| باز میگردم به کار خویشتن • • • • • گریه نوش و شرمسار خویشتن | | |
| باز میگردم ببینم عشق چیست؟ • • • • • شیعهتر، شوریدهتر در عشق کیست؟ | | |
| ناگهان هر واژهای تب میکند • • • • • یادی ازاندوه «زینب» میکند | | |
| یال خون آلود اسبی بیسوار • • • • • میوزد بر خاکهای سوگوار | | |
| میزند بر سینه، میپوشد سیاه • • • • • خاک گودال بلند قتلگاه | | |
| از نگاه پیر و غیرتمند من • • • • • قطرهقطره میچکد لبخند من | | |
| چشمهچشمه اشک و ماتم میشوم • • • • • کربلا در کربلا غم میشوم | | |
| میشوم پر از سکوتی ارجمند • • • • • میسرایم با زبانی سربلند | | |
| ای «حسین» ای ماه قربانی شده • • • • • صبح سکرانگیز توفانی شده | | |
| ای تمام شهر در سوگت سیاه • • • • • آبهای نهر در سوگت سیاه | | |
| ای سر خورشید روی دامنت • • • • • شعلهشعله زخم در پیراهنت | | |
| ای درختان پیش رویت سر به زیر • • • • • هفت اقیانوس در چشمت اسیر | | |
| جز تو کس در عاشقی استاد نیست • • • • • تشنهکام هر چه باداباد نیست | | |
| جز تو کس فریاد بیداری نشد • • • • • تشنهی از خویشتن جاری نشد | | |
| غصّهها پشت مرا خم میکنند • • • • • گریهها عمر مرا کم میکنند | | |
| آه از آن ساعت که در آن دشت پیر • • • • • ذو الجناحی بود و زینی سر به زیر | | |
| آفتاب از صدر زین افتاد بود • • • • • آسمان روی زمین افتاده بود | | |
| هیچ کس خورشید را یاری نکرد • • • • • هیچ کس از گل طرفداری نکرد | | |
| جملهی سرها گریبانی شدند • • • • • دشمن آن نوح توفانی شدند | | |
| آسمان در پیش چشمش سنگ شد • • • • • بهر دیدارش خدا دلتنگ شد | | |
| تو نه از زنگی، نه از رومی حسین! • • • • • چارده قرن است مظلومی حسین! | | |
| آسمان در آسمان بارانیام • • • • • گردبادم، در خودم زندانیام | | |
| سر نهاده شعله روی دامنم • • • • • آتشی گل کرده در پیراهنم | | |
| آتشی سر در گریبان خودم • • • • • ساکن شام غریبان خودم | | |
| آسمان بر دوش صحرا میرود • • • • • آفتابی رو به دریا میرود | | |
| آهای دریا در آغوشش بگیر • • • • • موج توفان زاد، بر دوشش بگیر | | |
| چون که این دریای توفان پیرهن • • • • • هفت وادی زخم سرکش در بدن | | |
| میرود تا عشق را معنا کند • • • • • میرود تا خویش را پیدا کند | | |
| آسمان گریان و صحرا تشنه است • • • • • در میان دجله، دریا تشنه است | | |
| دست در شط برد و دریا مست شد • • • • • آسمان تا بینهایت دست شد | | |
| «با دل خونین، لب خندان» که دید؟ • • • • • تشنه، مشک آب بردندان که دید؟ | | |
| | |