حماد عجرد

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حَمّاد عَجْرَد، حَمّاد عَجْرَد، شاعر زندیق ‌مشهور دوره‌عباسی بود.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

نسب‌نامه وی در منابع متفاوت است. نام پدرش، به اختلاف، عمر و یحیی ذکر شده است.
[۱] ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
[۲] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱.
بیشتر منابع او را از موالی قبیله بنی‌عامربن صعصعه دانسته‌اند.
[۳] ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
[۴] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱.
کنیه‌اش ابوعمر یا ابوعَمرو و لقبش عَجْرَد (عریان) بود، ازآن‌رو که روزی سرد، در کودکی، عریان مشغول بازی بود که یک بادیه‌نشین او را با این صفت خطاب کرد.
[۶] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱ـ۳۲۳.
[۷] خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.

از تاریخ ولادت حمّاد اطلاعی در دست نیست. او از شاعران مُخَضْرَم بود، زیرا دوره اموی و عباسی را درک کرده بود، اما به شاعرِ دوره عباسی معروف است.
[۸] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱.

وی اهل کوفه بود و عده‌ای او را اهل واسط خوانده‌اند
[۹] ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
[۱۰] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱ـ۳۲۳.
[۱۱] خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
حماد تیرتراشی را از پدرش آموخت، اما به این صنعت نپرداخت و جز از راه شعر درآمد دیگری نداشت.
[۱۲] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱ـ۳۲۳.
او هم‌نشین و ندیم ولیدبن یزید اموی (حک: ۱۲۵ـ۱۲۶) بود و سپس در دوران مهدی عباسی (حک: ۱۵۸ـ۱۶۹) به بغداد رفت.
[۱۳] خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.


← اوصاف


حمّاد شاعری نکته‌سنج، اما فاسق و گستاخ بود.
[۱۴] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱ـ۳۲۳.
[۱۵] خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
در هجو بسیار ماهر بود، زبان تیز و گزنده‌ای داشت، و همه مردم، حتی امرا و بزرگان، در برخورد با او احتیاط می‌کردند. دوستانش نیز از هجو او در امان نبودند.
[۱۶] طه‌حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه‌حسین، ج۲، ص۴۸۶ـ ۴۸۸.
[۱۷] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۳۳ـ۳۳۴.
[۱۸] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۴۹ـ۳۵۰.
مخاصمات و هجویاتش با بشاربن برد مشهور است.
[۱۹] خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
[۲۰] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۳ـ۳۲۴.
[۲۱] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۶ـ۳۳۳.
[۲۲] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۴۵ـ ۳۴۸.
حمّاد با هجویاتش بشار را به تنگ آورده و او را به زندقه متهم کرده بود،
[۲۳] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۵.
[۲۴] خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
اما بشار با بیش از هزار بیت، در مقابل چهل بیت او، بر وی برتری یافت.
[۲۵] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۴۹.
طه حسین
[۲۶] طه‌حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه‌حسین، ج۲، ص۴۸۶.
[۲۷] طه‌حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه‌حسین، ج۲، ص۴۸۸.
برتری بشار را در بلاغت تأیید کرده، اما حمّاد را پیروز میدان دانسته است. با وجود این، از نظر جاحظ
[۲۸] عمروبن بحر جاحظ، کتاب‌الحیوان، ج۴، ص۴۵۳ـ۴۵۴.
این مناظرات شایسته شاعری چون بشار نبود.
ابن‌قتیبه
[۲۹] ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
حمّاد را معلم معرفی کرده است. وی بارها به تعلیم و تأدیب فرزندان امرا گماشته شد، اما بشار با اشعارش، آنان را از چنین انتخابی منصرف می‌نمود.
[۳۰] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۳۱ـ۳۳۲.


← ادعا


حمّاد مدعی بود که اشعارش از قرآن بهتر است
[۳۱] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۹.
و دو بیتیهایی سروده بود که زندیقان آن را در نماز می‌خواندند.
[۳۲] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۴.
علم‌الهدی
[۳۳] علی‌بن حسین علم‌الهدی، امالی‌المرتضی: غرر القوائد و درر القلائد، ج۱، ص۱۳۳.
او را مانند دو حمّاد دیگر گمراه خوانده است. در آن زمان در کوفه سه شاعر حمّاد نام داشتند؛ حمّاد عجرد، حمّاد راویه و حمادبن زبرقان ، که با یکدیگر معاشر و هر سه به کفر و زندقه متهم بودند.
[۳۴] عمروبن بحر جاحظ، کتاب‌الحیوان، ج۴، ص۴۴۷.
[۳۵] ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
حمّاد در دوستی، مخلص و باوفا بود و مدح و رثا نیز می‌سرود، اما در صورت بروز اختلاف، دشمنی بی‌رحم می‌شد.
[۳۶] طه‌حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه‌حسین، ج۲، ص۴۹۰.
[۳۷] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۳۸ـ۳۳۹.
[۳۸] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۴۱ـ۳۴۲.
[۳۹] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۷۶.
به‌نوشته ابن‌ندیم ،
[۴۰] ابن‌ندیم، ج۱، ص۱۸۴.
مجموعه اشعار حمّاد پنجاه ورقه بوده است.

← اشعاری در وصف دختر سلیمان‌بن علی


حمّاد به دستور محمدبن سفاح عباسی (حاکم بصره و برادرزاده منصور عباسی ، متوفی ۱۴۹) اشعاری در وصف، زینب دختر سلیمان‌بن علی هاشمی ، از علویها، که محمدبن سفاح شیفته او شده بود، سرود. وقتی خبر این اشعار به برادر زینب، محمدبن سلیمان ، کارگزار بصره (متوفی ۱۷۳)، رسید، وی ریختن خون حمّاد را مباح انست. حمّاد تا زمان حیات محمدبن سفاح در بصره در امان بود، اما پس از مرگ وی به قبر سلیمان‌بن علی پدر محمدبن سلیمان، پناه برد و اشعاری برای جلب‌نظر محمد سرود که اثری نبخشید. او سپس به بغداد و از آن‌جا به اهواز گریخت. محمدبن سلیمان کسی را به آن‌جا فرستاد تا او را بکشد.
[۴۱] ابن‌معتز، طبقات‌الشعراء، ج۱، ص۶۷.
[۴۲] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۷۰.
[۴۳] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۷۷ـ۳۸۰.
به نقلی دیگر، حمّاد بعد از خروج از اهواز به قصد بصره، در راه شیرزاذان بیمار شد و در آن‌جا درگذشت و همان‌جا روی تپه‌ای دفن شد.
[۴۴] ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۸۰.
تاریخ مرگ او را سالهای ۱۵۵، ۱۶۱ و ۱۶۸ ذکر کرده‌اند.
[۴۶] ابن خلکان، ج۲، ص۲۱۳.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ‌الملوک و الامم.
(۲) ابن‌خلّکان.
(۳) ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق.
(۴) ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، او، طبقات‌الشعراء.
(۵) ابن‌معتز، طبقات‌الشعراء.
(۶) ابن‌ندیم.
(۷) ابوالفرج اصفهانی.
(۸) عمروبن بحر جاحظ، کتاب‌الحیوان.
(۹) خطیب بغدادی.
(۱۰) طه‌حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه‌حسین.
(۱۱) علی‌بن حسین علم‌الهدی، امالی‌المرتضی: غرر القوائد و درر القلائد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
۲. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱.
۳. ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
۴. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱.
۵. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۵، ص۱۴۱.    
۶. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱ـ۳۲۳.
۷. خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
۸. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱.
۹. ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
۱۰. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱ـ۳۲۳.
۱۱. خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
۱۲. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱ـ۳۲۳.
۱۳. خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
۱۴. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۱ـ۳۲۳.
۱۵. خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
۱۶. طه‌حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه‌حسین، ج۲، ص۴۸۶ـ ۴۸۸.
۱۷. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۳۳ـ۳۳۴.
۱۸. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۴۹ـ۳۵۰.
۱۹. خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
۲۰. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۳ـ۳۲۴.
۲۱. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۶ـ۳۳۳.
۲۲. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۴۵ـ ۳۴۸.
۲۳. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۵.
۲۴. خطیب بغدادی، ج۹، ص۵.
۲۵. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۴۹.
۲۶. طه‌حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه‌حسین، ج۲، ص۴۸۶.
۲۷. طه‌حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه‌حسین، ج۲، ص۴۸۸.
۲۸. عمروبن بحر جاحظ، کتاب‌الحیوان، ج۴، ص۴۵۳ـ۴۵۴.
۲۹. ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
۳۰. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۳۱ـ۳۳۲.
۳۱. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۹.
۳۲. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۲۴.
۳۳. علی‌بن حسین علم‌الهدی، امالی‌المرتضی: غرر القوائد و درر القلائد، ج۱، ص۱۳۳.
۳۴. عمروبن بحر جاحظ، کتاب‌الحیوان، ج۴، ص۴۴۷.
۳۵. ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۵۲۵، او، طبقات‌الشعراء.
۳۶. طه‌حسین، المجموعة الکاملة لمؤلفات الدکتور طه‌حسین، ج۲، ص۴۹۰.
۳۷. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۳۸ـ۳۳۹.
۳۸. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۴۱ـ۳۴۲.
۳۹. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۷۶.
۴۰. ابن‌ندیم، ج۱، ص۱۸۴.
۴۱. ابن‌معتز، طبقات‌الشعراء، ج۱، ص۶۷.
۴۲. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۷۰.
۴۳. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۷۷ـ۳۸۰.
۴۴. ابوالفرج اصفهانی، ج۱۴، ص۳۸۰.
۴۵. ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ‌الملوک و الامم، ج۸، ص۲۹۶.    
۴۶. ابن خلکان، ج۲، ص۲۱۳.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «حَمّاد عَجْرَد»، شماره ۶۴۹۹.    



جعبه ابزار