تصدیه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تصدیه به معنای کف زدن می باشد که این کار را در کنار کعبه انجام دادند.


معنای لغوی



تصدیه یک بار در در مقام ابطال رفتار مشرکان کنار کعبه آمده است: (و ما کان صلاتهم عند البیت الا مکاء و تصدیة...) در این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
،اشاره شده که عبادت مشرکان در جوار کعبه، جز «مکاء» و «تصدیه» نیست. مکاء برگرفته از «م ـ ک ـ و» به معنای سوت زدن با دهان است.
[۴] تاج العروس، الزبیدی، ج۲۰، ص۹۵، «مکو».
وجه نام گذاری سوت زدن به مکاء این است که لحن آن همانند لحن مرغی سپید رنگ در
حجازحجاز ناحیه‏ای در بخش مرکزی جزیرة العرب است
است
[۵] روض الجنان، ابوالفتوح رازی، ج۹، ص۱۰۸.
که در پارسی آن را «شبان فریب» می‌گویند. اما مصدر «تصدیه» بر وزن تفعله
[۸] مجمع البحرین، الطریحی، ج۱، ص۲۶۱، «صدی».
برگرفته از «ص ـ دـ ی» به معنای کف زدن است.
[۱۰] تاج العروس، الزبیدی، ج۱۹، ص۵۹۵، «صدی».


تفسیر در روایات



بیشتر مفسران تصدیه در این آیه را از ریشه «ص ـ دـ ی» دانسته و آن را به کف زدن تفسیر کرده‌اند.
[۱۱] جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۷-۱۵۸.
در دو از
[۱۵] البرهان، البحرانی، ج۲، ص۶۸۴.
و
امام رضاامام رضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان‌ و دهمین تن از چهارده معصوم (علیهم السلام) است
[۱۸] البرهان، البحرانی، ج۲، ص۶۸۴.
نیز این واژه به همین معنا تفسیر شده است. در این میان، شماری از مفسران، تصدیه در این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
را از ریشه «ص ـ دـ د» دانسته و آن را به بازداشتن مردم از زیارت بیت الله الحرام
[۲۰] فتح القدیر، الشوکانی، ج۲، ص۳۵۰.
[۲۱] تفسیر قرطبی، القرطبی، ج۷، ص۴۰۱.
[۲۲] البحر المحیط، ابوحیان الاندلسی، ج۵، ص۳۱۵.
و راه
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
[۲۳] جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۹.
[۲۴] تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر، ج۴، ص۴۶.
و نماز
[۲۵] جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۹.
[۲۶] التفسیر الکبیر، الفخر الرازی، ج۱۵، ص۴۸۱.
و تفسیر کرده‌اند. برخی بر آنند که مقصود از مکاء، کف زدن و مراد از تصدیه، سوت زدن است.
[۲۸] جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۷.
با عنایت به سیاق آیه و همراه شدن تصدیه با واژه «مکاء» به معنای سوت زدن و نیز گزارش‌های تاریخی، تفسیر آن به «کف زدن» رجحان دارد.

عادات عرب جاهلی



از عادت‌های
عربلفظ اعراب در موارد متعددی در قرآن بیان شده است و معارفی را در ذیل آن آمده است
جاهلی در مناسبت‌های گوناگون، سوت کشیدن و کف زدن بوده است.
[۳۱] المفصل، جواد علی، ج۱۲، ص۳۸۳.
آورده‌اند که شماری از مردان و زنان
مشرکدر قرآن کریم به مناسبت‌های مختلف از مسئله «شرک» و «مشرکان» سخن به میان آمده است و در آیات متعددی از آنها سخن گفته شده است
قریشقبیله قریش، که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) از میان آنان برخاست؛ از مشهورترین و مهم‌ترین قبایل عرب در حجاز بوده است
با بدن عریان در حالی که دست در دست یکدیگر حلقه می‌کردند، به طواف خانه خدا می‌پرداختند و به جای
دعادعا در لغت به معناى خواندن و درخواست كردن است و در اصطلاح عبارت است از درخواست توأم با خضوع و تضرع بنده از خداوند
و
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
، سوت و کف می‌زدند.
[۳۲] جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۷-۱۵۸.

پس از بعثت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم مشرکان
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
با انگیزه‌های گوناگون این کار را می‌کردند. گاهی به قصد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و گاه به انگیزه ابراز شادمانی و در حال طواف کعبه و به عنوان بخشی از عبادت به درگاه خدا، این کار را انجام می‌دادند. در برخی گزارش‌ها آمده است آن گاه که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم به
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
یا طواف می‌پرداخت، مشرکان با هدف به اشتباه انداختن وی، سوت و کف می‌زدند.
[۳۵] جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۸.
[۳۶] روض الجنان، ابوالفتوح رازی، ج۹، ص۱۰۸.
بر پایه یکی از این نقل‌ها، آن گاه که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم میان
حجرالاسودحَجَرالاسود (صورت عربی آن: الحجرالاسود)، سنگی مقدّس، دارای پیشینه کهن و جایگاهی ویژه در فرهنگ اسلامی و مناسک حج ، واقع در رکن شرقی کعبه که به رکن اسود یا رکن حَجَری نیز معروف است
و
رکن یمانیرکن یمانی، یا رکن جنوبی، این رکن، در زاویه جنوبی خانه کعبه است و تقریبا مقابل کشور «یمن» و قبل از رکن حجرالاسود می‌ باشد
به نماز مشغول بود، در دو سوی راست و چپ ایشان می‌ایستادند. یکی فریاد می‌کشید و دیگری کف می‌زد تا مانع نماز ایشان شوند.
[۳۸] الدر المنثور، السیوطی، ج۳، ص۱۸۳.
در گزارشی دیگر آمده است که آن گاه که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در مسجدالحرام به نماز می‌ایستاد، این کار را می‌کردند.
[۳۹] تفسیر مقاتل، عبدالله محمود شحاته، ج۲، ص۱۱۴.
[۴۰] مجمع البیان، الطبرسی، ج۴، ص۸۳۱.


شان نزول



بر پایه شان نزولی که ذیل آیه ۳۰
انفالاین سوره [http://lib
آمده است، هنگامی که
قریشقبیله قریش، که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) از میان آنان برخاست؛ از مشهورترین و مهم‌ترین قبایل عرب در حجاز بوده است
بر قتل پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم همداستان شدند، مشرکان به نشانه شادمانی، به مسجدالحرام آمدند و با سوت و کف به طواف پرداختند و سپس آن آیه نازل شد.با توجه به مدنی بودن سوره انفال، پذیرش این شان نزول دشوار است، مگر این که آیه (و اذ یمکر بک الذین کفروا...) و شش آیه پس از آن را مکی بدانیم؛ چنان که برخی بر همین باورند.بعضی شان نزول این آیه را مربوط به فردی به نام قیس بن مخرمه می‌دانند که صدای سوت او از شنیده می‌شد.
به نظر می‌رسد آن چه به عنوان شان نزول آیه گزارش شده، از باب «تطبیق» باشد. در اصل، این آیه در مقام ابطال یک رفتار جاهلی است. بر خی گمان می‌کردند از آن جا که اهل
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
و
استغفاردرخواست آمرزش از خداوند را اِستغفار گویند
هستند، آنان را
عذابدر قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است
نمی‌کند. خداوند در این دو آیه به آنان هشدار می‌دهد که به دو دلیل سزاوار عذاب هستند؛ یکی از این رو که مانع عبادت دیگران در مسجدالحرام می‌شوند و دیگر این که عبادتشان جز سوت و کف زدن نیست.این از آن رو است که طواف آنان به گرد کعبه همراه با سوت کشیدن و کف زدن بوده است
[۵۰] تاریخ شبه الجزیرة العربیه، عبدالعزیز صالح، ج۱، ص۱۷۶.
و آن‌ها این کار را جایگزین عبادت خدا کرده بودند.اطلاق صلاة بر سوت و کف مشرکان در این آیه یا از آن رو است که مشرکان به جای نماز و دعا و تسبیح، سوت می‌زدندو حتی در جایی مخصوص نزدیک کعبه، کنار کوه
ابوقبیساَبوقُبیس، کوهی است که در مکه واقع شده است
به سوت زدن می‌پرداختند
[۵۳] جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۸.
[۵۴] التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج۹، ص۹۲.
و یا عبادتی شبیه نماز به جا می‌آوردند، ولی از آن جا که همراه با سوت و کف بود، کارشان به گونه مجازی خوانده شده است. شاید نیز از آن روی باشد که آنان به قصد تمسخر، قرائت و عبادت مسلمانان را واگویه می‌کردند.
[۵۶] التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج۹، ص۹۲.
در هر حال، نفی شایستگی ولایت مشرکان بر مسجدالحرام که در آیه ۳۴ انفال آمده، جای اعتر اض نیست؛ زیرا ولایت بر این مکان شریف از آن کسانی است که اهل
تقواپرهیز از گناه را تقوا گویند و از آن به مناسبت در باب‌های اجتهاد و تقلید، صلاة و جهاد سخن رفته است
باشند و مشرکان با کاری از جنس لهو و لعب ، همانند سوت و کف زدن در کنار مسجدالحرام، به جای عبادت خدا ، شایسته این جایگاه نبودند.

فهرست منابع



(۱) انساب الاشراف ، البلاذری (م. ۲۷۹ق.) ، به کوشش زکار و زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
(۲) البحر المحیط ، ابوحیان الاندلسی (م. ۷۵۴ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۲ق.
(۳) البرهان فی تفسیر القرآن ، البحرانی (م. ۱۱۰۷ق.) ، قم، البعثه، ۱۴۱۵ق.
(۴) البرصان و العرجان ، الجاحظ (م. ۲۵۵ق.) ، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۰ق.
(۵) تاج العروس ، الزبیدی (م. ۱۲۰۵ق.) ، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
(۶) تاریخ شبه الجزیرة العربیه فی عصورها ، عبدالعزیز صالح، مصر، مکتبة الانجلو.
(۷) التبیان ، الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۸) التحریر و التنویر ، ابن عاشور (م. ۱۳۹۳ق.) ، مؤسسة التاریخ.
(۹) تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم) ، ابن کثیر (م. ۷۷۴ق.) ، به کوشش شمس الدین، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.
(۱۰) تفسیر القمی ، القمی (م. ۳۰۷ق.) ، به کوشش الجزائری، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
(۱۱) التفسیر الکبیر ، الفخر الرازی (م. ۶۰۶ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق.
(۱۲) تفسیر بغوی (معالم التنزیل) ، البغوی (م. ۵۱۰ق.) ، به کوشش عبدالرزاق، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
(۱۳) تفسیر ثعالبی (الجواهر الحسان) ، الثعالبی (م. ۸۷۵ق.) ، به کوشش عبدالفتاح و دیگران، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
(۱۴) تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن) ، القرطبی (م. ۶۷۱ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.
(۱۵) تفسیر مقاتل بن سلیمان ، (م. ۱۵۰ق.) ، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق.
(۱۶) جامع البیان ، الطبری (م. ۳۱۰ق.) ، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ق.
(۱۷) الدر المنثور ، السیوطی (م. ۹۱۱ق.) ، بیروت، دار المعرفه، ۱۳۶۵ق.
(۱۸) روح المعانی ، الآلوسی (م. ۱۲۷۰ق.) ، به کوشش عبدالباری، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
(۱۹) روض الجنان ، ابوالفتوح رازی (م. ۵۵۴ق.) ، به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش.
(۲۰) زاد المسیر ، ابن الجوزی (م. ۵۹۷ق.) ، به کوشش عبدالرزاق، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۲۲ق.
(۲۱) السیرة النبویه ، ابن هشام (م. ۲۱۳ق./۲۱۸ق.) ، به کوشش السقاء و دیگران، بیروت، المکتبة العلمیه.
(۲۲) الصحاح ، الجوهری (م. ۳۹۳ق.) ، به کوشش العطار، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۴۰۷ق.
(۲۳) علل الشرائع ، الصدوق (م. ۳۸۱ق.) ، به کوشش بحر العلوم، نجف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۸۵ق.
(۲۴) العین ، خلیل (م. ۱۷۵ق.) ، به کوشش المخزومی و السامرائی، دار الهجره، ۱۴۰۹ق.
(۲۵) فتح القدیر ، الشوکانی (م. ۱۲۵۰ق.) ، بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۱۴ق.
(۲۶) الکشاف ، الزمخشری (م. ۵۳۸ق.) ، قم، بلاغت، ۱۴۱۵ق.
(۲۷) لسان العرب ، ابن منظور (م. ۷۱۱ق.) ، قم، ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق.
(۲۸) مجمع البحرین ، الطریحی (م. ۱۰۸۵ق.) ، به کوشش الحسینی، بیروت، الوفاء، ۱۴۰۳ق.
(۲۹) مجمع البیان ، الطبرسی (م. ۵۴۸ق.) ، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق.
(۳۰) معانی الاخبار ، الصدوق (م. ۳۸۱ق.) ، به کوشش غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱ش.
(۳۱) المفصل ، جواد علی، دار الساقی، ۱۴۲۴ق.
(۳۲) المیزان ، الطباطبائی (م. ۱۴۰۲ق.) ، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ق.
(۳۳) نور الثقلین ، العروسی الحویزی (م. ۱۱۱۲ق.) ، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.

پانویس


 
۱. انفال/سوره۸، آیه۳۵.    
۲. العین، خلیل، ج۵، ص۴۱۸.    
۳. لسان العرب، ابن منظور، ج۱۵، ص۲۸۹.    
۴. تاج العروس، الزبیدی، ج۲۰، ص۹۵، «مکو».
۵. روض الجنان، ابوالفتوح رازی، ج۹، ص۱۰۸.
۶. تفسیر قرطبی، القرطبی، ج۷، ص۴۰۰.    
۷. الکشاف، الزمخشری، ج۲، ص۲۱۸.    
۸. مجمع البحرین، الطریحی، ج۱، ص۲۶۱، «صدی».
۹. الصحاح، الجوهری، ج۶، ص۲۳۹۹.    
۱۰. تاج العروس، الزبیدی، ج۱۹، ص۵۹۵، «صدی».
۱۱. جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۷-۱۵۸.
۱۲. تفسیر قرطبی، القرطبی، ج۷، ص۴۰۰.    
۱۳. زاد المسیر، ابن الجوزی، ج۲، ص۲۰۸.    
۱۴. معانی الاخبار، الصدوق، ص۲۹۷.    
۱۵. البرهان، البحرانی، ج۲، ص۶۸۴.
۱۶. نور الثقلین، العروسی الحویزی، ج۲، ص۱۵۳.    
۱۷. علل الشرائع، الصدوق، ج۲، ص۳۹۷.    
۱۸. البرهان، البحرانی، ج۲، ص۶۸۴.
۱۹. نور الثقلین، العروسی الحویزی، ج۲، ص۱۵۴.    
۲۰. فتح القدیر، الشوکانی، ج۲، ص۳۵۰.
۲۱. تفسیر قرطبی، القرطبی، ج۷، ص۴۰۱.
۲۲. البحر المحیط، ابوحیان الاندلسی، ج۵، ص۳۱۵.
۲۳. جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۹.
۲۴. تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر، ج۴، ص۴۶.
۲۵. جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۹.
۲۶. التفسیر الکبیر، الفخر الرازی، ج۱۵، ص۴۸۱.
۲۷. روح المعانی، الآلوسی، ج۵، ص۱۹۰-۱۹۱.    
۲۸. جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۷.
۲۹. البرصان و العرجان، الجاحظ، ص۱۰۹.    
۳۰. تاریخ شبه الجزیرة العربیه، عبدالعزیز صالح، ج۱، ص۱۷۶.    
۳۱. المفصل، جواد علی، ج۱۲، ص۳۸۳.
۳۲. جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۷-۱۵۸.
۳۳. الکشاف، الزمخشری، ج۲، ص۲۱۸.    
۳۴. البحر المحیط، ابوحیان الاندلسی، ج۵، ص۳۱۴.    
۳۵. جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۸.
۳۶. روض الجنان، ابوالفتوح رازی، ج۹، ص۱۰۸.
۳۷. تفسیر بغوی، البغوی، ج۲، ص۲۹۱.    
۳۸. الدر المنثور، السیوطی، ج۳، ص۱۸۳.
۳۹. تفسیر مقاتل، عبدالله محمود شحاته، ج۲، ص۱۱۴.
۴۰. مجمع البیان، الطبرسی، ج۴، ص۸۳۱.
۴۱. انفال/سوره۸، آیه۳۰.    
۴۲. تفسیر قمی، القمی، ج۱، ص۲۷۵.    
۴۳. نور الثقلین، العروسی الحویزی، ج۲، ص۱۴۹.    
۴۴. البحر المحیط، ابوحیان الاندلسی، ج۵، ص۲۶۷-۲۶۸.    
۴۵. انساب الاشراف، البلاذری، ج۹، ص۳۹۱.    
۴۶. انفال/سوره۸، آیه۳۴.    
۴۷. انفال/سوره۸، آیه۳۵.    
۴۸. التبیان، الطوسی، ج۵، ص۱۱۶.    
۴۹. المیزان، الطباطبائی، ج۹، ص۷۳.    
۵۰. تاریخ شبه الجزیرة العربیه، عبدالعزیز صالح، ج۱، ص۱۷۶.
۵۱. الکشاف، الزمخشری، ج۲، ص۲۱۸.    
۵۲. التبیان، الطوسی، ج۵، ص۱۱۶-۱۱۷.    
۵۳. جامع البیان، الطبری، ج۹، ص۱۵۸.
۵۴. التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج۹، ص۹۲.
۵۵. التبیان، الطوسی، ج۵، ص۱۱۶-۱۱۷.    
۵۶. التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج۹، ص۹۲.
۵۷. انفال/سوره۸، آیه۳۴.    
۵۸. البحر المحیط، ابوحیان الاندلسی، ج۵، ص۳۱۴.    
۵۹. تفسیر ثعالبی، الثعالبی، ج۳، ص۱۳۱.    
۶۰. المیزان، الطباطبائی، ج۹، ص۷۲.    


منبع



حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله«تصدیه».    



جعبه ابزار