مقالات دارابی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
یزید بن اسد بن کرز بَجَلی، از سرداران و امیران دوره
معاویه و از صحابیان مورد اختلاف، در زمان
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به حضور ایشان رسید و اسلام آورد، هرچند برخی رجالپژوهان به دلیل انکار ملاقات او توسط خاندانش، در صحابی بودن وی تردید کردهاند.
او در وقایع قتل
عثمان (
۳۵ قمری) به فرمان معاویه با سپاهی چهارهزار نفری برای نجات خلیفه سوم راهی
مدینه شد، اما پیش از رسیدن خبر
قتل را شنید و بازگشت.
مهمترین نقش سیاسی و نظامی بجلی در
جنگ صفّین (
۳۷ قمری) بود که در کنار
عمرو عاص و معاویه با سپاه
امام علی (علیهالسّلام) جنگید و فرماندهی پیادهنظام شامیان را بر عهده داشت.
پس از مرگ عمرو عاص (
۴۳ قمری) نفوذ وی کاهش یافت و سرانجام میان سالهای
۵۲ تا
۶۰ قمری درگذشت.
بَجَلی، یزید بن اسد بن کُرْز، امیر و سردار دوره
معاویه و به قولی
صحابی میباشد.
نسب کامل او را یزید بن اسد بن کُرْز بن عامر بن عبداللّه بن عبد شمس بن عَمْعَمة (غَمْغمة)
بن جریر بن شِقّ کاهن آوردهاند.
یزید بن اسد که از پیشوایان
قحطانی و قبایل یمنی محسوب میشد،
در سفری با هیئتی به حضور
پیامبر (صلیاللّهعلیهوآلهوسلّم) رسید و
اسلام آورد.
ابوالفرج اصفهانی به گفتگوی پدر بجلی با پیامبر اشاره کرده که طی آن وی از رسول خدا دعای خیر طلب کرده و ایشان خواستِ او را پذیرفته است.
هرچند این نویسنده شیعی متذکر شده است که به سبب شرکت بجلی در
جنگ صفّین در جبهه مخالف
حضرت علی (علیهالسلام) و اعمال زشت
نوه او،
خالد بن عبداللّه، در صحت صدورِ این روایت تشکیک کرده است.
به استناد گفتگویی میان بجلی و پیامبر (صلیاللّهعلیهوآلهوسلّم) که در آن وی حدیث «اَحِبَّ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ» را از ایشان شنیده و نقل کرده است، نویسندگان کتب رجال او را از
صحابه شمردهاند و این حدیث را
خالد بن عبدالله قسری از پدر خود،
عبداللّه بن یزید و او نیز از بجلی شنیده و نقل کرده است.
ابن معین به سبب آنکه افراد
خاندان بجلی ملاقات او را با پیامبر انکار کرده و هیچیک جز خالد بن عبداللّه به این نکته اشاره نکردهاند، در صحابی بودن وی دودل است.
جز
ابن عساکر که یک حدیث دیگر نیز از او نقل کرده است، همه منابع تنها همین حدیث را به او نسبت دادهاند.
بجلی در زمان
خلیفه دوم با بعثه (هیئتی از بلند پایگان) مسلمین به
شام رفت
و از آن پس فعالیت و نفوذ عمده او در آنجا آغاز شد.
در وقایع
قتل عثمان (
۳۵)، در پاسخ به استمداد عثمان از
معاویه، به دستور معاویه به فرماندهی سپاهی چهارهزار نفری از مردم
شام برای نجات عثمان رهسپار
مدینه شد اما پیش از رسیدن، در
وادی القری، خبر قتل خلیفه سوم را شنید و بی آنکه اقدامی کند، به شام بازگشت.
برخی درنگ و کندی او را، در رسیدن به مدینه و یاری رساندن به عثمان، به اشاره معاویه و تعمّدی دانسته
و در برخوردهایی که پیش از
نبرد صفیّن میان هواداران علی (علیهالسّلام) و معاویه پیش آمد، این نکته را متذکر شدهاند.
به استناد منابع موجود، مهمترین نقش سیاسی بجلی شرکت فعّال در زمینهچینیهای معاویه در جنگ صفّین، و تضعیف قدرت حضرت علی (علیهالسّلام)، و نیز نقش نظامی وی در پیکار صفّین بوده است.
چنانکه معاویه او را به توصیه
عمرو عاص، همراه جمعی از مردان معتمد و صاحب نفوذ قحطانی
یمن، نزد
شُرَحْبیل بن سمط کندی فرستاد تا او را با مقاصد خود همراه سازد؛
و در صفّین نیز فرماندهی گروه پیاده نظامِ سپاه اعزامی از
دمشق را برعهده داشت.
در درگیریهای سپاه معاویه با طلایهداران سپاه حضرت علی (علیهالسّلام) بر سر
آب فرات شرکت داشت و از آنجا که سرسختانه مدعی هواداری عثمان بود، تا آنجا پیش رفت که در برابر دستور معاویه مبنی بر آزاد گذاشتن سپاه حضرت علی (علیهالسّلام) در استفاده از آب فرات به توصیه عمرو عاص مقاومت کرد تا به گفته خود انتقام تشنه جان سپردنِ عثمان را از ایشان بگیرد.
بجلی در صفّین در کنار ابی الاَعْوَر و عمرو عاص با
اَشْعَث بن قیس الکندی،
شَبَث بن رِبْعیّ الریاحی و اشتر جنگید.
ابرهة بن صباح حبشی نقل کرده است که او در خطبهای برای شامیان، شرکت خود و یارانش را در جنگ صفین ناخواسته و به انگیزه
دفاع از خود و خانهاش ذکر کرده است.
پس از پایان پیکار صفین و پیروزی عمرو عاص در
ماجرای حکمیّت نیز، بجلی در خطبهای دیگر، خطاب به هواداران حضرت علی (علیهالسّلام)، آنان را به پذیرش نتیجه حکمیت و
صبر بر کشتگان خود دعوت کرده است.
)
بدینترتیب همّ خود را مصروف تثبیت موفقیت به دست آمده و پیروزی معاویه کرد.
در
۳۸، یک
سال پس از پیکار صفّین، بجلی به فرماندهی گروهی از سپاهیان دمشق همراه با عمرو عاص به
مصر رفت و با او در نبرد مهم
مسناة شرکت جست، که به
هزیمت و سپس کشته شدن
محمد بن ابی بکر (والی مصر از جانب حضرت علی (علیهالسّلام)) انجامید.
ظاهراً پس از
مرگ عمرو عاص (
۴۳) نفوذ بجلی رو به کاستی نهاد، زیرا تا حوادث
۵۲ ذکری از او نیست و در واقعه برخورد میان
حُجر بن عدیّ، صحابی مشهور، و معاویه، که به
شهادت حجر بن عدیّ در
مرج عذراء انجامید، نامش در زمره کسانی ذکر شده که معاویه را به نرمش و نهی از قتل او فرا خوانده است.
سرانجام نیز دو تن از بستگان خود،
عاصم بن عوف بجلی و
ورقاء بن سمّی بجلی، را از مرگ رهانید و معاویه آنان را به وی
هبه کرد.
ظاهراً بجلی قبل از معاویه درگذشته است. زیرا معاویه در بستر مرگ خطاب به فرزند بجلی،
عبداللّه، برای پدرش که وی را از کشتن حجر بن عدیّ نهی کرده بود، طلب آمرزش کرد.
بر اساس این منابع، مرگ او باید میانه سالهای ۵۲ (واقعه مرج عذراء) و
۶۰ (مرگ معاویه) باشد.
بنابراین اشاره
ابوالفرج اصفهانی به حضور یزید بن اسد نامی در هیئتی از امرای یمن، که پس از مرگ معاویه نزد
یزید بن معاویه رفتند، ظاهراً باید راجع به شخص دیگری باشد.
به نظرمی رسد بجلی از قدرت و مقامی، که در خور وفاداریش به معاویه باشد، برخوردار نشد و اخلاف او در نزدیکی به
خلافت امویان موفقتر از او بودند.
از نوادگان او، اسد امیر
خراسان،
و
ابوالهیثم خالد، امیر
مکه در دوره ولید و سلیمان و امیر عراقین ـ
کوفه و
بصره ـ در روزگار
هشام بن عبدالملک از دیگران مشهورترند.
۱. ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷؛
۲. ابن ابیحاتم، کتاب الجرح والتعدیل، حیدرآباد دکن ۱۳۷۱ـ۱۳۷۳/۱۹۵۲ـ۱۹۵۳؛
۳. ابن ابیحاتم، کتاب المراسیل، چاپ احمد عصام کاتب، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۴. ابناثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، چاپ محمد ابراهیم بنا و محمد احمد عاشور، قاهره ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳؛
۵. ابناثیر، الکامل فیالتاریخ، بیروت ۱۹۶۵ـ۱۹۶۶؛
۶. ابنحجر عسقلانی، کتاب الاصابة فی تمییز الصحابة، مصر ۱۳۲۸؛
۷. ابن حزم، جمهرة انسابالعرب، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره
[تاریخ مقدمه ۱۳۸۲/۱۹۶۲
] ؛
۸. ابنعبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره
[بیتا.
] ؛
۹. ابن عساکر، مختصر تاریخ دمشق، لابنمنظور، ج ۷، چاپ احمد راتب حمّوس و محمد نساجی عمر، دمشق ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛
۱۰. ابنکثیر، البدایة و النهایة فیالتاریخ، قاهره ۱۳۵۱/۱۹۳۲؛
۱۱. علیبن حسین ابوالفرج اصفهانی، کتاب الاغانی، بیروت
[بیتا.
] ؛
۱۲. محمدبن اسماعیل بخاری جُعفی، التاریخ الصغیر، چاپ محمود ابراهیم زاید، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛
۱۳. محمدبن اسماعیل بخاری جُعفی، کتاب التاریخ الکبیر، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶؛
۱۴. محمدبن جریر طبری، تاریخ الرسل والملوک، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۷۹ـ۱۸۹۶، چاپ افست تهران ۱۹۶۵؛
۱۵. محمدبن یوسف کندی، کتاب الولاة و کتاب القضاة، چاپ رفن گست، بیروت ۱۹۰۸؛
۱۶. نصربن مزاحم، وقعة صفّین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛
۱۷. احمدبن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت
[بیتا.
] ، چاپ افست قم
[بیتا.
] .
•
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بَجَلی، یزیدبن اسدبن کُرْز».