نقش جمود فکری در ظهور مذاهب (عقاید و مذاهب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نقش جمود فکری در ظهور مذاهب، جمود فکری و کجاندیشی در فهم
دین دومین عامل پیدایش فرقههایی چون
خوارج و
مرجئه است.
سران این جریانات با بسندهکردن صرف به ظواهر ابتدایی
آیات و
روایات،
عقل و
فطرت را فدای ظاهرگرایی کردند؛ در حالی که
قرآن کتابی فصیح و سرشار از
کنایه و
مجاز است و جمود بر الفاظ تصوری، معانی بلند آن را تنزل داده و بستر انحراف مذهبی را فراهم میسازد.
اگر گرایشهای حزبی و تعصبهای قبیلهای، نخستین عامل پیدایش
مذاهب و
فرق بود، جمود فکری و کجاندیشی در فهم حقایق دینی، عامل دومی برای پیدایش طوائفی مانند
«خوارج» و
«مرجئه» و... به شمار میرود.
در واقع قسمت مهمی از مذاهب، زاییده جمود و کج فکری، و تنگنظری سران آنها است تا آنجا که در تقدیس ظواهر
«کتاب خدا» و
«سنت» پیامبر، آن قدر از خود جمود و خشکی نشان دادهاند که عقل و خرد و داوری فطرت و
وجدان را، فدای ظاهر ابتدائی آیه و
روایت ساخته، و در نتیجه مذاهبی را پیریزی کردهاند.
شکی نیست که کتاب خدا و گفتار پیامبر گرامی، بر همه
مسلمانان،
حجت است و بر همه لازم است که از آن پیروی کنند و هرگز روانیست کسی در برابر حکم خدا و دستور پیامبر، اظهار نظر کند، یا (نعوذ باللّه) با آنها مخالفت بورزد.
ولی در بهرهگیری از قرآن باید دقت بیشتری کرد و معانی تصوری را، از مقاصد تصدیقی و ظهور نا پایدار را از ظهور پایدار، جدا ساخت.
زیرا قرآن کلام فصیح و بلیغ است و چنین سخنی از انواع مجاز و
استعاره و
تشبیه و کنایه مالامال میباشد، جمود بر ظواهر تصوری، جز پایین آوردن مقام بلند قرآن، و به ابتذال کشیدن معانی عالی آن، نتیجه دیگری ندارد.
•
سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۱، ص۶۸.