• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

امامان گنجینه‌های حکمت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در این مقاله به شرح دو فراز از زیارت جامعه کبیره می‏پردازیم: «و مساکن برکة اللّه» و «و معادن حکمة اللّه».




«و مساکن برکة اللّه» سلام بر شما که مساکن برکت خداوند هستید.



واژه «مساکن» جمع مسک َن به فتح کاف یا به کسر کاف است و به معنای محل نزول و سکون و استقرار است.
[۱] مصباح المنیر، واژه برکت، ج۲ ص۴۵.

واژه «برکت» در اصل از ماده بَرَک به معنی سینه شتر است و از آن‏جا که شتران به هنگام ثابت شدن در جائی سینه خود را به زمین می‏چسبانند این ماده در مورد او به کار می‏رود «برک البعیر» تدریجاً این ماده در معنی ثبوت و دوام و استقرار چیزی به کار رفته است به آبگیر از آن جهت «برکه» می‏گویند که آب در آن ثابت است «مبارک» را از این نظر مبارک می‏گویند که خیر آن باقی و برقرار است.
[۲] مقائیس اللغه، ج۱، ص۲۲۷.
[۴] المعجم فی فقه لغة القرآن و سرّ بلاغة، ج۵، ص۴۱۳.




این واژه در قرآن در دو معنا به کار رفته است:

۳.۱ - تقدیس و تکریم


تقدیس و تکریم مثل: «تبارک اللّه رب العالمین؛ پروردگار جهانیان به غایت بزرگ است» و آیات دیگر.
برای مطالعه بنگرید به این آیات:

۳.۲ - زیادتی و نمو


زیادتی و نموّ مانند: «و لو انّ اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض؛ و اگر مردمی که در جامعه‏ای زندگی می‏کنند ایمان آورده، تقوی پیشه می‏ساختند قطعاً ما برکاتی از آسمان و زمین را به روی آنها می‏گشودیم.» ولی آنان به جای ایمان تکذیب کرده، کفر ورزیدند پس ما هم به خاطر عملکردشان آنان را با قهر خود گرفتیم.
و نیز آیاتی دیگر.



این فراز می‏گوید: مردم به برکت وجود امامان معصوم(ع) است که متنعم‏اند آنچنان که این مضمون در ادامه همین زیارت و در روایات فراوانی از معصومین(ع) رسیده است که:
حضرت امام سجاد(ع) فرمود: «و بناینزل الغیث و تنشر الرحمة و تخرج برکات الارض و لولا ما فی الارض منّا لساخت باهلها؛
[۳۶] اکمال الدین، ج۱، ص۲۰۷، ح۲۲.
به برکت ماست که باران نازل شده و رحمت الهی گسترده می‏شود و زمین برکاتش را خارج می‏سازد و اگر زمین ما را نداشت اهلش را فرو می‏برد.» و از اینگونه روایات فراوان است. و... .



گفتنی است که نباید «برکت» را محدود به برکات مادّی نمود که برکات معنوی خداوند هم فراوان است، آن برکات هم از رهگذر این انوار تابناک خداوند به انسانها می‏رسد. برترین این برکات، برکت هدایت است که از کانون پرفیض امامان است. اگر آنها و تلاش گسترده آنها در مسیر هدایت انسانها نبود امروز معلوم نبود همین تعداد رهروانی که حق دارد، باشند. آنها محل نزول و سکون و استقرار همه برکات الهی اند. چه برکات مادّی و چه برکات معنوی، به دیگر عبارت رزق مادّی و معنوی مردم به برکت وجود مقدّس اهل بیت(ع) است.
[۳۸] روضة المتقین، ج۵، ص۴۶۳ به نقل از محقق دوانی در شرح الهیاکل.

یعنی پیامبر و آلش غایت خلقت‏اند، به برکت خلقت آنها دیگران هم مخلوق و متنعّم شده و می‏شوند.



«و معادن حکمة اللّه»



در شرح این فراز ابتدا باید به بیان دو واژه بپردازیم: واژه «معادن» و واژه «حکمت»:

۷.۱ - واژه «معادن»


جمع «معدن» است. «معدن» از ریشه عدن به معنای اقامت و استقرار در یک مکان است لذا به «معدن» که جایگاه بقای جواهر قیمتی از قبیل طلا، نقره، فیروزه، عقیق و امثال آن است این کلمه اطلاق شده است.
[۳۹] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸،ص۶۰.

۱۱ بار در قرآن کریم «عدن» وصف «جنّات» ذکر شده است.
توصیف بهشت و بهشتیها به «عدن» به معنای آن است که بهشتیان در بهشت جاودانه‌اند و بهشت همچون باغها و نعمتهای این جهان نیست که زایل شدنی باشد.

۷.۲ - واژه «حکمت»


این واژه از ریشه حکم است که در آن «اتقان» استواری منع تعبیه شده است.
[۵۱] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۲، ص۲۶۴.

«حکمت» در جنبه علمی شناخت متقن و استور است و در جنبه عملی رفتار درست و صحیح و عمل صالح.
این کلمه ۲۰ بار در قرآن کریم آمده است.



در برخی از موارد مراد «حکمت نظری» است و در برخی موارد «حکمت عملی» روشن است که حکمت قرآنی اعم است از آنچه که نامش را حکمت مرادف با فلسفه می‏گذارند. آن معارف هم در صورت اتقان بخشی از حکمت قرآنی است نه تمام آن. حکمتی که قرآن از آن سخن می‏گوید «مجموعه‌ای از معرفت و علم و اخلاق پاک تقوا و نور هدایت» بوده است.



در روایات این مصادیق در معنای حکمت آمده است:
۱. اطاعت از خداوند و خشیت از خداوند.
۲. ترک گناه.
۳. معرفت و آموزشهای دینی.
۴. زهد.
۵. خودشناسی.
۶. معرفت امام.
۷. انصاف.
۸. حق مداری.
۹. رفق و مدارا با مردم و...
[۷۱] میزان الحکمة، ج۲، ص۶۷۲.




امامان سلام اللّه علیهم اجمعین کانون حکمت الهی اند. یعنی اگر کسی در عرصه نظری و در پی تحصیل معارف متقن بی‏تردید است باید از مکتب آنان بیاموزد.
پیامبر اکرم(ص) روزی دست مولی علی(ع) را گرفت و فرمود: «انا مدینة الحکمة و علی بابها فمن اراد الحکمة فلیأت الباب؛
[۷۳] روضة المتقین، ج۵، ص۴۶۳.
من شهر «حکمت» هستم و علی علیه السلام در آن است هرکس بخواهد وارد این شهر شود باید از در وارد شود.»
امام صادق(ع) به یونس بن ظبیان فرمود: «اذا اردت العلم الصحیح فخذ عن اهل البیت فانّاروینا و اوتینا شرح الحکمة و فصل الخطاب انّ اللّه اصطفانا و آتانا مالم یؤت احداً من العالمین؛ اگر در پی علم صحیح هستی آنرا از ما اهل بیت بگیر که به ما حکمت و فصل خطاب (منطقی نیرومند و گفتاری مؤثر و نافذ) داده شده است، خداوند ما را برگزید و به ما عنایتی کرد که به هیچکس از مردم نداشته است.
بخشی از این روایت برگرفته از آیه۲۰ سوره ص است: «و شددنا ملکه و آتیناه الحکمة و فصل الخطاب؛ و حکومت او (داود) را استحکام بخشیدیم و هم دانش به او دادیم و هم منطق نیرومند.» (احتمال دارد که مقصود از «فصل الخطاب» داوری عادلانه) باشد.
«حکمت» را باید در مکتب امامان جست زیرا آنها علم را از خدای «حکیم» آموخته‏اند و این علم است که علم حقیقی آموختنی است.



۹۷ بار در قرآن ذات مقدس ربوبی با عنوان «حکیم» آمده است «حکیم» آنجا که عنوان ذات مقدس ربوبی قرار می‏گیرد به معنای ذات مقدّسی است که افعال متقن دارد، آنچه را آفریده دقیق، محکم و با حساب آفریده است و هنر دانشمندان یافتن رموز خلقت است. اگر افعال حضرتش از اتقان برخوردار نبود پس این همه تلاش جهت یافتن رموز جهان هستی چرا؟
امیر مؤمنان علی(ع) فرمود: «... قدّر ما خلق فاحکم تقدیره...؛
[۷۶] نهج البلاغه، خطبه۹۱ «خطبه اشباح».
آنچه را آفرید بدرستی اندازه‌گیری نمود و به خوبی تدبیر کرد.»، نیز فرمود: «...مبتدع الخلائق بعلمه و منشئهم بحکمه بلا اقتداء ولا تعلیم و لا احتذاء لمثال صانع حکیم...؛
[۷۷] نهج البلاغه، خطبه۱۹۱.
او مخلوقات را با علمش هستی بخشیده و با حکمتش آنها را پدید آورده بدون آنکه از کسی پیروی کرده باشد و یا دانشی از دیگری آموخته باشد و یا نمونه و مانندی از شخص حکیمی گرفته باشد معنای دوم کلیم بودن خداوند منزه بودن حضرتش از آنچه شایسته آن ذات مقدّس نیست می‏باشد.
[۷۸] «مفاهیم القرآن ج۶، ص۱۷۷ و۱۷۸».



 
۱. ↑ مصباح المنیر، واژه برکت، ج۲ ص۴۵.
۲. ↑ مقائیس اللغه، ج۱، ص۲۲۷.
۳. ↑ العین، ج۵، ص۳۶۶.    
۴. ↑ المعجم فی فقه لغة القرآن و سرّ بلاغة، ج۵، ص۴۱۳.
۵. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۴.    
۶. ↑ مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۴.    
۷. ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۱.    
۸. ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۱۰.    
۹. ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۶۱.    
۱۰. ↑ زخرف/سوره۴۳، آیه۸۵.    
۱۱. ↑ ملک/سوره۶۷، آیه۱.    
۱۲. ↑ الرحمن/سوره۵۵، آیه۷۸.    
۱۳. ↑ اعراف/سوره۵۵۷، آیه۵۴.    
۱۴. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۸.    
۱۵. ↑ فصلت/سوره۴۱، آیه۱۰.    
۱۶. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۷.    
۱۷. ↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۱.    
۱۸. ↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۵۰.    
۱۹. ↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۱.    
۲۰. ↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۱.    
۲۱. ↑ سباء/سوره۳۴، آیه۱۸.    
۲۲. ↑ صافات/سوره۳۷، آیه۱۱۲-۱۱۳.    
۲۳. ↑ انعام/سوره۶، آیه۹۲.    
۲۴. ↑ انعام/سوره۶، آیه۱۵۵.    
۲۵. ↑ ص/سوره۳۸، آیه۲۹.    
۲۶. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۹۶.    
۲۷. ↑ مریم/سوره۱۹، آیه۳۰-۳۱.    
۲۸. ↑ مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۹.    
۲۹. ↑ ق/سوره۵۰، آیه۹.    
۳۰. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۳۵.    
۳۱. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۶۱.    
۳۲. ↑ قصص/سوره۲۸، آیه۳۰.    
۳۳. ↑ دخان/سوره۴۴، آیه۳.    
۳۴. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۴۸.    
۳۵. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۷۳.    
۳۶. ↑ اکمال الدین، ج۱، ص۲۰۷، ح۲۲.
۳۷. ↑ بحارالانوار، ج۲۴، ص۱۹۷ باب۵۲ ح۲۴.    
۳۸. ↑ روضة المتقین، ج۵، ص۴۶۳ به نقل از محقق دوانی در شرح الهیاکل.
۳۹. ↑ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸،ص۶۰.
۴۰. ↑ توبه/سوره۹، آیه۷۲.    
۴۱. ↑ رعد/سوره۱۳، آیه۲۳.    
۴۲. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۳۱.    
۴۳. ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۳۱.    
۴۴. ↑ مریم/سوره۱۹، آیه۶۱.    
۴۵. ↑ طه/سوره۲۰، آیه۷۶.    
۴۶. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۳۳.    
۴۷. ↑ ص/سوره۳۸، آیه۵۰.    
۴۸. ↑ غافر/سوره۴۰، آیه۸.    
۴۹. ↑ صف/سوره۶۱، آیه۱۲.    
۵۰. ↑ بینه/سوره۹۸، آیه۸.    
۵۱. ↑ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۲، ص۲۶۴.
۵۲. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۲۹.    
۵۳. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۵۱.    
۵۴. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳۱.    
۵۵. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۵۱.    
۵۶. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۶۹.    
۵۷. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۴۸.    
۵۸. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۸۱.    
۵۹. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۶۴.    
۶۰. ↑ نساء/سوره۴، آیه۵۴.    
۶۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۱۳.    
۶۲. ↑ مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    
۶۳. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۱۲۵.    
۶۴. ↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۳۹.    
۶۵. ↑ لقمان/سوره۳۱، آیه۱۲.    
۶۶. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۳۴.    
۶۷. ↑ ص/سوره۳۸، آیه۲۰.    
۶۸. ↑ زخرف/سوره۴۳، آیه۶۳.    
۶۹. ↑ قمر/سوره۵۴، آیه۵.    
۷۰. ↑ جمعه/سوره۶۲، آیه۲.    
۷۱. ↑ میزان الحکمة، ج۲، ص۶۷۲.
۷۲. ↑ بحارالانوار، ج۴۰، ص۲۰۱.    
۷۳. ↑ روضة المتقین، ج۵، ص۴۶۳.
۷۴. ↑ بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۵۸.    
۷۵. ↑ ص/سوره۳۸، آیه۲۰.    
۷۶. ↑ نهج البلاغه، خطبه۹۱ «خطبه اشباح».
۷۷. ↑ نهج البلاغه، خطبه۱۹۱.
۷۸. ↑ «مفاهیم القرآن ج۶، ص۱۷۷ و۱۷۸».




دانشنامه موضوعی قرآن.    




جعبه ابزار