• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دیگر کاربردها: لوط (ابهام‌زدایی).

بحر لُوط (دریای مرده/بحیرة المیتة)، نام جدیدتر بحر المیت، دریاچه‌ای شور و فوق‌العاده کم‌ارتفاع در مرز فلسطین و اردن است که با نام‌هایی چون «بحیرة المنتنة» (دریاچهٔ بدبو) و «بحیرة المقلوبة» (دریاچهٔ واژگون) در منابع اسلامی شناخته می‌شود و پیشینهٔ نام آن به داستان قوم لوط در تورات و قرآن بازمی‌گردد.
این دریاچه با ویژگی‌های منحصربه‌فردی چون شوری بسیار بالا، قرارگیری ۳۴۵ متر پایین‌تر از سطح دریا و عمق ۷۸۰ متری، در دوران باستان و قرون وسطی به دلیل استخراج قیر (آسفالت) و حمل محصولات کشاورزی اهمیت اقتصادی داشت و گزارش‌های جغرافیدانان مسلمان از سدهٔ سوم تا هشتم، همواره بر شناور ماندن اجسام، بوی بد و طوفان‌های مهیب آن تأکید داشته است.



بحر لُوط، نام جدیدتر بحر المیت که نزد جغرافیدانان عرب معمولاً البُحَیرة المَیّتة (دریاچه مرده)، البحیرة المُنتِنَة (دریاچه متعفن)، البحیرة المَقْلُوبة (دریاچه واژگون؛ به سبب این‌که در الارض المقلوبه ـ سرزمین واژگون ـ، یعنی «ارض قوم لوط» قرار دارد)، بُحَیره صُغَر (یا زُغَر) و نیز دریاچه سدوم و عموره نامیده می‌شود.
ظاهراً ناصر خسرو (قرن پنجم) اولین جغرافیدانی است که با نام بحیره لوط آشنا بوده است.
نام بحر لوط به تورات
[۱] کتاب مقدس، عهد عتیق، پیدایش: باب ۱۹.
بر می‌گردد و در قرآن کریم نیز اغلب بدان اشاره شده، ولی از خود دریا نام برده نشده است.
تا امروز هم اسامی نواحی مجاور بحر لوط ـ مانند جبل سُدُم (اُسْدُم) ـ و افسانه‌های رایج در محل، یادآور فاجعه‌ای است که در تورات آمده است؛ البته آن نام‌ها و افسانه‌ها بیش‌تر بر روایات عالمانه مبتنی است تا بر حکایات عامیانه.


میان دامنه‌های پرشیب و عریان صحرای یهودا و سرزمین کوهستانی مرآب، بحر لوط چون آیینه‌ای آبی رنگ، ۳۴۵ متر پایین‌تر از سطح دریا، از شمال به طرف جنوب امتداد دارد.
این دریاچه، با حدود ۷۶ کیلومتر طول و دوازده کیلومتر عرض متوسط، به هیچ دریایی راه ندارد.
عمیق‌ترین نقطه آن ۷۸۰ متر پایین‌تر از سطح دریاست و یک برزخ (لسان)، که از ساحل شرقی در آن پیشروی کرده، بخش کم عمق جنوبی را از حوضه شمالی جدا می‌سازد. در حالی‌که در سواحل شرقی و غربی آن کوه‌هایی با ارتفاع بیش از هزار متر وجود دارد، در دهانه رود اردن در شمال زمین پست است و در جنوب ـ یعنی آنجایی که بر کرانه شرقیِ سَبْخَه، پِنتاپُولیس
[۲] کتاب مقدس، عهد عتیق، پیدایش: باب ۱۴ و ۱۹.
را باید جستجو کرد ـ با شیب کمی به‌ غَوْر و عَرَبه منتهی می‌شود.
آب آن بسیار شور است، چنانکه برای زندگی هیچ جانداری مناسب نیست، و حتی مانع کشتیرانی در آن می‌شود.
تنها در نقاط چندی در طول سواحل آن، واحه‌هایی با طبیعت استوایی پایدار مانده است.


بحر لوط عمیق‌ترین قسمت از مجموعه بزرگ زمین‌های پستِ شام را، که در اواخر دوران سوم به وجود آمده، دربر می‌گیرد.
در دوره‌های متناوب خشکی و باران‌های سیل آسا، در قسمت اعظم دره اردن و نیز بخشی از عربه، سیلاب‌ها دریاچه‌ای داخلی به وجود آورد که هرگز به بحر احمر متصل نشد.
از آن‌جا که این حوضه هیچ راهی به دریا نداشت، و ابتدا چشمه‌های آب معدنی وارد آن می‌شد، به مرور ایام و بر اثر تبخیر آب، غلظت املاح آن با ترکیبات خاص افزایش یافت.
در خشکسالی‌های دوران تاریخی، از وسعت دریاچه کاسته شد تا به وضع امروزی درآمد.
بالا آمدن تدریجی سطح دریاچه در قرن گذشته محرز شده است.
انقلابات زمین شناختی، مناطق مجاور را تا به امروز تحت تأثیر قرار داده و پیدایش حوضه جنوبی نتیجه یکی از همین انقلابات بوده است.


ظاهراً استخراج قیر (آسفالت) از بحر لوط در قرون وسطی هم مانند زمان‌های قدیم کسب و کاری مهم بوده است.
از قیر، علاوه بر مصارف پزشکی، برای دفع حشرات در تاکستان‌ها نیز استفاده می‌کردند.
برای آب دریاچه هم خواص درمانی قایل بودند.
محصولات فراوان واه زغر (نزدیک غُوْرُ الصافیه کنونی) را از طریق بحر لوط حمل می‌کردند.
صلیبیون فرانکی نیز در آب‌های آن رفت و آمد داشتند.
اما از زمان جنگ‌های صلیبی، اهمیت اقتصادی دریاچه و نواحی اطراف آن بکلی از میان رفت.


تکمله بحث بحر لوط در عناوین ذیل بررسی شده است.

۵.۱ - جغرافیای تکمیلی و راه‌های ارتباطی

بحر لوط دریاچه‌ای است شور در مرز اسرائیل و اردن با جهت شمالی ـ جنوبی.
شمال آن غور اردن و جنوبش وادی عَرَبه است که تا بندر عقبه، کنار بحر احمر، امتداد دارد.
سرزمین سُدوم باستانی نیز در آن واقع است.
در شمال غربی دریاچه، شهر اورشلیم (بیت المقدس) در چهل کیلومتری و شهر الخلیل (حبرون) در شصت کیلومتری مغرب آن قرار دارد.
در مشرق دریاچه، سرزمین موآب است و شهر کَرَک، مرکز آن، در پنجاه کیلومتری جنوب شرقی دریاچه واقع است.
از بندر عقبه در ساحل بحر احمر (دریای سرخ) به سمت شمال راهی است که از ساحل غربی دریاچه و از آبادی‌های ساحلی عبور کرده، در شمال دریاچه به شهرهای اریحا و بیت المقدس در شمال غربی متصل می‌شود.
راه عمان ـ بندر عقبه از فاصله ۴۵ تا پنجاه کیلومتری ساحل شرقی دریاچه می‌گذرد و انشعابی از آن به شهر کرک و از آن‌جا به سه یا چهار کیلومتری دریاچه می‌پیوندد.

۵.۲ - پیشینهٔ تاریخی و اقوام و رویدادها

طبق روایات قدیمی، نبطی‌ها در آغاز چوپان و دوره گرد و گروهی از آنان صاحب کاروان‌های تجارتی بودند و در اطراف بحر المیت سکونت داشتند، از سواحل شرقی دریاچه، قیر استخراج می‌کردند و برای فروش به مصر می‌بردند.
پایتخت نبطی‌ها حدوداً در پنجاه میلی جنوب بحر المیت واقع بود.
امروز آثارِ ویرانه‌های شهر قدیمی موآب در چهارده میلی شرق بحر لوط بالا و اطراف تپه‌ای قرار دارد.
یکی از فرزندان اسماعیل به نام قیدما (قیدمان، قیدار) با خانواده‌اش در مناطق شرقی فلسطین، اطراف بحر المیت سکونت کرد و این دریاچه در زبان عبری به دریای قدمونی یا دریای شرقی معروف شد.

۵.۲.۱ - رویداد در جنگ موته

در سال ۸ هجری، سپاه روم در مُؤتَه (در سرزمین موآب قدیم، در مشرق دریاچه) بر سپاه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پیروز شد
[۷] طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۱۶۱۰ به بعد.
و هرقل کمک مالی به قبایل عرب را، که در جنوب بحر المیت بر راه مدینه ـ غزه اقامت داشتند، قطع کرد.
[۱۱] فیلیپ خوری حتّی، تاریخ عرب، ج۱، ص۱۸۳، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران ۱۳۶۶ ش.


۵.۲.۲ - جنگ رومیان در جنوب بحر

در ۱۳، رومیان در محل عربه (جنوب بحر المیت) جمع و آماده جنگ شدند.
یزید بن ابی سفیان عده‌ای را به فرماندهی ابوامامه باهلی به جنگ آنان فرستاد؛ رومیان شکست خوردند و منهزم شدند.
به گفته حتی
[۱۳] فیلیپ خوری حتّی، تاریخ عرب، ج۱، ص۱۹۰، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران ۱۳۶۶ ش.
محل این جنگ وادی عربه، فرورفتگی بزرگی در جنوب بحر المیت، است.

۵.۳ - گزارش جغرافیدانان مسلمان

جغرافیدانان مسلمان گزارشاتی از این دریاچه ارائه کرده‌اند.

۵.۳.۱ - دیدگاه ابن خرداذبه

ابن خرداذبه، نخستین جغرافیدانی است که از این دریاچه با نام دریاچه مُنْتِنَه (بدبو) یاد کرده و می‌نویسد:
«بدون شک فاصله آن تا بیت المقدس چهار میل است، از آن نمکی بیرون می‌آورند که برای رنگرزی خوب است و قیری که به آن حُمَّر گویند و همان قفر الیهود است. گویند، رود اردن به دریاچه منتنه می‌ریزد و در سرزمین هند بیرون می‌آید».

۵.۳.۲ - دیدگاه یعقوبی

به نوشته یعقوبی (متوفی ۲۸۲)، کوره بیت جبرین شهری قدیمی است. دریاچه مرده در آن شهر قرار دارد و از آن حمره که مومیاست استخراج می‌کنند.

۵.۳.۳ - دیدگاه ابن فقیه

ابن فقیه، معاصر یعقوبی، چهار چیز را از عجایب سرزمین شام می‌داند؛ یکی از آن‌ها دریاچه منتنه است که چیزی در آن غرق نمی‌شود و هرچه در آن می‌افتد بر سطح آب شناور می‌ماند.
[۱۶] ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۱۱۸، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۸۶، ص۱۱۸.

بر کناره دریاچه گِلی است به نام حمر که باغ‌های فلسطین (بویژه درخت خرما) را با آن لقاح می‌دهند.
سهراب
[۱۸] سهراب، عجائب الاقالیم السبعه الی نهایه العماره، ج۱، ص۷۹، چاپ هانس فون مژیک، وین ۱۳۴۷/ ۱۹۲۹.
در جدول دریاچه‌های کتابش از بحیره المنتنه نام برده است.

۵.۳.۴ - دیدگاه مسعودی

به نوشته مسعودی
[۱۹] علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۷۴، چاپ باربیه دمینار و پاوه دکورتل، پاریس ۱۸۶۱ـ۱۸۷۷، ج۱، ص۹۶.
رود اردن دریاچه منتنه را می‌شکافد تا به وسط آن می‌رسد، آنجا فرو می‌رود و میان کفرسابای برید ورمله (از سرزمین) فلسطین از چشمه‌ای بزرگ به نام نهرابی فُطرس بیرون می‌آید و به دریای روم (مدیترانه) می‌ریزد.
آب دریاچه، مانند جیوه، سنگین است.

۵.۳.۵ - دیدگاه حدودالعالم و مقدسی

صاحب حدود العالم می‌نویسد: دریای مرده آبش تلخ و درازایش سه روز و پهنایش دو روز راه است.
مقدسی یگانه بندر کنار دریاچه یعنی زُغَر را چون بصره کوچک دانسته که بندری سودآور بر کنار دریاچه مقلوبه است و مردمش سیاه چرده و درشت اندام و آبش همانند آب جهنم است و آن را باقی‌مانده شهرهای لوط می‌داند.
[۲۱] محمد بن‌ احمد مقدسی‌، احسن‌ التقاسیم‌ فی‌ معرفة‌الاقالیم‌، ص۱۸۷، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ ۱۹۶۷.


۵.۳.۶ - دیدگاه رانسیمان

به گفته رانسیمان (قبل از ۴۹۴/۱۱۰۰) بالدوین (بغدوین) امیر فرنگیان پس از ناکامی در برابر دژ عَسْقَلان به سمت مشرق بازگشت و به حبرون آمد، از آن‌جا به زُغر که در شوره زار واقع در رأس جنوبی بحر المیت بود، رفت و هنگام پیشروی روستاهای سر راه خود را آتش زد.
[۲۲] استیون رانسیمان، تاریخ جنگ‌های صلیبی، ج۲، ص۸۱، ترجمه منوچهر کاشف، تهران ۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸ ش.

از ۵۰۵ به بعد، این امیر (بالدوین) تصمیم گرفت که منطقه میان خلیج عقبه و بحر المیت را زیر سلطه خود درآورد و دولت مصر را از جهان مسلمانِ شرق جدا کند.
[۲۳] استیون رانسیمان، تاریخ جنگ‌های صلیبی، ج۱، ص۱۱۲، ترجمه منوچهر کاشف، تهران ۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸ ش.

در ۵۲۷ پادشاه صلیبیان فُولْک، ماوراء اردن و قلعه مونترال را به یکی از درباریان خود به نام پاکان سپرد.
او توانست جنوب بحر المیت را زیرنظر گیرد.
[۲۴] استیون رانسیمان، تاریخ جنگ‌های صلیبی، ج۱، ص۲۶۶، ترجمه منوچهر کاشف، تهران ۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸ ش.


۵.۳.۷ - دیدگاه ابن اثیر

به نوشته ابن اثیر، در ۵۷۸ پرنس (شاهزاده صلیبی) فرمانروای کَرَک در این شهر کشتی‌هایی ساخت.
او که می‌خواست برای تاراج کاروان‌های عازم مکه از راه دریا، ناوگانی بر روی دریای احمر راه بیندازد، زورق‌هایی را که از چوب درختان جنگل‌های مآب (موآب) ساخته بود، ابتدا در بحر المیت آزمایش کرد.
[۲۶] استیون رانسیمان، تاریخ جنگ‌های صلیبی، ج۲، ص۵۱۰، ترجمه منوچهر کاشف، تهران ۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸ ش.


۵.۳.۸ - دیدگاه حموی و ابوالفداء

یاقوت در قرن هفتم، با تأیید گفته‌های جغرافیدانان پیشین، می‌نویسد که این دریاچه بسیار بدبوست. و گاهی طوفان می‌شود و هر چیزی از حیوان و انسان را هلاک می‌کند، تا جایی که آبادی‌های اطرافش برای مدتی خالی از سکنه می‌شود.
در قرن هشتم، ابوالفداء با تأیید گفته‌های یاقوت، می‌نویسد که این دریاچه در جنوب اریحاست و با آن یک تاخت اسب فاصله دارد؛ آب آن فروکش می‌کند ولی از آن رودی خارج نمی‌شود.
[۲۹] اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان، ص۲۴۶، چاپ رینود و دیسلان، پاریس ۱۸۴۰.



(۱) قرآن.
(۲) ابن حوقل، کتاب صوره الارض، چاپ کرامرس، لیدن ۱۹۳۸ـ ۱۹۳۹، ص۱۲۳ به بعد.
(۳) ابن خرداذبه، کتاب المسالک والممالک، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۸۹، ص۷۹.
(۴) ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۸۶، ص۱۱۸.
(۵) اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان، چاپ رینود و دیسلان، پاریس ۱۸۴۰، ص۲۲۸.
(۶) ابراهیم بن محمد اصطخری، کتاب مسالک الممالک، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۷۰، ص۶۴.
(۷) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، جهان نما، استانبول ۱۱۴۵/۱۷۳۲، ص۵۵۵.
(۸) محمد بن ابی طالب دمشقی، کتاب نخبه الدهر فی عجائب البرّ و البحر، چاپ مرن، سن پطرزبورگ ۱۸۶۵، ص۱۰۸.
(۹) علی بن حسین مسعودی، التنبیه والاشراف، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۹۴، ص۷۳ به بعد.
(۱۰) علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ باربیه دمینار و پاوه دکورتل، پاریس ۱۸۶۱ـ۱۸۷۷، ج۱، ص۹۶.
(۱۱) محمد بن احمد مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۷۷، ص۱۷۸، ۱۸۴ به بعد.
(۱۲) ناصر خسرو، سفرنامه، چاپ شفر، ص۱۷ به بعد.
(۱۳) یاقوت حموی، معجم البلدان، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، ج۱، ص۵۱۶، ج۲، ص۹۳۴.
(۱۴) احمد بن اسحاق یعقوبی، البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۹۲، ص۳۲۹.
(۱۹) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
(۲۰) احمد بن اسحاق یعقوبی، کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
(۲۱) طبری، تاریخ طبری.
(۲۲) جوادعلی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت ۱۹۷۶ـ ۱۹۷۸.
(۲۳) سهراب، کتاب عجائب الاقالیم السبعه الی نهایه العماره، چاپ هانس فون مژیک، وین ۱۳۴۷/ ۱۹۲۹.
(۲۴) فیلیپ خوری حتّی، تاریخ عرب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران ۱۳۶۶ ش.
(۲۵) حدود العالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۰ ش.
(۲۶) استیون رانسیمان، تاریخ جنگهای صلیبی، ترجمه منوچهر کاشف، تهران ۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸ ش.
(۲۷) کتاب مقدس عهد عتیق.
(۲۸) Ibn Baytar, tr. Sontheimer, Stuttgart ۱۸۴۲, ii, ۳۰۹ff.;
(۲۹) Idrisi, ZDPV, VIII, ۳;
(۳۰) G. Le Strange, Palestine under the Moslems, London ۱۸۹۰, ۶۴-۶۷, ۲۸۶-۲۸۹ و A. S. Marmardji, Textes géographiques arabes sur la Palestine, Paris ۱۹۵۱, ۱۵-۱۸;
(۳۱) Meusburger, Das Tote Meer, Brixen ۱۹۰۷-۱۹۰۹.;


۱. کتاب مقدس، عهد عتیق، پیدایش: باب ۱۹.
۲. کتاب مقدس، عهد عتیق، پیدایش: باب ۱۴ و ۱۹.
۳. جوادعلی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۱۷، بیروت ۱۹۷۶ ۱۹۷۸.    
۴. جوادعلی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۵۳، بیروت ۱۹۷۶ ۱۹۷۸.    
۵. جوادعلی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۶۷، بیروت ۱۹۷۶ ۱۹۷۸.    
۶. جوادعلی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۹ ۳۰، بیروت ۱۹۷۶ ۱۹۷۸.    
۷. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۱۶۱۰ به بعد.
۸. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۸، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۹، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۱۰. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۶۰، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۱۱. فیلیپ خوری حتّی، تاریخ عرب، ج۱، ص۱۸۳، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۰۵، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۱۳. فیلیپ خوری حتّی، تاریخ عرب، ج۱، ص۱۹۰، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۴. ابن خرداذبه، المسالک والممالک، ج۱، ص۷۹، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۸۹.    
۱۵. احمد بن‌ اسحاق‌ یعقوبی‌، البلدان‌، ج۱، ص۱۶۷، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ ۱۸۹۲.    
۱۶. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۱۱۸، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۸۶، ص۱۱۸.
۱۷. ابراهیم بن محمد اصطخری، مسالک الممالک، ج۱، ص۶۴، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۷۰.    
۱۸. سهراب، عجائب الاقالیم السبعه الی نهایه العماره، ج۱، ص۷۹، چاپ هانس فون مژیک، وین ۱۳۴۷/ ۱۹۲۹.
۱۹. علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۷۴، چاپ باربیه دمینار و پاوه دکورتل، پاریس ۱۸۶۱ـ۱۸۷۷، ج۱، ص۹۶.
۲۰. مجهول، حدود العالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، ج۱، ص۱۴، تهران ۱۳۴۰ ش.    
۲۱. محمد بن‌ احمد مقدسی‌، احسن‌ التقاسیم‌ فی‌ معرفة‌الاقالیم‌، ص۱۸۷، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ ۱۹۶۷.
۲۲. استیون رانسیمان، تاریخ جنگ‌های صلیبی، ج۲، ص۸۱، ترجمه منوچهر کاشف، تهران ۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸ ش.
۲۳. استیون رانسیمان، تاریخ جنگ‌های صلیبی، ج۱، ص۱۱۲، ترجمه منوچهر کاشف، تهران ۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸ ش.
۲۴. استیون رانسیمان، تاریخ جنگ‌های صلیبی، ج۱، ص۲۶۶، ترجمه منوچهر کاشف، تهران ۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸ ش.
۲۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱۱، ص۴۹۰، بیروت ۱۳۸۵۱۳۸۶/۱۹۶۵۱۹۶۶.    
۲۶. استیون رانسیمان، تاریخ جنگ‌های صلیبی، ج۲، ص۵۱۰، ترجمه منوچهر کاشف، تهران ۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸ ش.
۲۷. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۵۲، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶۱۸۷۳.    
۲۸. اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان، ص۴۳، چاپ رینود و دیسلان، پاریس ۱۸۴۰.    
۲۹. اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان، ص۲۴۶، چاپ رینود و دیسلان، پاریس ۱۸۴۰.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بحر لوط».    

۲:۱۲.

رده‌های این صفحه : جغرافیای اسلامی | فلسطین




جعبه ابزار