عالم را پر کرده‌اند و مانند موجودات پست و موذی آفت جان عالم گشته‌اند)
۴ - پس من برای چه کسی از غصّه‌ای شکوه کنم که سینه‌ام را سوزانده است و مرحمی برای آن نیست.
عشق الزّعامة یا حسین من ابتلی• • • • • شعبی بهم فهم له ظلاّم
فلهم یتمزیق الصّفوف مآرب• • • • • و لهم بخلق الشّائعات عزام
سکنوا البیوت فلم یعد لصغارنا• • • • • کوخ تلوذ برکنه و مقام
اکلوا المواسم لم یعد لبطوننا• • • • • ماء یسکّن جوفنا و طعام


۱ - امت ما به چپاولگرانی گرفتار شده که بسیار به آنها ظلم می‌کنند
۲ - و همواره در فکر تفرقه و شکاف در بین صفوف مردم هستند
۳ - خانه‌های ما را ساکن شدند و برای ایتام و ضعیفان حتی کوخی قائل نیستند و تمام حقوق آنان را به غارت بردند و جز به ریاست نمی‌اندیشند.
۴ - همه چیزهای خوب را خوردند و برای ما نه آب و نه غذایی قائلند که ما را تسکین دهند و موجب آرامش ما باشند.
(همه چیزها را غارت کرده و برای خود برداشتند.)


فبارض سینا هل سیصمد راقص• • • • • و یحرّر القدس الشّریف طعام‌؟!
ا تعید للجولان سالف عزّه• • • • • مزق هوت و هوی بها الاتهام‌؟!
و حمی الجنوب ایفتدیه مسمسر• • • • • بزعیقه ان‌هاجمت اخصام‌؟!
بلدی الّذی قدبیع لیس یعیده• • • • • رقص الحبال و شهوة و وحام
فالجالسون علی الارائک کلّهم• • • • • باعوا الضّمیر و هدّهم احجام
مهما سموا نحو العلاء فکلّهم• • • • • مستاجرون، و کلّهم خدّام
لو یملاوا الدّنیا مجالس قمّة• • • • • اقسمت انّ القائمین قمام


۱‌-‌۴ - در سرزمین سینا، بلندی‌های جولان، جنوب لبنان، حاکمان بی‌لیاقتی حکم می‌رانند که به‌واسطه‌ی آنان ذلّتی بر جهان اسلام وارد گشته و موجب تسلّط یهود بر آنان گردیده است. این حاکمان رقاصّان و اوباش و اراذلند که امید مقاومت از آنان نمی‌رود. آیا دلالان حاکم جنوب (لبنان) و بلندهای جولان برای بازپس‌گیری این سرزمین‌ها از دست یهود سرو صدا می‌کنند؟ این مسخره است!
۵ - مدعیان دروغین عرب بندبازان و هوسرانانی هستند که وجدان‌های خویش را فروخته‌اند
۶ - و اگر ترّقی و پیشرفتی در آنها دیده شود عاریتی و موقّتی است. آنها از خود چیزی ندارند و مزدوران بیگانه‌اند.
۷ - اگر دنیا را مجالس سران پر کنند بخاطر بی‌کفایتی آنان سوگند می‌خورم که در نهایت توده‌های مردم قیام‌کنندگان حقیقی‌اند.


فتثلّمت اسیافنا فی خیبر• • • • • خجلا و غاب الفارس الضّرغام
و تساقطت ابطالنا فی کربلا• • • • • و الذّلّ ساد فزلزلت اقدام
و تفرّقت اجنادنا مهزومة• • • • • و الموت یعصف و النّساء عقام
الدّاء شرّش لم تفده تمائم• • • • • و الطّبّ اعجز و الشّفاء عقام
مولای من ذاک الزّمان تهافتت• • • • • اجیالنا، و تفشّت الاورام


۱ - شمشیرهای برّان خیبری را می‌بینیم که از خجالت سوراخ‌سوراخ گردیده‌اند و از شیر یکّه‌تاز عرصه‌ی پیکار اثری نیست؛
۲ - پهلوانان در کربلا به خاک غلتیده‌اند و ذلّت و سستی بر همه‌چیز سیادت می‌کند...
۳ - لشکریان پراکنده شده و نسیم مرگ وزیدن گرفته است. گویا زنان نیز عقیم گشته‌اند.
۴ - دیگر هیچ ورد و دارویی بر این بیماری اثر گذار نیست، و علم پزشکی نیز عاجز شده و شفا هم مفید فایده نیست
۵ - مولای من از آن زمان نسل‌های ما فریاد می‌زنند.


یا مهرقین علی الحسین دموعکم• • • • • اسفا و هذی الحادثات جسام
وطن یباع و یشتری و مواکب• • • • • ضاعت و دین هزّه الارحام
هل فیکم بطل یثور لعزّة• • • • • سحقت و هلاّ فارس مقدام‌؟!
هل رائح للّه یبغی جنّة• • • • • فیها الثّمار تفیض و الانعام‌؟!
هذی یدی ان کان منکم مخلص• • • • • فانا بکفّ الثّائرین حسام


(وی با تاسف و درد بر عزادران حسینی فریاد می‌کشد):
۱ -‌ای عزاداران بر حسین (علیه‌السّلام) تا کی می‌گریید و این حوادث تلخ را مشاهده می‌کنید؟!
۲ - وطنی خریده و فروخته می‌شود و گروههایی از مردم روشن می‌شوند و دینی از آن بهره‌مند می‌گردد.
۳ - آیا در میان شما دلاوری نیست که به‌پا خیزد و برای عزّتی که پایمال شده است خونخواهی کند؟!
۴ - آیا بوی خوشی برای خداوند بهشتی باقی می‌گذارد که در آن حیوانات و میوه‌هایی باشد که از آن بهره برده شود؟!
۵ - اینک این منم! اگر در میان شما انسان مخلصی وجود دارد من ضمن اعلام آمادگی خود برای مبارزه فریاد ««هل من ناصر»» سر می‌دهم و تلاش می‌کنم که غیرت خفته‌ی محبّان حسین را بیدار و جنگاوران عرصه‌ی پیکار را به میدان بخوانم.



۱. نورالدین، حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۶.    
۲. نورالدین، حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۴.    
۳. نورالدین، حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۴.    
۴. نورالدین، حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۴.    
۵. نورالدین، حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۵.    
۶. نورالدین، حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۵.    
۷. نورالدین، حسن، عاشوراء فی الادب العاملی المعاصر، ص۱۸۵.    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۵۶.    






جعبه ابزار