سوره تغابن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تغابن شصت و چهارمین سوره قرآن کریم است که در باب صلات از آن سخن رفته است.
قرائت سوره تغابن در نمازهای واجب، مستحب است.
[۱] کشف الغطاء ج۳، ص۴۷۸.



محل نزول

[ویرایش]

سوره تغابن به شهادت مفاهیم آن سوره‌ای مدنی است.

تعداد آیات

[ویرایش]

این سوره هجده آیه دارد.

وجه تسمیه سوره

[ویرایش]

نام سوره از آیه‌ی نهم سوره اقتباس شده است.

معنای تغابن

[ویرایش]

ریشه‌ی این کلمه (غبن ) در لغت به معنای ضعف و ناکامی در نظر و پشیمانی در عمل به کار رفته است.

تفسیر کلمه تغابن

[ویرایش]

در تفسیر این کلمه گفته‌اند که غبن به معنای انتخاب شر و رها کردن خیر یا انتخاب خیر و رها کردن شر است. مؤمن نصیب خود را از دنیا وا ‌می‌گذارد و نصیب آخرت را به دست می‌آورد و لذا شر را کنار گذاشته و رو به سوی خیر کرده است و از این جهت «غابن » است، اما کافر نصیب خود را از آخرت وا ‌گذاشته و رو به سوی نصیب دنیا کرده است؛ او خیر را وا ‌گذاشته و شر را بر گزیده و از این جهت «مغبون » است.

وجه تسمیه قیامت به تغابن

[ویرایش]

تغابن یکی از نامهای روز قیامت است و از آنجا که در روز قیامت دو دسته‌ی غابن و مغبون مشخص می‌شوند، این روز را روز تغابن (بر یکدیگر غبن آوردن
[۵] کتاب المصادر، ج۲، ص۶۰۷.
) خوانده‌اند.

شباهت سوره تغابن و حدید

[ویرایش]

سوره‌ی تغابن به لحاظ سیاق و نظم بسیار شبیه به سوره حدید و گویا مشتمل بر خلاصه‌ای از آن است.

تغابن از مسبحات

[ویرایش]

تغابن و حدید هر دو با تسبیح خداوند آغاز می‌شوند و این قبیل سوره‌ها را «مُسبّحات » نیز نامیده‌اند.

موضوع سوره تغابن

[ویرایش]

بعضی از مطالبی که در سوره تغابن آمده است اینهاست: یادآوری پاره‌ای از صفات خداوند مانند حاکم بودن او بر آسمان‌ها و زمین، سزاوار حمد بودن، قدرت مطلق، علم داشتن به نهان و آشکار انسان و مصوِّر او بودن؛ ترساندن مشرکان با یادآوری آنچه بر سر امت‌های مشرک قبلی آمد؛ گزارش تردید کافران نسبت به حشر در روز قیامت و ردّ این پندار و، توصیه به ایمان به خدا و رسول خدا و قرآن (وَالنورِالَّذی اَنْزَلنا).
ذکر این مطالب که روز قیامت، روز تغابن و حسرت است، مصائب این جهانی به مشیت خدا و علم اوست و کار پیامبر فقط ابلاغ است؛ تشویق به تقوا و سربلند بیرون آمدن از آزمون مال و همسر و فرزند و تشویق به انفاق در راه خدا.

جهت هدایتی سوره

[ویرایش]

پاره‌ای از مفسران، هدف اصلی سوره‌ی تغابن را تشویق مؤمنان به انفاق در راه خدا و تحمل مصائب ناشی از ایمان به خدا و رسول و جهاد در راه خدا دانسته‌اند. به گفته‌ی آنان این سوره با یادآوری این نکته که همه‌ی مصائب بر اساس مشیت و علم خداوند است، تحمل مصائب را برای مؤمنان آسان می‌کند. بنابراین، آیات ابتدای سوره که گزارشی است از خلقت آسمان‌ها و زمین و علم خداوند به اعمال بندگان و بازگشت همه به سوی او، مقدمه‌ای است برای بیان هدف اصلی سوره. برخی دیگر از مفسران، همچون طبرسی، با این پیش فرض که آیات با یکدیگر کمتر ارتباط منطقی دارند به توضیح آیه به آیه اکتفا کرده است و برخی مانند مراغی
[۱۲] تفسیرالمراغی ج۲۸، ص۱۳۲.
به ذکر خلاصه‌ی سوره بسنده کرده و قائل به ترتیب منطقی بین آیات نشده‌اند. به هر حال، خواه تشویق به انفاق را هدف اصلی سوره بدانیم یا نه، این بر داشت و تفسیر بسته به آن است که کلمه «خیر» در آیه شانزدهم را به قرینه‌ی عبارت «وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِه » به معنای مال بدانیم تا با وسیله‌ی آزمون بودن آن در آیه‌ی پانزدهم نیز موافق افتد. همچنین، چنان‌که همه‌ی مفسران گفته‌اند، قرض به خداوند در آیه هفدهم به معنای انفاق در راه خداست نه به معنای وام دادن به اشخاص.

نکاتی از سوره تغابن

[ویرایش]


← تفسیر اذن


آیه یازدهم سوره تغابن «مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ الله وَمَن یُؤْمِن بِالله یَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» در باره‌ی رسیدن مصیبتها به انسان به اذن خداوند است. مفسران اذن را در این آیه به معنای علم دانسته‌اند. برخی اضافه می‌کنند که خداوند به فرشته‌ای که نگهبان فعل مصیبت است، اجازه می‌دهد؛ گویا به او گفته می‌شود که منعی در وقوع این مصیبت وجود ندارد.
طباطبایی اذن را به معنای علم تکوینی خداوند می‌داند و بنابراین سختیها و مصائبی را که به شکل تکوینی به ما می‌رسد، مانند مرگ و بیماریهایی که انسان در قبول آنها اختیاری از خود ندارد، تحمل کردنی می‌داند و صبر بر آنها را روا می‌شمارد. اما صبر بر ظلمها و مصائبی که خداوند ممنوع اعلام کرده و از ناحیه‌ی بندگان به ما می‌رسد، مانند ظلم به اَعراض و نفوس، جایز نیست. این تفسیر از اذن و به تبع آن تحمل پاره‌ای از مصائب به نظر پذیرفتنی می‌آید، اما با این نکته که هدف اصلی سوره تشویق به انفاق و تحمل مصائب در راه ایمان به خداست سازگاری ندارد؛ زیرا ایمان به خدا و رسول و تحمل جنگ و پیامدهای دشوار آن از امور اختیاری است و با تفسیر طباطبایی از اذن، یعنی اذن تکوینی و صبر در برابر مصائب تکوینی، موافق نمی‌افتد.

← دعوت به تقوای الهی


در آیه شانزدهم « فَاتَّقُوا الله مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنفِقُوا خَیْرًا لِّأَنفُسِکُمْ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » خداوند مؤمنان را به تقوای الاهی در حد توان فرا می‌خواند. قَتاده معتقد بوده که این آیه ناسخ آیه‌ی «...اتقَّوُا اللهَ حَقَّ تُقَاتِهِ...» است؛ چنانکه گویی مواردی از قبیل تقیه بر پایه‌ی آیه شانزدهم سوره تغابن مجاز دانسته شده است. اما اکثر مفسران نظر قتاده را نپذیرفته‌اند و معتقدند که منافاتی بین این دو آیه وجود ندارد؛ زیرا مفهوم آیه ۱۰۲ سوره آل عمران ــ که می‌گوید حق تقوا را به جا آورید ــ این است که تا آنجا که می‌توانید تقوا پیشه کنید، چه هر کاری مشروط به استطاعت و توانایی است.
[۲۵] روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن ج۱۹، ص۲۵۱.


← ابزار امتحان انسان


نکته‌ی آخر در سوره‌ تغابن آن است که مال و همسر و فرزند وسیله امتحان‌اند. هنگامی که بعضی از صحابه، در هجرت از مکه با مخالفت همسران و فرزندانشان مواجه شدند، آیه چهاردهم آنها را دشمن خواند و در عین حال توصیه کرد که با تساهل و رحمت با آنها برخورد کنید و از آنها بگذرید و بدانید که آنها وسیله‌ی امتحان شما هستند. پاره‌ای از مردم گمان کردند که باید از مواضع و موضوعات امتحان دوری جست، ولی از ابن مسعود نقل شده است که امتحان در حق همگان حتمی است و از آن گریزی نیست، باید از شکست در امتحانها و گمراهی به خداوند پناه برد.
[۲۷] روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن ج۱۹، ص۲۵۱.


فهرست منابع

[ویرایش]

قرآن.
ابن منظور، لسان العرب.
ابوالفتوح رازی، روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن، چاپ محمد جعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ـ ۱۳۷۶ ش.
حسین بن احمد زوزنی، کتاب المصادر، چاپ تقی بینش، مشهد ۱۳۴۰ـ ۱۳۴۵ ش.
محمد حسین طباطبائی، تفسیر المیزان .
طبرسی، محمع البیان.
محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، تفسیرالصافی، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
احمد مصطفی مراغی، تفسیرالمراغی، بیروت ۱۹۸۵.




پانویس

[ویرایش]
 
۱. کشف الغطاء ج۳، ص۴۷۸.
۲. وسائل الشیعه ج۶، ص۱۴۷.    
۳. المیزان، ج۱۹، ص۲۹۴.    
۴. لسان العرب، ج۱۳، ص۳۰۹، ذیل «غبن ».    
۵. کتاب المصادر، ج۲، ص۶۰۷.
۶. مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۱.    
۷. لسان العرب، ج۱۳، ص۳۱۰، ذیل «غبن ».    
۸. المیزان، ج۱۹، ص۲۹۴.    
۹. تغابن/سوره۶۴، آیه۸.    
۱۰. المیزان، ج۱۹، ص۲۹۴.    
۱۱. مجمع البیان، ج۱۰، ص۲۷ به بعد.    
۱۲. تفسیرالمراغی ج۲۸، ص۱۳۲.
۱۳. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۶.    
۱۴. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۵.    
۱۵. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۷.    
۱۶. المیزان، ج۱۹، ص۳۰۹.    
۱۷. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۱.    
۱۸. مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۲.    
۱۹. المیزان، ج۱۹، ص۳۰۴.    
۲۰. المیزان، ج۱۹، ص۲۹۴.    
۲۱. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۶.    
۲۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۲.    
۲۳. مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۴.    
۲۴. تفسیر رازی، ج۳۰، ص۲۷.    
۲۵. روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن ج۱۹، ص۲۵۱.
۲۶. تفسیرالصافی، ج۵، ص۱۸۴.    
۲۷. روض الجِنان و روح الجَنان فی تفسیر القرآن ج۱۹، ص۲۵۱.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۴۶.    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، مقاله تغابن، شماره۳۶۵۴.    




جعبه ابزار