• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

کلام سیاسی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




كلام سياسى یکی از مباحث فقه سیاسی است و شاخه‌ای از علم کلام که به تبیین و دفاع از آموزه‌ها و باورهای کلان دینی درباره سیاست و حیات اجتماعی می‌پردازد.
این حوزه، برخاسته از وحی الهی و سنت اسلامی است و با وجود اشتراک‌هایی با الهیات سیاسی مسیحی، از حیث مبانی و روش متمایز می‌ماند.
کلام سیاسی از فقه سیاسی جداست؛ زیرا موضوع آن «عقاید سیاسی دینی» و غایتش تبیین و دفاع اعتقادی است، نه استنباط احکام تکلیفی.
اگرچه در سنت کلاسیک اسلامی دانشی مستقل نبوده، در اندیشه معاصر به‌ عنوان حوزه‌ای ضروری در کنار فلسفه سیاسی و فقه سیاسی بازشناسی شده است.

فهرست مندرجات

۱ - تعریف كلام سياسى
       ۱.۱ - جایگاه کلام سیاسی در اندیشه اسلامی
       ۱.۲ - نسبت کلام سیاسی و علم کلام
۲ - الهیات سیاسی
۳ - موضوع کلام سیاسی
۴ - منشأ کلام سیاسی
۵ - جایگاه تاریخی کلام سیاسی
۶ - قیاس کلام سیاسی و فقه سیاسی
       ۶.۱ - تحول مطالعات سیاسی
       ۶.۲ - تداوم مباحث سیاسی در سنت اسلامی
       ۶.۳ - اهمیت کلام سیاسی در عصر حاضر
۷ - دیدگاه‌های موجود
       ۷.۱ - الهیات سیاسی در مسیحیت
              ۷.۱.۱ - وحی‌محوری در تعریف اشتراوس
              ۷.۱.۲ - حدود تعریف اشرواس
       ۷.۲ - تعریف جامع کلام سیاسی
              ۷.۲.۱ - ویژگی‌های علم کلام
              ۷.۲.۲ - وجه جامع و مانع بودن
              ۷.۲.۳ - مراد و گستره عقاید دینی
              ۷.۲.۴ - روش‌شناسی علم کلام
۸ - جایگاه و ضرورت کلام سیاسی
       ۸.۱ - هم‌پوشانی فلسفه و کلام سیاسی
       ۸.۲ - نقد تقلیل فلسفه سیاسی به کلام سیاسی
       ۸.۳ - جمع‌بندی
۹ - پانویس
۱۰ - منبع


كلام سياسى تعليمات سياسى است كه از وحى الهى ناشى مى‌شود.

۱.۱ - جایگاه کلام سیاسی در اندیشه اسلامی

يكى از حوزه‌هاى انديشۀ سياسى اسلام «كلام سياسى» است.
اين حوزه همانند فقه سياسى، از جمله عرصه‌هاى تفكر سياسى مسلمانان است كه در درون‌شان تمدن اسلامی شكل گرفته و رشد كرده است.

۱.۲ - نسبت کلام سیاسی و علم کلام

علم كلام علمى است با ويژگى‌هاى كاملا اسلامى و متعلق به همۀ مسلمانان.
از اين رو «كلام سياسى» نيز يكى از عرصه‌هاى تفكر سياسى اسلامى است كه به سنت اسلامى تعلق دارد.


مى‌توان براى كلام سياسى، همتايانى در تفكر غرب يافت كه از آن به «الهيات سياسى» تعبير مى‌كنند.
البته آنچه در غرب به عنوان الهیات مى‌شناسيم، از كلام اسلامى متمايز است و بر اين اساس، آنها همسان نيستند.


كلام سياسى به بيان آرا و انديشه‌هاى كلامى مسلمانان در باب سياست و زندگى اجتماعى مى‌پردازد.
[۱] «چيستى كلام سياسى»، قبسات، ش ۲۸، (تابستان ۱۳۸۲)



كلام سياسى منشعب از علم كلام است و در نتيجه ويژگی‌ها و خصايص علمى كلام هم در آن وجود دارد.


نمی‌توان كلام سياسى را به عنوان يك حوزه مطالعاتى مستقل در گذشتۀ اسلامى يافت که تنها مسائلى در درون متون كلامى گذشته وجود دارند و به عرصۀ سياسى - اجتماعى مربوط مى‌شوند.
گاه تك‌نگارى‌هايى را نيز به ويژه نزد متکلمان شيعى مى‌يابيم كه به يكى از عرصه‌هاى سياست و بيشتر مسئلۀ امامت اختصاص يافته‌اند.
در واقع، كلام سياسى گرايشى است كه برخى از محققان در گونه‌شناسى مطالعات سياسى مسلمانان در گذشته اسلامى آن را به عنوان يك مشرب مطالعاتى سياسى در يك طبقۀ خاص قرار داده‌اند.


وضعيت كلام سياسى از اين حيث به‌ طور كامل شبيه وضعيت فقه سياسى است.
هيچ‌كدام از اين دو حوزه يك حوزه مطالعاتى مستقلى در دورۀ اسلامى نبوده‌اند و انديشمندان اسلامى نيز در آثار خود، چنين نگرشى به آن نداشته‌اند.
از اين حيث مى‌توان تلقى اين دو حوزه مطالعاتى را به عنوان حوزه‌هاى مستقل در انديشۀ سياسى اسلام به دوران جديد متعلق دانست كه در گذشته اسلامى، تنها جزوى از بدنۀ كلى علوم فقه و كلام بوده‌اند.

۶.۱ - تحول مطالعات سیاسی

به نظر مى‌رسد استقلال‌يابى علوم در دوران اخير و به ويژه شكل‌گيرى مطالعات مستقل در حوزه سياسى در عمل محققان را به اين سمت سوق داده است كه با رعايت وجود تمايز رهيافت‌هاى سياسى دوره اسلامى هر كدام از اين رهيافت‌ها را به عنوان شاخه‌هاى مستقلى در مطالعات سياسى قلمداد كنند.

۶.۲ - تداوم مباحث سیاسی در سنت اسلامی

روشن است كه اين امر بدان معنا نيست كه عالمان اسلامى درگذشته، به تبيين فقهى يا كلامى مباحث سياسى نپرداخته‌اند، بلكه مراد آن است كه اين حوزه‌ها به‌ طور مستقل مورد نظر نبوده‌اند.
فقه سياسى و كلام سياسى از اين منظر، از فلسفه سياسى و سياست‌نامه‌نويسى متمايز هستند.
حوزه‌هاى اخير در عمل به عنوان حوزه‌هاى مستقل مطالعاتى در دوره اسلامى شناخته‌شده بودند.
متون مستقلى نيز در اين زمينه‌ها با نگاه استقلالى نوشته‌شده‌اند.

۶.۳ - اهمیت کلام سیاسی در عصر حاضر

به هر حال شايان توجه است كه استقلال يا عدم استقلال اين حوزه‌ها در دوره اسلامى، نمى‌تواند تعيين‌كننده تلقى امروز ما از اين حوزه‌ها باشد.
ما در روزگار خود، به تناسب نيازهاى علمى و زمانه خويش، بايد به حوزه‌هاى مطالعاتى سياسى نگاه كنيم و حتى در موارد نياز، حوزه‌هاى جديدى تأسيس كنيم.
از اين حيث كلام سياسى يكى از حوزه‌هاى ضرورى و مورد نياز ما در عصر حاضر است.


از كلام سياسى تاكنون تعاريف منسجم و متقنى، جز در چند مورد نادر، ارائه نشده است.
از جمله معدود تعريف‌هايى كه در اين زمينه وجود دارند مى‌توان به تعريف‌هاى خسرو پناه و اشتراوس اشاره كرد كه به اجمال آنها را بررسى كرده، در نهايت تعريف خود را ارائه مى‌كنيم.
عده‌اى «كلام سياسى» را چنين تعريف كرده‌اند:
====تعریف وحی‌محور از کلام سیاسی====
«آموزه‌هاى سياسى است كه از وحى الهى سرچشمه مى‌گيرد. به عبارت ديگر، اگر پرسش‌هاى مربوط به فلسفۀ سياسى، كه با روش انتزاعى و عقلى پاسخ داده مى‌شوند، از راه وحى الهى و متون دينى پاسخ داده شوند، كلام سياسى تحقق مى‌يابد.»
[۲] خسرو پناه، عبدالحسین، انتظارات بشر از دين، ص۵۰۴.

====تعریف آموزشی از کلام سیاسی====
همچنين معتقدند كه: «كلام سياسى به معناى آموزش‌هاى سياسى برگرفته از کتاب و سنت، براى هر انسان آگاه به دین اسلام غير قابل انكار است.
[۳] خسرو پناه، عبدالحسین، انتظارات بشر از دين، ص۵۰۹.

====نقد تعاریف مذکور====
تعريف نخست تنها شامل كلام سياسى نقلى مى‌شود و تلاش‌هاى صورت گرفته از جانب متكلمان شيعى را در توضيح و تبيين عقلى آموزه‌هاى سياسى دينى در بر نمى‌گيرد.
تعريف دوم هم، كه گويا به تعريف نخست اشاره دارد، مانع نيست و فقه سياسى را نيز در بر مى‌گيرد.
اين امر بدان جهت است كه فقه سياسى بيشتر بر اساس ادله نقلی، به توضيح تكاليف سياسى مکلفان مى‌پردازد.
البته در اين ويژگى، كلام سياسى نقلى نيز با فقه سياسى مشترك است.
====تمایز فقه سیاسی و کلام سیاسی====
تمايز فقه سياسى و كلام سياسى نقلى به موضوع و غايت اين دو بر مى‌گردد.
در حالى كه فقه سياسى دغدغۀ كشف و اثبات حكم تكليفى را بر عهده دارد، كلام سياسى نقلى بيشتر به اثبات نقلى ديدگاه‌هاى كلامى دين و شارع دربارۀ مسائل سياسى مى‌پردازد.

۷.۱ - الهیات سیاسی در مسیحیت

در جهان مسيحيت نيز تعاريفى از «الهيات سياسى» صورت گرفته كه با كلام سياسى (كه خاص تفكر اسلامى است) متناظر هستند.

۷.۱.۱ - وحی‌محوری در تعریف اشتراوس

براى نمونه، مى‌توان به تعريف اشتراوس اشاره كرد.
مترجم متن اشتراوس در برابر واژۀ لاتين «Political theology» از واژۀ «كلام سياسى» استفاده كرده و در نتيجه تعريف اشتراوس را جنين ترجمه كرده است: آنچه ما از كلام سياسى مى‌فهميم، تعليمات سياسى است كه از وحى الهى ناشى مى‌شود.
[۴] اشتراوس، لئو، فلسفه سياسى چيست‌؟ (ترجمه فرهنگ رجايى)، ص۳.

به هر حال، اشتراوس نيز در تعريف خود، بر نشأت‌گيرى آموزه‌هاى الهيات سياسى از وحی اشاره كرده است.

۷.۱.۲ - حدود تعریف اشرواس

البته چنين تعريف را اگر بخواهيم در سنت اسلامى مد نظر قرار دهيم، فقه سياسى را هم در بر مى‌گيرد.
تعريف مزبور مى‌تواند در نهايت، كلام سياسى نقلى را در بر بگيرد، اما مباحث كلام سياسى عقلى از آن خارج خواهند ماند.

۷.۲ - تعریف جامع کلام سیاسی

از اين رو با توجه به ويژگى‌هاى علم كلام، مى‌توان كلام سياسى را به اين صورت جامع و مانع تعريف كرد:
«كلام سياسى شاخه‌اى از علم كلام است كه به توضيح و تبيين آموزه‌هاى ايمانى و ديدگاه‌هاى كلان دين در باب مسائل و امور سياسى مى‌پردازد و از آنها در قبال ديدگاه‌ها و آموزه‌هاى رقيب دفاع مى‌نمايد.»

۷.۲.۱ - ویژگی‌های علم کلام

در اين تعريف، سعى شده سه ويژگى علم كلام ملحوظ شوند: ارتباط با عقايد ايمانى، ويژگى تبيينى و توضيحى كلام و ويژگى دفاعى آن.
موضوع كلام سياسى را هم مى‌توان «عقايد سياسى دينى» دانست.
چنين موضوعى متناظر با موضوع برگزيده علم كلام است كه در آن «عقايد دينى» محوريت دارند.

۷.۲.۲ - وجه جامع و مانع بودن

وجه جامع بودن اين موضوع به شمول آن بر آموزه‌هاى سياسى دينى بر مى‌گردد كه مرتبط با اصول اعتقادى است.
وجه مانعيت آن هم در خارج شدن مباحث فقه سياسى است كه به فروع دین بر مى‌گردد و بيشتر به تكاليف جزيى در عرصۀ سياسى مربوط مى‌شود.

۷.۲.۳ - مراد و گستره عقاید دینی

مراد از «عقايد دينى» در اينجا، نگرش كلان دين به امور گوناگون است.
از اين حيث، عقايد دينى تنها اصول اعتقادى دينى را در بر نمى‌گيرند، بلكه هر ديدگاه كلانى را كه به نگرش دين به امور دنيوى و اخروى و امور انسانى تعلق دارد، شامل مى‌شود.

۷.۲.۴ - روش‌شناسی علم کلام

به دليل تكثر روشى علم كلام، كه متناسب با شرايط و موقعيت‌هاى گوناگون، از روش‌هاى متنوعى در علم كلام بهره گرفته مى‌شود، كلام سياسى نقل و عقلى، هر دو در اين تعريف جاى مى‌گيرند.


براى شناسايى جايگاه كلام سياسى در انديشۀ سياسى اسلام، لازم است آن را با گرايش‌هاى سياسى مشابه در انديشۀ سياسى اسلام مقايسه كنيم.
همچنين مى‌توان از راه بررسى ضرورت پرداختن به كلام سياسى در عصر حاضر، جايگاه و اهميت آن را در انديشۀ سياسى معاصر اسلامى نشان داد.
نزديك‌ترين گرايش‌ها به كلام سياسى در سنت اسلامى، فلسفه سياسى و فقه سياسى هستند.
البته نسبت اين حوزه‌هاى سياسى به نسبت كلان فلسفه، فقه و كلام در سنت اسلامى بر مى‌گردند و با شناسايى اين نسبت كلان، نسبت حوزه‌هاى مطالعاتى سياسى هم روشن خواهد شد.

۸.۱ - هم‌پوشانی فلسفه و کلام سیاسی

كلام سياسى بيشترين نسبت را با فلسفه سياسى دارد.
همانند همپوشى موضوعى فلسفه، كلام و سنت اسلامى، در عرصۀ تفكر سياسى هم مى‌توان بين كلام سياسى و فلسفۀ سياسى اين نسبت را يافت.
بر خلاف ادعاى برخى در تقليل فلسفۀ اسلامى به كلام، آنها دو حوزۀ مستقل هستند.

۸.۲ - نقد تقلیل فلسفه سیاسی به کلام سیاسی

در نسبت بين كلام سياسى و فلسفۀ سياسى هم برخى چنين ادعايى مطرح كرده و فلسفۀ سياسى را به كلام سياسى تقليل داده‌اند.
لمبتون در بررسى خود در باب انديشۀ سياسى اسلام در دوره ميانه، چنين نظرى دارد.
[۵] روزنتال، اروین آ. جی. انديشه سياسى در دوره ميانه اسلام، (ك. اس. لمبتون، ترجمه عباس صالحى و محمد مهدى فقيهى، ص۳۱.

البته علاوه بر اين فرض، كه قابل قبول نيست، سه فرض ديگر را هم مى‌توان مطرح كرد: تباین مطلق، تضاد و تعارض و در نهايت همگرايى و تأثير متقابل که رابطۀ همگرايى و تأثير متقابل در سنت اسلامى در عمل حاكم بوده است.

۸.۳ - جمع‌بندی

از اين حيث، مى‌توان گفت: كلام سياسى و فلسفۀ سياسى با وجود داشتن وجوه تمايز، در تبيين كليت زندگى سياسى و ابعاد آن مشترك هستند.
[۶] «بررسى تطبيقى كلام سياسى و فلسفه سياسى»، فصلنامه علوم سياسى، ش ۲۳، (تابستان ۱۳۸۲)



۱. «چيستى كلام سياسى»، قبسات، ش ۲۸، (تابستان ۱۳۸۲)
۲. خسرو پناه، عبدالحسین، انتظارات بشر از دين، ص۵۰۴.
۳. خسرو پناه، عبدالحسین، انتظارات بشر از دين، ص۵۰۹.
۴. اشتراوس، لئو، فلسفه سياسى چيست‌؟ (ترجمه فرهنگ رجايى)، ص۳.
۵. روزنتال، اروین آ. جی. انديشه سياسى در دوره ميانه اسلام، (ك. اس. لمبتون، ترجمه عباس صالحى و محمد مهدى فقيهى، ص۳۱.
۶. «بررسى تطبيقى كلام سياسى و فلسفه سياسى»، فصلنامه علوم سياسى، ش ۲۳، (تابستان ۱۳۸۲)
۷. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱۰، ص۳۶.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۴۳۳-۴۳۶.    






جعبه ابزار