۱ -ای زادگان احمد مختار! جگرم در ماتم شما از هم گسیخت، کس نشنید آنچه در این ماتم بر دل من رسید. ۲ - هیچ بقعه و دیاری در شرق و غرب عالم نیست جز اینکه در آنجا شهید و مقتولی به خاک کردهاید. ۳ - ستم کردند، شما را از دم تیغ گذراندند، حقوق شما را صاحب شده بین خود قسمت کردند، تا آنجاکه جهان بر شما تنگ شد و در هیچجا امان نیافتید. ۴ - چه تنها که بر روی خاک افکندند و سرها که بر نیزهها بالا رفت. ۵ - متواری گشتهاید، دمی پهلویتان بر بستر قرار نمیگیرد ولی خواب ناز مرا میرباید و آرام به خواب میروم. ۶ - شگفت اینجاست که شما با شمشیر خودتان فنا میشوید و آنکسی بر شما چیره شد که دیروز خاضع و فروتن بود. ۷ - گویا رسول خدا سفارش کرده که شما را از دم تیغ بگذرانند که اجساد شما را اینچنین در بلاد پراکنده میسازند. ۲.۱ - قسمتی از قصیده بائیه در ثنای اهل بیت (علیهالسّلام)
۱ - مردمی که بالاترین مقام را حائز شدند و در میان صاحبان فضل همتایی برای آنان نیست. ۲ - اگر نسب خود را یاد کنند، از مجد و عظمت سر به آسمان میسایند و در صاحبان نسب کسی بدان پایه نیست. ۳ - آنان دریای کرماند که درّ و گوهر به امواج خود به ساحل افکند و دریغ ندارد. ۴ - کشتیهای نجات بر آن روان است و آبش برای تشنگان سرد و گواراست. ۵ - دریایی که همسایه را بینیاز کند و ساحلش تفرجگاه وسیع باشد. ۶ - آنان دستآویز بین بندگان و پروردگارشان باشند، دوستدارشان به روز رستاخیز زیانکار نیست. ۷ - دانش گذشته و آینده را در آستین دارند و هم آنچه هرکس بخواهد. ۸ - دانشها را یکسره بیسپر کردهاند و هرچه تحفه و یا در پرده باشد. ۹ - آنهایند که فضل و عظمتشان چشم و چراغ جهانیانند و برای دشمنان به روز رستاخیز مایهی عذاب هستند. ۲.۲ - مدح اهل بیت
۱ -ای آل یاسین، هرکه شما را دوست بدارد، به یقین خیرخواه خویش است. ۲ - با رهبری شما از حیرت و ضلالت رستیم، همانسان که با محبّت شما هرگونه تباهی به صلاح انجامید. ۳ - زیبایی دیگران، اگر با فضل شما مقیاس شود، نازیبا جلوه خواهد کرد. ۴ - پرتو روز به خاطر ما تاریک نشد ولی پرتو شب را خدای ذو الجلال تاریک نمود. ۵ - پرتو رشد و هدایت شما چگونه تاریک شود، با آنکه در تاریکی شب، خورشید نیمروزید. ۶ - پدر شما احمد است و وزیرش که از علم الهی عطا یافته است. ۷ - او علی است که صاحب افتخار غدیر خم است و بدینوسیله برتری او آشکار است. ۸ - آنگاه که رسول خدا در میان مردم بهپا خاست در حالیکه بازوی علی را بلند کرده بود چنین گفت: ۹ - هر آنکه من سرپرست اویم، این وصی من سرپرست او خواهد بود، این را خدای من وصی کرده است. ۱۰ - همه «بهبه» گفتند و سپس دست بیعت دراز کردند، هرکه صادقانه با خدا معامله کند سود خواهد برد.
۱ - با آل محمد، راه حق شناخته آمد و در خانهی آنان، قرآن فرود شد. ۲ - همانهایند «کلمات» و «اسماء» [۱۲]
به آیه ۳۷ سوره بقره:(فَتَلَقّٰی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمٰاتٍ) پس آدم از خدای خود کلماتی آموخت که موجب پذیرفتن توبهی او گردید. و آیه ۳۱ سوره بقره (وَ عَلَّمَ آدَمَ اَلْاَسْمٰاءَ کُلَّهٰا) و خداوند همهی اسماء را به آدم یاد داد.
که پرتوشان بر آدم دمید و بدین میمنت توبه او پذیرفته شد.۳ - آنان حجت خدایند بر همگان، نه به خودشان و نه فرمانشان کس شک نخواهد برد. ۴ - بازمانده حقیقت علیا و شاخههای درخت توحیداند، با بیان شیرین آنان خطاب الهی واضح گشت. ۵ - اخترانی که در هر عصر و دورهای آماده ارشاد همگاناند، پس آنها مشعل هدایتاند. ۶ - ذرّیهی احمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و فرزندان علی (علیهالسّلام) خلیفه رسول خدا، پس آنها حقیقت محض و لب لباباند. ۷ - در هر رشته از عظمت و سیادت به نهایت رسیدهاند، پس جانشان پاک و طاهر گشت. ۸ - اگر دانشپژوهان از دسترسی به حقیقت بازمانند، باید نزد آنها شتابند. ۹ - دوستی آنها همان صراط مستقیم است که به حق منتهی میشود ولی این راه بدون مشقت طی شدنی نیست. ۱۰ - خصوصا ابو الحسن علی که در روز نبرد جایگاهی دارد که همگان خائفاند. ۱۱ - گویا نوک نیزهاش خاطره است که یکسر به دلها فرو میرود. ۱۲ - و شمشیر برّانش مانند بیعتی که در غدیر خم گرفت، بر گردن همگان نشست. ۱۳ - آری آنهایند «خبر بزرگ [۱۳]
به آیه ۱ و ۲ سوره نباء:(عَمَّ یَتَسٰاءَلُونَ عَنِ اَلنَّبَاِ اَلْعَظِیمِ) مردم از چه خبر مهمّی پرسش میکنند. از خبر بزرگ قیامت
» و همانهایند کشتی نوح و هم شاهراه حقیقت چون وحی منقطع گشت.محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۱۵۹. |