محسن فرج (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
شیخ محسن بن فرج نجفی جزایری، از شعرای
قرن دوازدهم هجری است که ادیبی فاضل بود.
شیخ محسن، از شعرای قرن دوازدهم هجری است که ادیبی فاضل بود و اشعارش در
مدح اهل بیت (علیهمالسّلام) میباشد.
محسن فرج، در حدود سال
۱۱۵۲ (ه. ق) در
نجف اشرف درگذشت.
| | |
| و لم یجر الدموع حداء حاد • • • • • و لا ذکری لیالی لا تعود | | |
| و لکن اسبل العینین خطب • • • • • عظیم لیس یخلقه الجدید | | |
| تذاد عن الفرات و ویل قوم • • • • • تذودهم العلم من تذود | | |
| الاویل الفرات و لا استهلت • • • • • علی جنبیه بارقة رعود | | |
| الم یعلم لحاه اللّه ان قد • • • • • قضی عطشا بجانبه الشهید | | |
| | |
| | |
۱ و ۲ - اشکم دیگر جاری نمیشود و یاد و ذکر شبهایم برنمیگردد و گریستن چشم کار بزرگی است که تازه و جدید نمیباشد.
۳ - آنان را از آب
فرات راندند. وای بر آن قوم! آیا نمیدانند که چه کسانی را از نوشیدن آب فرات محروم ساختند.
۴ - وای بر فرات که در کنار شهدا بود و بارقهی جوش و خروش و جنبش آن نمایان بود.
۵ - آیا آب فرات نمیدانست که کسانی تشنهلب در کنارش به شهادت رسیدهاند؟
| | |
| یا غیرة اللّه و ابن السّادة السّید • • • • • ما آن للوعد ان یقضی لموعود؟! | | |
| دین بتشییده بعتم نفوسکم • • • • • و لم یکن بیعها قدما بمعهود | | |
| انّا الی اللّه نشکو جور عادیة • • • • • ما ان یری جورها عنها بمردود | | |
| لم یرقبوا ذمّة فینا و لا رقبوا • • • • • الاّ کان لم نکن اصحاب توحید | | |
| فکیف یابن رسول اللّه تترکنا • • • • • فی حیرة بین ارجاس مناکید | | |
| مهما نکن فلنا حقّ الولاء لکم • • • • • و انت بالحقّ اوفی کلّ موجود | | |
| | |
| | |
۱ - ای غیرت
خدا و پسر سیّد و آقا! آیا وقت آن نرسیده که وعده محقّق شود و تو ظهور کنی؟!
۲ - دینی که برای سرافرازی آن شما جانهای خود را فروختید. امّا با فروختناش به آنچه که میخواستید نزدیک نشدید.
۳ - به درگاه الهی شکوه میکنیم و تحقق وعدهی موعود را طلب مینمائیم.
۴ - بر ذمهی ما چیزی جز شکوه به درگاه الهی نیست!
۵ -ای پسر
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)! ما را چگونه در بین ناپاکان و افراد بیخیر و سختگیر رها کردی؟
۶ - بر ما حقّ
ولایت شماست و تو وفادارترین تمام کائنات به وفای به عهد هستی.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۴۵۳.