مقالات دارابی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
باه واژهای
عربی به معنای
جماع و
نکاح است که در متون اسلامی به
غریزه جنسی و کارکردهای آن اشاره دارد.
این مفهوم در
قرآن،
حدیث،
فقه و
اخلاق اسلامی در پیوند با مباحثی چون
عفت،
حیا،
ازدواج و تنظیم روابط جنسی بررسی شده است.
در نگرش اسلامی، غریزه باه نیرویی طبیعی برای تداوم
نسل و سامان اجتماعی به شمار میآید که باید در چارچوب
احکام شرعی و اصول اخلاقی مهار و هدایت شود؛ از اینرو
افراط یا
تفریط در آن نکوهش شده و میانهروی و کنترل آن از طریق
تقوا و عفت توصیه گردیده است.
باه، واژهای
عربی به معانی
جماع و
نکاح است.
برخی واژهشناسان آن را دگرگون شده باء (با تبدیل همزه به هاء) و گروهی تغییر یافته باءَة (با حذف همزه) یا تصحیف (و تلفّظ عامیانه) آن و عدّهای آن را از ریشهای جدا از «بوء» میدانند.
این واژه در احادیث به ندرت و به هر دو معنی آمده است.
از جمله کاربردهای رایج آن در عربی و
فارسی عبارت است از: اصطلاحِ «قوّه باه» به معنای
غریزه جنسی و «علم الباه» که بخشی از
علم پزشکی به شمار میرفته و درباره آن کتابها نوشته شده است.
در
قرآن توصیههایی اخلاقی درباره مهار کردن غریزه باه، ماجراهای تاریخی و آموزنده و نیز برخی از احکام فقهی درباره باه، از جمله راههای مشروع آن، محدودیتهای باه (و مقدّمات آن) ـ برای
زن و
شوهر یا بهطور عام ـ و احکام حقوقی و کیفریِ مترتّب بر باهِ مشروع و نامشروع آمده است.
در قرآن، ظاهراً به اقتضای
ادب و عفّت کلام
باه مشروع و نامشروع بیشتر به صورت کنایه و با لفظهایی از قبیل
مباشِرت،
اِتْیان،
مَسّ،
قُرْب،
لَمْس،
اِفضاء،
تَغَشّی،
قَضاءِ وَطَر،
رَفَثْ،
بِغاء،
عَنَتْ،
سوء و
فحشاء و
فاحشه بیان شده است.
طبقِ نظر عالمان اخلاق و نیز مضامین احادیث، غریزه باه با دو غرض مهم در وجود
انسان،
مرد یا
زن، نهاده شده است.
بقای نوع انسان و تداوم یافتن وجود او در فرزند، که مهمترین غرض است.
وجود جهاز تناسلی و جهاز و لوازم پرورش
فرزند در نوع بشر، آرامش یافتن زن و مرد با ارضای این غریزه و نیز وجود غرایزی مانند حبّ ذات (که شامل حبّ بقای ذات نیز هست
در بیان
محبّت، محبّتِ پدری، مادری ـ فرزندی
) از شواهد غیرقابلِ انکار این امر است.
به گفته
طباطبائی مراد از «فَأْتُوا» در
آیه ۲۲۳ سوره بقره وجوب تشریعی نیست، بلکه به امری تکوینی و فطری اشاره میکند که انسان با مجهّز شدن به قوای لازم برای
تولید مثل و بقای نوع بدان هدایت شده است. بهعلاوه، به عقیده مفسّران، بخشهای دیگر آیه مزبور از جمله : «نساؤکُمْ حَرْثٌ لَکُم» با الهام از تشبیه مذکور، و «قَدِّمُوا لاَنْفُسِکُمْ»، بنابر آنکه مراد تقدیم فرزندان شایسته به جامعه باشد، و نیز
آیه ۱۱ سوره شوری (جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْوَاجاً) غرض از آفرینش قوّه باه را بقای
نسل بیان داشته است.
هدایت شدن انسان به
سعادت و کمال با درک لذّتِ این غریزه و مقایسه آن با نعمتها و لذّتهای اخروی (که به نظر برخی، از سنخ لذّتهای دنیوی است
) و در نتیجه اشتیاق به آنها.
(برای مستندات قرآنی رجوع کنید به،
و برای احادیث رجوع کنید به
)
در مواجهه با غریزه باه، که بالطّبع اقتضای فعّال شدن دارد، تسلیم شدن افراطی و عدم تقیّد به حدود مقرّر شرعی و عقلی (یا اصطلاحاً «شَرَه
) به عقیده علمای اخلاق اسلامی سبب چیرگی آن بر
عقل،
گمراهی و فساد فردی و اجتماعی انسان خواهد شد، به ویژه اگر منجر به ایجاد امیال کاذب و «بیماری عشق» شود که بنا بر تعریف
نصیرالدین طوسی «تباهترین انواع افراط بُوَد و آن صرف همگی همّت باشد به طلب یک شخص معیّن از جهت سلطان
شهوت».
هر چند
اسلام محبّت عمیق (مودّت) میان زوجین را توصیه کرده،
عشق به معنای مزبور (یا به اصطلاح حکما عشق مجازی حیوانی که ضعیفترین مراتب
عشق است
) را با توجّه به اینکه به حکومت قانون و سلطه عقل پایان میدهد، حکیمان و دانشمندان اخلاق نکوهش کردهاند
و این عشق، در احادیث منقول از
امامان (علیهمالسّلام) مذمّت شده است
برای پیشگیری از طغیان شهوت و ابتلا به این نوع عشق، و نیز مصونیّت از آثار مخرّب آن در صورت ابتلا، در احادیث و کتب اخلاقی و فقهی توصیههایی آمده است.
بعلاوه، آزادی در روابط جنسی مغایر با
فطرت انسان و حکمت آفرینش باه و موجب انقطاع نسل، فساد نسب و گسترش فحشا در جامعه است. از اینرو هرگونه عمل فحشا در
اسلام و دیگر
ادیان آسمانی مورد نهی شدید و موجب
کیفر بوده
و چه بسا از نظر همه انسانها و جوامع، قبیح عقلی به شمار میرود.
به گفته دانشمندان، زیاده روی در کاربرد قوّه باه، حتّی در موارد مجاز، عوارضی مانند ضعف بدن و نقصان عقل و عوارض دیگر در پی دارد.
از سوی دیگر «
خمود» یعنی تفریط در طلب لذّتهای ضروری
در امر باه موجب
بیماری و مشقّت بسیار و نیز محرومیّت از فواید این غریزه و در اسلام مطرود است. اسلام در فلسفه نظری خود طبیعت انسان و از جمله غریزه باه را شریر بالذّات نمیداند.
وصف نفس در
قرآن به «
مطمئنه»
و «
لوامه»
در برابرِ وصف «اَمّارةٌ بِالسُّوء» (فرمان دهنده به بدی
) میرساند که نفس ذاتاً انسان را به بدی فرا نمیخواند.
به گفته
مجلسی همه تمایلات نفسانی ناپسند به شمار نمیروند و نیز همه چیزهایی که نفس دوست ندارد پسندیده نیست، بلکه هر عملی که انسان به قصد
طاعت خداوند و در راه جلب رضایت او انجام دهد ممدوح است هر چند از خواستهای نفس باشد و موجب حصول لذّت شود. همچنین هر عملی که صرفاً به انگیزه
شهوت، و نه طاعت الهی، انجام یابد ناپسند است، اگرچه مستلزم محرومیّت نفس از برخی لذّتها باشد.
مراد از
آیات و روایاتی
که مطلقاً خواستهای نفس و شهوات را مذموم دانستهاند، منع از اسارت در برابر شهوات و غرق شدن در آنهاست.
بر این اساس، در اسلام روش نابود و حتّی محبوس کردن غریزه باه توصیه نشده و بر خلاف مذاهبی که آن را ذاتاً پلید و مانع وصول به مقامات عالی روحانی میشمارند،
امری مطلوب دانسته شده است.
به روایتی
آیه... «لاَتُحَرِّموُا طَیِّباتِ مَا اَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ: «چیزهای پاکیزهای را که خدا بر شما
حلال کرده بر خود
حرام نکنید»
درباره برخی از
یاران پیامبر (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) که هر یک خویشتن را از بعضی نعمتهای خدادادی از جمله
ازدواج و
مباشرت مشروع محروم کرده بودند، نازل شده است و پیامبر پس از شنیدن این ماجرا به
مسجد رفتند و بشدّت مردم را از ارتکاب این اعمال برحذر داشتند. همچنین آن حضرت خطاب به
عثمان بن مظعون که استفاده از قوّه باه را بر خود حرام ساخته بود، یادآوری کردند که ترک دنیا جزو اسلام نیست : «لَم یُرسِلْنِیَ اللّهُ تعالی بالرّهْبانِیّة...»
همچنانکه زنان را از «تَبَتُّل» (خودداریِ دائمی از
ازدواج) و نیز «تعطیل» (خودداری از زینت کردن برای همسر) نهی کردهاند.
بنا بر روایات از آنجا که هرگونه زیادهروی در ارضای تمایلات نفس، موجب تباهی آن میشود، و هر کوتاهی و سستی درباره نفس، زیانبار است (فکلُّ تقصیر به مضرّ و کلُّ افراطٍ به مفْسِد
) از نظر اسلام در لزوم راهبرد این تمایل طبیعی جای هیچ تردیدی نیست و نکته مهم، رعایت محدوده مُجاز و چگونگیِ کاربرد آن است.
به گفته علمای اخلاق، غریزه باه باید به گونهای محدود و در حدّ میانه به کار گرفته شود که کاملاً فرمانبردار عقل و
شرع باشد.
عامل درونیِ مهار کننده باه، اکتساب و تقویتِ ملکه «
عفت و
تقوی» است.
به عقیده مجلسی، این واژه در احادیث بیشتر درباره «عفّت
بَطْن و
فرج» به کار رفته و از جمله بر بازداشتنِ نفس از شهوات جنسیِ حرام،
مکروه و شبههانگیز و نیز مقدّمات آنها مانند
نظر،
لمس،
تقبیل و مانند آن اطلاق شده است.
در احادیث، «عفّت فرج» از برترین عبادتها و بالاترین کوششها
خوانده شده و عفّت و حیا (که از شاخههای عفّت است
) از صفات مطلوب در
همسر دانسته شده است.
در
قرآن از کسانی که تواناییِ مالی برای ازدواج ندارند، خواسته شده که «
استعفاف» داشته باشند.
همچنین گاه مفهوم عفّت جنسی با الفاظ دیگری بیان شده است؛ از جمله: فَاسْتَعْصَمَ (درباره
حضرت یوسف (علیهالسّلام) ) اِسِتحْیاءْ (در ماجرای
حضرت موسی (علیهالسّلام) هنگام ورود به
مَدیَن و کمک به دختران
شعیب (علیهالسّلام)،
حفظ فَرْج
و
اِحْصان (به معنای عفّت) یا هم خانوادههای آن.
گاهی در آیات راجع به نظارت بر باه، به تقوی سفارش شده است
که همگی بر لزوم نظارت درونی بر قوّه باه دلالت دارند.
ضرورت
حیا و عفّت در موضوع باه، که ظاهراً پذیرفته همه دانشمندان است،
منحصر به روابط زن و مرد
نامحرم نیست بلکه شامل تمام روابط جنسی ـ از قبیل رابطه هر یک از زوجین با یکدیگر و با دیگران، روابط میان
محارم و نیز همجنسان ـ میشود.
اسلام با نهادین کردن «
قوه باه» در قالب عقودی معیّن و قانونی مانند
ازدواج، از یکسو غرض از وجود این غریزه و از سوی دیگر نیاز طبیعی
انسان را برآورده است.
راههای مشروع باه در اسلام عبارت است از:
ازدواج و مالکیت. «اِلاّ عَلی اَزْوَاجِهِمْ اَوْ مَا مَلَکَتْ اَیْمانُهُمْ»
بنا بر متون حدیثی اخلاقی، باه یکی از انگیزههای ازدواج و از فوائد و آثار مهمّ آن است
که البتّه جنبه فردی دارد؛ امّا غرض نهایی و فایده اجتماعی ازدواج، بقای
نسل انسان به شیوهای خردپسندانه است، زیرا هر چند گسترش نسل از راه روابط آزاد و غیررسمی هم ممکن است ولی، عقلاً و نیز از دیدگاه اسلام، نسلی مطلوب است که اصل و نسبش معلوم بوده و در نهاد قانونی خانواده، نشو و نما یافته باشد؛ از اینرو احکام «طهارت نسب» ـ از قبیل وجوب
عده طلاق و عدّه نزدیکی به شبهه، حرمت
زنا و مانند آن ـ وضع شده و باه مشروع به
زوجین اختصاص یافته است.
در
قرآن و احادیث، علاوه بر ضرورت فردی و اجتماعی ازدواج، بلحاظ تسکین قوّه باه، به جنبه بازدارندگی آن، چه از
گناه و انحراف فردی و چه از فساد
جامعه، نیز توجّه شده است. از جمله حدیث منقول از
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم): «من استطاع منکم الباءة فلیتزوّج و من لم یستطعها فلیدمن الصوم فانه له وجاء»
بر این معنا اشارت دارد و ازدواج و باه موجب آرامش،
پاکدامنی، صیانت،
تقوی و
دینداری انسان خوانده شده و سنّتی مؤکّد به شمار رفته است؛ در برابر،
عزوبت (تجرّد) امری ناپسند، شرّ و سوق دهنده به گناه دانسته شده است.
بر این اساس، افراد مجرّد به گونههای مختلف به ازدواج و رفع موانع آن ترغیب شدهاند، از جمله: استحباب تعجیل در ازدواج و تأکید بر آن، استحباب کم بودنِ
مهریه و هزینههای ازدواج، استحباب وساطت در امر ازدواج میان دو نفر و موارد دیگر. حتّی فقها در مواردی مانند «ظنّ به ضرر» و «ترس از ارتکاب کار حرام از جمله فحشا» بر اثر ترک ازدواج، آن را
واجب دانستهاند. (رجوع شود به منابع فقهی، ابتدای «کتاب النکاح».)
برخی از صفاتی که در روایات برای
همسر، چه زن و چه شوهر، مطلوب شمرده شده، به طور مستقیم به باه یا مقدّمات آن (به بیان دیگر: باه به مفهوم گسترده خود) برمیگردد، هر چند اوصافِ مزبور، به فرموده
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و
امامان (علیهمالسّلام)، در درجه نخست اهمیّت قرار ندارند. برخی از این صفات عبارت است از: عفیف،
حصان، جمیل، عَیْناء،
بکر.
(منابع فقهی، ابتدای «کتاب النکاح».)
همچنین بنابر
فقه اسلامی، وجود برخی از عیوب راجع به باه هنگام ازدواج ـ در هریک از زوجین ـ موجب خیار فسخ نکاح برای دیگری میشود. هرچند در بعضی احادیث و کتب فقهی یکی از حکمتهای
خیار فسخ مزبور
ناباروری ذکر شده، در منابع مذکور حکمت اصلی و بیواسطه آن، با استناد به
قاعده لاضرر و تعابیر احادیث (مثلاً فَلَمْ یَقْدِرْ عَلی الجِماع
) ناتوانی در
مباشرت یا
استمتاع دانسته شده است.
هر چند در
نکاح دائم، انگیزه و مقصود اصلی و همیشگی متعاقدین، عمل باه نیست، ولی برخی از دانشمندان امامیّه در
نکاح موقت (متعه) آن را انگیزه و غرض اصلیِ طرفین دانستهاند.
(درباره استنادات فقها رجوع کنید به
و درباره استنادات فقها رجوع کنید به
)
همچنین تملّک
اَمَه (برده زن یا «سُرِّیَّة» و به تعبیر قرآن: ما ملکت اَیْمانُهُم) برای مقاصد گوناگون و از جمله استمتاع، که از دورانهای پیش از اسلام رواج داشته، بنا بر همه
مذاهب اسلامی جایز است.
بهعلاوه، فقهای امامی «تحلیل امه» را، که به عقیده برخی از آنان نکاح و به نظر بقیّه نوعی تملیک منفعت به شمار میرود،
روا دانستهاند.
در منابع اسلامی، علاوه بر ترغیب به
ازدواج، حقوق متقابل زن و شوهر بویژه در موضوع باه و مقدّمات آن نیز بیان شده است. از جمله حقوق مهمِّ زن بر شوهر مباشرت جنسی (یا اِعْفاف) است که در جزئیات این تکلیف میان مذاهب مختلف اسلامی اختلاف نظر وجود دارد
حتّی به فتوای برخی از فقهای شیعه
در صورتی که زوجه در معرض ارتکاب
گناه قرار گیرد، زوج باید او را
طلاق دهد. بعلاوه،
عزل در عقد نکاح دائم بدون اجازه همسر به فتوای بیشتر
مذاهب اهل سنت و فقهای امامی
مکروه و به نظر معدودی از آنان
حرام است. یکی از ادّله اقامه شده بر این
کراهت یا
حرمت، وجودِ «
حق التذاذ» برای زوجه است.
بنا بر همه مذاهب اسلامی، زن در زمینه استمتاع مکلّف به اطاعت (
تمکین) از شوهر است و جز در موارد معین هرگونه خودداری وی از انجام این تکلیف، هر چند به خاطر انجام دادن
عبادات مستحب باشد، موجب «
نشوز» او میشود که آثاری قانونی در پی دارد.
همچنین به موجب احادیث و احکام فقهی، وظایف دیگری نیز بر عهده زوجین است، که میتواند از مقدّمات
باه باشد؛ از جمله استحباب یا وجوب «قَسْم» بر شوهر یعنی رعایت
عدالت میان همسران (در صورت چند همسر داشتن) در اموری مانند استمتاع یا برخی مقدّمات آن،
وجوب رعایت
نظافت، لزوم
آرایش کردن زن برای شوهر و بر عکس، ضرورت حسن معاشرت زوجین و ابراز
محبت به یکدیگر.
باه مشروع در چند مورد به عللی، از جمله ناسازگاری با عبادت واجب، ممنوع شده و
مباشرت زوجین در این موارد آثاری از قبیل بطلان
عبادت، وجوب
قضا و
کفاره را در پی دارد.
بنا بر تمامی مذاهب اسلامی، نزدیکی عمدی با همسر هنگام
روزه واجب
حرام است و موجب بطلان آن، و طبق مذاهب عامّه در
روزه رمضان و به فتوای فقهای
شیعه در هر روزه واجب باعث وجوب
کفّاره نیز میشود.
حتّی
حنبلیان و
مالکیان این عمل را در حال فراموشی یا
اکراه هم موجب بطلان روزه دانستهاند و حنبلیان به وجوب کفّاره (تنها برای شوهر) نیز رأی دادهاند.
همچنین انجام مقدّمات باه، با حصول برخی شرایط، روزه را باطل و گاه کفّاره را هم واجب میکند.
بعلاوه، شیعیان و
شافعیان فرد اقدام کننده به این عمل در روزه ماه رمضان را مستوجب
تعزیر می دانند.
در زمان
اعتکاف در
مسجد، مباشرت عمدی به نظر همه مذاهب اسلامی، و حتّی مباشرت ناشی از اشتباه به فتوای فقهای شیعه و مباشرت ناشی از فراموشی یا
اکراه به عقیده برخی مذاهب عامّه، و نیز انجام دادن برخی از مقدّمات باه به فتوای شماری از مذاهب، حرام و باطل کننده اعتکاف است.
فقهای شیعه
نزدیکی در حال اعتکاف را نیز مشمول
کفّاره میشمارند.
به اتّفاق مذاهب اسلامی، هنگام
احرام در
مناسک حج و نیز
عمره عمل باه و مقدّمات آن حرام است.
انجام دادن باه در حال
احرام حج، در بیشتر موارد باعث وجوب کفّاره و گاه موجب بطلان حج نیز میشود ولی انجام مقدّمات باه از سوی زوجین، جز در موارد معدود،
حج را فاسد نمیکند.
درباره شرایط بطلان عمره بر اثر انجام باه یا مقدّماتش و نیز چگونگی کفّارة آن، اختلافاتی میان مذاهب مختلف فقهی دیده میشود.
طبق همه مذاهب اسلامی، مباشرت در زمان
عادت ماهانه و نیز دوره پس از وضع حمل (
نفاس) به استناد
آیه ۲۲۲ سوره بقره و نیز به استناد احادیث، حرام است.
بعلاوه، نزدیکی عمدی با
حایض به نظر مشهور فقهای امامی، کفّاره آن را برای مرد و به فتوای حنبلیان برای زن نیز، در صورت تمکین، واجب میکند. حنبلیان مباشرت با نَفساء را نیز مشمول کفّاره میدانند.
از دیگر ممنوعیتهای باه درباره زوجین، حرمت باه و مقدّمات آن پس از
ظِهار و
لِعان و نیز هنگام عدّه در
طلاق رِجعی به رأی برخی از مذاهب اسلامی، در خور اشاره است.
علاوه بر ممنوعیتهای قانونی، برخی محدودیتهای اخلاقی نیز در قرآن، احادیث و
فقه مطرح شده است؛ از جمله درباره روابط میان زوجین و دیگر افراد موجود در محیط
خانواده از قبیل
فرزند و
خدمتکار، که بیشتر ناظر به جنبههای تربیتی است، مانند تأکید بر رعایت
عفاف و تستّر زوجین در باه،
ضرورت اجازه گرفتن (استیذان) فرزندان و بردگانِ نابالغ برای حضور نزد والدین یا مالکان خود در اوقات معیّنی از شبانهروز. (به استناد
آیه ۵۸ سوره نور و مواردی دیگر.)
درباره چگونگی راهبرد
قوه باه در موارد مجاز، برای زن و شوهر، در فقه اسلامی ممنوعیت عمدهای وجود ندارد.
به تصریح فقها
هرگونه مباشرت آنها با یکدیگر، در آن موارد جایز است.
عمل باهِ مشروع آثار و احکام ویژه وضعی و تکلیفی دارد که مهمترین آنها عبارت است از:
مَحرمیت ابدیِ
مرد نسبت به دختران همسر خود (
ربائب) و در نتیجه «حرمت
ازدواج وی با هر یک از آنان و اولادشان پس از
طلاق یا فوت زن» که به اتّفاق همه
مذاهب اسلامی، بنا به
آیه ۲۳ نساء و
احادیث، این دو
حکم وضعی و
تکلیفی منوط به تحقّق باه شده است.
(درباره احکام مشابه در مورد مادر همسر رجوع کنید به
)
یکی از آثار باه مشروع اثبات
نسب (الحاق فرزند به شوهر مادرش) با امکان مباشرت مستند به
عقد، حتّی اگر در موارد ممنوع مانند
روزه صورت گرفته باشد، و عدم الحاق فرزند به وی با علم به عدم تحقّق باه است.
یکی دیگر از آثار باه مشروع، استقرار مالکیتِ نیمه دوّم
مهر برای
زن با تحقّق باه به فتوای تمامیِ فقها
و نیز حقّ خودداری زن از
تمکین تا زمان دریافت مَهر، در صورت مؤجّل بودن است.
وجوب اقسام مختلف
عدّه مانند
عدّه طلاق، فسخ نکاح و موارد دیگر با انجام باه بنا بر همه مذاهب اسلامی تحقق مییابد.
اثر دیگر باه مشروع عبارت است از استحقاق زن نسبت به
نفقه بر اثر تمکین تامّ وی از جمله آمادگی برای
استمتاع در موارد مجاز بر طبق همه مذاهب اسلامی.
البتّه برخی از فقها پرداخت نفقه را به مجرّد وقوع عقد واجب دانستهاند.
رجوع زوج در
طلاق رجعی با انجام باه در زمان
عدّه به فتوای فقهای امامی و
اهل سنت، جز
شافعیان محقق میشود؛
حتّی این امر به فتوای
حنفیان،
حنبلیان و مشهور فقهای شیعه نیاز به قصد رجوعکننده ندارد، بلکه صرفاً با فعل او رجوع تحقّق مییابد.
از دیگر آثار فقهی باه میتوان اینها را نام برد:
وجوب
غسل برای
عبادت و نیز لزوم رعایت ممنوعیتهای راجع به آن
استحقاق
زوجه نسبت به ترافع نزد
قاضی با عدم انجام باه در زمان معیّن در
ایلاء و نیز در
ظهار شرط بودنِ تحقّق قبلیِ باه از سوی
زوجین در برخی موارد از جمله درباره شمول احکام «
احصان»، برای اجرای
حد رجم و نیز احکام ایلاء به فتوای فقهای امامی
و احکام ظهار به فتوای برخی از آنان.
انجام مقدمات باه از دیدگاه فقها دارای آثاری است:
علاوه بر باه، انجام دادن مقدّمات مجاز آن در برخی مذاهب اسلامی، موجد آثار حقوقی است: خلوت صحیح (یعنی استقرار زوجین در مکانی که استمتاع، بدون وجود هیچ مانع طبیعی یا حسّی یا شرعی، ممکن باشد
)
به فتوای تمامی مذاهب عامّه جز
شافعیان باعث وجوب عدّه، در صورت طلاق، و نیز به فتوای حنفیان و حنبلیان، موجب استقرار مهر کامل، اثبات نسب و وجوب نفقه بر شوهر میشود.
گروهی از حنبلیان
لمس و
تقبیل با
شهوت را نیز دارای آثار خلوت صحیح میدانند.
بنا بر نظر
مشهور و چه بسا نظر اجماعی فقهای امامی، انجام دادن مقدّمات باه از سوی زوجین آثار مزبور را ندارد؛ البتّه معدودی از آنان، با استناد به احادیث، خلوت را باعث وجوب عدّه
و برخی از ایشان خلوت یا سایر استمتاعات را موجب استقرار مهر کامل دانستهاند.
فقهای شیعه، همچنانکه حنفیان و مالکیان،
برآنند که با انجام دادن مقدّمات باه از سوی
زوج در زمان عدّة
طلاق رجعی، رجوع صورت میگیرد.
عمل باه از روی شبهه و نیز در عقد فاسد، بنابر مذاهب مختلف اسلامی، دارای برخی از آثار ذکر شده برای باه مشروع است، از جمله: اثبات نَسَبْ (و الحاق کودک به مباشرتکننده)، حرمت
مصاهرت، وجوب پرداخت
مهریه و
عدّه.
در احادیث و فقه اسلامی، به موازاتِ اصرار بر آماده بودن محیط
خانواده برای استمتاعات مُجاز زوجین، درباره روابط میان افراد در خارج از نهاد خانواده در امر باه محدودیتهایی منظور شده و در برخی موارد، مانند
زنا و
لواط، ضمانت اجراهای حقوقی و کیفریِ شدیدی مقرّر شده است.
زنا، که در
قرآن و روایات بشدّت تقبیح شده، به دلیل عدم مشروعیت، فاقد بیشتر مزایا و آثار حقوقیِ باه مشروع، مانند ثبوت
نسب است و علاوه بر آن اثر کیفری شدید دارد و طبق بعضی مذاهب، موجب برخی ممنوعیتهای قانونی نیز میشود.
لواط نیز که در قرآن و احادیث
از زشتترین انواع
گناه و فحشا خوانده شده، گذشته از آثار کیفری
به فتوای فقهای امامی و حنبلی موجب حرمت مصاهرت است.
بعلاوه، در متون حدیثی و فقهی، از سایر انواع نامشروع باه مانند سُحق (یا
مساحقه) و خودارضایی جنسی یا
استمناء و غیره، که به شدّت نهی شده است، آثاری از جمله
تعزیر و
حد دارد. همچنین هر یک از اقسام باه نامشروع به فتوای برخی از مذاهب، همانند باه مشروع، موجب بطلان عبادات میشود.
علاوه بر باه، مقدّمات شهوتآمیز آن مانند
نظر،
لمس و جز آن نیز در خارج از نهاد خانواده ممنوع شده و در بسیاری موارد روابط مزبور، حتّی اگر مقرون با شهوت نباشد، منع شده است، به ویژه در قرآن
و احادیث
بر احتراز از نظر به
اجنبی (مرد به زن یا زن به مرد) تأکید شده و پیشوایان دین نگاه شهوتآمیز را زنای چشم، تیر
شیطان و... خواندهاند.
در
فقه اسلامی نگاه مرد به بدن زن نامحرم و نیز نگاه زن به بدن مرد نامحرم، حتّی با عدم شهوت و ریبه (= ترس از ارتکاب فحشا یا تمایل به آن)، ممنوع شده است.
محدودیت مهم دیگر در اینباره، وجوب
سِتر برای زن در برابر نامحرم و در عرصه جامعه است که فلسفه مهمّ تشریع آن پیشگیری از طغیان و انحراف قوّه باه بیان شده است.
از دیگر ممنوعیتهای زن و مرد نامحرم باید به حرمت لمس، خلوت،
تقبیل و نیز
کراهت یا حرمت دستدادن، حتّی در موارد عدم تلذّذ، اشاره کرد.
بنا بر متون اخلاقی و فقهی، تأکید اسلام بر رعایت حکم «حرمت نظر و
چشمچرانی» بیشتر متوجّه مرد، و «ستر و پوشش» بیشتر متوجّه
زن است؛ به عقیده برخی
این امر ناشی از اختلافی اساسی و ماهوی است که نسبت به نحوه تحریکپذیری قوّه باه میان زن و مرد وجود دارد. از اینرو، زن علاوه بر
پوشش، مکلّف به احتراز از هرگونه عمل تحریکآمیز در محیط جامعه از قبیل
تَبَرُّج (زینتنمایی
و ایجاد صدای مهیّج
) نیز شده است.
هر چند که محدودیتهای یادشده برای افراد بالغ است، برای پیشگیری از انحراف قوّة باه و به منظور رعایت اصول تربیتی
در منابع فقهی، به تبعِ روایات،
محدودیتهایی برای کودکان نابالغ نیز آمده که اولیای آنان یا افراد دیگر مکلّف به رعایت آن شدهاند؛ از جمله: وجوب جدا کردن کودکان در خوابگاههایشان بعد از شش یا ده سالگی،
حرمت نظر شهوتآمیزِ بالغ به نابالغ و برعکس، بنا بر همه مذاهب اسلامی
و حتّی حرمت نظر بالغ به
کودک ممیّز یا نزدیک به
بلوغ و نیز وجوب تستّر زن از
پسر ممیّز.
انجام دادن برخی از مقدّمات شهوتآمیز باه نامشروع از جمله نظر، لمس و تقبیل بنا بر فتوای حنفیان و برخی از حنبلیان
و فقهای امامی
موجب حرمت
مصاهرت مباشرتکننده میشود و بعلاوه، به نظر برخی مذاهب اسلامی، در بعضی موارد مشمول کیفر
تعزیر نیز میشود.
همچنین به رأی مذاهب عامّه لمس زن و مرد اجنبی با شهوت، و به عقیده شافعیان حتّی بدون شهوت هم، موجب نقض
وضو میشود.
(۱) قرآن.
(۲) ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، مع الشرح لنصیرالدّین محمد بن محمد بن حسن طوسی، تهران ۱۳۷۷ـ۱۳۷۹.
(۳) ابن قدامه، المغنی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۴) ابن منظور، لسان العرب، چاپ علی سیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۵) ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.
(۶) محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، قاهره ۱۹۶۴ـ۱۹۶۷.
(۷) مهدی الهی قمشهای، حکمت الهی، تهران.
(۸) یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق النّاضرة فی احکام العترة الطاهره، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
(۹) عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۱۰) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیه، چاپ عبدالغفور عطّار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
(۱۱) مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۱۲) محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
(۱۳) محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۱.
(۱۴) روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تحریرالوسیله، قم ۱۳۶۶ ش.
(۱۵) ابوالقاسم خوئی، مستندالعروة الوثقی، تقریرات درس به قلم محمدتقی خوئی، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۱۶) ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، بیروت.
(۱۷) ویلیام جیمز دورانت، لذّات فلسفه، ترجمه عباس زریاب خوئی، تهران ۱۳۵۰ ش.
(۱۸) علی اکبر دهخدا، لغت نامه، زیر نظر محمد معین، تهران ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش.
(۱۹) وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۲۰) محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۳.
(۲۱) محمدپادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۲۲) زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدّمشقیّه، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲۳) اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۲۴) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الاسفارالعقلیّة الاربعة، قم.
(۲۵) محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
(۲۶) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد عارف زین، صیدا ۱۳۳۱ـ۱۳۵۶/ ۱۹۱۴ـ ۱۹۳۷.
(۲۷) فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۲۸) علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۲۹) کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
(۳۰) محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۳۱) خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۰.
(۳۲) محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۳۳) محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، المحجّة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
(۳۴) احمد بن محمد فیّومی، المصباح المنیرفی غریب الشرح الکبیر، بیروت.
(۳۵) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
(۳۶) محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
(۳۷) محمدرضا گلپایگانی، مجمع المسائل، ج ۲، قم ۱۳۶۴ ش.
(۳۸) محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۳۹) محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۴۰) جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، چاپ افست قم ۱۴۰۸.
(۴۱) مرتضی مطهّری، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، تهران ۱۳۴۸ ش.
(۴۲) مرتضی مطهّری، مسأله حجاب، تهران ۱۳۷۲ ش.
(۴۳) محمد معین، فرهنگ فارسی، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۴۴) موسوعه جمال عبدالنّاصر فی الفقه الاسلامی، ج ۸، قاهره ۱۳۹۱.
(۴۵) محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت ۱۹۸۱.
(۴۶) احمد بن محمد مهدی نراقی، کتاب معراج السّعاده، تهران.
(۴۷) مهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السّعادات، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
(۴۸) محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق محتشمی، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۶۱ ش.
(۴۹) محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.
(۵۰) محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باه»، شماره ۴۰۱. ۴:۴۰. ۵:۰۰. ۵:۰۰.