• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نوافل یومیه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





نوافل یومیه نمازهای مستحب شبانه‌ روزی‌اند که برای جبران و تکمیل نقص نمازهای واجب تشریع شده است و از مؤکدترین مستحبات به شمار می‌روند.
در حضر، بنابر قول مشهور، مجموع آن‌ها ۳۴ رکعت است (نوافل ظهر، عصر، مغرب، عشا، شب و صبح) و در روز جمعه بر نافله ظهر و عصر افزوده می‌شود؛ در سفر، نافله ظهر، عصر و عشا ساقط است و مجموع نوافل به ۱۷ رکعت می‌رسد. نوافل از نظر فضیلت، وقت، کیفیت (جهر و اخفات)، و سقوط یا بقا در سفر، احکام تفصیلی دارند؛ قضای آن‌ها در هر زمان مستحب است و خواندن سوره در آن‌ها واجب نیست، هرچند مستحب شمرده می‌شود.



نوافل یومیه: نمازهای مستحب روزانه است.
نوافل جمع نافله از ریشه «نفل» به معنای زیادی، عطیه و غنیمت است و به نماز مستحب از این جهت نافله گویند که زیاده بر نماز واجب است و نیز خدای تعالی اجری افزون بر اجر واجب به گزارنده آن عطا می‌کند و آن غنیمتی است که نصیب انجام دهنده می‌شود.


منظور از نوافل یومیه، نمازهای مستحب شبانه روزی است که در راستای تکمیل و تتمیم نقصان نمازهای واجب تشریع شده است.
از احکام آنها در باب صلات به تفصیل سخن گفته‌اند.
شمار نوافل بسیار است که افضل آنها نوافل یومیه است و در شرع مقدس بر انجام دادن تاکید شده و مستحب مؤکد است.
ترک آنها نیز بدون عذر، سزاوار نیست.
(ببینید: نماز مستحب)


اهم مباحث و مسائل مرتبط با نوافل یومیه عبارات‌اند از:




۳.۱ - نوافل یومیه در حضر (وطن)

تعداد رکعات نوافل یومیه در حضر بنابر قول مشهور ۳۴ رکعت است
۱. هشت رکعت نافله ظهر
۲.هشت رکعت نافله عصر
۳. چهار رکعت نافله مغرب
۴. دو رکعت نافله عشا که نشسته به جا آورده و یک رکعت محسوب می‌شود
۵. یازده رکعت نافله شب
۶. دو رکعت نافله صبح.
بنابر مشهور در روز جمعه چهار رکعت بر نافله ظهر و عصر افزوده و شمار رکعات نافله ظهر و عصر در این روز بیست رکعت می‌شود.
بنابر قول مشهور، نوافل یومیه، نوافل فرایض‌اند (نمازهای واجب یومیه) نه نوافل اوقات فرایض.

۳.۲ - نوافل یومیه در سفر

نافله ظهر و عصر بنابر مشهور، نافله عشا در سفر ساقط است. بنابر سقوط نافله عشا، تعداد رکعات نوافل در سفر هفده رکعت خواهد بود.
در اینکه نافله ظهر و عصر و عشا در اماکن چهارگانه
(ببینید: اماکن اربع)
نیز ساقط است یا نه، مسئله اختلافی است.
(ببینید: نوافل نهاریه)

البته نوافل یاد شده از مسافری که حکم حضر را دارد، مانند کسی که در جایی قصد اقامت ده روز کرده است، ساقط نیست.


برخی نوافل یومیه بر برخی دیگر فضیلت دارند:
- برخی، نافله صبح را افضل دانسته‌اند؛ در مرحله بعد نماز وتر و پس از آن، دو رکعت نخست نافله ظهر، سپس نافله مغرب و پس از آن، نافله شب و در مرحله آخر، باقی نوافل روز قرار دارند.
- از برخی قدما نقل شده که به طور کلی نوافل شبانه افضل از نوافل روزانه‌اند.
- برخی دو رکعت نافله فجر و پس از آن، نافله مغرب، سپس نماز شب را افضل نوافل یومیه دانسته‌اند.
- برخی نماز شب و پس از آن نافله ظهر، بعد نافله مغرب، سپس نافله فجر را افضل دانسته‌اند.
- برخی نیز افضل بودن بعضی نسبت به بعضی دیگر را به جهت عدم وجود دلیلی بر افضلیت نپذیرفته‌اند.




۵.۱ - نافله ظهر و عصر

- هشت رکعت نافله ظهر قبل از نماز ظهر خوانده می‌شود و وقت آن بنابر مشهور از زوال تا زمانی است که سایه شاخص به‌اندازه دو قدم، یعنی دوهفتم طول شاخص برسد.
- هشت رکعت نافله عصر نیز قبل از نماز عصر خوانده می‌شود و وقت آن بنابر مشهور، بعد از ادای فریضه ظهر تا زمانی است که سایه شاخص به‌اندازه چهار قدم یعنی چهار هفتم طول شاخص برسد.

۵.۱.۱ - وقت نافله ظهر و عصر

مقابل قول مشهور دو قول وجود دارد:
۱. نخست، اینکه وقت نافله ظهر از زوال آفتاب تا قبل از رسیدن سایه شاخص برابر طول شاخص (هفت قدم) به‌اندازه خواندن چهار رکعت نماز است و وقت نافله عصر، بعد از ادای نماز ظهر تا قبل از رسیدن سایه شاخص، دو برابر طول آن به مقدار ادای چهار رکعت نماز است.
۲. دوم، اینکه وقت نافله ظهر و عصر تا پایان وقت نماز ظهر و عصر امتداد دارد. البته قایل این قول ناشناخته است.
قول مشهور
بنابر قول مشهور، نافله ظهر و عصر را نمی‌شود قبل از زوال خواند، مگر در روز جمعه.
اقوال دیگر
برخی خواندن نافله ظهر و عصر را پیش از زوال مطلقا جایز دانسته‌اند.
برخی تقدیم را در صورت علم به پیدایی عذر و عدم امکان گزاردن آن بعد از زوال، جایز دانسته‌اند.

۵.۱.۲ - نافله روز جمعه

بنابر قول اکثر، تقدیم بیست رکعت نافله ظهر و عصر در روز جمعه بر زوال جایز، بلکه مستحب است.
- و افضل نزد اکثر تفریق آن است : بدین گونه که شش رکعت آن هنگام برآمدن روز، شش رکعت دیگر زمان بالا آمدن خورشید، شش رکعت سوم قبل از زوال و دو رکعت باقی مانده هنگام زوال، قبل یا بعد از تحقق آن بنابر اختلاف در مراد از هنگام زوال خوانده شود.
- خواندن نافله روز جمعه بعد از زوال چه قبل از نماز ظهر و عصر و چه بعد از نماز عصر، بنابر قول مشهور جایز است.
- لیکن برخی گفته‌اند: نافله روز جمعه قبل از زوال به نیت ادا و بعد از زوال به نیت قضا به جا آورده می‌شود.

۵.۲ - نافله مغرب و عشا

- نافله مغرب چهار رکعت است و بعد از نماز مغرب خوانده میشود وقت آن بنابرمشهور تا زوال سرخی طرف مغرب (حمره مغربیه) که به آن شفق نیز گفته می‌شود، امتداد دارد.
بر این حکم (امتداد وقت نافله تا شفق) ادعای اجماع شده است.
برخی وقت نافله مغرب را به امتداد وقت فریضه مغرب، ممتد دانسته‌اند.
به تصریح جمعی، سخن گفتن میان نماز مغرب و نافله آن و نیز میان نافله مغرب مکروه است.
- وقت دو رکعت نافله عشا که به آن وَتیره گفته می‌شود تا پایان وقت نماز عشا (نیمه شب) می‌باشد.

۵.۲.۱ - احکام نافله عشا

۱. آیا نافله عشا باید نشسته خوانده شود و ایستاده خواندن آن، مشروع و جایز نیست یا اینکه ایستاده خواندن نیز جایز است؟
بنابر قول به جواز، آیا نشسته خواندن آن افضل است یا ایستاده خواندن آن؟ در هر دو مسئله اختلافی است.
- برخی ایستاده خواندن را جایز ندانسته‌اند.
این قول به ظاهر کلام اکثر فقها نسبت داده شده است.
- برخی ایستاده خواندن را جایز دانسته‌اند.
- قول به افضل بودن نشسته خواندن وتیره به مشهور نسبت داده شده است.لیکن جمعی ایستاده خواندن آن را افضل دانسته‌اند.
۲. دیدگاه مشهور، سقوط نافله عشا در سفر است.
برخی آن را در سفر ساقط ندانسته‌اند.
۳. مستحب است در رکعت نخست وتیره بعد از حمد، صد آیه از قرآن یا سوره واقعه و یا سوره ملک و در رکعت دوم سوره توحید خوانده شود.
۴. بنابر مشهور، در صورت ورود نوافلی دیگر بعد از نماز عشا، مستحب است وتیره پس از گزاردن آنها خوانده شود.

۵.۳ - نافله صبح

در اینکه آغاز و انجام وقت نافله صبح چه زمانی است، مسئله محل اختلاف است.
۱. مشهور، آغاز وقت آن را زمان فراغت از نماز شب دانسته‌اند هرچند نماز شب در اول وقت آن (نیمه شب) به جا آورده شود.
این قول به همه متاخران نسبت داده شده است.
۲. قول مقابل مشهور آن است که وقت نافله صبح بعد از فجر اول (فجر کاذب) است؛ هرچند بعد از نماز شب نیز خواندن آن جایز است؛ لیکن افضل خواندن آن پس از طلوع فجر اول است.
- در صورت خواندن نافله صبح قبل از فجر اول، آیا اعاده آن پس از فجر اول مطلقا مستحب است یا تنها در صورت خوابیدن پس از نافله صبح؟ مسئله اختلافی است.
۱. برخی قول نخست را برگزیده‌اند.
۲. برخی در استحباب اعاده در غیر صورت خوابیدن، اشکال کرده‌اند.
بنابر قول مشهور؛ پایان وقت نافله صبح، پیدایی سرخی در سمت مشرق است.

۵.۴ - نافله شب

وقت یازده رکعت نافله شب از نیمه شب شرعی تا طلوع فجر دوم (فجر صادق) است و افضل گزاردن آن در وقت سحر؛ یعنی ثلث آخر شب است و هر چه به فجر اول (فجر کاذب) نزدیک تر باشد، فضیلتش بیشتر است.
[۹۳] عاملی، سیدجواد، مفتاح الکرامة، ج۳، ص۵۸.
(ببینید: نماز شب)



قضای نوافل یومیه در هر زمان از شب و روز مستحب است؛ لیکن در اینکه افضل تعجیل در قضای آن است؛ بدین معنا که نوافل روز را شب همان روز و نوافل شب را روز بعد قضا کند یا افضل تاخیر آن است؛ بدین گونه که قضای نافله شب را در شب و نافله روز را در روز به جا آورد، اختلاف است. قول مشهور، تعجیل است.


خواندن نوافل یومیه به جهر و اخفات ؛ هر دو جایز است؛ هرچند مستحب است نوافل شبانه، همچون مغرب و عشا به جهر و نوافل روزانه، مانند ظهر و عصر، به اخفات خوانده شوند.
[۱۰۰] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۳۵۰.



خواندن سوره در نوافل یومیه واجب نیست؛ بلکه مستحب است و مستحب است در نوافل شبانه، سوره‌های طولانی و در نوافل روزانه، سوره‌های کوتاه خوانده شود.
[۱۰۳] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۴۰۹–۴۱۲.
(ببینید: نماز مستحب)




۱. طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، واژۀ نفل.    
۲. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، واژۀ نفل.    
۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۲۱.    
۴. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۴۷۰.    
۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۲۳.    
۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۳۷.    
۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۱۴–۱۵.    
۸. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۲۴۴–۲۴۵.    
۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۱۸۶.    
۱۰. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۲۴۵.    
۱۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۱۹.    
۱۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۴۴–۵۰.    
۱۳. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۲۴۵.    
۱۴. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۱۱، ص۴۸–۵۰.    
۱۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۵۰–۵۲.    
۱۶. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۹۶.    
۱۷. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۶، ص۳۷–۳۸.    
۱۸. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۲، ص۳۲۶.    
۱۹. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۱۶–۱۷.    
۲۰. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۲۳–۲۴.    
۲۱. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۲۹۴.    
۲۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۱۷۰–۱۷۱.    
۲۳. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، اشارة السبق، ص۸۵.    
۲۴. ابن زهرة، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۷۱.    
۲۵. مؤمن سبزواری قمی، شیخ علی، جامع الخلاف والوفاق، ص۵۷–۵۸.    
۲۶. علامه حلی، تبصرة المتعلمین، ص۳۷–۳۸.    
۲۷. شهید اول، غایة المراد (حاشیة الارشاد)، ج۱، ص۹۵.    
۲۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۱۷۱.    
۲۹. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۶، ص۲۱۷.    
۳۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۱۸۳–۱۸۶.    
۳۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۷۳.    
۳۲. حر عاملی، محمد بن حسن، هدایة الامة، ج۲، ص۴۳.    
۳۳. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۲، ص۲۶۷–۲۶۸.    
۳۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۱۸۳–۱۸۶.    
۳۵. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۲۶۴.    
۳۶. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۳۶۲.    
۳۷. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۴، ص۳۰۰.    
۳۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۱، ص۳۱۸–۳۱۹.    
۳۹. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۴، ص۳۰۲.    
۴۰. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۴۳۵–۴۳۶.    
۴۱. حلبی، أبو الحسن علی بن الحسن، اشارة السبق، ص۸۸.    
۴۲. شهید اول، البیان، ص۴۹.    
۴۳. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۴۹۱–۴۹۲.    
۴۴. محقق سبزواری، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۱۹۹.    
۴۵. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۴، ص۹۶.    
۴۶. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۳۶۷.    
۴۷. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۷۴.    
۴۸. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۳، ص۵۷.    
۴۹. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۶، ص۵۶–۵۷.    
۵۰. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۵۴.    
۵۱. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۳۱۸.    
۵۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۶، ص۲۲۳.    
۵۳. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۵، ص۴۱۸.    
۵۴. بروجردی، سید حسین، نهایة التقریر، ج۱، ص۶۰.    
۵۵. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۱۱، ص۴۶.    
۵۶. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۵، ص۴۱۸.    
۵۷. بروجردی، سید حسین، نهایة التقریر، ج۱، ص۵۸.    
۵۸. حلی، یحیی بن سعید، الجامع للشرائع، ص۵۸.    
۵۹. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۲۹۰.    
۶۰. شهید ثانی، الفوائد الملیة، ص۳۰.    
۶۱. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۴۷۰.    
۶۲. محقق اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج۲، ص۶.    
۶۳. همدانی، محمدحسین، مصباح الفقیه، ج۹، ص۳۰.    
۶۴. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۲۴۴.    
۶۵. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۴۱۱.    
۶۶. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۲، ص۳۲۶.    
۶۷. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۲۹۷.    
۶۸. شیخ طوسی، النهایة، ص۱۲۵.    
۶۹. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۲۹۷–۲۹۸.    
۷۰. شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۱۱۴.    
۷۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۷۵–۷۶.    
۷۲. شیخ مفید، المقنعة، ص۱۱۸.    
۷۳. شیخ طوسی، النهایة، ص۶۰.    
۷۴. شیخ طوسی، النهایة، ص۱۱۹.    
۷۵. محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام، ج۱، ص۴۸.    
۷۶. طباطبایی، سیدمحمد، معالم الدین فی فقه آل یاسین، ج۱، ص۸۸.    
۷۷. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۵۲۰–۵۲۱.    
۷۸. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۲۲.    
۷۹. شهید ثانی، روض الجنان، ج۲، ص۴۵.    
۸۰. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۳، ص۶۴.    
۸۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۸۳.    
۸۲. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۵۵.    
۸۳. محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام، ج۱، ص۴۹.    
۸۴. علامه حلی، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۴۳.    
۸۵. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۱۵۰.    
۸۶. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۸۴.    
۸۷. محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام، ج۱، ص۴۹.    
۸۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۸۵.    
۸۹. محقق سبزواری، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۲۰۱.    
۹۰. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۶، ص۲۵۲–۲۵۳.    
۹۱. شهید ثانی، روض الجنان، ج۲، ص۳۳.    
۹۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۶، ص۲۴۰.    
۹۳. عاملی، سیدجواد، مفتاح الکرامة، ج۳، ص۵۸.
۹۴. علامه حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۳۳۰.    
۹۵. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۴۳۹–۴۴۰.    
۹۶. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۳۸.    
۹۷. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۷۶۲.    
۹۸. کاشانی، عبدالصمد بن محمد، معتصم الشیعة، ج۳، ص۳۴۱.    
۹۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۳۰۰.    
۱۰۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۳۵۰.
۱۰۱. شهید ثانی، رسائل الشهید الثانی، ج۲، ص۱۱۹۹.    
۱۰۲. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۵، ص۱۸۵–۱۸۶.    
۱۰۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۴۰۹–۴۱۲.
۱۰۴. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۵۰۱.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۲۲۶-۲۳۱.




رده‌های این صفحه : اصطلاحات فقهی | نماز




جعبه ابزار