• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بِجَه (عربی: بُجَه) نام قبایلی صحرانشین که محل سکونت آن‌ها بین نیل و بحر احمر، از جادة قِنَهْ ـ قُصَیْر تا زاویه ای است که رود عَطْبَره و بلندی‌های واقع در مرز اریتره ـ سودان تشکیل می‌دهند.
این قبایل که عمدتاً دامدارند، پیشینه‌ای کهن دارند و در قرون اسلامی با دولت‌های مرکزی مصر پیمان بستند. افول اقتصادی در قرن هشتم و گسترش اسلام و سلطنت فنج در تحولات آن‌ها نقش داشت.
در دوران اخیر، با توسعه اقتصادی و ساخت راه‌آهن، تماس آنان با جهان خارج افزایش یافت، اما جذب کامل آنان در نظام سیاسی سودان همچنان چالش‌برانگیز است.



اهمّ قبایل کنونی بجه عبارت‌اند از: عَبابْدَه، بِشارین، اُمَّرار، هَدَنْدُوَه و بنی عامر.
عبابده اکنون به زبان عربی تکلم می‌کنند و دیگر قبایل (جز شعباتی از بنی عامر که به زبان تیگره صحبت می‌کنند) به یکی از زبان‌های حامی به نام توبِضَویّه.


منبع معیشت قبایل بجه عمدتاً دامداری است.
چون چراگاه‌هایشان سخت تُنُک است، معمولاً در دسته‌های کوچک، حرکت می‌کنند.


اصل و نسب قبایل بجه روشن نیست، اما جماعاتی متکلم به زبان حامی از زمان‌های قدیم در این ناحیه می‌زیسته‌اند.
بِکِر قول رایج مبنی بر یکی بودن آنان با قبایل جاهلی بلمّی را رد کرده است.




۴.۱ - در صدر اسلام

عبداللّه بن سعد هنگام بازگشت خود از نوبه (۳۱)، به گروهی از افراد این قبیله برخورد، اما آنان را از نظر سیاسی به چیزی نگرفت.
نخستین پیمانی که عبیداللّه بن حَبْحاب در زمان خلافت هِشام میان قبایل بجه و عرب‌ها بست، هم به تجارت بجه با مصر نظم داد و هم عرب‌ها را از گزند غارتگری‌های آنان ایمن کرد.
عرب‌ها در جستجوی زمرد و طلا به سرزمین بجه نفوذ کردند، که اولی در صحرای قِفْط استخراج می‌شد و دومی در وادی العَلاّقی.
در شمال تسلط با قبیله حَدارِب بود که، بنا به روایات، از افرادی تشکیل می‌یافته که پیش از اسلام از حَضرَمَوت به آن‌جا مهاجرت کرده بودند.
قبایل بجه از یکدیگر گسسته بودند، اما گاه شواهدی دال بر وجود رئیس بزرگ مشترکی دیده می‌شود که در دهکده‌ای به نام هَجَر می‌زیسته است.
زَنافِج، که تعدادشان بیش‌تر بود، از طبقه بردگان به شمار می‌آمدند و به کار چوپانی اشتغال داشتند.
مهاجرت مسلمانان به آن سرزمین به حدارب ظاهری اسلامی بخشید و ازدواج‌هایی نیز میان افراد قبایل بجه و عرب‌ها صورت گرفت.

۴.۲ - در قرن سوم

یورش‌های افراد بجه به مصر علیا موجب شد که سپاه اسلام به آن‌جا گسیل شود، رئیسشان کانون را سرکوب کند و آنان را به پذیرفتن پیمان صلح وا دارد (۲۱۶).
از آن پس، زعامت خلیفه مقبول شد، حرمت مساجدِ سرزمین بجه واجب شمرده و مقرر شد که بازرگانان مسلمان و حاجیان بتوانند در امنیت کامل از آن سرزمین بگذرند، و محصلان، مأمور جمع‌آوری زکات از نو مسلمانان اجازه یافتند به آن‌جا بروند.
در این پیمان مطالبی نیز به منظور ممانعت از به وجود آمدن اتحاد میان بجه و نوبه مسیحی گنجانده شده بود.
با اینهمه غارتگری‌های جدیدی رخ داد و افراد بجه از پرداختن خراج معادن طلا خودداری کردند.
سپاه سواره‌ای که از طریق دریا به آن‌جا گسیل شد جمازه سواران بجه را شکست داد، و رئیس آنان نیز در ۲۴۱ به سامره رفت تا شخصاً با متوکل بیعت کند.
مع ذلک، چندی نگذشت که قبیله بجه به شهر فُسطاط حمله کرد، اما لشکرِ عبدالرحمان عُمَری راه را بر دسته مهاجمان بجه بست و رئیسشان را کشت؛ و عمری، که از پشتیبانی افراد قبایل ربیعه و جُهَیْنَه نیز بهره‌مند شده بود، بر همه نواحی معدن دار تسلط یافت (ح. ۲۵۵) و پس از مرگ او افراد قبیله ربیعه، که از راه ازدواج با حدارب با آنان متحد شده بودند، نفوذ خود را بر سراسر آن منطقه گستردند.

۴.۳ - در قرن چهارم

بنا به گفت مسعودی در ۳۳۲، رئیس قبیله ربیعه مالک معادن طلا و فرمانده ۳،۰۰۰ عرب و ۳،۰۰۰ شترسوار بجه بوده است.
در این عبارت، احتمالاً نسبت اعداد به یکدیگر پر معنی‌تر از اعداد است.

۴.۴ - در قرن پنجم

رونق بندر عَیْذاب در اواسط قرن پنجم بر اهمیت حدارب افزود زیرا جاده دره نیل ـ بندر عیذاب از سرزمین آن‌ها می‌گذشت.
یکی از شیوخ آنان که ابن بطوطه وی را الحَدْربی خوانده است، از حقوق گمرکی عیذاب سهمی دریافت می‌کرد.


درباره شعب بجه که در جنوب سکونت داشته‌اند چندان اطلاعی در دست نیست.
یعقوبی شش «مملکت» بجه را بر شمرده و اُسوانی آن دسته از قبایل بجه را که در سرزمین‌های دور دست تر زندگی می‌کرده‌اند جماعتی پراکنده و بت پرست وصف کرده که در آن هر گروهی دارای «کاهن» مخصوص به خود بوده و ایشان را در چوپانی و غارتگری راهنمایی می‌کرده است.


در قرن هشتم معادن طلا متروک شد و بندر عیذاب از رونق افتاد.
احتمالاً همین دو عامل اقتصادی را می‌توان علت ناپدید شدن حدارب دانست که گویا به سمت جنوب کوچیدند، و شاید به صورت طبقه حاکم بلو درآمدند که بر بجه ساکن بخش‌های دور افتاده ساحلی در سواکن ـ مَصَوَّع تسلط داشتند.


به هر حال، گسترش قبایل عرب به قسمت علیای دره نیل و نیز استقرار سلطنت اسلامی فُنْج (ح-۹۱۰)، سرانجام به اسلام آوردن ـ گرچه ظاهری ـ عموم افراد بجه انجامید.
یکی از بازتاب‌های این امر اتخاذ تبارنامه‌های عربی بود.
برخی از این شجره نامه‌ها البته ساختگی است (مثلاً بشارین و امرار و عبابده خود را فرزندان خالد بن ولید یا زبیر بن عَوّام می‌دانند)، اما ادعای برخی دیگر، مثلاً هدندوه که می‌گویند فرزندان پناهنده‌ای گمنام از حجازند که حین گریز از چنگ عثمانیان به آن‌جا آمده، ممکن است مبتنی بر خاطره‌ای واقعی از تحولات قبیله باشد.


ظهور و انتشار قبایل کنونی در دوران فنج صورت گرفت.
سلطه فنج را گروه بنی عامر، که در منتهی الیه جنوبی منطقه می‌زیستند، گردن نهادند.
این گروه نخست تحت تسلط قبیله نَبتات قرار داشت که از اصل سودانی ـ عربی بودند و در اواخر قرن دهم جای قبایل بلو را اشغال کرده بودند.
در خلال قرن دوازدهم، قبایل امرار در سمت غرب منتشر شدند و هدندوه به سوی رودهای قاش و عطبره به حرکت درآمدند.


در همین احوال، سواکن مهمترین بندر منطقه شده و توسط چندین جاده، که از سرزمین بجه می‌گذشت، به بخش سودانی نیل متصل شده بود.
این بندر از ۹۲۳ جزو مستملکات عثمانیان بود، اما در آغاز قرن سیزدهم تحت اختیار گروهی از قبایل بجه به نام حدارب درآمد که احتمالاً با حدارب قرون دهم به بعد تفاوت داشته، اما از نظر اصل و نسب، مانند آنان، به حضرموت وابسته بوده‌اند.
اداره این جماعات به دست پنج عشیرة اَرْتَیقْه بود.


فتح حوزه سودانی نیل به دست مصریان (۱۲۳۶ـ۱۲۳۷) در قبایل بجه اثر فوری نداشت.
حملاتی که به منظور جمع‌آوری خراج در نواحی التاکه (منطقة قاش) صورت گرفت، به سرکوبی قطعی هدندوه نینجامید؛ ولی مرکزی حکومتی در کسلا ایجاد شد (۱۲۵۶) که به صورت مرکز تجاری و مقرّ طریقة مهم خَتمیّه درآمد.
افراد امرار نیز بر جاده تجاری سواکن ـ بلاد بربر مالیات راهداری بستند و، مانند افراد هدندوه، در کار حمل و نقل کالا به کار گرفته شدند.
این ایام، با آن‌که کیفیت نظارت حکومتی بی نقص نبود، ایام صلح و پیشرفت اقتصادی بود.
افراد ارتیقه در کار گسترش کشاورزی بَرَکه، که قبلاً تا حدودی بنی عامر از آن بهره‌برداری کرده بودند، پیش‌قدم شدند.
اقداماتی نیز برای کشت پنبه در دلتای قاش و برکه، به صورتی که از نظر تجاری مقرون به صرفه باشد، به عمل آمد.


اما جنبش مهدیه این امنیت و آبادانی فزاینده را در هم شکست.
این جنبش تا زمانِ روی کار آمدنِ عثمان بن ابی بکر دِقْنَه (۱۳۰۰) هیچ توفیقی به دست نیاورد.
عثمان موفقیت خود را بیش‌تر مدیون حمایت رئیس محلی یکی از «طریقت»‌های بومی بود تا اصل و نسبِ نیمه بجه‌ای خود؛ زیرا رئیس این طریقت رقابت طریقة ختمیّه را، که تحت حمایت دولت بود، خوش نمی‌داشت.
عثمان دقنه راه سواکن ـ بربری را قطع کرد، بر پایگاه‌های دولتیِ سرزمین بجه تسلط یافت، و حتی شهر سواکن را در معرض تهدید قرار داد.
هواداران عثمان، که عمدتاً از هدندوه و امرار بودند، در حمایت از او دچار دودلی شدند، و در ۱۳۰۸/۱۸۹۱ نیروهای انگلیسی ـ مصری مرکز فرماندهی او در طوکَر را تسخیر کردند که موجب زوال جنبش مهدیه در میان قبایل بجه شد.


در اداره حکومت مشترک (۱۳۱۶ـ۱۳۳۵ ش) صلح و توسعه به منطقه بازگشت، تشکیلات قبیله‌ای بازسازی و امنیت به نحو مؤثری برقرار شد.
در شهرها مدرسه و بیمارستان ساخته شد و همراه با توسعه اقتصادی، یعنی تأسیس پورت ـ سودان و ایجاد راه آهن از ساحل دریا و کسلا تا دره نیل و کشت پنبه در مصب قاش و برکه، تماس میان بجه و جهان خارج بیش‌تر شد.
مع ذلک، روش قدیم زندگی بکندی تغییر شکل یافت و جذب کامل افراد بجه در نظام سیاسی سودان مشکلی است که هنوز هم جمهوری تازه سودان با آن روبروست.


۱. علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵ـ۱۹۷۹.
۲. احمدبن علی مقریزی، کتاب المواعظ، چاپ ویت، قاهره ۱۹۲۲، ج۳، ص۲۶۷ـ۲۸۰.
۳. احمدبن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت [بی‌تا.].
۴. منابع‌ جدید اروپایی‌ تا ۱۹۳۷ در:R. L. Hill, Bibliography of the Anglo-Egyptian Sudan, London ۱۹۳۹;
۵. و نیز (رجوع کنید به O. G. S. Crawford, The Fung Kingdom of Sennar , Gloucester ۱۹۵۱;
۶. A. Paul, A history of the Beja tribes , Cambridge ۱۹۵۴;
۷. و مقالات‌ زیر در:Sudan notes and records:W. T. Clark," Manners, customs and beliefs of the northern Beja", xx Ë /۱ (۱۹۳۸), ۱-۳۰;
۸. D.C.Cumming, "A history of Kassala and the province of Taka", xx/۱ (۱۹۳۷), ۱-۴۶;
۹. xxx Ë Ë Ë /۱ (۱۹۴۰), ۱-۵۴;
۱۰. xx Ë Ë Ë /۲, ۲۲۵-۲۷۱;
۱۱. S. F. Nadel," Notes on Beni Amer Society", xxv Ë /۱ (۱۹۴۵), ۵۱-۹۴;
۱۲. A. Paul,"Notes on the Beni Amer", xxx Ë /۲ (۱۹۵۰), ۲۲۳-۲۴۵;
۱۳. مجموعه‌ای‌ را که‌ Sir Douglas Newbold با عنوان‌:History and archaeology of the Beja tribes of the Eastern Sudan گرد آورده‌ است‌ اکنون‌ درGriffith Institute, Ashmolean Museum, Oxford نگهداری‌ می‌شود و شامل‌ موادی‌ در باب‌ قبایل‌ است‌. اسناد فراوانی‌ درباره بجه‌ در دوران‌ مهدیه‌ در آرشیو المهدیه‌ در وزارت‌ داخله سودان‌ (خرطوم‌) محفوظ‌ است‌.


۱. علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۱۵، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵۱۹۷۹.    
۲. احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۱۹۲۱۹۳، بیروت.    



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بِجَه‌».    



جعبه ابزار