ناسیونالیزمهای عرب لاییک (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ناسیونالیسمهای عرب لاییک گروهی از ناسیونالیستهای عرب،
اسلام را صرفاً یک پدیده تاریخی و فرهنگی تلقی کرده و وحدت عربی را بر
وحدت اسلامی مقدم دانستند.
این گروه فلسفه سیاسی خود را بر برتری تاریخی و غنای قوم عرب و نژادپرستی فرهنگی بنا کردند و متهم به الحاد شدند.
جهانشمولی اسلام و وحدت
امت اسلامی را معلول گسترش فرهنگ عرب و اختلاط قومیتها در چارچوب اسلام میدانستند.
اعراب غیرمسلمان در این دیدگاه به عنوان اعضای اصلی امت عرب پذیرفته شدند، در حالی که
مسلمانان غیرعرب به عنوان اعضای مستعرب تلقی شدند.
گروهى از ناسيوناليستهاى عرب در جمعبندى نظريه تعريف ملت عرب و ناسيوناليزم عربى سرانجام آن را با اسلام كه منادى آيينى فراتر از نژاد و خصايص قومى است و جهان را به وحدت بشرى دعوت مىكند و
وحدت جهان اسلام را زمينهساز وحدت همه بشريت قلمداد مىكند سازگار نيافته و در پى تعارض بين آن دو، راه ناسيوناليزم را در پيش گرفتهاند و اسلام را تنها در چارچوب يک پديده تاريخى و فرهنگى برخواسته از طبيعت ناسيوناليزم عرب پذيرفته و زادگاه آن را امت عربى دانستهاند.
گروه ناسيوناليستهاى عرب لاييک كه همواره به نژادپرستى و الحاد محكوم شدهاند، تلاش بر آن داشتهاند كه همچون صهيونيسم و نازيسم، فلسفه سياسى خود را بر امتيازهاى ذاتى و غناى قومى و تفوقهاى تاريخى بنا نهند و خود را از انگ «
رشته جدا بافته» بىجهت برهانند و از سوى ديگر باورهاى ايدئولوژيک جهانشمولى و وحدت اسلامى را معلول گسترش فرهنگ عرب و برخاسته از اختلاط فرهنگها و قوميتهاى مختلف در چارچوب اسلام بدانند.
اين گروه پس از گذر از مشكل جهانشمولى اسلام و وحدت اسلامى آن و قبول ديگر ملتهاى مسلمان به عنوان يک خانواده فرهنگى بزرگ، مشكل عربهاى غيرمسلمان را نيز حل كرده و آنان را به عنوان اعضاى اصلى پذيرفتهاند.
به عقيده اين گروه رابطه اعراب غيرمسلمان با امت عرب يک رابطه نسبى و واقعى است در حالى كه رابطه مسلمانان غيرعرب با امت عربى به مثابه رابطه سببى و به صورت اعضاى مستعرب است.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۷۹-۶۸۰.