• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

۹. شرور و بدی‌ها

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



عنوان موضوع اصلي: قرآن
عنوان موضوع فرعي اول: پرسش و پاسخ
عنوان موضوع فرعي دوم: معارف قرآن
زبان: فارسي
نام خانوادگي نويسنده: نامشخص
عنوان مقاله: شرور و بدي ها
چكيده مقاله: متن مقاله: پرسش
ما مى گوييم خالق تمام هستى و مخلوقات، خداوند متعال است. آيا درست است بديها و زشتيها را مخلوق كسى ديگر «نعوذ بالله» غير از خداوند بدانيم؟ در حالى كه اگر بگوييم خالق بديها شيطان است، «نعوذ بالله» در يكتا بودن خداوند، نقص وارد مى شود!؟
پاسخ
۱. عدمى بودن شر:
آنچه «شر» شناخته مى شود، از نوع «عدميات» است؛ پس ماهيت آنها از نوع عدم و نيستى است؛ مثلا مرض و بيمارى از آن جهت نامطلوب به شمار مى رود كه سبب مى شود شخص بيمار، فاقد صحت و عافيت باشد؛ همچنين واقعيت نابينايى و ناشنوايى همان فقدان و نداشتن بينايى و شنوايى است و واقعيتى جز همين امر عدمى ندارد.
پس هر كجا كه سخن از بدى است، پاى نوعى فقدان و نيستى كه از هر فاعل و آفريننده اى بى نياز است، در ميان مى باشد و تمام بديها و زشتيها از آن نظر بد و زشت شمرده مى شود كه فاقد هستى و يا مستلزم نيستى است. هر كدام از درندگان و گزندگان و بلاها و آفتها، از آن نظر بد است كه منجر به فقدان بخشى از هستى مى شود؛ بنابراين، هستى هايى هستند كه مستلزم نيستى و عدمند و اگر همين شرور، چنين نتايجى را در بر نداشت، هيچ گاه زلزله و آفتهاى نباتى و حيوانى، بد و زشت و يا «شر» شمرده نمى شود.
خلاصه آن كه، «در جهان، يك نوع موجود بيش نيست و آن خوبيهاست.» بديها، همه، از نوع نيستى است و نيستى، مخلوق نيست؛ پس خالق نمى خواهد.
۲. نسبى بودن «شر »:
بديها و شرور از «امور نسبى» هستند؛ نه «حقيقى»؛ يعنى هيچ موجودى در ذات خود بد نيست؛ بلكه بدى، نوعى حالت است كه در هنگام مقايسه ميان دو شى‌ء پديد مى‌آيد؛ به عبارت ديگر در اوصاف نسبى، تا شى‌ء را با چيز ديگرى مقايسه نكنيم و پاى موجود ديگرى را به ميان نياوريم، هيچ گاه نمى توانيم آن را اين گونه وصف كنيم؛ مثلا سم مار، زهر عقرب و ... براى خود آنها بد نيست و با وجود آنها كمال سازگارى را دارد و مايه تكامل و بقاى زندگى آنهاست و تنها از آن نظر بد است كه مايه فناى انسان و آسيب پذيرى اوست.
به عبارت صحيح تر، وجود هر چيزى دو اعتبار دارد:
الف) اعتبار فى نفسه و لنفسه
ب) اعتبار لغيره؛ يعنى اشيا از آن نظر كه خودشان براى خودشان وجود دارند، حقيقى هستند و از اين نظر بد نيستند. هر چيزى خودش براى خودش خوب است؛ اگر بد است، براى چيز ديگر است. پس بد بودن يك شى‌ء در هستى، فى نفسه آن نيست، در وجود بالاضافه آن است، از طرف ديگر، شكى نيست كه آنچه حقيقى و واقعى است، وجود فى نفسه هر چيز است. وجودات بالاضافه، امورى نسبى اند و چون نسبى اند، واقعى نيستند؛ يعنى واقعا در نظام وجود قرار نگرفته اند و هستى واقعى ندارند تا از اين جهت بحث شود كه چرا اين وجود يعنى وجود نسبى به آنها داده شده است.
۳. سختيها مقدمه كمال هستند:
بنا بر فرمايش قرآن كريم: «لقد خلقنا الانسان فى كبد؛ (بلد،۴) همانا انسان را در رنج و سختى آفريديم»، وجود مصايب و سختيها و بلاها براى تكامل بشر ضرورى است و انسان بدون آنها تباه مى شود؛ آدمى در برخورد با آنها، از خواب غفلت بيدار شده، هستى لايق خود را مى يابد. خداوند متعال بندگان باايمانش را به وسيله سختيها و بلاها مى پروراند. امور منفى و بلاها نقش موثر در سازندگى انسان دارد؛ چون راحتى و خوشى (امور مثبت) انسان را بى اراده بار مى‌آورد. اگر فقر و مرض و مرگ نبود، هيچ نيرويى نمى توانست انسان را تسليم كند. بلاها بهترين وسيله براى پيشرفت علوم است؛ چرا كه قابليتها را براى جبران مافات تحريك كرده، نقصها را جبران مى كند و فكر لوازم مبارزه با آن (شرور) را در آدمى آماده مى كند و ... .
اميرالمومنين على(ع) فرمود: «در ناز و نعمت زيستن و از سختيها دورى گزيدن، موجب ضعف و ناتوانى مى گردد و بر عكس، زندگى كردن در شرايط دشوار و ناهموار، آدمى را نيرومند و چابك مى سازد و جوهر هستى او را آبديده و توانا مى گرداند. » [۱]    
پى نوشت:
[۲]    . نهج البلاغه، نامه ۴۵ / ر.ك: تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى و ديگران، ج‌۲۷، ص‌۴۵۹، ج‌۲، ص‌۳۶۵، دارالكتب الاسلاميه / مجموعه آثار استاد شهيد مرتضى مطهرى(ره)، ج‌۱، ص‌۱۴۸ ۲۱۲، نشر صدرا / الالهيات، جعفر سبحانى، ج‌۱، ص‌۲۷۳ ۲۸۶، مركز العالمى للدراسات الاسلاميه.
منابع: (ماهنامه پيام زن، شماره‌۱۱)
پيوند مرتبط: تاريخ بارگذاري: ۱۳۸۹/۰۸/۱۷



جعبه ابزار