باجرمی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



باجَرمی (یا باجَرْمَقْ)، کوره (استان) ای در منطقه موصل، در شرق دجله، میان زاب کوچک در شمال و رشته کوه حَمْرین (بارمّا) در جنوب، تا دوره عباسی قرار داشت.


شهرهای مهم باجرمی

[ویرایش]

طبق اسناد باستانی، ناحیه باجرمی (بیت گرمای) در روزگار کهن، قلمرو فرمانروایی بود که به شاهِ آشور باج می‌داد؛ و شهرهای مهم آن عبارت بوده است: کرَخِ بیتِ سَلُوقْ (کرکوک فعلی)؛ شهر گِرد که با دژی نه چندان بزرگ، میان دَکوک (دقَ وقاء) و اَربیل قرار داشت، شهر دکوک (یا تکوک)؛ و لاشوم.
[۱] نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۵۵، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.


حمله والی ماد به باجرمی

[ویرایش]

والی ماد، اَربِکس (یا آتورپات) به بیت گرمای حمله برد و آن‌جا را غارت کرد و مردمش را به اسارت گرفت.

باجرمی در دوره‌های مختلف

[ویرایش]


← دوره سلوکیان


در دوره سلوکیان، پایتخت آن، کرخ بیت سلوق (یا دژ سلوکوس) به دست سُلوکوس احیا و به قولی ساخته شد.

← دوره اشکانیان


در زمان ضعف اشکانیان، پارسه‌ها و مادها با شَهْرَت، فرمانروای آدیابِنه، و دومیتسین، شاهِ کرخ سلوک (کرخ بیت سلوق) متحد شدند و با پارتیان پیکار کردند.

← آغاز دوره ساسانیان


در آغاز دوره ساسانیان، بیت گرمای و مرکز آن کرخ بیت سلوق تابع فرمانروای ادیابنه بود.
[۲] نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۲۹، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
[۳] نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۶۸، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
[۴] نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۱۹۵، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
[۵] نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۱۹۸، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
[۶] نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۲۱۸-۲۱۹، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.


← دوره شاپور دوم


شاپور دوم، پس از تصرف باجرمی، دستور داد تا شهر گیبا شاپور (خُنی سابور) را در آن‌جا بسازند و آن ناحیه را به استان تبدیل کرد.
[۷] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم والملوک، ج ۲، ص ۵۸، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
[۸] تئودور نولدکه، تاریخ ایرانیان و عربهادر زمان ساسانیان، ص ۱۱۲، ترجمه عباس زریاب، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۵۸ ش).


رواج آیین مسیح در این منطقه

[ویرایش]

پس از رواج آیین مسیح، کرخ بیت سلوق اسقف نشین (نسطوری) شد و چند کشیش نشین تابع پیدا کرد.
[۹] آلی ایوانوویچ کولسنیکف، ایران در آستانه یورش تازیان، ص ۲۷۳، ترجمه م ر یحیایی، تهران ۱۳۵۷ ش.
در سال هشتم سلطنت یزد گرد دوم (حک: ۴۳۸-۴۵۷) به دستور او، هیئتی که مامور فشار و سختگیری بر مسیحیان بود، در کرخ بیت سلوق مستقر شد.
[۱۰] تئودورنولدکه، تاریخ ایرانیان و عربهادر زمان ساسانیان، ص ۶۲۸-۶۲۹، ترجمه عباس زریاب، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۵۸ ش).

از روی قرائن می‌توان حدس زد که در اواخر قرن پنجم میلادی، شورای کلیسای نسطوری در خانه یَزْدین نامی که مأمور گمرکخانه بود و در مرکز بیت گرمای زندگی می‌کرده، تشکیل شده است.
[۱۱] تئودورنولدکه، تاریخ ایرانیان و عربهادر زمان ساسانیان، ص ۵۸۲، ترجمه عباس زریاب، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۵۸ ش).


مشاهیر باجرمی

[ویرایش]

از معاریف بیت گرمای در اوایل قرن هفتم میلادی، شَمعون نامی است که کتابِ تاریخ کلیسای ائوسِبیوس را به زبان سریانی ترجمه کرده است.
[۱۲] دولیسی ایوانز اولیری، انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی، ج۱، ص۱۱۱، ترجمة احمد آرام، تهران ۱۳۴۲ ش.
همچنین نوشته‌اند که مقارن حکومت ساسانیان قبیله عرب قُضاعَه در این ناحیه ساکن شدند و امیر آنان مردی به نام ضَیْزَن از مردم باجرمی بود، امّا به گفته هشام بن محمد کلبی از قوم عرب بوده است.
[۱۳] محمد بن جریرطبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم والملوک، ج ۲، ص ۴۷، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
[۱۴] تئودورنولدکه، تاریخ ایرانیان و عربهادر زمان ساسانیان، ص ۸۲، ترجمه عباس زریاب، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۵۸ ش).


فتح باجرمی به دست مسلمانان

[ویرایش]

درباره فتح باجرمی به دست مسلمانان، نوشته‌اند که در ۱۶، سعد بن ابی وقاص، هاشِم بن عُتبَة بن ابی وقّاص را همراه اشعث بن قیس بدانجا گسیل کرد. هاشم از ر'اذ'نات به دَقوقاء و خانیجار آمد و بر آن نواحی مسلط شد و تمام کوره باجرمی ' را گشود.
[۱۵] احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۲۶۱، بیروت ۱۹۸۸.
بار دیگر، عُتبَة بن فرقد پس از گشودن طیرهان و تَکْریت به کوره باجرمی آمد و سپس به شهرزُور رفت.
[۱۶] احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۳۲۴، بیروت ۱۹۸۸.
[۱۷] ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۱۲۹، چاپ افست لیدن ۱۹۶۷.


باجرمی از استان‌های موصل

[ویرایش]

ابن خرداذبه
[۱۸] ابن خرداذبه، کتاب المسالک والممالک، ج۱، ص۹۴، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
در نیمه دوم قرن سوم، باجَرْمی را جزء کوره‌های موصل آورده و ابن رسته
[۱۹] ابن رسته، کتاب الاعلاق النفیسة، ج۱، ص۱۰۶، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
نیز قول او را تأیید کرده است.

کوه قندیل در باجرمی

[ویرایش]

به نوشته ابن فقیه،
[۲۰] ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۱۳۱-۱۳۲، چاپ افست لیدن ۱۹۶۷.
که با آن دو جغرافیدان معاصر بوده است، در باجرمی کوه آبادی است به نام قندیل به فارسی آن را تخت شیرویه گویند و در موصل، شعران نامیده می‌شود.

فرمانروایی باجرمی در زمان متوکل

[ویرایش]

ابن اثیر ذیل وقایع خلافت متوکل می‌نویسد: وقتی ممالک اسلامی را میان دو فرزندش مُنْتَصِر و مُعْتَز تقسیم کرد، در این تقسیم کوره باجرمی در حوزه فرمانروایی منتصر قرار گرفت.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
(۲) ابن خرداذبه، کتاب المسالک والممالک، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
(۳) ابن رسته، کتاب الاعلاق النفیسة، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
(۴) ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، چاپ افست لیدن ۱۹۶۷.
(۵) دولیسی ایوانز اولیری، انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی، ترجمة احمد آرام، تهران ۱۳۴۲ ش.
(۶) احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، بیروت ۱۹۸۸.
(۷) نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
(۸) محمد بن جریرطبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم والملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
(۹) آلی ایوانوویچ کولسنیکف، ایران در آستانة یورش تازیان، ترجمه م ر یحیایی، تهران ۱۳۵۷ ش.
(۱۰) تئودورنولدکه، تاریخ ایرانیان و عربهادر زمان ساسانیان، ترجمه عباس زریاب، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۵۸ ش).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۵۵، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
۲. نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۲۹، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
۳. نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۶۸، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
۴. نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۱۹۵، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
۵. نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۱۹۸، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
۶. نینا ویکتورونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ج۱، ص۲۱۸-۲۱۹، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ۱۳۶۷ ش.
۷. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم والملوک، ج ۲، ص ۵۸، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۸. تئودور نولدکه، تاریخ ایرانیان و عربهادر زمان ساسانیان، ص ۱۱۲، ترجمه عباس زریاب، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۵۸ ش).
۹. آلی ایوانوویچ کولسنیکف، ایران در آستانه یورش تازیان، ص ۲۷۳، ترجمه م ر یحیایی، تهران ۱۳۵۷ ش.
۱۰. تئودورنولدکه، تاریخ ایرانیان و عربهادر زمان ساسانیان، ص ۶۲۸-۶۲۹، ترجمه عباس زریاب، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۵۸ ش).
۱۱. تئودورنولدکه، تاریخ ایرانیان و عربهادر زمان ساسانیان، ص ۵۸۲، ترجمه عباس زریاب، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۵۸ ش).
۱۲. دولیسی ایوانز اولیری، انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی، ج۱، ص۱۱۱، ترجمة احمد آرام، تهران ۱۳۴۲ ش.
۱۳. محمد بن جریرطبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم والملوک، ج ۲، ص ۴۷، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۱۴. تئودورنولدکه، تاریخ ایرانیان و عربهادر زمان ساسانیان، ص ۸۲، ترجمه عباس زریاب، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۵۸ ش).
۱۵. احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۲۶۱، بیروت ۱۹۸۸.
۱۶. احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۳۲۴، بیروت ۱۹۸۸.
۱۷. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۱۲۹، چاپ افست لیدن ۱۹۶۷.
۱۸. ابن خرداذبه، کتاب المسالک والممالک، ج۱، ص۹۴، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۱۹. ابن رسته، کتاب الاعلاق النفیسة، ج۱، ص۱۰۶، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۲۰. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۱۳۱-۱۳۲، چاپ افست لیدن ۱۹۶۷.
۲۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۴۹، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/ ۱۹۶۵۱۹۶۶.    


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باجرمی»، شماره۷۷.    



جعبه ابزار