• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



باه واژه‌ای عربی به معنای جماع و نکاح است که در متون اسلامی به غریزه جنسی و کارکردهای آن اشاره دارد.
این مفهوم در قرآن، حدیث، فقه و اخلاق اسلامی در پیوند با مباحثی چون عفت، حیا، ازدواج و تنظیم روابط جنسی بررسی شده است.
در نگرش اسلامی، غریزه باه نیرویی طبیعی برای تداوم نسل و سامان اجتماعی به شمار می‌آید که باید در چارچوب احکام شرعی و اصول اخلاقی مهار و هدایت شود؛ از این‌رو افراط یا تفریط در آن نکوهش شده و میانه‌روی و کنترل آن از طریق تقوا و عفت توصیه گردیده است.

فهرست مندرجات

۱ - واژه‌شناسی باه
۲ - نگرش‌ کلّی‌ به باه
       ۲.۱ - فلسفه وجود قوه باه در انسان
              ۲.۱.۱ - تداوم نسل
              ۲.۱.۲ - هدایت انسان
       ۲.۲ - آثار افراط در باه
       ۲.۳ - نکوهش افراط در باه
       ۲.۴ - پیشگیری از طغیان شهوت
       ۲.۵ - عوارض زیاده‌روی در کاربرد قوّه باه
       ۲.۶ - تفریط در باه
       ۲.۷ - غریزه باه از نظر اسلام
       ۲.۸ - میانه‌روی در باه
       ۲.۹ - عامل درونیِ مهار کننده باه
              ۲.۹.۱ - عفت در احادیث
              ۲.۹.۲ - عفت در قرآن
              ۲.۹.۳ - لزوم نظارت درونی بر قوّه باه
              ۲.۹.۴ - ضرورت حیا و عفّت در باه
۳ - شیوه مشروع باه در اسلام
       ۳.۱ - باه در روایات
       ۳.۲ - ارتباط صفات خوب همسر با باه
       ۳.۳ - انگیزه اصلی در ازدواج
۴ - حقوق‌ و محدودیت‌های‌ زوجین‌ در زمینه‌ باه‌
       ۴.۱ - نشوز زن
       ۴.۲ - ممنوعیت باه مشروع
              ۴.۲.۱ - در زمان روزه واجب
              ۴.۲.۲ - در زمان اعتکاف در مسجد
              ۴.۲.۳ - هنگام احرام در حج
              ۴.۲.۴ - در زمان عادت ماهانه
              ۴.۲.۵ - پس از ظهار و لعان و زمان عده
       ۴.۳ - محدودیت‌های اخلاقی باه
       ۴.۴ - کیفیت باه
۵ - آثار حقوقی‌ باه‌ مشروع‌
       ۵.۱ - محرمیت مرد نسبت به ربائب
       ۵.۲ - اثبات نسب
       ۵.۳ - استقرار مالکیت نیمه دوّم مهر
       ۵.۴ - وجوب عدّه
       ۵.۵ - استحقاق زن نسبت به نفقه
       ۵.۶ - تحقّق رجوع زوج در طلاق رجعی
       ۵.۷ - آثار فقهی دیگر باه
       ۵.۸ - آثار مترتب بر انجام مقدمات باه
              ۵.۸.۱ - دیدگاه فقهای غیر امامی
              ۵.۸.۲ - دیدگاه فقهای امامی
       ۵.۹ - آثار عمل باه در عقد فاسد
۶ - باه نامشروع و آثار آن
       ۶.۱ - عوامل پیشگیری از انحراف قوه باه
       ۶.۲ - فلسفه حرمت نظر و وجوب ستر
       ۶.۳ - پیشگیری از انحراف قوّه در کودکان
       ۶.۴ - حکم انجام مقدمات باه نامشروع
۷ - فهرست منابع
۸ - پانویس
۹ - منبع


باه، واژه‌ای عربی به معانی جماع و نکاح است.
برخی واژه‌شناسان آن را دگرگون شده باء (با تبدیل همزه به هاء) و گروهی تغییر یافته باءَة (با حذف همزه) یا تصحیف (و تلفّظ عامیانه) آن و عدّه‌ای آن را از ریشه‌ای جدا از «بوء» می‌دانند.
این واژه در احادیث به ندرت و به هر دو معنی آمده است.
از جمله کاربردهای رایج آن در عربی و فارسی عبارت است از: اصطلاحِ «قوّه باه» به معنای غریزه جنسی و «علم الباه» که بخشی از علم پزشکی به شمار می‌رفته و درباره آن کتاب‌ها نوشته شده است.
[۱۶] علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ذیل «باه»، زیر نظر محمد معین، تهران ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش.
[۱۸] محمد معین، فرهنگ فارسی، ذیل «باه»، تهران ۱۳۶۳ ش.
[۱۹] محمدپادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، ذیل «باه»، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش.



در قرآن توصیه‌هایی اخلاقی درباره مهار کردن غریزه باه، ماجراهای تاریخی و آموزنده و نیز برخی از احکام فقهی درباره باه، از جمله راه‌های مشروع آن، محدودیت‌های باه (و مقدّمات آن) ـ برای زن و شوهر یا‌ به‌طور عام ـ و احکام حقوقی و کیفریِ مترتّب بر باهِ مشروع و نامشروع آمده است.
در قرآن، ظاهراً به اقتضای ادب و عفّت کلام باه مشروع و نامشروع بیش‌تر به صورت کنایه و با لفظ‌هایی از قبیل مباشِرت، اِتْیان، مَسّ، قُرْب، لَمْس، اِفضاء، تَغَشّی، قَضاءِ وَطَر، رَفَثْ، بِغاء، عَنَتْ، سوء و فحشاء و فاحشه بیان شده است.
[۷۲] محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل آیات مذکور، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.


۲.۱ - فلسفه وجود قوه باه در انسان

طبقِ نظر عالمان اخلاق و نیز مضامین احادیث، غریزه باه با دو غرض مهم در وجود انسان، مرد یا زن، نهاده شده است.

۲.۱.۱ - تداوم نسل

بقای نوع انسان و تداوم یافتن وجود او در فرزند، که مهم‌ترین غرض است. وجود جهاز تناسلی و جهاز و لوازم پرورش فرزند در نوع بشر، آرامش یافتن زن و مرد با ارضای این غریزه و نیز وجود غرایزی مانند حبّ ذات (که شامل حبّ بقای ذات نیز هست در بیان محبّت، محبّتِ پدری، مادری ـ فرزندی
[۷۹] محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۲۷۴، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.
) از شواهد غیرقابلِ انکار این امر است.
به گفته طباطبائی مراد از «فَأْتُوا» در آیه ۲۲۳ سوره بقره وجوب تشریعی نیست، بلکه به امری تکوینی و فطری اشاره می‌کند که انسان با مجهّز شدن به قوای لازم برای تولید مثل و بقای نوع بدان هدایت شده است. به‌علاوه، به عقیده مفسّران، بخش‌های دیگر آیه مزبور از جمله : «نساؤکُمْ حَرْثٌ لَکُم» با الهام از تشبیه مذکور، و «قَدِّمُوا لاَنْفُسِکُمْ»، بنابر آن‌که مراد تقدیم فرزندان شایسته به جامعه باشد، و نیز آیه ۱۱ سوره شوری (جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْوَاجاً) غرض از آفرینش قوّه باه را بقای نسل بیان داشته است.
[۸۳] محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل این آیات، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.


۲.۱.۲ - هدایت انسان

هدایت شدن انسان به سعادت و کمال با درک لذّتِ این غریزه و مقایسه آن با نعمت‌ها و لذّت‌های اخروی (که به نظر برخی، از سنخ لذّت‌های دنیوی است
[۸۵] محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل انعام: ۱۰۸، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
) و در نتیجه اشتیاق به آنها. (برای مستندات قرآنی رجوع کنید به،
[۸۷] محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل آل عمران: ۱۴، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
و برای احادیث رجوع کنید به )

۲.۲ - آثار افراط در باه

در مواجهه با غریزه باه، که بالطّبع اقتضای فعّال شدن دارد، تسلیم شدن افراطی و عدم تقیّد به حدود مقرّر شرعی و عقلی (یا اصطلاحاً «شَرَه ) به عقیده علمای اخلاق اسلامی سبب چیرگی آن بر عقل، گمراهی و فساد فردی و اجتماعی انسان خواهد شد، به ویژه اگر منجر به ایجاد امیال کاذب و «بیماری عشق» شود که بنا بر تعریف نصیرالدین طوسی «تباه‌ترین انواع افراط بُوَد و آن صرف همگی همّت باشد به طلب یک شخص معیّن از جهت سلطان شهوت».

۲.۳ - نکوهش افراط در باه

هر چند اسلام محبّت عمیق (مودّت) میان زوجین را توصیه کرده، عشق به معنای مزبور (یا به اصطلاح حکما عشق مجازی حیوانی که ضعیف‌ترین مراتب عشق است
[۹۷] مهدی الهی قمشه‌ای، حکمت الهی، ج۱، ص۱۳۹ـ۱۴۰، تهران.
) را با توجّه به این‌که به حکومت قانون و سلطه عقل پایان می‌دهد، حکیمان و دانشمندان اخلاق نکوهش کرده‌اند
[۱۰۲] محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۳، ص۱۰۸ـ۱۰۹، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۱۰۳] کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۸۱، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
و این عشق، در احادیث منقول از امامان (علیهم‌السّلام) مذمّت شده است

۲.۴ - پیشگیری از طغیان شهوت

برای پیشگیری از طغیان شهوت و ابتلا به این نوع عشق، و نیز مصونیّت از آثار مخرّب آن در صورت ابتلا، در احادیث و کتب اخلاقی و فقهی توصیه‌هایی آمده است.
[۱۰۷] محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۳، ص۱۰۹ـ۱۱۰، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۱۰۸] محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۳، ص۱۱۲ـ۱۱۵، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۱۱۰] محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۲۱۸-۲۱۹، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.
[۱۱۱] کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۸۱-۸۲، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
بعلاوه، آزادی در روابط جنسی مغایر با فطرت انسان و حکمت آفرینش باه و موجب انقطاع نسل، فساد نسب و گسترش فحشا در جامعه است. از این‌رو هرگونه عمل فحشا در اسلام و دیگر ادیان آسمانی مورد نهی شدید و موجب کیفر بوده و چه بسا از نظر همه انسان‌ها و جوامع، قبیح عقلی به شمار می‌رود.

۲.۵ - عوارض زیاده‌روی در کاربرد قوّه باه

به گفته دانشمندان، زیاده روی در کاربرد قوّه باه، حتّی در موارد مجاز، عوارضی مانند ضعف بدن و نقصان عقل و عوارض دیگر در پی دارد.
[۱۱۹] کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۸۶، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.


۲.۶ - تفریط در باه

از سوی دیگر «خمود» یعنی تفریط در طلب لذّت‌های ضروری
[۱۲۳] مهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السّعادات، ج۲، ص۱۵ـ۱۷، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
در امر باه موجب بیماری و مشقّت بسیار و نیز محرومیّت از فواید این غریزه و در اسلام مطرود است. اسلام در فلسفه نظری خود طبیعت انسان و از جمله غریزه باه را شریر بالذّات نمی‌داند.
وصف نفس در قرآن به «مطمئنه» و «لوامه» در برابرِ وصف «اَمّارةٌ بِالسُّوء» (فرمان دهنده به بدی ) می‌رساند که نفس ذاتاً انسان را به بدی فرا نمی‌خواند.
به گفته مجلسی همه تمایلات نفسانی ناپسند به شمار نمی‌روند و نیز همه چیزهایی که نفس دوست ندارد پسندیده نیست، بلکه هر عملی که انسان به قصد طاعت خداوند و در راه جلب رضایت او انجام دهد ممدوح است هر چند از خواست‌های نفس باشد و موجب حصول لذّت شود. همچنین هر عملی که صرفاً به انگیزه شهوت، و نه طاعت الهی، انجام یابد ناپسند است، اگرچه مستلزم محرومیّت نفس از برخی لذّت‌ها باشد.

۲.۷ - غریزه باه از نظر اسلام

مراد از آیات و روایاتی که مطلقاً خواست‌های نفس و شهوات را مذموم دانسته‌اند، منع از اسارت در برابر شهوات و غرق شدن در آنهاست.
بر این اساس، در اسلام روش نابود و حتّی محبوس کردن غریزه باه توصیه نشده و بر خلاف مذاهبی که آن را ذاتاً پلید و مانع وصول به مقامات عالی روحانی می‌شمارند، امری مطلوب دانسته شده است.
به روایتی آیه... «لاَتُحَرِّموُا طَیِّباتِ مَا اَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ: «چیزهای پاکیزه‌ای را که خدا بر شما حلال کرده بر خود حرام نکنید» درباره برخی از یاران پیامبر (صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم) که هر یک خویشتن را از بعضی نعمت‌های خدادادی از جمله ازدواج و مباشرت مشروع محروم کرده بودند، نازل شده است و پیامبر پس از شنیدن این ماجرا به مسجد رفتند و بشدّت مردم را از ارتکاب این اعمال برحذر داشتند. همچنین آن حضرت خطاب به عثمان بن مظعون که استفاده از قوّه باه را بر خود حرام ساخته بود، یادآوری کردند که ترک دنیا جزو اسلام نیست : «لَم یُرسِلْنِیَ اللّهُ تعالی بالرّهْبانِیّة...» همچنانکه زنان را از «تَبَتُّل» (خودداریِ دائمی از ازدواج) و نیز «تعطیل» (خودداری از زینت کردن برای همسر) نهی کرده‌اند.

۲.۸ - میانه‌روی در باه

بنا بر روایات از آن‌جا که هرگونه زیاده‌روی در ارضای تمایلات نفس، موجب تباهی آن می‌شود، و هر کوتاهی و سستی درباره نفس، زیانبار است (فکلُّ تقصیر به مضرّ و کلُّ افراطٍ به مفْسِد ) از نظر اسلام در لزوم راهبرد این تمایل طبیعی جای هیچ تردیدی نیست و نکته مهم، رعایت محدوده مُجاز و چگونگیِ کاربرد آن است.
به گفته علمای اخلاق، غریزه باه باید به گونه‌ای محدود و در حدّ میانه به کار گرفته شود که کاملاً فرمانبردار عقل و شرع باشد.
[۱۵۵] کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۸۶، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.


۲.۹ - عامل درونیِ مهار کننده باه

عامل درونیِ مهار کننده باه، اکتساب و تقویتِ ملکه «عفت و تقوی» است.

۲.۹.۱ - عفت در احادیث

به عقیده مجلسی، این واژه در احادیث بیش‌تر درباره «عفّت بَطْن و فرج» به کار رفته و از جمله بر بازداشتنِ نفس از شهوات جنسیِ حرام، مکروه و شبهه‌انگیز و نیز مقدّمات آن‌ها مانند نظر، لمس، تقبیل و مانند آن اطلاق شده است.
در احادیث، «عفّت فرج» از برترین عبادت‌ها و بالاترین کوشش‌ها خوانده شده و عفّت و حیا (که از شاخه‌های عفّت است
[۱۵۹] محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۱۱۳ـ۱۱۴، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.
) از صفات مطلوب در همسر دانسته شده است.

۲.۹.۲ - عفت در قرآن

در قرآن از کسانی که تواناییِ مالی برای ازدواج ندارند، خواسته شده که «استعفاف» داشته باشند. همچنین گاه مفهوم عفّت جنسی با الفاظ دیگری بیان شده است؛ از جمله: فَاسْتَعْصَمَ (درباره حضرت یوسف (علیه‌السّلام) ) اِسِتحْیاءْ (در ماجرای حضرت موسی (علیه‌السّلام) هنگام ورود به مَدیَن و کمک به دختران شعیب (علیه‌السّلام)، حفظ فَرْج و اِحْصان (به معنای عفّت) یا هم خانواده‌های آن.

۲.۹.۳ - لزوم نظارت درونی بر قوّه باه

گاهی در آیات راجع به نظارت بر باه، به تقوی سفارش شده است که همگی بر لزوم نظارت درونی بر قوّه باه دلالت دارند.

۲.۹.۴ - ضرورت حیا و عفّت در باه

ضرورت حیا و عفّت در موضوع باه، که ظاهراً پذیرفته همه دانشمندان است،
[۱۸۶] ویلیام جیمز دورانت، لذّات فلسفه، ج۱، ص۱۱۳ـ۱۱۴، ترجمه عباس زریاب خوئی، تهران ۱۳۵۰ ش.
[۱۸۷] ویلیام جیمز دورانت، لذّات فلسفه، ج۱، ص۱۳۰ـ ۱۳۳، ترجمه عباس زریاب خوئی، تهران ۱۳۵۰ ش.
منحصر به روابط زن و مرد نامحرم نیست بلکه شامل تمام روابط جنسی ـ از قبیل رابطه هر یک از زوجین با یکدیگر و با دیگران، روابط میان محارم و نیز همجنسان ـ می‌شود.


اسلام با نهادین کردن «قوه باه» در قالب عقودی معیّن و قانونی مانند ازدواج، از یکسو غرض از وجود این غریزه و از سوی دیگر نیاز طبیعی انسان را برآورده است.
راه‌های مشروع باه در اسلام عبارت است از:
ازدواج و مالکیت. «اِلاّ عَلی اَزْوَاجِهِمْ اَوْ مَا مَلَکَتْ اَیْمانُهُمْ»
بنا بر متون حدیثی اخلاقی، باه یکی از انگیزه‌های ازدواج و از فوائد و آثار مهمّ آن است
[۱۹۰] محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۲، ص۲۷، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۱۹۱] محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۲، ص۳۱ـ۳۴، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۱۹۲] مهدی بن ابی‌ذر نراقی، جامع السّعادات، ص۱۶ بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
که البتّه جنبه فردی دارد؛ امّا غرض نهایی و فایده اجتماعی ازدواج، بقای نسل انسان به شیوه‌ای خردپسندانه است، زیرا هر چند گسترش نسل از راه روابط آزاد و غیررسمی هم ممکن است ولی، عقلاً و نیز از دیدگاه اسلام، نسلی مطلوب است که اصل و نسبش معلوم بوده و در نهاد قانونی خانواده، نشو و نما یافته باشد؛ از این‌رو احکام «طهارت نسب» ـ از قبیل وجوب عده طلاق و عدّه نزدیکی به شبهه، حرمت زنا و مانند آن ـ وضع شده و باه مشروع به زوجین اختصاص یافته است.

۳.۱ - باه در روایات

در قرآن و احادیث، علاوه بر ضرورت فردی و اجتماعی ازدواج، بلحاظ تسکین قوّه باه، به جنبه بازدارندگی آن، چه از گناه و انحراف فردی و چه از فساد جامعه، نیز توجّه شده است. از جمله حدیث منقول از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): «من استطاع منکم الباءة فلیتزوّج و من لم یستطعها فلیدمن الصوم فانه له وجاء» بر این معنا اشارت دارد و ازدواج و باه موجب آرامش، پاکدامنی، صیانت، تقوی و دینداری انسان خوانده شده و سنّتی مؤکّد به شمار رفته است؛ در برابر، عزوبت (تجرّد) امری ناپسند، شرّ و سوق دهنده به گناه دانسته شده است.
بر این اساس، افراد مجرّد به گونه‌های مختلف به ازدواج و رفع موانع آن ترغیب شده‌اند، از جمله: استحباب تعجیل در ازدواج و تأکید بر آن، استحباب کم بودنِ مهریه و هزینه‌های ازدواج، استحباب وساطت در امر ازدواج میان دو نفر و موارد دیگر. حتّی فقها در مواردی مانند «ظنّ به ضرر» و «ترس از ارتکاب کار حرام از جمله فحشا» بر اثر ترک ازدواج، آن را واجب دانسته‌اند. (رجوع شود به منابع فقهی، ابتدای «کتاب النکاح».)

۳.۲ - ارتباط صفات خوب همسر با باه

برخی از صفاتی که در روایات برای همسر، چه زن و چه شوهر، مطلوب شمرده شده، به طور مستقیم به باه یا مقدّمات آن (به بیان دیگر: باه به مفهوم گسترده خود) برمی‌گردد، هر چند اوصافِ مزبور، به فرموده پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امامان (علیهم‌السّلام)، در درجه نخست اهمیّت قرار ندارند. برخی از این صفات عبارت است از: عفیف، حصان، جمیل، عَیْناء، بکر. (منابع فقهی، ابتدای «کتاب النکاح».)
همچنین بنابر فقه اسلامی، وجود برخی از عیوب راجع به باه هنگام ازدواج ـ در هریک از زوجین ـ موجب خیار فسخ نکاح برای دیگری می‌شود. هرچند در بعضی احادیث و کتب فقهی یکی از حکمت‌های خیار فسخ مزبور ناباروری ذکر شده، در منابع مذکور حکمت اصلی و بی‌واسطه آن، با استناد به قاعده لاضرر و تعابیر احادیث (مثلاً فَلَمْ یَقْدِرْ عَلی الجِماع ) ناتوانی در مباشرت یا استمتاع دانسته شده است.

۳.۳ - انگیزه اصلی در ازدواج

هر چند در نکاح دائم، انگیزه و مقصود اصلی و همیشگی متعاقدین، عمل باه نیست، ولی برخی از دانشمندان امامیّه در نکاح موقت (متعه) آن را انگیزه و غرض اصلیِ طرفین دانسته‌اند. (درباره استنادات فقها رجوع کنید به و درباره استنادات فقها رجوع کنید به)
همچنین تملّک اَمَه (برده زن یا «سُرِّیَّة» و به تعبیر قرآن: ما ملکت اَیْمانُهُم) برای مقاصد گوناگون و از جمله استمتاع، که از دوران‌های پیش از اسلام رواج داشته، بنا بر همه مذاهب اسلامی جایز است.
[۲۱۲] ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۵۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۲۱۳] ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۸۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
به‌علاوه، فقهای امامی «تحلیل امه» را، که به عقیده برخی از آنان نکاح و به نظر بقیّه نوعی تملیک منفعت به شمار می‌رود، روا دانسته‌اند.


در منابع اسلامی، علاوه بر ترغیب به ازدواج، حقوق متقابل زن و شوهر بویژه در موضوع باه و مقدّمات آن نیز بیان شده است. از جمله حقوق مهمِّ زن بر شوهر مباشرت جنسی (یا اِعْفاف) است که در جزئیات این تکلیف میان مذاهب مختلف اسلامی اختلاف‌ نظر وجود دارد
[۲۲۱] محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۲، ص۵۶-۶۰، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۲۲۲] محمد بن محمد غزالی، ج۲، ص۴۷، احیاء علوم الدّین، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۲۲۶] ابن قدامه، المغنی، ج۸، ص۱۴۱ـ۱۴۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
حتّی به فتوای برخی از فقهای شیعه در صورتی که زوجه در معرض ارتکاب گناه قرار گیرد، زوج باید او را طلاق دهد. بعلاوه، عزل در عقد نکاح دائم بدون اجازه همسر به فتوای بیشتر مذاهب اهل سنت و فقهای امامی مکروه و به نظر معدودی از آنان حرام است. یکی از ادّله اقامه شده بر این کراهت یا حرمت، وجودِ «حق التذاذ» برای زوجه است.

۴.۱ - نشوز زن

بنا بر همه مذاهب اسلامی، زن در زمینه استمتاع مکلّف به اطاعت (تمکین) از شوهر است و جز در موارد معین هرگونه خودداری وی از انجام این تکلیف، هر چند به خاطر انجام دادن عبادات مستحب باشد، موجب «نشوز» او می‌شود که آثاری قانونی در پی دارد.
همچنین به موجب احادیث و احکام فقهی، وظایف دیگری نیز بر عهده زوجین است، که می‌تواند از مقدّمات باه باشد؛ از جمله استحباب یا وجوب «قَسْم» بر شوهر یعنی رعایت عدالت میان همسران (در صورت چند همسر داشتن) در اموری مانند استمتاع یا برخی مقدّمات آن، وجوب رعایت نظافت، لزوم آرایش کردن زن برای شوهر و بر عکس، ضرورت حسن معاشرت زوجین و ابراز محبت به یکدیگر.
[۲۴۷] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۳۴۱ـ۳۴۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.


۴.۲ - ممنوعیت باه مشروع

باه مشروع در چند مورد به عللی، از جمله ناسازگاری با عبادت واجب، ممنوع شده و مباشرت زوجین در این موارد آثاری از قبیل بطلان عبادت، وجوب قضا و کفاره را در پی دارد.

۴.۲.۱ - در زمان روزه واجب

بنا بر تمامی مذاهب اسلامی، نزدیکی عمدی با همسر هنگام روزه واجب حرام است و موجب بطلان آن، و طبق مذاهب عامّه در روزه رمضان و به فتوای فقهای شیعه در هر روزه واجب باعث وجوب کفّاره نیز می‌شود. حتّی حنبلیان و مالکیان این عمل را در حال فراموشی یا اکراه هم موجب بطلان روزه دانسته‌اند و حنبلیان به وجوب کفّاره (تنها برای شوهر) نیز رأی داده‌اند. همچنین انجام مقدّمات باه، با حصول برخی شرایط، روزه را باطل و گاه کفّاره را هم واجب می‌کند.
[۲۶۵] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۲۵۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۶۶] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۶۶۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۶۷] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۶۶۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۶۸] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۶۷۰ـ۶۷۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۶۹] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۶۷۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
بعلاوه، شیعیان و شافعیان فرد اقدام کننده به این عمل در روزه ماه رمضان را مستوجب تعزیر می‌دانند.

۴.۲.۲ - در زمان اعتکاف در مسجد

در زمان اعتکاف در مسجد، مباشرت عمدی به نظر همه مذاهب اسلامی، و حتّی مباشرت ناشی از اشتباه به فتوای فقهای شیعه و مباشرت ناشی از فراموشی یا اکراه به عقیده برخی مذاهب عامّه، و نیز انجام دادن برخی از مقدّمات باه به فتوای شماری از مذاهب، حرام و باطل کننده اعتکاف است.
فقهای شیعه نزدیکی در حال اعتکاف را نیز مشمول کفّاره می‌شمارند.

۴.۲.۳ - هنگام احرام در حج

به اتّفاق مذاهب اسلامی، هنگام احرام در مناسک حج و نیز عمره عمل باه و مقدّمات آن حرام است.
[۲۷۵] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۲۴۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.

انجام دادن باه در حال احرام حج، در بیش‌تر موارد باعث وجوب کفّاره و گاه موجب بطلان حج نیز می‌شود ولی انجام مقدّمات باه از سوی زوجین، جز در موارد معدود، حج را فاسد نمی‌کند.
[۲۷۶] زحیلی، وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج ۳، ص ۲۴۴ـ۲۴۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹
[۲۷۷] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۲۵۷ـ۲۵۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۷۸] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۲۶۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۷۹] ابن قدامه، المغنی، ج۳، ص۳۱۵ـ۳۳۷، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۲۸۰] ابن قدامه، المغنی، ج۳، ص۳۷۷ـ۳۷۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۲۸۱] ابن قدامه، المغنی، ج۳، ص۵۱۳ ـ۵۱۷، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۲۸۳] محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۱۸، ص۳۶۵ـ۳۶۷، بیروت ۱۹۸۱.
[۲۸۴] محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۱۸، ص۳۸۷ـ۳۹۳، بیروت ۱۹۸۱.
درباره شرایط بطلان عمره بر اثر انجام باه یا مقدّماتش و نیز چگونگی کفّارة آن، اختلافاتی میان مذاهب مختلف فقهی دیده می‌شود.

۴.۲.۴ - در زمان عادت ماهانه

طبق همه مذاهب اسلامی، مباشرت در زمان عادت ماهانه و نیز دوره پس از وضع حمل (نفاس) به استناد آیه ۲۲۲ سوره بقره و نیز به استناد احادیث، حرام است. بعلاوه، نزدیکی عمدی با حایض به نظر مشهور فقهای امامی، کفّاره آن را برای مرد و به فتوای حنبلیان برای زن نیز، در صورت تمکین، واجب می‌کند. حنبلیان مباشرت با نَفساء را نیز مشمول کفّاره می‌دانند.

۴.۲.۵ - پس از ظهار و لعان و زمان عده

از دیگر ممنوعیت‌های باه درباره زوجین، حرمت باه و مقدّمات آن پس از ظِهار
[۳۰۹] ابن قدامه، المغنی، ج۸، ص۵۶۶ـ ۵۶۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
و لِعان
[۳۱۴] ابن قدامه، المغنی، ج۹، ص۲۸ـ۳۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
و نیز هنگام عدّه در طلاق رِجعی
[۳۱۵] ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۲، ص۱۰۳، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.
[۳۱۷] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۴۶۲ـ۴۶۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۳۱۸] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۴۶۵ـ۴۶۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
به رأی برخی از مذاهب اسلامی، در خور اشاره است.

۴.۳ - محدودیت‌های اخلاقی باه

علاوه بر ممنوعیت‌های قانونی، برخی محدودیت‌های اخلاقی نیز در قرآن، احادیث و فقه مطرح شده است؛ از جمله درباره روابط میان زوجین و دیگر افراد موجود در محیط خانواده از قبیل فرزند و خدمتکار، که بیش‌تر ناظر به جنبه‌های تربیتی است، مانند تأکید بر رعایت عفاف و تستّر زوجین در باه،
[۳۲۴] موسوعه جمال عبدالنّاصر فی الفقه الاسلامی، ج۸، ص۱۳، قاهره ۱۳۹۱.
ضرورت اجازه گرفتن (استیذان) فرزندان و بردگانِ نابالغ برای حضور نزد والدین یا مالکان خود در اوقات معیّنی از شبانه‌روز. (به استناد آیه ۵۸ سوره نور و مواردی دیگر.)

۴.۴ - کیفیت باه

درباره چگونگی راهبرد قوه باه در موارد مجاز، برای زن و شوهر، در فقه اسلامی ممنوعیت عمده‌ای وجود ندارد. به تصریح فقها هرگونه مباشرت آن‌ها با یکدیگر، در آن موارد جایز است.


عمل‌ باهِ مشروع‌ آثار و احکام‌ ویژه‌ وضعی‌ و تکلیفی‌ دارد که‌ مهم‌ترین‌ آنها عبارت‌ است‌ از:

۵.۱ - محرمیت مرد نسبت به ربائب

مَحرمیت ابدیِ مرد نسبت به دختران همسر خود (ربائب) و در نتیجه «حرمت ازدواج وی با هر یک از آنان و اولادشان پس از طلاق یا فوت زن» که به اتّفاق همه مذاهب اسلامی، بنا به آیه ۲۳ نساء و احادیث، این دو حکم وضعی و تکلیفی منوط به تحقّق باه شده است.
[۳۴۴] اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج۱، ص۵۱ـ۵۳، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
(درباره احکام مشابه در مورد مادر همسر رجوع کنید به )

۵.۲ - اثبات نسب

یکی از آثار باه مشروع اثبات نسب (الحاق فرزند به شوهر مادرش) با امکان مباشرت مستند به عقد، حتّی اگر در موارد ممنوع مانند روزه صورت گرفته باشد، و عدم الحاق فرزند به وی با علم به عدم تحقّق باه است.

۵.۳ - استقرار مالکیت نیمه دوّم مهر

یکی دیگر از آثار باه مشروع، استقرار مالکیتِ نیمه دوّم مهر برای زن با تحقّق باه به فتوای تمامیِ فقها و نیز حقّ خودداری زن از تمکین تا زمان دریافت مَهر، در صورت مؤجّل‌ بودن است.
[۳۶۵] اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج۱، ص۱۴۰ـ۱۴۲، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.


۵.۴ - وجوب عدّه

وجوب اقسام مختلف عدّه مانند عدّه طلاق، فسخ نکاح و موارد دیگر با انجام باه بنا بر همه مذاهب اسلامی تحقق می‌یابد.

۵.۵ - استحقاق زن نسبت به نفقه

اثر دیگر باه مشروع عبارت است از استحقاق زن نسبت به نفقه بر اثر تمکین تامّ وی از جمله آمادگی برای استمتاع در موارد مجاز بر طبق همه مذاهب اسلامی. البتّه برخی از فقها پرداخت نفقه را به مجرّد وقوع عقد واجب دانسته‌اند.

۵.۶ - تحقّق رجوع زوج در طلاق رجعی

رجوع زوج در طلاق رجعی با انجام باه در زمان عدّه به فتوای فقهای امامی و اهل سنت، جز شافعیان محقق می‌شود؛ حتّی این امر به فتوای حنفیان، حنبلیان و مشهور فقهای شیعه نیاز به قصد رجوع‌کننده ندارد، بلکه صرفاً با فعل او رجوع تحقّق می‌یابد.

۵.۷ - آثار فقهی دیگر باه

از دیگر آثار فقهی باه می‌توان این‌ها را نام برد:
وجوب غسل برای عبادت و نیز لزوم رعایت ممنوعیت‌های راجع به آن استحقاق زوجه نسبت به ترافع نزد قاضی با عدم انجام باه در زمان معیّن در ایلاء
[۳۸۹] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۵۵۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
و نیز در ظهار شرط بودنِ تحقّق قبلیِ باه از سوی زوجین در برخی موارد از جمله درباره شمول احکام «احصان»، برای اجرای حد رجم و نیز احکام ایلاء به فتوای فقهای امامی و احکام ظهار به فتوای برخی از آنان.

۵.۸ - آثار مترتب بر انجام مقدمات باه

انجام مقدمات باه از دیدگاه فقها دارای آثاری است:

۵.۸.۱ - دیدگاه فقهای غیر امامی

علاوه بر باه، انجام دادن مقدّمات مجاز آن در برخی مذاهب اسلامی، موجد آثار حقوقی است: خلوت صحیح (یعنی استقرار زوجین در مکانی که استمتاع، بدون وجود هیچ مانع طبیعی یا حسّی یا شرعی، ممکن باشد
[۴۰۵] اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج۱، ص۱۴۶، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
)
به فتوای تمامی مذاهب عامّه جز شافعیان باعث وجوب عدّه، در صورت طلاق، و نیز به فتوای حنفیان و حنبلیان، موجب استقرار مهر کامل، اثبات نسب و وجوب نفقه بر شوهر می‌شود.
[۴۱۴] اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج۱، ص۱۴۶ـ۱۴۹، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
گروهی از حنبلیان لمس و تقبیل با شهوت را نیز دارای آثار خلوت صحیح می‌دانند.
[۴۱۵] ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۸، ص۶۶ـ۶۷، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.


۵.۸.۲ - دیدگاه فقهای امامی

بنا بر نظر مشهور و چه بسا نظر اجماعی فقهای امامی، انجام دادن مقدّمات باه از سوی زوجین آثار مزبور را ندارد؛ البتّه معدودی از آنان، با استناد به احادیث، خلوت را باعث وجوب عدّه و برخی از ایشان خلوت یا سایر استمتاعات را موجب استقرار مهر کامل دانسته‌اند.
فقهای شیعه، هم‌چنان‌که حنفیان و مالکیان، برآنند که با انجام دادن مقدّمات باه از سوی زوج در زمان عدّة طلاق رجعی، رجوع صورت می‌گیرد.

۵.۹ - آثار عمل باه در عقد فاسد

عمل باه از روی شبهه و نیز در عقد فاسد، بنابر مذاهب مختلف اسلامی، دارای برخی از آثار ذکر شده برای باه مشروع است، از جمله: اثبات نَسَبْ (و الحاق کودک به مباشرت‌کننده)، حرمت مصاهرت، وجوب پرداخت مهریه و عدّه.
[۴۳۲] ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۴۸۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.



در احادیث و فقه اسلامی، به موازاتِ اصرار بر آماده بودن محیط خانواده برای استمتاعات مُجاز زوجین، درباره روابط میان افراد در خارج از نهاد خانواده در امر باه محدودیت‌هایی منظور شده و در برخی موارد، مانند زنا و لواط، ضمانت اجراهای حقوقی و کیفریِ شدیدی مقرّر شده است.
زنا، که در قرآن و روایات بشدّت تقبیح شده، به دلیل عدم مشروعیت، فاقد بیش‌تر مزایا و آثار حقوقیِ باه مشروع، مانند ثبوت نسب است و علاوه بر آن اثر کیفری شدید دارد و طبق بعضی مذاهب، موجب برخی ممنوعیت‌های قانونی نیز می‌شود.
لواط نیز که در قرآن و احادیث از زشت‌ترین انواع گناه و فحشا خوانده شده، گذشته از آثار کیفری به فتوای فقهای امامی و حنبلی موجب حرمت مصاهرت است.
[۴۴۲] ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۴۸۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

بعلاوه، در متون حدیثی و فقهی، از سایر انواع نامشروع باه مانند سُحق (یا مساحقه) و خود‌ارضایی جنسی یا استمناء
[۴۴۹] موسوعه جمال عبدالنّاصر فی الفقه الاسلامی، ج۸، ص۷۷ـ۸۲، قاهره ۱۳۹۱.
و غیره، که به شدّت نهی شده است، آثاری از جمله تعزیر و حد دارد. همچنین هر یک از اقسام باه نامشروع به فتوای برخی از مذاهب، همانند باه مشروع، موجب بطلان عبادات می‌شود.
[۴۵۴] موسوعه جمال عبدالنّاصر فی الفقه الاسلامی، ج۸، ص۸۲ـ۹۱، قاهره ۱۳۹۱.

علاوه بر باه، مقدّمات شهوت‌آمیز آن مانند نظر، لمس و جز آن نیز در خارج از نهاد خانواده ممنوع شده و در بسیاری موارد روابط مزبور، حتّی اگر مقرون با شهوت نباشد، منع شده است، به ویژه در قرآن و احادیث
[۴۵۹] محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۳، ص۱۰۹ـ۱۱۱، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
بر احتراز از نظر به اجنبی (مرد به زن یا زن به مرد) تأکید شده و پیشوایان دین نگاه شهوت‌آمیز را زنای چشم، تیر شیطان و... خوانده‌اند.

۶.۱ - عوامل پیشگیری از انحراف قوه باه

در فقه اسلامی نگاه مرد به بدن زن نامحرم و نیز نگاه زن به بدن مرد نامحرم، حتّی با عدم شهوت و ریبه (= ترس از ارتکاب فحشا یا تمایل به آن)، ممنوع شده است.
محدودیت مهم دیگر در این‌باره، وجوب سِتر برای زن در برابر نامحرم و در عرصه جامعه است که فلسفه مهمّ تشریع آن پیشگیری از طغیان و انحراف قوّه باه بیان شده است.
از دیگر ممنوعیت‌های زن و مرد نامحرم باید به حرمت لمس، خلوت، تقبیل و نیز کراهت یا حرمت دست‌دادن، حتّی در موارد عدم تلذّذ، اشاره کرد.

۶.۲ - فلسفه حرمت نظر و وجوب ستر

بنا بر متون اخلاقی و فقهی، تأکید اسلام بر رعایت حکم «حرمت نظر و چشم‌چرانی» بیشتر متوجّه مرد، و «ستر و پوشش» بیشتر متوجّه زن است؛ به عقیده برخی این امر ناشی از اختلافی اساسی و ماهوی است که نسبت به نحوه تحریک‌پذیری قوّه باه میان زن و مرد وجود دارد. از این‌رو، زن علاوه بر پوشش، مکلّف به احتراز از هرگونه عمل تحریک‌آمیز در محیط جامعه از قبیل تَبَرُّج (زینت‌نمایی و ایجاد صدای مهیّج) نیز شده است.

۶.۳ - پیشگیری از انحراف قوّه در کودکان

هر چند که محدودیت‌های یادشده برای افراد بالغ است، برای پیشگیری از انحراف قوّة باه و به منظور رعایت اصول تربیتی
[۴۸۶] ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۱، ص۸۹، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.
در منابع فقهی، به تبعِ روایات، محدودیت‌هایی برای کودکان نابالغ نیز آمده که اولیای آنان یا افراد دیگر مکلّف به رعایت آن شده‌اند؛ از جمله: وجوب جدا کردن کودکان در خوابگاه‌هایشان بعد از شش یا ده سالگی، حرمت نظر شهوت‌آمیزِ بالغ به نابالغ و برعکس، بنا بر همه مذاهب اسلامی و حتّی حرمت نظر بالغ به کودک ممیّز یا نزدیک به بلوغ و نیز وجوب تستّر زن از پسر ممیّز.

۶.۴ - حکم انجام مقدمات باه نامشروع

انجام دادن برخی از مقدّمات شهوت‌آمیز باه نامشروع از جمله نظر، لمس و تقبیل بنا بر فتوای حنفیان و برخی از حنبلیان و فقهای امامی موجب حرمت مصاهرت مباشرت‌کننده می‌شود و بعلاوه، به نظر برخی مذاهب اسلامی، در بعضی موارد مشمول کیفر تعزیر نیز می‌شود. همچنین به رأی مذاهب عامّه لمس زن و مرد اجنبی با شهوت، و به عقیده شافعیان حتّی بدون شهوت هم، موجب نقض وضو می‌شود.


(۱) قرآن.
(۲) ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، مع الشرح لنصیرالدّین محمد بن محمد بن حسن طوسی، تهران ۱۳۷۷ـ۱۳۷۹.
(۳) ابن قدامه، المغنی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۴) ابن منظور، لسان العرب، چاپ علی سیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۵) ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.
(۶) محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، قاهره ۱۹۶۴ـ۱۹۶۷.
(۷) مهدی الهی قمشه‌ای، حکمت الهی، تهران.
(۸) یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق النّاضرة فی احکام العترة الطاهره، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
(۹) عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۱۰) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیه، چاپ عبدالغفور عطّار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
(۱۱) مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۱۲) محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
(۱۳) محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۱.
(۱۴) روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تحریرالوسیله، قم ۱۳۶۶ ش.
(۱۵) ابوالقاسم خوئی، مستندالعروة الوثقی، تقریرات درس به قلم محمدتقی خوئی، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۱۶) ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، بیروت.
(۱۷) ویلیام جیمز دورانت، لذّات فلسفه، ترجمه عباس زریاب خوئی، تهران ۱۳۵۰ ش.
(۱۸) علی اکبر دهخدا، لغت نامه، زیر نظر محمد معین، تهران ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش.
(۱۹) وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۲۰) محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۳.
(۲۱) محمدپادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۲۲) زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدّمشقیّه، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲۳) اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۲۴) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الاسفارالعقلیّة الاربعة، قم.
(۲۵) محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
(۲۶) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد عارف زین، صیدا ۱۳۳۱ـ۱۳۵۶/ ۱۹۱۴ـ ۱۹۳۷.
(۲۷) فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۲۸) علی بن ابیطالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۲۹) کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
(۳۰) محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۳۱) خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۰.
(۳۲) محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۳۳) محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، المحجّة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
(۳۴) احمد بن محمد فیّومی، المصباح المنیرفی غریب الشرح الکبیر، بیروت.
(۳۵) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
(۳۶) محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
(۳۷) محمدرضا گلپایگانی، مجمع المسائل، ج ۲، قم ۱۳۶۴ ش.
(۳۸) محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۳۹) محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۴۰) جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، چاپ افست قم ۱۴۰۸.
(۴۱) مرتضی مطهّری، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، تهران ۱۳۴۸ ش.
(۴۲) مرتضی مطهّری، مسأله حجاب، تهران ۱۳۷۲ ش.
(۴۳) محمد معین، فرهنگ فارسی، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۴۴) موسوعه جمال عبدالنّاصر فی الفقه الاسلامی، ج ۸، قاهره ۱۳۹۱.
(۴۵) محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت ۱۹۸۱.
(۴۶) احمد بن محمد مهدی نراقی، کتاب معراج السّعاده، تهران.
(۴۷) مهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السّعادات، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
(۴۸) محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق محتشمی، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۶۱ ش.
(۴۹) محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.
(۵۰) محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.


۱. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ذیل «بوء» و «بوه»، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، قم ۱۴۰۹۱۴۱۰.    
۲. محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، ذیل «بوء» و «بوه»، قاهره ۱۹۶۴۱۹۶۷.    
۳. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح:تاج اللغة و صحاح العربیه، ذیل «بوء» و «بوه»، چاپ عبدالغفور عطّار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.    
۴. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بوء» و «بوه»، چاپ علی سیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.    
۵. محمد بن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ذیل «بوء» و «بوه»، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.    
۶. احمد بن محمد فیّومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ذیل «بوء»، بیروت.    
۷. فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «بوء»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.    
۸. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بوء»، چاپ علی سیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.    
۹. محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، ذیل «بوء» و «بوه»، قاهره ۱۹۶۴۱۹۶۷.    
۱۰. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۶۶، ص۲۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۱. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۶۶، ص۷۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۲. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۰، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۳. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۳۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۴. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بوء»، چاپ علی سیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.    
۱۵. فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «بوء»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.    
۱۶. علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ذیل «باه»، زیر نظر محمد معین، تهران ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش.
۱۷. مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ذیل «علم الباه»، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.    
۱۸. محمد معین، فرهنگ فارسی، ذیل «باه»، تهران ۱۳۶۳ ش.
۱۹. محمدپادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، ذیل «باه»، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش.
۲۰. آل عمران/سوره۳، آیه۳۹.    
۲۱. نساء/سوره۴، آیه۳.    
۲۲. نساء/سوره۴، آیه۲۳۲۷.    
۲۳. مائده/سوره۵، آیه۶.    
۲۴. اعراف/سوره۷، آیه۸۰۸۴.    
۲۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۲۳۳۴.    
۲۶. حجر/سوره۱۵، آیه۵۸۷۷.    
۲۷. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۲.    
۲۸. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۶۷.    
۲۹. نور/سوره۲۴، آیه۱۲.    
۳۰. نور/سوره۲۴، آیه۳۰۳۳.    
۳۱. نور/سوره۲۴، آیه۵۸۶۰.    
۳۲. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۶۰۱۷۵.    
۳۳. نمل/سوره۲۷، آیه۵۴۵۸.    
۳۴. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۸۳۴.    
۳۵. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۵.    
۳۶. شوری/سوره۴۲، آیه۱۱.    
۳۷. تحریم/سوره۶۶، آیه۱۲.    
۳۸. معارج/سوره۷۰، آیه۲۹۳۱.    
۳۹. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل بقره:۲۲۳، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۴/۱۹۷۱۱۹۷۴.    
۴۰. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل نساء:۲۳، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۴/۱۹۷۱۱۹۷۴.    
۴۱. محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، ذیل بقره:۱۸۷، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۳.    
۴۲. محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، ذیل بقره:۲۲۳، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۳.    
۴۳. محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، ذیل احزاب:۴۹، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۳.    
۴۴. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۴۵. بقره/سوره۲، آیه۲۲۲.    
۴۶. بقره/سوره۲، آیه۲۲۳.    
۴۷. اعراف/سوره۷، آیه۸۱.    
۴۸. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۶۵.    
۴۹. نمل/سوره۲۷، آیه۵۵.    
۵۰. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۹.    
۵۱. بقره/سوره۲، آیه۲۳۶.    
۵۲. بقره/سوره۲، آیه۲۳۷.    
۵۳. احزاب/سوره۳۳، آیه۴۹.    
۵۴. بقره/سوره۲، آیه۲۲۲.    
۵۵. نساء/سوره۴، آیه۴۳.    
۵۶. نساء/سوره۴، آیه۲۱.    
۵۷. اعراف/سوره۷، آیه۱۸۹.    
۵۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۷.    
۵۹. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۶۰. بقره/سوره۲، آیه۱۹۷.    
۶۱. نور/سوره۲۴، آیه۳۳.    
۶۲. نساء/سوره۴، آیه۲۵.    
۶۳. یوسف/سوره۱۲، آیه۲۴.    
۶۴. نساء/سوره۴، آیه۱۵.    
۶۵. نساء/سوره۴، آیه۱۹.    
۶۶. نساء/سوره۴، آیه۲۵.    
۶۷. اعراف/سوره۷، آیه۸۰.    
۶۸. نمل/سوره۲۷، آیه۵۴.    
۶۹. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۱۶،‌ ص۳۳۴.    
۷۰. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۲، ص۱۲۵.    
۷۱. محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، ج۳،‌ص۵۴۸.    
۷۲. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل آیات مذکور، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۷۳. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۴، ص۱۰۲، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۷۴. مهدی بن ابی‌ذر نراقی، جامع السّعادات، ج۲، ص۱۴، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.    
۷۵. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۸، ص۲۵۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۷۶. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۵۸، ص۳۲۰، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۷۷. احمد بن محمد مهدی نراقی، معراج السّعاده، ج۱، ص۷۱۱.    
۷۸. محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۱۹۹، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۷۹. محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۲۷۴، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.
۸۰. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل نساء:۲۳ ۲۸، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۴/۱۹۷۱۱۹۷۴.    
۸۱. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۱۸، ص۲۶، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۴/۱۹۷۱۱۹۷۴.    
۸۲. محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، ج۴، ص۲۱۲، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۳.    
۸۳. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل این آیات، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۸۴. مهدی بن ابی‌ذر نراقی، جامع السّعادات، ج۲، ص۱۴، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.    
۸۵. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل انعام: ۱۰۸، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
۸۶. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۴، ص۱۰۲، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۸۷. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل آل عمران: ۱۴، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
۸۸. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۳ ۲۲۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۸۹. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، ص۲۱۲۴، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۹۰. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق النّاضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۲۳، ص۲۰، قم ۱۳۶۳۱۳۶۷ ش.    
۹۱. محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۸۳، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۹۲. محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۸۱، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۹۳. مهدی بن ابی‌ذر نراقی، جامع السّعادات، ج۲، ص۱۹، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.    
۹۴. محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۱۵۷، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۹۵. روم/سوره۳۰، آیه۲۱.    
۹۶. ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، ج۳، ص۳۸۳۳۸۴، مع الشرح لنصیر الدّین محمد بن محمد بن حسن طوسی، تهران ۱۳۷۷۱۳۷۹.    
۹۷. مهدی الهی قمشه‌ای، حکمت الهی، ج۱، ص۱۳۹ـ۱۴۰، تهران.
۹۸. ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، ج۳، ص۳۸۳۳۸۴، مع الشرح لنصیرالدّین محمد بن محمد بن حسن طوسی، تهران ۱۳۷۷۱۳۷۹.    
۹۹. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الاسفارالعقلیّة الاربعة، ج۷، ص۱۷۶، قم.    
۱۰۰. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۲۱۹، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۱۰۱. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۱۳۳، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۱۰۲. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۳، ص۱۰۸ـ۱۰۹، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۰۳. کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۸۱، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۰۴. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.    
۱۰۵. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحار الانوار، ج۷۰، ص۱۵۸.    
۱۰۶. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق محتشمی، ج۱، ص۳۴۴، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۶۱ ش.    
۱۰۷. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۳، ص۱۰۹ـ۱۱۰، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۰۸. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۳، ص۱۱۲ـ۱۱۵، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۰۹. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۱۵۶، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۱۱۰. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۲۱۸-۲۱۹، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.
۱۱۱. کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۸۱-۸۲، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۱۲. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۸۰۱، مسئله ۲۲، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۱۱۳. محمدرضا گلپایگانی، مجمع المسائل، ج۲، ص۲۳۳، قم ۱۳۶۴ ش.    
۱۱۴. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل انعام:۱۵۱۱۵۳، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۴/۱۹۷۱۱۹۷۴.    
۱۱۵. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۲.    
۱۱۶. انعام/سوره۶، آیه۱۵۱.    
۱۱۷. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۱۳، ص۸۷، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۴/۱۹۷۱۱۹۷۴.    
۱۱۸. نصیرالدین طوسی، محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ص۱۵۶، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۱۱۹. کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۸۶، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۲۰. مهدی بن ابی‌ذر نراقی، جامع السّعادات، ج۲، ص۱۸، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.    
۱۲۱. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۱۳۲، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۱۲۲. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۸۳، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۱۲۳. مهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السّعادات، ج۲، ص۱۵ـ۱۷، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
۱۲۴. احمد بن محمد مهدی نراقی، معراج السّعاده، ج۱، ص۲۲۴۲۲۵، تهران.    
۱۲۵. فجر/سوره۸۹، آیه۲۷.    
۱۲۶. قیامت/سوره۷۵، آیه۲.    
۱۲۷. یوسف/سوره۱۲، آیه۵۳.    
۱۲۸. مرتضی مطهّری، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، ج۱، ص۵۶۵۹، تهران ۱۳۴۸ ش.    
۱۲۹. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۸۳۸۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۳۰. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج۱۰، ص۳۱۱۳۱۲، تهران ۱۳۶۳ ش.    
۱۳۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴.    
۱۳۲. نساء/سوره۴، آیه۲۷.    
۱۳۳. مریم/سوره۱۹، آیه۵۹.    
۱۳۴. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۵۷، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۳۵. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۷۳۹۰، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۳۶. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق محتشمی، ج۱، ص۳۴۲۳۵۰، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۶۱ ش.    
۱۳۷. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل آیات مذکور، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۴/۱۹۷۱۱۹۷۴.    
۱۳۸. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ذیل آیات مذکور، چاپ احمد عارف زین، صیدا ۱۳۳۱۱۳۵۶/ ۱۹۱۴ ۱۹۳۷.    
۱۳۹. محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، ذیل آیات مذکور، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۳.    
۱۴۰. مرتضی مطهّری، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، ج۱، ص۱۱۱۳، تهران ۱۳۴۸ ش.    
۱۴۱. روم/سوره۳۰، آیه۲۱.    
۱۴۲. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، ص۲۱، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۱۴۳. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق النّاضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۲۳، ص۱۲۱۳، قم ۱۳۶۳۱۳۶۷ ش.    
۱۴۴. مائده/سوره۵، آیه۸۷.    
۱۴۵. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۴۹۴، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.    
۱۴۶. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۹، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.    
۱۴۷. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۱۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۴۸. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق النّاضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۲۳، ص۱۲۱۳، قم ۱۳۶۳۱۳۶۷ ش.    
۱۴۹. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۴۸۷، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.    
۱۵۰. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۳۶، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.    
۱۵۱. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۸، ص۱۰۳، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۱۵۲. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۱۰۹، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۱۵۳. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۱۱۷، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.    
۱۵۴. مهدی بن ابی‌ذر نراقی، جامع السّعادات، ج۲، ص۱۸۱۹، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.    
۱۵۵. کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۸۶، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۵۶. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۲۶۸۲۶۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۵۷. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج۸، ص۶۶، تهران ۱۳۶۳ ش.    
۱۵۸. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۷۹، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.    
۱۵۹. محمد بن محمدنصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ج۱، ص۱۱۳ـ۱۱۴، چاپ مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران ۱۳۶۹ ش.
۱۶۰. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۴، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.    
۱۶۱. نور/سوره۲۴، آیه۳۳.    
۱۶۲. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ذیل آیه، چاپ احمد عارف زین، صیدا ۱۳۳۱۱۳۵۶/ ۱۹۱۴ ۱۹۳۷.    
۱۶۳. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل نور:۳۳، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۴/۱۹۷۱۱۹۷۴.    
۱۶۴. محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، ذیل نور:۳۳، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۳.    
۱۶۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۲.    
۱۶۶. قصص/سوره۲۸، آیه۲۵.    
۱۶۷. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۵.    
۱۶۸. نور/سوره۲۴، آیه۳۰.    
۱۶۹. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۵.    
۱۷۰. معارج/سوره۷۰، آیه۲۹.    
۱۷۱. نساء/سوره۴، آیه۲۴.    
۱۷۲. مائده/سوره۵، آیه۵.    
۱۷۳. انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۱.    
۱۷۴. نور/سوره۲۴، آیه۴.    
۱۷۵. نور/سوره۲۴، آیه۳۳.    
۱۷۶. تحریم/سوره۶۶، آیه۱۲.    
۱۷۷. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۱۷۸. بقره/سوره۲، آیه۱۹۷.    
۱۷۹. بقره/سوره۲، آیه۲۲۳.    
۱۸۰. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴.    
۱۸۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۵.    
۱۸۲. مائده/سوره۵، آیه۸۷ ۸۸.    
۱۸۳. اعراف/سوره۷، آیه۲۶.    
۱۸۴. حجر/سوره۱۵، آیه۶۹.    
۱۸۵. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۲.    
۱۸۶. ویلیام جیمز دورانت، لذّات فلسفه، ج۱، ص۱۱۳ـ۱۱۴، ترجمه عباس زریاب خوئی، تهران ۱۳۵۰ ش.
۱۸۷. ویلیام جیمز دورانت، لذّات فلسفه، ج۱، ص۱۳۰ـ ۱۳۳، ترجمه عباس زریاب خوئی، تهران ۱۳۵۰ ش.
۱۸۸. مومنون/سوره۲۳، آیه۶.    
۱۸۹. معارج/سوره۷۰، آیه۳۰.    
۱۹۰. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۲، ص۲۷، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۹۱. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۲، ص۳۱ـ۳۴، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۹۲. مهدی بن ابی‌ذر نراقی، جامع السّعادات، ص۱۶ بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
۱۹۳. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۴، ص۹۸، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۱۹۴. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۰، بیروت، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۹۵. روم/سوره۳۰، آیه۲۱.    
۱۹۶. اعراف/سوره۷، آیه۱۸۹.    
۱۹۷. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، «کتاب النکاح»، ابواب مقدّمات النکاح و...، باب‌های ۱ و ۲، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۱۹۸. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۱۶-۲۲۲، بیروت، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۱۹۹. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، «کتاب النکاح»، ابواب مقدّمات النکاح و...، باب‌های ۱۷۲۲، ص۵۵۶۱، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۲۰۰. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۴، ص۱۳۲، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۲۰۱. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۱، «کتاب النکاح»، ابواب العیوب و...، باب ۱۴، ص۲۲۹۲۳۱، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۲۰۲. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۲، ص۲۶۳۲۶۴، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۲۰۳. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۰، ص۳۲۸، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۰۴. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۰، ص۳۳۳۳۳۵، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۰۵. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۰، ص۳۳۷۳۳۸، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۰۶. زین‌الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدّمشقیّه، ج۵، ص۳۸۰۳۹۱، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۰۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۵۱۶ ۵۱۹، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۰۸. محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، المحجّة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج۳، ص۷۶، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۲۰۹. زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدّمشقیّه، ج۵، ص۲۸۸، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۱۰. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج۳۱، ص۹۸۹۹، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۱۱. روح اللّه خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۲۷۷، مسئله ۲، قم ۱۳۶۶ ش.    
۲۱۲. ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۵۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۱۳. ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۸۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۱۴. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۸۳۸، مسئله ۵۱، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۲۱۵. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج۳۰، ص۳۰۱ به بعد، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۱۶. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۲، ص۲۵۸۲۶۱، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۲۱۷. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۸۳۸، مسئله ۵۱، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۲۱۸. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۲، ص۲۷۵، مسئله ۱۳۲۰، بیروت.    
۲۱۹. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۲، ص۲۷۷، مسئله ۱۳۳۸، بیروت.    
۲۲۰. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، «کتاب النکاح»، ابواب مقدّمات...، باب ۷۱، ص۱۴۰۱۴۱، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۲۲۱. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۲، ص۵۶-۶۰، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۲۲. محمد بن محمد غزالی، ج۲، ص۴۷، احیاء علوم الدّین، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۲۳. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۹، ص۱۱۵۱۱۷، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۲۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۴۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۲۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۴، ص۲۶۴۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۲۶. ابن قدامه، المغنی، ج۸، ص۱۴۱ـ۱۴۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۲۷. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۸۱۰، مسئله ۸، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۲۲۸. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۹، ص۱۱۱، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۲۹. ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۲۹۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۳۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱۰، ص۷۳۶۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۳۱. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱۰، ص۷۳۶۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۳۲. ابن قدامه، المغنی، ج۸، ص۲۳۱، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۳۳. ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۳۱۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۳۴. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۱، ص۳۰۳۳۱۶، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۳۵. روح اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۰۵۳۰۶، قم ۱۳۶۶ ش.    
۲۳۶. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۱، ص۱۴۶۱۸۴، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۳۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۱۰۰۱۰۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۳۸. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۲، ص۴۸۲، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.    
۲۳۹. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، «کتاب النکاح»، ابواب مقدمات النکاح و...، باب‌های ۷۹۸۳، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۲۴۰. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، «کتاب النکاح»، ابواب مقدمات النکاح و...، باب‌های ۸۵۹۱، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۲۴۱. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، «کتاب النکاح»، ابواب مقدمات النکاح و...، باب‌های ۱۴۱ به بعد، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۲۴۲. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۴، ص۱۳۳، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۲۴۳. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۴، ص۱۶۴، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۲۴۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱، ص۴۶۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۴۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۵۹۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۴۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۴۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۴۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۳۴۱ـ۳۴۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۴۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۱۷۳۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۴۹. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۱۶، ص۲۱۹۲۲۳، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۵۰. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۱۶، ص۳۰۸۳۰۹، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۵۱. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۷۷۱۷۹، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۲۵۲. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۹۸، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۲۵۳. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۲۰۲۲۰۷، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۲۵۴. روح اللّه خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۸۱، قم ۱۳۶۶ ش.    
۲۵۵. روح اللّه خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۲۸۹، مسئله ۲، قم ۱۳۶۶ ش.    
۲۵۶. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۱، ص۲۷۰، بیروت.    
۲۵۷. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۱، ص۲۹۳، بیروت.    
۲۵۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۱۷۱۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۵۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۱۷۱۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۶۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۱۷۲۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۶۱. ابن قدامه، المغنی، ج۳، ص۱۳۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۶۲. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۷۹۱۸۰، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۲۶۳. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۹۸، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۲۶۴. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۱۶، ص۲۹۳۲۹۴، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۶۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۲۵۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۶۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۶۶۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۶۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۶۶۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۶۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۶۷۰ـ۶۷۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۶۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۲، ص۶۷۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۷۰. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۱، ص۱۷۵، مسئله ۱۲، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۲۷۱. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۱۷۲۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۷۲. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۱، ص۳۳۹، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.    
۲۷۳. بقره/سوره۲، آیه۱۹۷.    
۲۷۴. زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدّمشقیّه، ج۲، ص۲۳۷، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۷۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۲۴۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۷۶. زحیلی، وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج ۳، ص ۲۴۴ـ۲۴۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹
۲۷۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۲۵۷ـ۲۵۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۷۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۳، ص۲۶۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۷۹. ابن قدامه، المغنی، ج۳، ص۳۱۵ـ۳۳۷، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۸۰. ابن قدامه، المغنی، ج۳، ص۳۷۷ـ۳۷۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۸۱. ابن قدامه، المغنی، ج۳، ص۵۱۳ ـ۵۱۷، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۸۲. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۱۸، ص۳۰۳۳۰۸، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۸۳. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۱۸، ص۳۶۵ـ۳۶۷، بیروت ۱۹۸۱.
۲۸۴. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۱۸، ص۳۸۷ـ۳۹۳، بیروت ۱۹۸۱.
۲۸۵. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۰، ص۳۴۹ ۳۵۶، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۸۶. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۰، ص۳۶۷۳۶۹، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۸۷. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۰، ص۳۸۵۳۹۳، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۸۸. بقره/سوره۲، آیه۲۲۲.    
۲۸۹. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ذیل آیه، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۴/۱۹۷۱۱۹۷۴.    
۲۹۰. محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق التّنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التّاویل، ذیل آیه، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۳.    
۲۹۱. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۱، ص۲۳، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۲۹۲. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳، ص۲۲۵۲۲۸، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۹۳. ابن قدامه، المغنی، ج۱، ص۲۴۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۹۴. ابن قدامه، المغنی، ج۱، ص۲۲۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۲۹۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۴۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۹۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۴، ص۲۶۴۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۹۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱، ص۶۲۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۲۹۸. حکیم، محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ج ۳، ص ۳۱۸۳۱۹، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۱    
۲۹۹. روح اللّه خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۵۲ ۵۳، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۰۰. ابوالقاسم خوئی،منهاج الصّالحین، ج۱، ص۶۴، مسئله ۲۲۸، بیروت.    
۳۰۱. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱، ص۶۳۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۰۲. ابن قدامه، المغنی، ج۱، ص۲۴۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۰۳. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳، ص۲۳۰۲۳۴، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۰۴. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۹۳۴۰، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۳۰۵. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۶۴، مسئله ۱۰، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۳۰۶. روح اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۱، ص۵۲۵۳، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۰۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۷۱۴۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۰۸. ابن قدامه، المغنی، ج۸، ص۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۰۹. ابن قدامه، المغنی، ج۸، ص۵۶۶ـ ۵۶۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۳۱۰. روح اللّه خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۳۵۵، مسئله ۷، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۱۱. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۳، ص۴۹، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۳۱۲. زین‌الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدّمشقیّه، ج۶، ص۱۳۷۱۳۹، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۱۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۵۸۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۱۴. ابن قدامه، المغنی، ج۹، ص۲۸ـ۳۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۳۱۵. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۲، ص۱۰۳، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.
۳۱۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۹۸۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۱۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۴۶۲ـ۴۶۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۳۱۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۴۶۵ـ۴۶۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۳۱۹. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۴۹۹۵۰۰، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.    
۳۲۰. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، «کتاب النکاح»، ابواب مقدمات...، باب ۶۶۶۷، ص۱۳۱۱۳۵، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۳۲۱. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۸۰۰، مسئله ۱۱، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۳۲۲. روح اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۳۹، مسئله ۸، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۲۳. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۹، ص۵۸-۵۹، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۲۴. موسوعه جمال عبدالنّاصر فی الفقه الاسلامی، ج۸، ص۱۳، قاهره ۱۳۹۱.
۳۲۵. نور/سوره۲۴، آیه۵۸.    
۳۲۶. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۰، «کتاب النکاح»، ابواب المقدّمات...، باب ۱۲۱، ص۲۱۷۲۱۸، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۳۲۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۴، ص۲۶۴۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۲۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۴۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۲۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۵۹۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۳۰. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۲، ص۴۸۱، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.    
۳۳۱. ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۲۹۷، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۳۲. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۲، ص۱۰۳، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۳۳. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۱، ص۱۳۱۱۳۶، تقریرات درس به قلم محمدتقی خوئی، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۳۳۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۵۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۳۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۵۸۹، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۳۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۵۹۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۳۷. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۲، ص۶۷، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.    
۳۳۸. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۸۰۲، مسئله ۲۹، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۳۳۹. روح اللّه خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۲۴۲، مسئله ۱۵، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۴۰. نساء/سوره۴، آیه۲۳.    
۳۴۱. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۹۹۲۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۴۲. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۷۱۳۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۴۳. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۱۱۱، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۴۴. اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج۱، ص۵۱ـ۵۳، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
۳۴۵. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۵۳۴، مسئله ۳، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۳۴۶. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۳۲، ص۲۶۹، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.    
۳۴۷. روح‌اللّه خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۲۷۷، مسئله ۳، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۴۸. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۳۲، ص۲۶۴، تقریرات درس به قلم محمدتقی خوئی، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.    
۳۴۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۷۱۳۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۵۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱۰، ص۷۲۶۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۵۱. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۲۹۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۵۲. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۲، ص۲۸۴، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۳۵۳. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۹، ص۲۴۳۲۴۴، بیروت ۱۹۸۱    .
۳۵۴. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۱، ص۲۲۲۲۲۴، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۵۵. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۴، ص۱۵، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۵۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۷۹۹، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۵۷. عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۴، ص۱۰۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۳۵۸. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۶۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۵۹. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۶۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۶۰. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۱، ص۷۵۷۶، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۶۱. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۱، ص۸۰، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۶۲. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۰۰، مسئله ۱۵، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۶۳. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۲، ص۲۷۹، مسئله ۱۳۵۰، بیروت.    
۳۶۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۷۹۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۶۵. اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج۱، ص۱۴۰ـ۱۴۲، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
۳۶۶. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۱، ص۴۱۴۷، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۶۷. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۲، ص۲۸۱، مسئله ۱۳۶۲، بیروت.    
۳۶۸. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۲، ص۲۱۲۲۱۸، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۶۹. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۳۵، مسئله ۱، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۷۰. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۴۵، مسئله ۸، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۷۱. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۲، ص۲۸۹، مسئله ۱۴۴۵، بیروت.    
۳۷۲. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۷۱۷۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۷۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۷۱۶۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۷۴. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۸، ص۹۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۷۵. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۸، ص۱۴۳۱۴۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۷۶. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج ۳۱، ص ۳۰۳، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۷۷. محمدرضا گلپایگانی، مجمع المسائل، ج۲، ص۱۸۹، قم ۱۳۶۴ش.    
۳۷۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱۰، ص۷۳۷۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۷۹. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۱، ص۳۰۴۳۰۹، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۸۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۹۵۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۸۱. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۳، ص۴۷، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.    
۳۸۲. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۲، ص۱۸۰۱۸۱، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۸۳. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۴۷، مسئله ۱، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۸۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱، ص۵۱۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۸۵. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۱، ص۱۵۰، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۸۶. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳، ص۲۵۳۵، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۸۷. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۱، ص۴۶، بیروت.    
۳۸۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۷۰۸۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۸۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۵۵۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۳۹۰. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۵۵۶، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۹۱. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۳، ص۳۱۴۳۱۶، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۹۲. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۵۷، مسئله ۲ قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۹۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۶۰۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۹۴. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۳، ص۱۶۴۱۶۶، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۹۵. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۵۶، مسئله ۱۰، قم ۱۳۶۶ ش.    
۳۹۶. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۱۰، ص۱۲۶، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۹۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۵۳۶۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۳۹۸. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۴۱، ص۲۶۹۲۷۴، بیروت ۱۹۸۱.    
۳۹۹. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۵۷، قم ۱۳۶۶ ش.    
۴۰۰. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۲، ص۳۰۲، مسئله ۱۵۱۲، بیروت.    
۴۰۱. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۳، ص۳۰۷، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۰۲. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۵۵، مسئله ۴، قم ۱۳۶۶ ش.    
۴۰۳. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۲، ص۳۰۰، مسئله ۱۵۰۴، بیروت.    
۴۰۴. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۳، ص۱۲۴، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۰۵. اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج۱، ص۱۴۶، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
۴۰۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۰۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۰۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۳۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۰۸. عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۴، ص۱۰۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۴۰۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۳۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۱۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۷۱۷۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۱۱. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۳۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۱۲. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۳۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۱۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۳۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۱۴. اسعد شیخ الاسلامی، احوال شخصیه، ج۱، ص۱۴۶ـ۱۴۹، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
۴۱۵. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۸، ص۶۶ـ۶۷، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۱۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۳۷۶۸۳۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۱۷. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۳، ص۲۳، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۴۱۸. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۲، ص۲۱۸، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۱۹. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۲، ص۲۷۲، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۴۲۰. زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدّمشقیّه، ج۵، ص۳۵۶۳۵۸، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۴۲۱. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۱، ص۷۶۷۹، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۲۲. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۹۹۱۶۹۹۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۲۳. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۲، ص۱۸۰۱۸۲، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۲۴. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصّالحین، ج۲، ص۲۸۸، مسئله ۱۴۴۰، بیروت.    
۴۲۵. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۴۷، مسئله ۱، قم ۱۳۶۶ ش.    
۴۲۶. عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۴، ص۱۱۵۱۲۵، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۴۲۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۱۱۰۱۱۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۲۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۶۰۹، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۲۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۷۹۹، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۳۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۷۱۷۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۳۱. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۱۱۷، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۴۳۲. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۴۸۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۳۳. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۹، ص۲۴۴۲۵۶، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۳۴. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۳۲، ص۳۷۸۳۷۹، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۳۵. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۵۱۹، مسئله ۱۱۱۴، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۴۳۶. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج ۲۰، کتاب النکاح، ابواب النکاح المحرّم، باب ۱۷۲۱، ص ۳۲۹۳۴۱، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۴۳۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۵۳۹۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۳۸. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۴، ص۱۴۷، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۴۳۹. عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۵، ص۱۲۵، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۴۴۰. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۲، ص۸۲۵۸۲۶، مسئله ۲۱، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۴۴۱. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، تقریرات درس به قلم محمدتقی خوئی، ج۳۲، ص۲۳۵، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.    
۴۴۲. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۴۸۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۴۳. عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۵، ۱۴۵۱۴۶، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۴۴۴. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، کتاب النکاح، ابواب النکاح المحرّم، باب ۲۴، ج۲۰، ص۳۴۴۳۴۸، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۴۴۵. جعفر بن حسن محقّق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج۴، ص۱۴۷۱۴۸، چاپ افست قم ۱۴۰۸.    
۴۴۶. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۷۰، مسئله ۹، قم ۱۳۶۶ ش.    
۴۴۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۶، ص۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۴۸. عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۵، ص۱۲۶، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۴۴۹. موسوعه جمال عبدالنّاصر فی الفقه الاسلامی، ج۸، ص۷۷ـ۸۲، قاهره ۱۳۹۱.
۴۵۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۷، ص۵۳۴۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۵۱. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۲، ص۲۷۰، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.    
۴۵۲. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۴۱، ص۶۴۷۶۴۹، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۵۳. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۹۷، قم ۱۳۶۶ ش.    
۴۵۴. موسوعه جمال عبدالنّاصر فی الفقه الاسلامی، ج۸، ص۸۲ـ۹۱، قاهره ۱۳۹۱.
۴۵۵. نور/سوره۲۴، آیه۳۰.    
۴۵۶. نور/سوره۲۴، آیه۳۱.    
۴۵۷. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، کتاب النکاح، ابواب مقدّمات النکاح و...، باب ۱۰۴، ج۲۰، ص۱۹۰۱۹۵، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۴۵۸. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، کتاب النکاح، ابواب مقدّمات النکاح و...، باب ۱۰۸۱۰۹، ج۲۰، ص۱۹۹۲۰۰، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۴۵۹. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدّین، ج۳، ص۱۰۹ـ۱۱۱، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۶۰. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق النّاضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۲۳، ص۵۲ ۵۸، قم ۱۳۶۳۱۳۶۷ ش.    
۴۶۱. محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ج۱۴، ص۲۶۳۲، بیروت ۱۳۹۰۱۳۹۱.    
۴۶۲. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۲، ص۳۵، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.    
۴۶۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۴، ص۲۶۵۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۶۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۴، ص۲۶۵۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۶۵. مرتضی مطهّری، مسأله حجاب، ص ۸۳۹۵، تهران ۱۳۷۲ ش.    
۴۶۶. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۴۹۴، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۴۶۷. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۱، ص۵۴۶۴، تقریرات درس به قلم محمدتقی خوئی، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.    
۴۶۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۸۵۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۶۹. عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۵، ص۴۹، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۴۷۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۴، ص۲۶۵۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۷۱. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۴، ص۲۶۵۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۷۲. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۴، ص۲۶۵۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۷۳. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۴۹۰، مسئله ۴۰۴۱، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۴۷۴. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، ج۲، ص۸۰۴۸۰۵، مسئله ۴۹، العروة الوثقی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۴۷۵. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، کتاب النکاح، ابواب المقدّمات...، باب ۹۹، ج۲۰، ص۱۸۵۱۸۶، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۴۷۶. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، کتاب النکاح، ابواب المقدّمات...، باب ۱۱۵، ج۲۰، ص۲۰۷۲۰۹، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۴۷۷. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، کتاب النکاح، ابواب المقدّمات...، باب ۱۱۷ ۱۱۸، ج۲۰، ص۲۱۰۲۱۴، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۴۷۸. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، کتاب النکاح، ابواب المقدّمات...، باب ۱۳۱۱۳۲، ج۲۰، ص۲۳۴۲۳۶، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۴۷۹. مرتضی مطهّری، مسأله حجاب، ج۱، ص۸۸، تهران ۱۳۷۲ ش.    
۴۸۰. مرتضی مطهّری، مسأله حجاب، ج۱، ص۱۴۴۱۴۵، تهران ۱۳۷۲ ش.    
۴۸۱. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳.    
۴۸۲. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۲.    
۴۸۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱، ص۷۵۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۸۴. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۴۹۰، مسئله ۳۹، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۴۸۵. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۳۲، ص۸۲، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.    
۴۸۶. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۱، ص۸۹، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.
۴۸۷. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، کتاب النکاح، ابواب مقدّمات...، باب ۱۲۷ ۱۲۸، ج۲۰، ص۲۲۹۲۳۱، قم ۱۴۰۹۱۴۱۲.    
۴۸۸. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۴۹۱، مسئله ۴۴، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۴۸۹. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۱، ص۱۱۰۱۱۱، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.    
۴۹۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱، ص۷۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۹۱. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۴۸۹، مسئله ۳۵، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۴۹۲. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۹، ص۸۲، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۹۳. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۳۲، ص۶۷، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.    
۴۹۴. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۱۰۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۴۹۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۵۰۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۴۹۶. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۱۰۰، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۴۹۷. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۲، ص۴۲۶، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.    
۴۹۸. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۹، ص۸۴۸۵، بیروت ۱۹۸۱.    
۴۹۹. نور/سوره۲۴، آیه۳۱.    
۵۰۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۵۰۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۵۰۱. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۱۰۰، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۵۰۲. ابراهیم بن علی ابواسحاق شیرازی، المهذّب فی فقه الامام الشافعی، ج۲، ص۴۲۶، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.    
۵۰۳. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۹، ص۸۲، بیروت ۱۹۸۱.    
۵۰۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۶۰۹، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۵۰۵. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۷، ص۱۲۰، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۵۰۶. عبدالرحمن جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۴، ص۶۲، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۵۰۷. محمدکاظم بن عبدالعظیم یزدی، العروة الوثقی، ج۵، ص۵۴۴، ۱۴۰۴/۱۹۸۴، تهران.    
۵۰۸. ابوالقاسم خوئی، مستند العروة الوثقی، ج۳۲، ص۳۳۲، نجف ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ۱۳۹۰۱.    
۵۰۹. روح‌اللّه خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۵۹، مسئله ۱۶، قم ۱۳۶۶ ش.    
۵۱۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۹، ص۶۶۳۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۵۱۱. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی وادلّته، ج۱، ص۴۲۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.    
۵۱۲. ابن‌قدامه مقدسی، المغنی، ج۱، ص۱۴۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باه»، شماره ۴۰۱.    
۴:۴۰. ۵:۰۰. ۵:۰۰. ۵:۰۰.



جعبه ابزار