• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بَبْر، پستاندار گوشتخوار معروف‌ آسیایی‌. خاستگاه‌ نژاد ببر را سیبری‌ دانسته‌اند؛ (فرهنگ‌ بزرگ‌ دایرة‌المعارفی‌ لاروس‌) (ذیل‌ "tigre") اما در روزگاران‌ تاریخی‌ زیستگاه‌ طبیعی‌ ببر اندک‌اندک‌ از منچوری‌ و جنوب‌ سیبری‌ در شمال‌، به‌ مشرق‌ ترکیّه‌، ایران‌، هند، برمه‌، هندوچین‌، مالزی‌ و جاهای‌ دیگر در شرق‌ آسیا گسترش‌ یافت‌ (آمریکانا، ذیل‌ "tiger")؛ ازینرو، گفتة‌ ارسطو،
[۱] محمدبن‌ موسی‌ دمیری‌، حیاة‌ الحیوان‌ الکبری‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۹، قاهره‌ ۱۳۹۰/۱۹۷۰.
که‌ «ببر... خاصّتاً در سرزمین‌ حبشه‌ می‌باشد و نه‌ در جای‌ دیگر» درست‌ نیست‌. ببر در طیّ این‌ مهاجرت‌ به‌ جنوب‌ و جنوب‌ شرقی‌ آسیا خود را چنان‌ با اوضاع‌ بیشه‌های‌ انبوه‌ و نواحی‌ تالابی‌ بویژه‌ در شبه‌قاره‌ هند سازگار ساخته‌ و چندان‌ در آنجا نشأ و نما کرده‌ که‌ از قدیم‌ هندوستان‌ را موطن‌ اصلی‌ ببر می‌دانسته‌اند.
[۲] زکریا بن‌ محمد قزوینی‌، عجائب‌ المخلوقات‌ و غرائب‌ الموجودات‌، ص‌ ۲۵۵، قاهره‌ ۱۳۹۰/۱۹۷۰.
[۳] زکریا بن‌ محمد قزوینی‌، عجائب‌ المخلوقات‌ و غرائب‌ الموجودات‌، دمیری‌، قاهره‌ ۱۳۹۰/۱۹۷۰.
واژه‌ ببر (با تلفظهای‌ مختلف‌ آن‌ در زبانهای‌ اردو، فارسی‌، عربی‌، و جز اینها) ظاهراً به‌ babhru در سنسکریت‌ باز می‌گردد، به‌ معنیِ «قهوه‌ای‌ تیره‌، حنایی‌ رنگ‌، زرد مایل‌ به‌ قهوه‌ای‌»، در اشاره‌ به‌ رنگ‌ پوست‌ ببر،
[۴] Monier Monier-Williams, A Sanskrit-English dictionary..., ed. E. Leumann [etal.], Oxford ۱۹۷۹, p. ‌ ۷۲۱.
همچنانکه‌ نام‌این‌ جانور در لاتینی‌ و یونانی‌، tigris، با واژه‌های‌ تیر (= خدنگ‌) و تیز فارسی‌ خویشاوند است‌، و از منشأ ایرانی‌ آن‌ حکایت‌ می‌کند (فرهنگ‌ وبستر، ذیل‌ "tiger").نظر به‌ صولت‌ و درنده‌خویی‌ ببر، طبیعتاً افسانه‌ها و خرافات‌ و آیینهای‌ بسیار درباره‌ این‌ جانور در موطن‌ عمده‌ آن‌ پدید آمده‌ است‌، مثلاً: پرستش‌ ببر نزد برخی‌ از اقوام‌ هندوستان‌؛ جشنواره‌ ببر در نپال‌ که‌ در طی‌ آن‌، ببرپرستان‌ خود را به‌ شکل‌ ببر درمی‌آورند و می‌رقصند؛ استعمال‌ انیاب‌ و چنگ‌ و سبیل‌ ببر در تعویذهای‌ مخصوصِ جلب‌ محبّت‌ یا پیشگیری‌ از جن‌زدگی‌؛ اعتقاد به‌ این‌ که‌ خوردن‌ گوشت‌ ببر دل‌ و جرئت‌ می‌بخشد (در شمال‌ هند و در کُره‌)؛ و وهمی‌ بیمارگونه‌ که‌ برخی‌ به‌ آن‌ دچار شده‌ می‌پندارند که‌ ببر گردیده‌اند (برای‌ اطلاع‌ بیشتر دربارة‌ پندارها و مراسم‌ اقوام‌ گوناگون‌ هند درباره‌ ببر رجوع کنید به د. دین‌ و اخلاق‌، ذیل‌ "Animals"). برعکس‌، در کشورهایی‌ که‌ ببر در آنها کمیاب‌ یا ناشناخته‌ بوده‌ (از ایران‌ زمین‌ به‌ سوی‌ مغرب‌) روایات‌ و پندارها درباره‌ آن‌ نسبتاً اندک‌ است‌. ایرانیان‌ پیش‌ از اسلام‌ ببر (در پَهلَوی‌: bawr) را یکی‌ از پانزده‌ گونه‌ جانور زیانمند و منحوسی‌ می‌دانستند که‌ اهریمن‌ از منشأ «گُرگِ» مِثالی‌ در عالَم‌ سفلی‌ بیافرید.
[۵] بُندَهِش‌، [گردآوری‌] فرنبغ‌ دادگی‌، ترجمة‌ مهرداد بهار، ص‌ ۹۹ـ۱۰۰، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌.
ارسطو،
[۶] ارسطو، طباع‌ الحیوان‌، ترجمه‌ یوحنابن‌ بطریق‌، ص‌ ۳۶۶ – ۳۶۷، چاپ‌ عبدالرحمن‌ بدوی‌، کویت‌ ۱۹۷۷.
واضع‌ علم‌ منطق‌، مطلبی‌ غیرمنطقی‌ دربارة‌ ببر آورده‌ است‌: «گمان‌ می‌رود که‌ سگهای‌ هندی‌ از [جفتگیری‌] جانوری‌ که‌ به‌ یونانی‌ تاغریس‌ [کذا، در ترجمة‌ عربی‌ یوحنا بن‌ بطریق‌] نام‌ دارد، با سگ‌ به‌وجود می‌آیند... [بدین‌ منظور] ماده‌ سگها را می‌گیرند و در بیابانها می‌بندند تا در آنجا جفتگیری‌ کنند؛ لذا اگر جانوران‌ درنده‌ نیازمند به‌ سِفاد نباشند، بسیاری‌ از آن‌ سگها را می‌خورند». از این‌ گونه‌ اقوال‌ خیالی‌ و بی‌اساسِ ناشی‌ از فقدان‌ اطلاعات‌ دست‌ اوّل‌ درباره‌ ببر، در آثار برخی‌ از نویسندگان‌ دوره‌ اسلامی‌ هم‌ یافت‌ می‌شود. مثلاً، دربارة‌ خلقت‌ ببر، دمیری‌.
[۷] ارسطو، طباع‌ الحیوان‌، ترجمه‌ یوحنابن‌ بطریق‌، چاپ‌ عبدالرحمن‌ بدوی‌، کویت‌ ۱۹۷۷.
و نویری‌
[۸] احمد بن‌ عبدالوهاب‌ نویری‌، نهایة‌ الارب‌ فی‌ فنون‌ الادب‌، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۲ – ۲۴۳، قاهره‌ [۱۹۲۳ـ۱۹۵۵].
نقل‌ کرده‌اند که‌ ببر از جفتگیری‌ ماده‌ شیر و «زَبْرَقان‌» یا «زَبْرَق‌»
[۹] ر. ک: علی‌ بن‌ حسین‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌ و معادن‌ الجوهر، ج‌ ۳، ص‌ ۱۱ـ۱۳، چاپ‌ و ترجمه‌ فرانسوی‌ باربیه‌ دو منار و پاوه‌ دو کورتی‌، ج‌ ۳، پاریس‌ ۱۹۱۷، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۹۷۰.
پدید می‌آید
[۱۰] علی‌ بن‌ حسین‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌ و معادن‌ الجوهر، با این‌ حال‌، دمیری‌ [] می‌گوید که‌ ببر مانند «ابن‌ آوی‌'» [= شغال‌] است‌!، چاپ‌ و ترجمه‌ فرانسوی‌ باربیه‌ دو منار و پاوه‌ دو کورتی‌، ج‌ ۳، پاریس‌ ۱۹۱۷، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۹۷۰.
برخی‌ دیگر از عقاید یا خرافات‌ درباره‌ ببر چنین‌ است‌: شیر و ببر با هم‌ «تَسالُم‌» دارند اما شیر و پلنگ‌ با هم‌ دشمن‌اند، و چنانچه‌ شیر و پلنگ‌ با هم‌ در افتند، ببر شیر را یاری‌ می‌دهد؛
[۱۱] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، ج‌ ۶، ص‌ ۳۲۰، ج‌ ۷، ص‌ ۱۳۰، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
[۱۲] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، اما قزوینی‌ () می‌گوید: «میان‌ ببر و شیر دشمنی‌ هست‌، و هرگاه‌ ببر قصد پلنگی‌ کند، شیر پلنگ‌ را یاری‌ می‌دهد»، یعنی‌ درست‌ معکوس‌ گفته‌ حظ‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
[۱۳] ر. ک: عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، نظرِ باز هم‌ متفاوت‌ دمیری‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
میان‌ ببر و عقرب‌ دوستی‌ هست‌، و بسا که‌ کژدم‌ در موی‌ ببر لانه‌ می‌کند؛
[۱۴] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
اگر قاپ‌ زانوی‌ ببر بر مچ‌ دست‌ چاپاری‌ بسته‌ شود، وی‌ از راهپیمایی‌ خسته‌ نمی‌شود ولو روزی‌ بیست‌ فرسنگ‌ راه‌ برود؛
[۱۵] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، دمیری‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
[۱۶] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
«ببر که‌ هار شود، اگر شیری‌ به‌او برخورد، شیر در برابر او می‌خوابد تا ببر در گوش‌ شیر بول‌ کند، از ترس‌ او و برای‌ ترساندن‌ او» (نویری‌، همانجا، به‌ نقل‌ از محمد بن‌ ابراهیم‌ کُتُبی‌ [۶۳۲ – ۷۱۸]؛ این‌ نکتة‌ عجیب‌ اخیر را در این‌ بیت‌ خسروی‌ بخارایی‌، معاصر ملک‌ خسرو، آخرین‌ سلطان‌ غزنوی‌، هم‌ می‌یابیم‌: «یا به‌ کردار ببر بر سرِ شیر / چیره‌ گَرد و به‌ گوشش‌ اندر میز»؛
[۱۷] علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، ذیل‌ «ببر»، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
ماده‌ ببر به‌ وسیله‌ باد آبستن‌ می‌شود
[۱۸] علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، دمیری‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
[۱۹] علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، نویری‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
از بوی‌ دود پوست‌ ببر مورچه‌ به‌ وجود می‌آید.
[۲۰] علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، قزوینی‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
اما در کنار اینها، مطالب‌ واقعی‌ نمایی‌ هم‌ که‌ ظاهراً مبتنی‌ بر مشاهدات‌ عینی‌ راویان‌ است‌ دیده‌ می‌شود، مثلاً: اگر ببر تیر بخورد و زخمی‌ شود، هار می‌گردد، و در این‌ صورت‌ همة‌ درندگان‌ بزرگ‌ چون‌ شیر و پلنگ‌ از او وحشت‌ می‌کنند؛
[۲۱] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، ج‌ ۷، ص‌ ۶۴، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
[۲۲] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
ببرها، همچون‌ شیر و گرگ‌ و پلنگ‌، در حال‌ اسارت‌، ولو دیر زمانی‌ نزد ما بمانند، «تَلاقُح‌» نمی‌کنند؛
[۲۳] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، ج‌ ۷، ص‌ ۱۸۷، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
برخلاف‌ گرگ‌، ببر متعرّض‌ آدمیان‌ نمی‌شود، مگر پس‌ از اینکه‌ پیر و از شکار وحوش‌ عاجز شود، و اگر سخت‌ گرسنه‌ نباشد و آدمیزاده‌ای‌ از نزدیک‌ او بگذرد، ببر متعرّض‌ او نمی‌شود؛
[۲۴] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، ج‌ ۶، ص‌ ۴۰۸، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
[۲۵] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، ، این‌ مطلب‌ را به‌ این‌ شکل‌ نادرست‌ و ناقص‌ از او نقل‌ کرده‌ است‌: «و إذا هَرِمَ لا یَتَعَرضّ لِلناس‌ بِخِلاف‌ الذئب‌»، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
چون‌ بیمار شود، سگی‌ را می‌خورد، و مرضش‌ زایل‌ می‌شود؛
[۲۶] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
هیچکس‌ قادر به‌ صید [زندة‌] او نیست‌؛ [اگر بخواهند ببر را در قفس‌ نگه‌ دارند] بچه‌های‌ او را می‌دزدند و در آوندهای‌ شیشه‌ای‌ می‌گذارند و بر اسبهای‌ تیزتک‌ سوار می‌کنند [و می‌بَرند]، و چنانچه‌ پدرشان‌ به‌ ربایندگان‌ برسد، یکی‌ از آوندها را برای‌ او می‌اندازند، آنگاه‌ ببر به‌ نظارة‌ آن‌ و به‌ چاره‌جویی‌ برای‌ درآوردن‌ بچة‌ خود از آن‌ مشغول‌ می‌شود، بدینسان‌ ربایندگان‌ بقیة‌ بچه‌ها را در میبرند و از آن‌ پس‌ تربیت‌ می‌کنند.
[۲۷] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، دمیری‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
[۲۸] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، نویری‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
دمیری‌،
[۲۹] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
و قزوینی‌
[۳۰] عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
برای‌ زَهره‌ و پوست‌ ببر منافعی‌ هم‌ ذکر کرده‌اند: طِلای‌ [= اندودن‌] زهره‌ آن‌ با آب‌ بر سَرِ صاحبِ سرسام‌ آشکارا سودمند است‌؛ اگر کسی‌ که‌ کِرم‌ کدو دارد بر پوست‌ ببر بنشیند، کرمش‌ دفع‌ می‌شود، و تدخین‌ پوست‌ ببر در زیرِ نشین‌ کسی‌ که‌ دچار تب‌ غِبّ باشد تبش‌ را زایل‌ می‌کند (خاصیت‌ اخیر را فقط‌ قزوینی‌ ذکر کرده‌ است‌). درباره‌ دیگر «خواص‌» پزشکی‌ ببر، حکیم‌ مؤمن‌
[۳۱] محمد مؤمن‌ بن‌ محمد زمان‌ حکیم‌ مؤمن‌، تحفة‌ حکیم‌ مؤمن‌، ص‌ ۱۴۵، تهران‌ [تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۴۰۲].
فقط‌ می‌گوید: «ببر [که‌] شیر بلاد هند است‌ در جمیع‌ خواص‌ قویتر از اسد است‌».در ایران‌، به‌ گزارش‌ سازمان‌ حفاظت‌ محیط‌ زیست‌ در ۱۳۵۶ ش‌/۱۹۷۷، نژاد ببر (معروف‌ به‌ «ببر خزری‌» = Panthera ris virgata ¨ tig) که‌ زیستگاه‌ آن‌ ظاهراً بیشه‌های‌ پایین‌ دست‌ کوهها و جنگلهای‌ «خرابة‌» اطراف‌ دریای‌ خزر بوده‌، احتمالاً منقرض‌ شده‌ است‌؛ آخرین‌ گزارش‌ معتبر از دیده‌ شدن‌ ببر در ایران‌ در ۱۳۳۷ ش‌ بوده‌ است‌، و از روی‌ پوستها و عکسهای‌ بازمانده‌ از «ببر خزری‌» چنین‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ این‌ ببر قدری‌ کمرنگتر و، از حیث‌ جثّه‌، تنومندتر از ببر هند بوده‌ است‌.
[۳۲] ر. ک: فرد ا. هرینگتون‌ و دیگران‌، ص‌ ۷۲، ۹۰ و تصویر ۲۷، راهنمای‌ پستانداران‌ ایران‌، تهران‌ ۱۹۷۷.
گذشته‌ از این‌ بازمانده‌های‌ محسوس‌، در ادب‌ فارسی‌ به‌ ببر، به‌ عنوان‌ پادشاه‌ جانوران‌ یا دَدی‌ جبّار و مهیب‌ و دلیر، اشارات‌ فراوانی‌ رفته‌ است‌.
[۳۳] علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، گرد آورده‌ است‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
مشهورترین‌ یادگار افسانه‌ای‌ ببر، جامه‌ زره‌مانندی‌ بوده‌ است‌ به‌ نام‌ «ببرِ بَیان‌» یا «ببر» که‌، به‌ گفتة‌ فردوسی‌، از پوست‌ پلنگ‌، معجزه‌آسا و آسیب‌ناپذیر بوده‌ و رستم‌ در روز نبرد آن‌ را می‌پوشیده‌ است‌
[۳۴] علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، ذیل‌ «ببربیان‌»، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.


فهرست مندرجات

۱ - پانویس
۲ - منابع


۱. محمدبن‌ موسی‌ دمیری‌، حیاة‌ الحیوان‌ الکبری‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۹، قاهره‌ ۱۳۹۰/۱۹۷۰.
۲. زکریا بن‌ محمد قزوینی‌، عجائب‌ المخلوقات‌ و غرائب‌ الموجودات‌، ص‌ ۲۵۵، قاهره‌ ۱۳۹۰/۱۹۷۰.
۳. زکریا بن‌ محمد قزوینی‌، عجائب‌ المخلوقات‌ و غرائب‌ الموجودات‌، دمیری‌، قاهره‌ ۱۳۹۰/۱۹۷۰.
۴. Monier Monier-Williams, A Sanskrit-English dictionary..., ed. E. Leumann [etal.], Oxford ۱۹۷۹, p. ‌ ۷۲۱.
۵. بُندَهِش‌، [گردآوری‌] فرنبغ‌ دادگی‌، ترجمة‌ مهرداد بهار، ص‌ ۹۹ـ۱۰۰، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌.
۶. ارسطو، طباع‌ الحیوان‌، ترجمه‌ یوحنابن‌ بطریق‌، ص‌ ۳۶۶ – ۳۶۷، چاپ‌ عبدالرحمن‌ بدوی‌، کویت‌ ۱۹۷۷.
۷. ارسطو، طباع‌ الحیوان‌، ترجمه‌ یوحنابن‌ بطریق‌، چاپ‌ عبدالرحمن‌ بدوی‌، کویت‌ ۱۹۷۷.
۸. احمد بن‌ عبدالوهاب‌ نویری‌، نهایة‌ الارب‌ فی‌ فنون‌ الادب‌، ج‌ ۹، ص‌ ۲۴۲ – ۲۴۳، قاهره‌ [۱۹۲۳ـ۱۹۵۵].
۹. ر. ک: علی‌ بن‌ حسین‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌ و معادن‌ الجوهر، ج‌ ۳، ص‌ ۱۱ـ۱۳، چاپ‌ و ترجمه‌ فرانسوی‌ باربیه‌ دو منار و پاوه‌ دو کورتی‌، ج‌ ۳، پاریس‌ ۱۹۱۷، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۹۷۰.
۱۰. علی‌ بن‌ حسین‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌ و معادن‌ الجوهر، با این‌ حال‌، دمیری‌ [] می‌گوید که‌ ببر مانند «ابن‌ آوی‌'» [= شغال‌] است‌!، چاپ‌ و ترجمه‌ فرانسوی‌ باربیه‌ دو منار و پاوه‌ دو کورتی‌، ج‌ ۳، پاریس‌ ۱۹۱۷، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۹۷۰.
۱۱. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، ج‌ ۶، ص‌ ۳۲۰، ج‌ ۷، ص‌ ۱۳۰، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۱۲. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، اما قزوینی‌ () می‌گوید: «میان‌ ببر و شیر دشمنی‌ هست‌، و هرگاه‌ ببر قصد پلنگی‌ کند، شیر پلنگ‌ را یاری‌ می‌دهد»، یعنی‌ درست‌ معکوس‌ گفته‌ حظ‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۱۳. ر. ک: عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، نظرِ باز هم‌ متفاوت‌ دمیری‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۱۴. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۱۵. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، دمیری‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۱۶. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۱۷. علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، ذیل‌ «ببر»، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
۱۸. علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، دمیری‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
۱۹. علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، نویری‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
۲۰. علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، قزوینی‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
۲۱. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، ج‌ ۷، ص‌ ۶۴، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۲۲. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۲۳. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، ج‌ ۷، ص‌ ۱۸۷، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۲۴. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، ج‌ ۶، ص‌ ۴۰۸، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۲۵. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، ، این‌ مطلب‌ را به‌ این‌ شکل‌ نادرست‌ و ناقص‌ از او نقل‌ کرده‌ است‌: «و إذا هَرِمَ لا یَتَعَرضّ لِلناس‌ بِخِلاف‌ الذئب‌»، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۲۶. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، قزوینی‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۲۷. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، دمیری‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۲۸. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، نویری‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۲۹. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۳۰. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹.
۳۱. محمد مؤمن‌ بن‌ محمد زمان‌ حکیم‌ مؤمن‌، تحفة‌ حکیم‌ مؤمن‌، ص‌ ۱۴۵، تهران‌ [تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۴۰۲].
۳۲. ر. ک: فرد ا. هرینگتون‌ و دیگران‌، ص‌ ۷۲، ۹۰ و تصویر ۲۷، راهنمای‌ پستانداران‌ ایران‌، تهران‌ ۱۹۷۷.
۳۳. علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، گرد آورده‌ است‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.
۳۴. علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، ذیل‌ «ببربیان‌»، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌.



۱. ارسطو، طباع‌ الحیوان‌، ترجمه‌ یوحنابن‌ بطریق‌، چاپ‌ عبدالرحمن‌ بدوی‌، کویت‌ ۱۹۷۷؛
۲. بُندَهِش‌، [گردآوری‌] فرنبغ‌ دادگی‌، ترجمة‌ مهرداد بهار، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌؛
۳. عمرو بن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان‌، چاپ‌ عبد السلام‌ محمد هارون‌، بیروت‌ ۱۹۶۹؛
۴. محمد مؤمن‌ بن‌ محمد زمان‌ حکیم‌ مؤمن‌، تحفة‌ حکیم‌ مؤمن‌، تهران‌ [تاریخ‌ مقدمه‌ ۱۴۰۲]؛
۵. محمدبن‌ موسی‌ دمیری‌، حیاة‌ الحیوان‌ الکبری‌، قاهره‌ ۱۳۹۰/۱۹۷۰؛
۶. علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌، زیر نظر محمد معین‌، تهران‌ ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش‌؛
۷. زکریا بن‌ محمد قزوینی‌، عجائب‌ المخلوقات‌ و غرائب‌ الموجودات‌، قاهره‌ ۱۳۹۰/۱۹۷۰؛
۸. علی‌ بن‌ حسین‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌ و معادن‌ الجوهر، چاپ‌ و ترجمه‌ فرانسوی‌ باربیه‌ دو منار و پاوه‌ دو کورتی‌، ج‌ ۳، پاریس‌ ۱۹۱۷، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۹۷۰؛
۹. احمد بن‌ عبدالوهاب‌ نویری‌، نهایة‌ الارب‌ فی‌ فنون‌ الادب‌، قاهره‌ [۱۹۲۳ـ۱۹۵۵]؛
۱۰. فرد ا. هرینگتون‌ و دیگران‌، راهنمای‌ پستانداران‌ ایران‌، تهران‌ ۱۹۷۷؛
۱۱. Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh ۱۹۸۰-۱۹۸۱, s.v. “Animals” (by Northcote W. Thomas);
۱۲. The Encyclopadia Americana , Danbury ۱۹۸۴, s.v. ،، Tiger ,, (by George B. Schaller);
۱۳. Grand dictionnaire encyclopإdique Larousse , Paris ۱۹۸۲-۱۹۸۵;
۱۴. Monier Monier-Williams, A Sanskrit-English dictionary..., ed. E. Leumann [etal.], Oxford ۱۹۷۹;
۱۵. Webster’s third new international dictionary , Springfield ۱۹۸۱.;
۲۱.



جعبه ابزار