• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بحارالانوار، یا بحارالانوار الجامعة لدُرر اخبار الائمة الاطهار از بزرگترین و نامورترین جوامع حدیثی شیعه به زبان عربی، تألیف محمّدباقر مجلسی، دانشمند نامی قرن یازدهم. ۱۰۳۷ـ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۱ این کتاب دایرة المعارف مانند، به سبب ذکر مستند بیشتر روایتهای منقول از ائمة شیعه علیهم السّلام، تبویب نسبتاً کامل موضوعات، شرح و بیان بسیاری از روایات، تحقیقات گوناگون کلامی، تاریخی، فقهی، تفسیری، اخلاقی، حدیثی و لغویِ مؤلّف، و نیز اعتبار علمی وی، همواره مقامی والا داشته است؛ چنانکه برغم حجم زیادش، از همان روزگار تألیف، نسخه‌های خطّی بسیاری از آن نوشته شده و از اواخر قرن سیزدهم، با رواج صنعت چاپ، همه یا بخشهایی از آن بارها به چاپ رسیده است. همچنین دانشمندانی چند به ترجمه یا تلخیص برخی از مجلّدات آن همت گماشته یا مستدرک و فهرست برای آن پرداخته‌اند یا در نقد و ایضاح آرای مؤلّف، حواشی نگاشته‌اند، همچنانکه دربارة خود کتاب نیز نکاتی را مطرح کرده‌اند. ۱) سبب و چگونگی تألیف. مؤلّف در مقدمة کتاب ج ۱، ص ۲ ـ ۵ می‌نویسد که بعد از سپری کردن بخشی از عمر در آموختن دانشهای گوناگون و اندیشیدن به ثمرات و غایات این دانشها دریافته است که زلال علم فقط از چشمة روشن وحی و الهام حاصل می‌شود و در آخرت تنها این علم سودمند است، هرچند در ظاهر رونقی نداشته باشد. ازینرو پژوهش در اخبار و روایات مأثور از ائمة اطهار علیهم السّلام را برگزیده است. بدین منظور، نخست کتابهای حدیثی متداول و مشهور شیعی را بدقّت خوانده، سپس به جستجوی اصول معتبر حدیثی پرداخته که به عللی ـ از جمله موانع سیاسی، و عدم اهتمام به استنساخ و نگاهداری آنها به علّت شمول و شهرت جوامع حدیثیِ متأخر ـ مهجور مانده و چه بسا بیشتر نسخه‌های آنها از بین رفته است. او با گسیل کردن کسانی به بلاد اسلامی، به جدّیت تمام، به گردآوری منابع حدیثی اولیّه کوشیده و در این راه، با مشکلاتی روبرو بوده است؛ از جمله بخل ورزی برخی از صاحبان نُسخ که به آن اشاره کرده است. با اینهمه، با پشتکار مجلسی و همکاری گروهی از فضلا، چون مولی ' عبداللّه افندی • و مولی ' ذوالفقار اصفهانی
[۱] احمد حسینی، تلامذة العلامة المجلسی، ص۲۴، قم ۱۴۱۰.
و مولی عبداللّه بحرانی،
[۲] محمدباقربن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۴، ص۲۵۴، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲.
بسیاری از اصول و مآخذ معتبر، که در روزگاران پیشین محلّ مراجعة دانشمندان بوده، فراهم آمده است. مجلسی، به چند سبب، برآن شده است که همة اخبار و احادیث و موضوعات منابع نویافته را در مجموعه‌ای موضوعی گردآوری و تدوین کند: یکی اشتمال این منابع بر فوایدی که در کتابهای رایج آن زمان یافت نمی‌شده است و فقط برخی از آنها در بابهای مختلف پراکنده بوده و این پراکندگی احاطه بر همة اخبار ناظر بر یک موضوع را غالباً ناممکن می‌ساخته است. دیگر اینکه مجلسی نگران بوده است که مبادا نسخه‌های موجود بار دیگر از میان برود یا پراکنده و فراموش شود. او پیش از تألیف بحار، برای ده کتاب حدیثی شیعه ـ که نظم موضوعی ندارد مانند خصال و معانی الاخبار صدوق و قرب الاسناد حمیَری ـ فهرست موضوعی تهیّه کرده بود در ۱۰۷۰ تا طالبان علوم دینی به آسانی از اخبار دایر بر هر موضوع و مآخذ آنها و نیز مستند بسیاری از اقوال و فتاوی عالمان گذشته آگاه شوند تا گمان نرود که آنان به قیاس روی آورده بوده‌اند. مؤلّف در برخی از اجازات خود به این فهرست اشاره کرده و آقابزرگ طهرانی نیز نسخه‌ای از آن را دیده است. ج ۱۶، ص ۳۷۷ـ ۳۷۸، ش ۱۷۵۲نسخه‌ای دیگر نیز به خطّ مؤلّف در دست است که چاپ عکسی آن در چاپ جدید بحار، ج ۱۰۳ یا ۱۰۶، آمده استدر این مقاله همه جا به همین چاپ ارجاع می‌شود هرچند مؤلّف در مقدمة این فهرست یادآوری می‌کند که با تألیف بحار نیاز به آن منتفی شده، باز می‌توان آن را طرح مقدّماتی بحار دانست. البتّه بین دوکتاب، پاره‌ای اختلافهای موضوعی وجود دارد. طرح اوّلیة بحار، آنگونه که مؤلّف در نظر داشته، در ۲۵ مجلّد بوده، ولی چون او مجلّد پانزدهم را با در نظرگرفتن حجم به دو مجلّد تقسیم کرده، این اثر ۲۶ مجلّد شده است که هر کدام به یک موضوع اصلی اختصاص دارد و شامل چندین باب است. بیشتر موضوعات تقسیمات فرعی نیز دارند. در این کتاب، برخی عناوین هست که در کتب حدیثی پیش از بحار به صورت مستقل وجود نداشته و مؤلّف آنها را از امتیازات تألیف خود شمرده است؛ مانند «کتاب العدل و المعاد»، «کتاب السماء و العالم»، تاریخ انبیا و ائمة علیهم السّلام. مؤلّف هرباب را با آیاتی از قرآن کریم ـ که صریحاً یا به مدد قراین گوناگون تاریخی، حدیثی و تفسیری با موضوع تناسب دارد ـ آغاز کرده، سپس اقوال مفسّران
[۳] محسن امین، اعیان الشیعة، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
را در حدّ لزوم نقل کرده و آنگاه احادیثِ ناظر بر هر عنوان را با ذکر سند، به ترتیب شماره، آورده است. گاه فقط بخشی از یک حدیث را نقل کرده و کامل آن را در بابی مناسبتر آورده است. در این گونه نقلها، گاه به محل اصلی نقل حدیث در بحار اشاره کرده و همچنین، در صورت لزوم، برای تبیین معنای حدیث توضیحاتی داده است. رجوع کنید به ادامة مقاله مؤلّف دوطرح دیگر نیز برای تکمیل کار خود در نظر داشته است که نتوانسته به انجام برساند:
[۴] محسن امین، اعیان الشیعة، طور که نتوانست بحار را به اتمام نهایی برساند، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
الف ) نوشتن شرحی کامل و ابتکاری بر کتاب؛ ب ) تهیة «مستدرک البحار». او در این باره می‌گوید که به عللی، روایاتِ شماری از منابع به دست آمده را کامل نقل نکرده است؛ و نیز چون ممکن است در آینده شمار دیگری از کتب قدیم یافت شود و الحاق آنها به کتاب سبب آشفتگی و اختلاف نسخه‌های موجود می‌شود، تدوین مستدرک برای کتاب مرجح است. ج ۱، ص ۴۶باتوجه به فهرست یادشده، آغاز تألیف بحار بعداز ۱۰۷۰ بوده و، به ظنّ قوی، تدوین نهایی مجلّدات آن بعداز ۱۰۷۵، و نه به ترتیب صورت گرفته است؛ مثلاً به تصریح خود مؤلّف در پایان مجلّدات مجلّدهای دوم، پنجم، یازدهم و دوازدهم را در ۱۰۷۷، سیزدهم را در ۱۰۷۸، نهم و دهم را در ۱۰۷۹، سوم و چهارم را در ۱۰۸۰، هفتم را در۱۰۸۶ و هشتم را در ۱۰۹۰ به پایان برده است.
[۵] حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۴۰، قم [بی تا. ].
کتاب «المزار» مجلّد ۲۲ را در ۱۰۸۱ در سفر حج تدوین کرده، کتاب «الصّلاة» مجلّد ۱۸ در ۱۰۹۴ و ۱۰۹۷ نوشته، و کتاب «السماء والعالم» مجلّد ۱۴ را در ۱۱۰۴ تألیف کرده است. به نوشتة نوری، از مجلّد پانزدهم پانزدهم و شانزدهم بعدی تا پایان کتاب، جز مجلّدهای ۱۸ و ۲۲ در زمان مؤلّف از صورت مسوّده خارج نشده و مؤلّف فقط بر مقدار کمی از اخبار مجلّدت پانزدهم و شانزدهم شرح نوشته است. الفیض القدسی، ص ۴۴ با اینهمه خود او از خوانساری
[۶] محمدباقربن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۲، ص۸۵، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲.
و او از میرمحمّد صالح خاتون آبادی داماد مجلسی در حدائق المقرّبین نقل کرده است که فقط هشت مجلّد بحار به صورت مسوّده و بدون بیان و توضیح باقی مانده و مؤلّف به اتمام آن وصیّت کرده بود. الفیض القدسی، ص ۲۷ـ ۲۸ و از او نقل کرده که تعداد سطور مجلّدات پاکنویس شده نزدیک به ۰۰۰، ۷۰۰ است که این رقم با احتساب شمارة سطرهای دو مجلّد پانزدهم و شانزدهم «الایمان والکفر»، «العشره» درست است. نوری
[۷] حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۳۷ـ۴۴، قم [بی تا.].
و آقابزرگ طهرانی، ذیل «بحار» تعداد ابواب و شمارة سطرهای هر مجلّد را نوشته‌اند. سیّد عبداللّه جزایری
[۸] عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۸۴، قم ۱۴۰۹.
از سیّد نصراللّه حائری نقل کرده که مولی عبداللّه افندی مجلّدات آخر را بعد از وفات مجلسی از روی نسخة مسوّدة او نوشته است. نوری نیز قرینه‌ای بر صحت این ادّعا آورده است. الفیض القدسی، ص ۴۵ـ۴۶ نسخه‌ای از مجلّد شانزدهم «الا´ داب و السّنن»، بنابر تقسیم اولیة کتاب بعد از چاپهای آغازین کتاب در اوایل قرن چهاردهم به همّت میرزا محمّد طهرانی، پیدا شده که کتابت آن در زمان مؤلّف، یا با فاصلة کمی از زمان او، انجام گرفته است.
[۹] محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۳، ص۲۳، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
مصحّح چاپ جدید بحار این نسخه را نیز ناقص می‌داند رجوع کنید به مقدّمة ج ۷۶ چون مؤلّف، دو کتاب «المزار» و «الصلاة» را مطابق تقسیم اوّلیة خود شماره کرده بود، رقم شانزده تکرار، و شمارة مجلّدات بعد از ۲۲ نیز، گاهی به ترتیب قدیم و گاهی به ترتیب واقعی، مشخص شده است.
[۱۰] محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، مثلاً حرّعاملی، در امل الا´مل، ج۲، ص۲۴۸، ترتیب اوّلیه را ذکر کرده است، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
مجلسی هرچند در تألیف بحار ـ در نیمة دوم عمر و بعد از تکمیل مدارج علمی و تألیف بیشتر کتابهایش ـ از همکاری بعضی فضلا و حمایت مالی حکومت صفوی و تسهیلات و امکانات در گردآوری منابع
[۱۱] عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۹۷ـ ۱۹۸، به نقل از سیّد نعمة اللّه جزایری، قم ۱۴۰۹.
برخوردار بود، به شهادت نسخه‌های موجود و قراین دیگر، کار اصلی را شخصاً انجام می‌داد. یافتن آیات مناسب هر باب، نوشتن تفسیر آنها، انتخاب شایستة روایات و شرح آنها را به تنهایی انجام می‌داد و فقط چند نفر، که برخی از آنها ناشناخته‌اند در نقل احادیث بلند یا قطعاتی از ادعیه یا استنساخ چند رساله و قسمتهای برخی از کتب، به او کمک می‌کردند.
[۱۲] حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۳۰ـ۳۴، نامة مولی ' عبداللّه افندی ـ یا مولی ' ذوالفقار به نوشتة حسینی، ص۲۴ ـ به مؤلّف، ج۱۰۶، ص۱۶۸، قم [بی تا. ].
[۱۳] عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۳، قم ۱۴۰۹.
نوری
[۱۴] حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۳۰، قم [بی تا.].
در اشاره به همین امر و انتقاد از کسانی که بر مجلسی، به خاطر مددگیری از دیگران، خرده گرفته و چه بسا تألیف بحارالانوار را فقط کار او نمی‌دانسته‌اند، یادآوری می‌کند که اینگونه کمکها صرفاً جنبی بوده است؛ همچنانکه در تألیف یک اثر فقهی از کتابهای چهارگانة حدیث بهره جویی می‌شود، اما مؤلّف آن اثر همان کسی است که کتاب را پدید می‌آورد. در عین حال بحار نمونة ارزنده‌ای از کارگروهیِ نظارت و هدایت شده است که، با توجّه به تاریخ تألیف آن، اقدامی ابتکاری و مهم به شمار می‌رود. ۲) عناوین موضوعات و شمارة بابها به ترتیب مجلّدات. کتاب «العقل والعلم والجهل» ۴۰ باب؛ کتاب «التوحید» ۳۱ باب؛ کتاب «العدل و المعاد» ۹۵ باب؛ کتاب «الاحتجاجات و المناظرات» ۸۳ باب؛
[۱۵] روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، دربرابر کفّار و مشرکان و مخالفان، کشف اسرار، قم [بی تا. ].
کتاب «قصص الانبیاء» ۸۳ باب؛ کتاب «تاریخ نبیّنا و احواله» ۷۲ باب؛ کتاب «الامامة» ۱۵۰ باب؛ کتاب «الفتن و ماجری ' بعدالنّبی صلّی اللّه علیه وآله» ۶۲ باب؛ کتاب «تاریخ ائمه» ۲۹۷ باب؛ مجلّدات ۹ـ۱۳ که جلد اخیر راکتاب «الغیبه» نامیده است کتاب «السماء والعالم»، ۲۱۰ باب؛ کتاب «الایمان و الکفر» ۱۰۸ باب؛ در آغاز این کتاب گفته است که ابواب راجع به «العِشرة» را در کتاب مستقل دیگری خواهد آورد که شامل ۱۸۰ باب است کتاب «الا´داب والسنن والاوامر والنواهی والکبائر والمعاصی» ۱۳۱ باب؛ کتاب «الروضة» ۷۳ باب؛ شامل مواعظ و حکم و خُطب کتاب «الطهارة والصلوة» ۲۲۱ باب؛ کتاب «القرآن والدعاء» ۲۶۱ باب؛ کتاب «الزکاة والصوم» ۱۲۲ باب؛ ابواب راجع به خمس و اعتکاف و اعمال السنة را نیز در این کتاب آورده است کتاب «الحجّ» ۸۴ باب شامل حج و جهاد و مرابطه و امر به معروف و نهی از منکر؛ کتاب «المزار» ۶۴ باب؛ کتاب «العقود و الایقاعات» ۱۳۰ باب؛ کتاب «الاحکام»، ۴۸ باب؛ کتاب «الاجازات». شامل اسانید و طرق مؤلّف و نیز اجازات علما به شاگردان و معاصرانشانمؤلّف، موضوعات را براساس عناوین و ترتیب موضوعات کتب اخبار و کلام و فقه و تاریخ تقسیم بندی کرده قس الکافی در ابواب مشابه و با توجه به موضوع اصلی کتاب، که حدیث است، افقهای جدیدی برای تحقیق گشوده است؛ برای مثال مباحث کلامیِ اِحباط و تکفیر و ارزاق و آجال یا آنچه در ابواب گوناگون «السماء والعالم» آمده و احادیث آنها نقل و بررسی شده، امکان دستیابی به دیدگاههای کلامی مبتنی بر منابع اوّلیه دین، قرآن و خصوصاً حدیث و نیز بررسی انتقادی و مقایسة تطبیقی آرای کلامی با بیانات دینی را فراهم آورده است. همچنین گردآوری احادیثِ ناظر بر یک موضوع در یک جا در فهم مرادات آنها مؤثّر بوده، و به علاوه، تعارض احتمالی بین نقلهای مختلف نیز نشان داده شده است. برای مثال رجوع کنید به ج ۹۷، ص ۱۲۷ شرح و بیان مجلسی در این مقولات، یکی از نمونه‌های خوب همین گونه تحقیقات است. با اینهمه در برخی از کتابهای بحار عناوینی دیده می‌شود که بستگی مستقیم به موضوع ندارد و در آثار مشابه دیگر، ذیلِ موضوع دیگری مطرح شده است. ازآن جمله است: ابوابی از علوم حدیثی و قواعد فقهی و اصولی مذکور در کتاب «العلم»، ابطال التناسخ مذکور در کتاب «التوحید»، مباحث کلامیِ آجال، وعد و وعید و حبط و تکفیر، احکام راجع به تکلیف، علل احکام و شرایع، علّت آفرینش انسان، مذکور در «ابواب العدل»، طاعون و فرار از آن مذکور در «ابواب الموت»، داستان برخی اشخاص و اقوام و سلاطین، مذکور در کتاب «النبوّة»، وقایع دوران حکومت امیرمؤمنان علی علیه السّلام و احکام فقهی بُغاة، مذکور در کتاب «الفتن»، مجلّد هشتم طبق تقسیم بندی مؤلّف ابوابی چون علم نجوم و احکام فقهی آن، سعد و نحس ایّام، سِحر، رؤیا، مداوا با اشیای حرام از نظر فقهی، حقوق حیوانات،
[۱۶] محمدبن علی اردبیلی، جامع الرواة، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
احکام صید و ذباحه، آداب الاکل و لواحقها، الاشربة و آداب الشّرب، مذکور در کتاب «السماء و العالم»، مباحث فقهی راجع به حدود در کتاب «الا´داب والسنن». ۳) منابع. هدف اصلی مؤلّف، چنانکه نقل شد، گردآوری و تدوین موضوعی اخبار شیعة امامیّه بوده و به این منظور شمار زیادی از اصول و کتب و رسایل معتبر یا منسوب به ائمّه علیهمُالسّلام و اصحاب ایشان و علمای امامیّه و بندرت، برخی غیرامامیان یا افراد مورد شک را مبنا قرار داده، منابع متن ولی در شرح و بررسی اخبار و آیات، منابع زیادی از قبیل کتب لغت، تاریخ، کلام، فلسفه، اخلاق، کتب حدیثی عامّه و شروح آنها منابع شرح را به کار گرفته است. او فصل اول مقدمه ج ۱ را به معرفی این دو نوع مأخذ اختصاص داده و در فصل دوم، میزان اعتماد خود را به منابع متن بیان کرده است. الف ) منابع متن. مجلسی ۳۶۵ کتاب و رساله، اعم از حدیث و تفسیر و کلام و تاریخ و فقه و دعا و اجازات، را با ذکر مؤلّفان آنها نام برده است. این کتابها از قرن اول تا زمان مؤلّف قرن یازدهم نوشته شده‌اند؛ مانند کتاب سلیم بن قیس هلالی، رسالة توحید مفضّل، کتب صدوق، المقالات والفرق سعد بن عبداللّه قمی، کتب کلامی خواجه نصیرالدین طوسی و کتب فقهی محقّق کرکی. همچنین در آخر فصل سوم مقدّمه ج ۱، ص ۴۸ تصریح کرده که قصد نقل احادیث کتب متواتر خصوصاً کتب اربعة شیعه را، مگر در بعضی جاها، ندارد؛ زیرا ممکن است به مهجور و منسوح شدن آن کتب بینجامد و این روا نیست. دربارة کتب مشهور و متداول رجال و فهرست نیز شبیه این نکته بیان شده است رجوع کنید به ج ۱۰۲، ص ۱۹۳ ـ ۱۹۹ هرچند به گفتة یکی از شاگردان و همکاران ـ که مجلسی او را «بعضُ ازکیاء تلامذتنا» نامیده ـ کسانی به وارد کردن احادیث کتب اربعه معتقد بوده‌اند. همو در نامه‌ای به مؤلّف، ضمن اشاره به نکتة اخیر، نام چند کتاب را که در بحار از آنها استفاده شده، ذکر کرده است.
[۱۷] ر. ک: محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۷، ص۱۶۵ـ۱۷۹، «خاتمة فیها مطالب عدیدة»، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۸] احمد حسینی، تلامذة العلامة المجلسی، ص۳۴، ش۲۵، قم ۱۴۱۰.
بنابراین، مآخذ نوع اول مجموعاً بالغ بر چهارصد است. نوری چند کتاب را نام برده که نام آنها در مقدمه آمده ولی در متن به آنها استناد نشده است.
[۱۹] حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۶۰ ـ ۷۵، قم [بی تا.].
مجلسی در صحّت انتساب این کتابها به مؤلّفانِ آنها بحث کرده، بعلاوه میزان اعتماد خود را بر نسخه‌های فراهم شده از آن کتب و چگونگی نقل مطلب از آنها را بیان کرده است، و در فصل سوم، ج ۱، ص ۴۶ ـ ۴۸ علایم اختصاری الرموز کتابهایی را که چندین بار از آنها نقل مطلب کرده، ارائه نموده است. بحثهای او پیرامون مؤلّفان برخی کتابها، مانند قرب الاسناد، روضة الواعظین، عیون المعجزات، فقه الرضا، دعائم الاسلام، طبّ الائمة، جامع الاخبار و مصباح الشریعة، مقدار مطابقت محتوایی برخی از آنها با عقاید شیعی مانند مشارق الانوار و الالفین حافظ برسی •، تنبیه الخاطر ورّام بن عیسی و عوالی اللئالی یا غوالی اللئالی ابن ابی جمهور احسایی، روش نقل اخبار از نظر اسناد و ارسال و ضعف یا قوّت طرق در برخی دیگر مانند تحف العقول، وقعة صفّین و تفسیر فرات، بی نیازی از برخی به دلیل اخذ مطلب از منابع مقدّم و معتبرمانند ربیع الشیعه و کتب قاضی نوراللّه شوشتری، یادآوری روش خود در نقل روایات از کتابهایی چون مشارق الانوار و عوالی اللئالی، و نیز تحقیق در مذهب برخی مؤلفان کتب مثل قاضی نعمان مصری و ابواسحاق ثقفی، صاحب الغارات، اطلاعات سودمند رجالی و کتابشناختی به دست می‌دهد؛ مثلاً می‌نویسد که مؤلّف دعائم الاسلام قاضی نعمان مصری است نه شیخ صدوق، بعلاوه به استناد محتوای کتاب و قراین دیگر ادّعا می‌کند که او شیعة امامی بوده و نه اسماعیلی؛ ج ۱، ص ۳۸ یا دربارة مصباح الشریعة که منسوب به امام صادق علیه السّلام است و دانشمندانی چون سیّد علی بن طاووس نسبت به آن با دیدة احترام و تقدیر می‌نگریسته‌اند، ج ۱، ص ۱۵ تردید خود را مطرح می‌کند و عدم مشابهت مطالب و روش آن با سایر کلمات امامان را قرینه‌ای بر سلب این نسبت می‌گیرد و اشاره می‌کند که شیخ طوسی نیز به همة روایات کتاب وثوق کامل نداشته است؛ ج ۱، ص ۳۲ یا دربارة قرب الاَسناد با آنکه به ابوجعفر محمّد بن عبداللّه حمیری منسوب بوده، گمان قوی دارد که این کتاب تألیف پدر اوست؛
[۲۰] محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، گمان قوی دارد که این کتاب تألیف پدر اوست؛، ج۱، ص۷، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۲۱] ر. ک: محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۱۷، ص۶۷ ـ ۶۸ که شواهدی بر درستی این نظر آورده است، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
یا مشارق الانوار بُرْسی را حاوی مطالب غُلوآمیز و آمیخته‌ای از درست و نادرست می‌داند و فقط مطالبی از آن را که با روایات موجود و اصول معتبر شیعه سازگار است، نقل می‌کند. ج ۱، ص ۱۰ دربارة تحف العقول اشاره می‌کند که این کتاب، چون شامل مواعظ و مسلّمات اخلاقی است، مرویّات آن به سند نیاز ندارد. ج ۱، ص ۲۹ این نظر را دربارة طبّ الائمه، که آن را برخلاف شهرتش همرتبة منابع معتبر نمی‌داند، نیز مطرح می‌کند و توضیح می‌دهد که اصولاً در دعاها و روایات طبّی به سند قوی نیاز نیست. ج ۱، ص ۳۰ در شمار این منابع به چند کتاب غیر شیعی از جمله شهاب الاخبار نیز اشاره شده و مجلسی علل نقل مطلب از آنها را بازگو کرده است. همچنین در این فصل، ج ۱، ص ۲۶ ـ ۴۶ نسبت به موثق بودن نسخه‌های کتب، با توجّه به وِجاده • ای بودن بسیاری از آنها، قراینی را - مثلاً قدمت نسخه‌ها و نشانه‌های دالّ برخوانده شدن آنها بر مشایخ و وجود اجازاتی از مؤلّف یا دیگران در آنها و کتابت نسخه به خطّ خود مؤلّف یا علمای مشهور ـ ارائه کرده است که از این شمار است: اکمال الدین صدوق و قرب الاسناد حمیَری، امالی شیخ طوسی، تحف العقول ابن شعبه حرّانی، المستدرک ابن بطریق، اصل زید الزّراد. نیز رجوع کنید به ادامة مقاله این نکته نیز شایان دقّت است که تعدادی از کتب مأخذ بحار، تنها به یاری این تألیف حفظ شده‌اند و برخی دیگر نیز، اگرچه نسخه‌های متعددی از آنها موجود بوده، مجلسی غالباً نسخه‌های معتبر و متقدم را در اختیار داشته است. محدّث متتبع، حاج میرزا حسین نوری متوّفی ۱۳۲۰ در تدوین مستدرک الوسائل با آنکه بر بسیاری از منابع حدیثی دست یافته بود، در معرّفی مآخذ خود، از چند کتاب نام برده که مطالب آنها را، به دلیل عدم دستیابی به خود آنها، از بحار نقل کرده است؛ مستدرک، ج ۳، ص ۲۹۱ همچنانکه محدّث معاصرِ مجلسی، حرّعاملی متوفّی ۱۱۰۴ ـ که هردو به یکدیگر اجازة روایت داده‌اند حرّعاملی، وسائل، ج ۲۰، ص ۵۱
[۲۲] محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۷، ص۱۰۳ـ۱۰۶، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
ـ در وسائل الشیعه و اثبات الهداة به منقولات او اعتماد کرده و درصورت دسترسی نداشتن به برخی از کتب، از بحار نقل کرده است.
[۲۳] محمدباقر بهبودی، کلمة موجزة حول الکتاب و مؤلفه، ص۲۳، پانویس، در مجلسی، بحارالانوار، ج صفر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
حرّعاملی، اثبات، ج ۳، ص ۵۸۱ ـ ۵۸۶ دیگر آنکه، در نامة یادشده تصریح می‌شود که مجلسی علاوه بر کتب و رسایل، احادیث زیادی را از خط بزرگانی چون ابن العلقمی و شیخ بهایی و شهید اول نقل کرده الاحادیث الوجادیّات و احادیثی را نیز به طریق اجازه الاحادیث الاجازیّات و سماع الاحادیث المسموعة از پدر خود و دیگران آورده است. ج ۱۰۷، ص ۱۷۳ب ) منابع شرح. مؤلّف بعد از اتمام برخی مجلّدات بر آن شده است که تفسیر آیات هر باب را بنویسد و این کار را جز برای دو مجلّد اول، به انجام رسانیده و به همین سبب، شماری از مجلّدات به دو صورت با تفسیر و بی تفسیر منتشر شده است.
[۲۴] حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۳۷، قم [بی تا. ].
این قسمت را در هر باب با عنوان «التفسیر» مشخص کرده است که عمدتاً از مجمع البیان طبرسی و مفاتیح الغیب رازی آورده و به تفاسیر دیگری از جمله انوارالتنزیل بیضاوی، الدّرالمنثور سیوطی، معالم التنزیل بغوی والکشاف زمخشری نیز رجوع کرده است. در شرح احادیث که شامل توضیح لغات و اصطلاحات، تفسیر عبارات پیچیده یا مبهم، معرّفی مذاهب و فرق، نقل وقایع تاریخی، شرح دیدگاههای کلامی و فلسفی، تبیین مباحث اخلاقی، بررسی آرای فقهی، نقل اخبار از منابع حدیثی عامّه در تأیید یا توضیح حدیث و غیره می‌شود، و در فصول یا فقراتی با عنوان ایضاح، تنویر، تذنیب، تذییل، تکملةٌ، فذلکةٌ، غریبةٌ، أقولُ، و بیش از همه «بیان» مشخص شده، از مآخذ اصلی هر موضوع استفاده کرده است. مؤلّف شمار زیادی از این منابع را در فصل اول مقدّمه ج ۱، ص ۲۴ ـ ۲۵ نام برده و نام برخی نیز با مراجعه به متن معلوم می‌شود. از آن جمله است: صحاح اللّغه جوهری، قاموس اللغه فیروزآبادی، معجم مقاییس اللغة ابن فارس، تهذیب اللغة ازهری، مجمع الامثال میدانی و کتاب العین خلیل بن احمد در ادبیّات، صحاح ستّة اهل سنّت، جامع الاصول ابن اثیر، المسند احمد بن حنبل، مطالب السّؤول و فتح الباری ابن حجر، شرح قسطلانی و شرح کرمانی بر بخاری، شرح نَوَوی و شرح آبی بر مسلم، الشفای قاضی عیاض و شرح آن در اخبار و شرح آنها، الکامل ابن اثیر، تاریخ طبری، مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی، المنتظم ابن جوزی، عرائس المجالس ثعالبی معروف به قصص الانبیاء و شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید در مسائل تاریخی، وفیات الاعیان ابن خلّکان، الاغانی ابوالفرج اصفهانی و الاستیعاب در تراجم اشخاص، شفا و مبدأ و معاد ابن سینا، التحصیل بهمنیار، القبسات میرداماد، المعتبر ابوالبرکات به نقل از شرح المقاصد در فلسفه، شرح المواقف جرجانی، شرح المقاصد تفتازانی، المحصّل رازی، نقد المحصّل طوسی، شرح العقاید محقّق دوانی در کلام، احیاء العلوم غزالی در مباحث اخلاقی مجلسی در توضیح موضوعات اخلاقی به بیانات غزالی توجه بسیار داشته و گاه چند صفحه از نوشته‌های او را عیناً یا با اندکی تغییر آورده است؛ هرچند غالباً نام او را ذکر نکرده و از او به «بعض المحققین» یاد کرده است؛ برای نمونه رجوع کنید به ج ۶۸، ص ۳۱۹، ج ۶۹، ص ۲۶۶ـ۲۷۷، ۳۰۸ـ۳۰۹، ج ۷۰، ص ۲۵ـ۳۶، ۱۴۸ـ۱۵۰ و نیز رجوع کنید به غزالی، ج ۳، ص ۲۱۴ـ۲۲۵، ۲۷۸ـ۲۷۹، ۲۹۰ـ۳۰۲، ۳۶۰، ج ۴، ص ۴۱۲ـ۴۱۳، قانون ابن سینا، قانون مسعودی ابوریحان بیرونی، شرح تذکرة بیرجندی، الجامع ابن بیطار، معروف به مفردات علل الاشیاء بلیناس، حیاة الحیوان دَمیری، عجایب المخلوقات قزوینی، کتاب النبات ابوحنیفة دینوری در بابهای مختلف مجلّد «السّماء والعالَم»، ترجمة عربی تورات و انجیل و نیز فقراتی از تورات عبری رجوع کنید به ج ۱۰۷، ص ۱۷۲ در تاریخ انبیا و تاریخ پیامبراسلام، صلی اللّه علیه وآله وسلّم مؤلّف بعد از ذکر نام کتابها، افزوده است که در پایان بحار دربارة این کتابها و مؤلّفان آنها و احوالشان بتفصیل سخن خواهد گفت، ولی چنین کاری نکرده است. البته گاهی، بمناسبت، به برخی نکات اشاره کرده؛ ج ۶، ص ۲۱۴، ج ۱۴، ص ۱۵۹، ج ۳۲، ص ۳۷ همچنانکه دربارة اجازات خود از شماری از این کتب، خصوصاً کتب حدیث، اطّلاعاتی داده است. مثلاً در اجازه‌ای که برای یکی از شاگردان خود نوشته، تصریح کرده که طرق اجازه اش به مؤلّفان کتابها بسیار است و سپس قویترین طریق را نقل کرده است. ج ۱۰۷، ص ۱۵۶ همچنین صورت اجازة بزرگانی از علمای معاصر خود را که برای او نوشته‌اند آورده؛ مانند مولی محمّد طاهر قمی که اجازة نقل تمام مرویّات خود را، اعمّ از قرائت و سماع و اجازه، به وی داده است. در این اجازه، که به بزرگان علمای شیعه می‌پیوندد، نام کسانی چون ابن قولویه، علامة حلّی، فخرالمحققین، شهید ثانی و صاحب معالم حسن بن زین الدین دیده می‌شود. ج ۱۰۷، ص ۱۲۹ ـ ۱۳۱ اجازة شیخ حرّ عاملی،
[۲۵] محمدبن حسن حرّ عاملی، اثبات الهداة، ، ج۱۰۷، ص۱۰۴، چاپ ابوطالب تجلیل تبریزی، قم [بی تا.].
مولی محسن فیض کاشانی
[۲۶] محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۱۰۷، ص۱۲۴، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
و میرزا محمّد استرآبادی
[۲۷] محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۱۰۷، ص۱۲۵ـ ۱۲۸، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
نیز در شمار این اجازات آمده است. او همچنین سلسلة اسانید خود را به برخی از آثار مهم نقل کرده یا مشخصات نسخة مستند خود را آورده است؛ از آن جمله است صحیفة سجّادیه. ج ۱۰۷، ص ۱۶۴، برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به ج ۱۰۴ـ۱۰۷۴) روش نقل مطالب. پایبندی مؤلّف به ذکر مآخذ مطالب متن و شرح، در سراسر کتاب مشهود است و حتّی در نقل مسموعات از معاصران و استادان نیز این شیوه را ترک نکرده است. برای مثال، در شرح عبارتی از یک حدیث می‌گوید: «و قد أجاب بعضُ من عاصَرْناه». به طورکلّی می‌توان گفت که مجلسی بندرت از معاصران خود نام برده
[۲۸] ر. ک: محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، برای مثال ج۵۶، ص۱۱۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
و به آنها به صورت «بعض المعاصرین»، «بعض الازکیاء»، «بعض المحققین من المعاصرین»، «بعض الافاضل المدققین ممّن کان فی عصرنا» و «بعض من عاصرناه» اشاره کرده؛ همچنانکه نام برخی دیگر از قدما را نیز به عللی، مگر بندرت، نیاورده است.
[۲۹] ر. ک: محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، فیض کاشانی و مولی رفیعا با عناوین بعض المحققین و بعض الافاضل یاد می‌کند. برای مثال ج۱، ص۱۰۱، ج۲، ص۲۸۴، ج۴، ص۵۶، ۱۲۸ـ ۱۲۹، ج۵۷، ص۱۴۹، قاهره [بی تا. ].
اما دربارة احادیث متن، گذشته از ذکر مأخذ، سند حدیث را برای اجتناب از ارسال رجوع کنید به انتقاد او از ناسخ تفسیر عیّاشی، ج ۱، ص ۲۸ آورده و اختلافات سند و متن را در مآخذ مختلف نشان داده ج ۱، ص ۴۶ و گاهی نظر ترجیحی یا اصلاحی خود را اظهار کرده است. برای نمونه رجوع کنید به ج ۵، ص ۵۳، ج ۷، ص ۱۳۱، ۱۹۲، ج ۱۴، ص ۱۹۳ با اینهمه، به منظور احتراز از تطویل، برای راویان و گاهی برای یک سند نام اختصاری تعیین کرده و آنها را در فصل چهارم مقدّمه ج ۱، ص ۴۸ـ۶۱ کاملاً توضیح داده است. البتّه در مباحث فقهی، به دلیل احتیاط زیاد، نام مآخذ و نیز سند را به همان صورت اصلی ذکر کرده است. همچنین شماری از احادیث را از نظر سند و متن بررسی کرده و غریب بودن مضمون یا ضعف طریق یا ناسازگاری آنها با مقبولات و مسلّمات دینی و غیره را یادآوری کرده است. برای نمونه رجوع کنید به ج ۶، ص ۲۶۶، ج ۷، ص ۲۲۱، ج ۱۴، ص ۳۷۰، ج ۵۴، ص ۱۰۴، ۳۴۱، ۳۴۹، ج ۵۵، ص ۳۳۵، ج ۵۷، ص ۱۲۱، ج ۶۳، ص ۲۸۰ «بیان»های مجلسی دربارة برخی احادیث و دلیلی که بر لزوم ذکر سند آورده و قراین دیگر، نشان می‌دهد که او تمام مرویّات موجود در متون حدیثی را قطعی یا ظنّی الصدور نمی‌دانسته، و هرچند از نفی شتابزده یا مبتنی بر آرای غیر قطعی احتراز داشته، برای قبول حدیث نیز ملاکهایی را به کار می‌گرفته است. کوشش او در دستیابی به نسخه‌های معتبر و قدیم به همین دلیل بوده و تصریح او به وقوع اضافات، تحریف، تصحیف یا افتادگی در عبارات، از همین دیدگاه ناشی شده است. برای نمونه، سخن مجلسی ج ۹۵، ص ۲۲۷ را در توضیح دعای عرفه، با مناجاتهای ابن عطاءاللّه اسکندرانی
[۳۰] احمدبن احمد زروق، حکم ابن عطاءالله، ص۴۴۸ ـ ۴۷۳، چاپ عبدالحلیم محمود و محمودبن شریف، طرابلس غرب [بی تا. ].
مقایسه کنید. ذکر مآخذ در بحار سبب سهولت دستیابی به منابع اصلی، و احیاناً مقایسة اصل با فرع، است، چنانکه مصححان چاپ جدید به تعداد زیادی از آنها مراجعه کرده‌اند. ۵) دیدگاههای علمی مؤلّف. مجلسی چنانکه خود تصریح کرده، یگانه خاستگاه علم را قرآن و اخبار اهل بیت علیهم السّلام می‌دانسته و معتقد بوده است که استنباط یقینی حقایق قرآن جز برای ائمة دین ممکن نیست، و همین اعتقاد زمینة تدوین بحار را فراهم کرده است. ج ۱، ص ۳ این دیدگاه در سراسر کتاب بروشنی دیده می‌شود و تا حدودی سبب هماهنگی جهت گیریها و یکسانی تعبیرات و استقلال رأی مؤلّف شده است. دفاع او از آرای امامیّه و تبیین آنها در صورت لزوم و پاسخگویی به اعتراضات، و نیز انتقاد از دانشمندانی که مطالب نادرستی دربارة شیعه مطرح کرده‌اند، در ابواب مختلف کتاب دیده می‌شود. مؤلّف کوشیده است دیدگاههای شیعة امامیّه را، در مسایل اعتقادی و فقهی و حدیثی و. . . ، با مضامین احادیث تطبیق دهد، امّا اگر لازمة این کار تأویل بدون دلیل حدیث یا مخالفت با شماری از احادیث باشد، از آن احتراز کرده و چه بسا آرای دانشمندان اهل سنّت را ترجیح داده است. رجوع کنید به مجلّدات «توحید»، «عدل و معاد»، «ایمان وکفر»از جمله ج ۱، ص ۸۵، ۱۲۴، ج ۳، ص ۱۴۴، ۲۳۱ ـ ۲۳۴، ج ۴، ص ۲۸ ـ ۳۳، ۶۲، ۱۳۷، ج ۵، ص ۴۳، ۲۲۳ ـ ۲۲۴، ۳۳۲، ج ۶، ص ۱۱۰، ۳۲۶ با اینهمه، اصرار او بر تطبیق روایات ناظر بر ارادة خدا بر آنچه متکلّمان امامیّه گفته‌اند شایان دقت است. ج ۴، ص ۱۳۷
[۳۱] احمدبن احمد زروق، حکم ابن عطاءالله، و نقد طباطبایی برآن در پانویس صفحه، چاپ عبدالحلیم محمود و محمودبن شریف، طرابلس غرب [بی تا. ].
همچنین شماری از قواعد اصولی و فقهی قابل استنباط از روایات را در یک باب ج ۲، ص ۲۶۸ـ۲۸۳ گردآورده و در برخی از بابها نیز به مبانی اصولی، و احیاناً نظر مخالف خود با رأی مقبول و مشهور اشاراتی کرده است. ج ۲، ص ۲۵۶ـ۲۵۷، ج ۴، ص ۲۹ ـ ۳۰، ج ۶۳، ص ۵۴۲ در بررسی احادیث، همان شیوه‌های معمول را به کار گرفته و نسبت به احادیث وِجاده‌ای و مکاتبه‌ای، در صورت وجود قراینی بر صحّت انتساب، عمل به آنها را روا شمرده
[۳۲] Encyclopaedia Iranica, s.v. "Behar Al-Anwa ¦ r by Etan Kohlberg, در pp. ورت وجود قراینی بر pp. حّت انتساب، عمل به آنها را روا شمرده، Vol. ۲، p. ۱۵۸ـ ۱۶۸، Vol. ۵۴، p. ۳۴۱، Vol. ۵۵، p. ۳۳۵.
و دربارة لزوم اجازة روایت، خصوصاً برای کتب معتبر ومتداول، تردیدهایی را نقل کرده است. ج ۱۰۷، ص ۷۶، ۱۲۷ اخبار راویان غیرشیعه را غالباً در مقام تأیید یا احتجاج آورده و از برخی مؤلّفان شیعی ـ که در مباحث اخلاقی و آداب و سنن به این اخبار مراجعه کرده یا آنها را، بدون تفکیک از احادیث امامیّه، در کتب خود ذکر کرده‌اند ـ انتقاد نموده است. مقدمه، فصل اول و دوم، ج ۲، ص ۲۵۶ـ۲۵۷، ج ۵۷، ص ۱۲۱ البتّه او، گذشته از بررسی سندی روایات، در بازشناسی محتوایی آنها نیز اهتمام بسیار داشته و آن را در قبول یا ردّ روایات به کار گرفته است، همچنانکه در فهم مراد روایات نیز به همین اصل توجه داشته است. برای مثال رجوع کنید به ج ۹۷، ص ۱۲۷ مجلسی در این کتاب به فلاسفه، خصوصاً فلاسفة مسلمان به دلیل اعتماد بیش از اندازه به عقل و استناد به مبانی ظنّی ونیز عدم توجّه کامل به ارشادات دینی یا تکلّف در تطبیق یافته‌های فلسفی بر تعبیرات دینی، بی مهر بوده است. برای نمونه رجوع کنید به ج ۱، ص ۱۰۱، ۱۰۳، ج ۴، ص ۸۷، ج ۷، ص ۴۷، ج ۵۴، ص ۲۳۱، ۲۵۱، ج ۵۶، ص ۲۰۲، ج ۵۷، ص ۱۹۵ـ۱۹۹ وی با اینهمه در تبیین عبارات احادیث، خصوصاً درمجلّد «السماء و العالَم» از تعبیرات و دیدگاههای فلسفی و مفاهیم علمی مدد گرفته برای نمونه رجوع کنید به ج ۳، ص ۲۳۱، ۲۵۸، ج ۴، ص ۴۲، ج ۱۴، ص ۳، ج ۵۲، ص ۱۰۲، ج ۵۴، ص ۵، ۳۵۴، ج ۵۶، ص ۳۳۱ و اگر در برخی احادیث، عباراتی صریح یا تلویحی در تأیید آرای فلسفی یا سازگار با آنها دیده از ذکر آن ابا نداشته، اگرچه خود نظر مخالف را ترجیح داده است؛ برای نمونه رجوع کنید به ج ۳، ص ۳۲۱، ج ۶، ص ۲۳۲، ج ۵۸، ص ۱۰۴، ج ۶۱، ص ۸۰ همچنانکه از برخی از فلاسفه، خصوصاً میرداماد و خواجه نصیرالدین طوسی، با احترام نام برده و نسبت دادن کفر را به فلاسفة مسلمان، به خاطر داشتنِ آرای مخالف با ظواهر روایی، نهی کرده است. ج ۵۸، ص ۱۰۴: فَم'ایَحکُمُ به بَعْضُهُم مِنْ تکفیرِ القائلِ بالتجرّدِ افراط وَ تهکّم در اشاراتی که بمناسبت به صوفیه کرده، روش آنان را در دریافت حقایق تعبیرات علمی نپسندیده و از مراسم عبادی آنان انتقاد کرده است؛ ج ۱، ص ۲۰۲، ج ۵۰، ص ۹۴، ج ۵۴، ص ۸ـ۹، ۳۲۱، ۳۵۱، ۳۵۴، ج ۵۸، ص ۸۴ همچنانکه با تصریح به مقامات علمی و الهی ائمة شیعه، غلو دربارة آنان یا نسبت دادن مقاماتی بدون مستند نقلی به ایشان را بر نتافته است. ج ۱، ص ۱۰، ج ۲۵، ص ۲۶۱ـ۳۵۰ این نکته را نیز بارها یادآوری کرده که فهم کامل همة آیات و احادیث برای ما ممکن نیست، ایمان اجمالی به آنچه از اولیای دین رسیده کافی است و نباید بدون دلیل دست به تأویل آنها زد اوّلُ الاءلحادِ سلوکُ التأویلِ من غیر دلیلٍ یا آنها را کنار گذاشت. ج ۵، ص ۲۶۱، ج ۶، ص ۲۰۰ـ۲۰۱، ج ۷، ص ۱۳۰، ج ۵۴، ص ۳۶۳، ج ۵۵، ص ۳۳، ۴۷، ج ۵۷، ص ۱۴۹ و مواضع دیگر به برخی از دانشمندان امامیّه نیز به خاطر رعایت نکردن این نکته اعتراض کرده است. ج ۵، ص ۲۶۷، ۳۳۲، ج ۶، ص ۲۰۱ـ۲۰۲، ج ۷، ص ۱۲۸ـ۱۳۰، ۲۵۱ـ۲۵۳، ج ۸، ص ۷۱، ج ۱۲، ص ۳۵۵ و مواضع دیگر۶) نوشته‌های وابسته به بحار. علاوه بر تأثیر بحار در بیشتر آثار بعدی امامیّه، الذریعه از جمله در تألیفات متأخّر مؤلّف،
[۳۳] Encyclopaedia Iranica, s. v. "Behar Al-Anwa ¦ r by Etan Kohlberg, ذیل «بحارالانوار».
بر برخی مجلّدات آن شرح و حاشیه نوشته شده، برخی دیگر تلخیص شده، چند مجلّد به فارسی و اُردو ترجمه شده، و برای چند مجلّد ملحقات و مستدرک و چند فهرست تهیّه شده است. کتابهای دیگری نیز وابسته به بحار مثلاً الشافی فی الجمع بین البحار والوافی تألیف شده است. نوری و آقابزرگ طهرانی و مصلح الدین مهدوی شماری از این آثار را، که با حذف مکرّرات بر پنجاه بالغ می‌شود، فهرست کرده‌اند.
[۳۴] حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۵۵ ـ ۶۰، قم [بی تا. ].
[۳۵] محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۳، ص۲۶ ـ ۲۷، ج۴، ص۸۲ ـ ۸۳، ج۶، ص۲۷، ج۲۱، ص۴ ـ ۷، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۳۶] مصلح الدین مهدوی، زندگینامة علامه مجلسی، ج۲، ص۲۷۴ ـ ۳۱۶، اصفهان، ج ۲ [تاریخ مقدمه ۱۴۰۱].
اگر بر این رقم، ترجمه‌های اخیرِ مجلّدات تاریخ ائمه مثلاً مهدی موعود ترجمة مجلّد سیزدهم با اضافات و چند فهرست
[۳۷] محمدبن علی اردبیلی، جامع الرواة، التطبیق، معجم ابواب البحار، میزان الحکمة که کتاب اخیر براساس بحار و چند کتاب دیگر تدوین شده، المختار من مقتل بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
را بیفزاییم و حواشی منتقدانة طباطبایی بر برخی مجلّدات بحار
[۳۸] ر. ک: محمدحسین حسینی تهرانی، مهر تابان، ص۳۵ـ۳۶، تهران [بی تا. ].
را نیز در نظر بگیریم، عدد آنها به حدود شصت می‌رسد که در این میان از همه مشهورتر و کارآمدتر سفینة البحار حاج شیخ عباس قمی • است. درحال حاضر نیز، با استفاده از رایانه، چند معجم موضوعی و لفظی برای احادیث بحار تهیّه شده است، که منبع اطّلاعات کاملی دربارة شمارة احادیث، مکرّرات و چگونگی توزیع موضوعی آنها است. ۷) اظهارنظرها. چنانچه اشاره شد، بحارالانوار از همان زمان تألیف مورد توجّه و غالباً مقبول بوده است. تعبیرات و تصریحات بسیاری از مؤلّفان نشانة تقدیر از این کتاب عظیم است که لااقل از نظر اشتمال بر بیشتر یا تمام مرویّات شیعة امامیّه نظیر ندارد و در میان شیعه، جامع حدیثی دیگری همردیف آن نوشته نشده
[۳۹] محمدبن علی اردبیلی، جامع الرواة، ج۲، ص۵۵۰ ـ ۵۵۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۴۰] اعجاز حسین بن محمدقلی کنتوری، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب والاسفار، ص۷۶ ـ ۸۱، قم ۱۴۰۹.
[۴۱] حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۲۸، قم [بی تا. ].
[۴۲] محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۳، ص۱۶، حسینی تهرانی، ص۳۵، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
و در حقیقت، دائرة المعارف شیعه است.
[۴۳] عبدالوهاب فرید، اسلام و رجعت، ص۵۵، تهران ۱۳۱۸ ش.
بعلاوه، به نظر حرّ عاملی، امل الا´مل، ج ۲، ص ۲۴۸ موضوع بندی نیکو و نیز شرح مشکلات اخبار، از خصوصیات بارز این کتاب است. نوری
[۴۴] حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، دارالسلام، ج۲، ص۲۳۷، قم [بی تا.].
و آقابزرگ طهرانی
[۴۵] عبدالوهاب فرید، اسلام و رجعت، ص۵۵، تهران ۱۳۱۸ ش.
نیز بر این نکته که مجلسی در بحار به شرح و بیان احادیث، و چه بسا تهذیب و تحقیق دربارة آنها، پرداخته توجّه داده و گفته‌اند که بسیاری از نکات آن در کتابهای دیگر یافت نمی‌شود. رجوع کنید به بخشهای پیشین مقاله گویا همین ویژگیها، و نیز احاطة مؤلّف بر حدیث و توانایی او در شناخت صحیح از سقیم، سبب شد که کتاب منزلت برتری داشته باشد و حتّی برخی اخباریان از اعتبار تمام مرویّات آن سخن بگویند؛
[۴۶] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۱، ص۲۵، قم ۱۳۶۳ ـ ۱۳۶۷ ش.
تا آنجا که عبدالعزیز دهلوی
[۴۷] عبدالعزیزبن احمد دهلوی، تحفه اثناعشریه، ص۱۰۸، پاکستان ۱۳۹۶.
در سخن اغراق آمیزی گفته: از روایات سابقه، آنچه او بر محکّ امتحان زده و کامل العیار خوانده نزد ایشان = علمای امامیّه حکم وحی دارد. با اینهمه برخی از علما از جهاتی نسبت به آن انتقاد داشته‌اند که یکی وجود روایات ضعیف و چه بسا نادرست در این جامع حدیثی، و دیگری وجود برخی شرحهای حدیثی در آن است. از جمله سیّدمحسن امین عاملی
[۴۸] محمدبن حسن حرّ عاملی، اثبات الهداة، ج۹، ص۱۸۳، چاپ ابوطالب تجلیل تبریزی، قم [بی تا.].
معتقد بوده که این کتاب با توجّه به فراهم آمدن از روایات غثّ و سمین به تهذیب نیاز دارد و «بیان»های مجلسی بر احادیث برسبیل استعجال نوشته شده و ازینرو کم فایده شده است. طباطبایی نیز معتقد بوده که مجلسی برمباحث فلسفی احاطة کافی نداشته و درشرح برخی اخبار غامض دچار خطا شده است.
[۴۹] محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۱۰۰، ۱۰۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
برخی نویسندگان
[۵۰] احمد زنجانی، الکلام یجرّالکلام، ج۱، ص۳۲ـ۳۴، قم ۱۳۲۹ ش.
[۵۱] روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، ص۳۱۹ ـ ۳۲۰، کشف اسرار، قم [بی تا. ].
در بیان جایگاه واقعی بحار و انتقاد از دو نظر افراطی تأیید کامل و تفریطی بی ارزش خواندن آن براین نکته که هدف اصلی مجلسی در تألیف بحار، حفظ آثار شیعه و گردآوری آنها در یک مجموعة موضوعی بوده است، تأکید کرده و بحار را کتابخانه‌ای جامع خوانده‌اند که بالطّبع باید همه گونه اثر در آن یافت شود و، البتّه قضاوت درباره محتوای آن و نیز استفاده از آن، مانند هر کتابخانة دیگر، شرایط خاصّی دارد. عبدالوّهاب فرید
[۵۲] عبدالوهاب فرید، اسلام و رجعت، ص۵۵، تهران ۱۳۱۸ ش.
نیز شبیه همین نظر را مطرح کرده و گفته است که هدف مجلسی جمع و تدوین همه احادیث و آثار ائمه بوده و در این کار قصد انتخاب نداشته است. با اینهمه باید گفت این نظر که با رأی بیشتر عالمان امامیّه هماهنگ است، برای کسی که بحار را می‌شناسد، معرّف تمام غرض مجلسی از تألیف بحار نیست. ۸) انتشار بحار. مجلّدات اوّلیه بحار، همزمان با تدوین نهایی، استنساخ و منتشر شده است و مجلسی همین امر را دلیل بر لزوم تدوین مستدرک و نیفزودن حدیث یا مطلبی به متن می‌دانست. ج ۱، ص ۴۶ اما از مجلّد پانزدهم به بعد، چنانکه گفته شد، پس از وفات مؤلّف، مولی عبداللّه افندی آن را پاکنویس کرد و سالها بعد منتشر شد. لذا نسخه‌های آن مانند مجلّدات اول رواج نیافت و حتی برخی مجلّدات تا اوایل قرن چهاردهم در اختیار نبود. چاپ سنگی کامل و مشهور کتاب در ۱۳۰۳ ـ ۱۳۱۵ به همّت حاج میرزا محمّد حسن امین دارالضرب مشهور به کمپانی و پس از او فرزندش، حاج محمّد حسین، با اشراف سیّد محمّد خلیل اصفهانی و چند دستیار، در تهران صورت گرفت. پیش از آن نیز مجلّدات پراکنده‌ای به طبع رسیده بود، از جمله مجلّدهای اول و دوم در ۱۲۴۸ در هند، مجّلد هشتم در ۱۲۷۵، مجلّد هفتم در ۱۲۹۴، مجلّد نهم در ۱۲۹۷، مجلّدهای اول و دوم و بیست ودوم در ۱۳۰۱ در تبریز. چاپ دیگر کتاب براساس نسخه‌های خطی و چاپهای پیشین و مراجعه به منابع البته نه کامل در ۱۳۷۶ ـ ۱۳۹۴ به همت دو ناشر در ۱۱۰ جلد انجام گرفت که سه جلد آن ۵۴ ـ ۵۶ فهرست کتاب است و از جلد ۲۹ ـ ۳۴ نیز منتشر نشده است. همچنین جنّة المأوی مستدرک مجلّد سیزدهم و الفیض القدسی شرح حال مؤلّف هردو تألیف نوری، همچنانکه در چاپ کمپانی، به آن افزوده شده است. چاپ اخیر با وجود زحمت و جدیّت مصححان، به خاطر در دسترس نبودن چاپهای انتقادی مآخذ بحار، کاملاً منقّح نیست، اما در عین حال، با استقبال روبرو و تجدید چاپ شده است. بعد از ۱۴۰۰، اُفست همین چاپ با اندکی تغییر جداکردن مقدمة مصححان به عنوان جلد «صفر» و انتقال سه جلد فهرست به آخر مجموعه بارها منتشرشده است. قسمتهایی از جلدهای منتشرنشده ۲۹ ـ ۳۴ نیز اخیراً تصحیح و چاپ شده است. سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی مؤسسة آل البیت در قم نیز شماری از مآخذ بحار را که نسخه‌های آن به دست آمده با عنوان کلّی «سلسلة مصادر بحارالانوار» منتشرکرده است. با اینهمه، ضروری است که بحارالانوار با چاپ مصحَّح و منقّحی عرضه شود. اقدامات اوّلیة آن نیز صورت گرفته، ولی تاکنون به نتیجه قطعی نرسیده است

فهرست مندرجات

۱ - پانویس
۲ - منابع


۱. احمد حسینی، تلامذة العلامة المجلسی، ص۲۴، قم ۱۴۱۰.
۲. محمدباقربن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۴، ص۲۵۴، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲.
۳. محسن امین، اعیان الشیعة، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴. محسن امین، اعیان الشیعة، طور که نتوانست بحار را به اتمام نهایی برساند، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۵. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۴۰، قم [بی تا. ].
۶. محمدباقربن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۲، ص۸۵، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲.
۷. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۳۷ـ۴۴، قم [بی تا.].
۸. عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۸۴، قم ۱۴۰۹.
۹. محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۳، ص۲۳، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۰. محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، مثلاً حرّعاملی، در امل الا´مل، ج۲، ص۲۴۸، ترتیب اوّلیه را ذکر کرده است، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۱. عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۱۹۷ـ ۱۹۸، به نقل از سیّد نعمة اللّه جزایری، قم ۱۴۰۹.
۱۲. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۳۰ـ۳۴، نامة مولی ' عبداللّه افندی ـ یا مولی ' ذوالفقار به نوشتة حسینی، ص۲۴ ـ به مؤلّف، ج۱۰۶، ص۱۶۸، قم [بی تا. ].
۱۳. عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، ص۷۳، قم ۱۴۰۹.
۱۴. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۳۰، قم [بی تا.].
۱۵. روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، دربرابر کفّار و مشرکان و مخالفان، کشف اسرار، قم [بی تا. ].
۱۶. محمدبن علی اردبیلی، جامع الرواة، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۷. ر. ک: محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۷، ص۱۶۵ـ۱۷۹، «خاتمة فیها مطالب عدیدة»، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۸. احمد حسینی، تلامذة العلامة المجلسی، ص۳۴، ش۲۵، قم ۱۴۱۰.
۱۹. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۶۰ ـ ۷۵، قم [بی تا.].
۲۰. محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، گمان قوی دارد که این کتاب تألیف پدر اوست؛، ج۱، ص۷، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۱. ر. ک: محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۱۷، ص۶۷ ـ ۶۸ که شواهدی بر درستی این نظر آورده است، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۲. محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۷، ص۱۰۳ـ۱۰۶، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۳. محمدباقر بهبودی، کلمة موجزة حول الکتاب و مؤلفه، ص۲۳، پانویس، در مجلسی، بحارالانوار، ج صفر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۴. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۳۷، قم [بی تا. ].
۲۵. محمدبن حسن حرّ عاملی، اثبات الهداة، ، ج۱۰۷، ص۱۰۴، چاپ ابوطالب تجلیل تبریزی، قم [بی تا.].
۲۶. محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۱۰۷، ص۱۲۴، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۷. محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۱۰۷، ص۱۲۵ـ ۱۲۸، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۸. ر. ک: محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، برای مثال ج۵۶، ص۱۱۹، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۹. ر. ک: محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، فیض کاشانی و مولی رفیعا با عناوین بعض المحققین و بعض الافاضل یاد می‌کند. برای مثال ج۱، ص۱۰۱، ج۲، ص۲۸۴، ج۴، ص۵۶، ۱۲۸ـ ۱۲۹، ج۵۷، ص۱۴۹، قاهره [بی تا. ].
۳۰. احمدبن احمد زروق، حکم ابن عطاءالله، ص۴۴۸ ـ ۴۷۳، چاپ عبدالحلیم محمود و محمودبن شریف، طرابلس غرب [بی تا. ].
۳۱. احمدبن احمد زروق، حکم ابن عطاءالله، و نقد طباطبایی برآن در پانویس صفحه، چاپ عبدالحلیم محمود و محمودبن شریف، طرابلس غرب [بی تا. ].
۳۲. Encyclopaedia Iranica, s.v. "Behar Al-Anwa ¦ r by Etan Kohlberg, در pp. ورت وجود قراینی بر pp. حّت انتساب، عمل به آنها را روا شمرده، Vol. ۲، p. ۱۵۸ـ ۱۶۸، Vol. ۵۴، p. ۳۴۱، Vol. ۵۵، p. ۳۳۵.
۳۳. Encyclopaedia Iranica, s. v. "Behar Al-Anwa ¦ r by Etan Kohlberg, ذیل «بحارالانوار».
۳۴. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۵۵ ـ ۶۰، قم [بی تا. ].
۳۵. محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۳، ص۲۶ ـ ۲۷، ج۴، ص۸۲ ـ ۸۳، ج۶، ص۲۷، ج۲۱، ص۴ ـ ۷، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۳۶. مصلح الدین مهدوی، زندگینامة علامه مجلسی، ج۲، ص۲۷۴ ـ ۳۱۶، اصفهان، ج ۲ [تاریخ مقدمه ۱۴۰۱].
۳۷. محمدبن علی اردبیلی، جامع الرواة، التطبیق، معجم ابواب البحار، میزان الحکمة که کتاب اخیر براساس بحار و چند کتاب دیگر تدوین شده، المختار من مقتل بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۳۸. ر. ک: محمدحسین حسینی تهرانی، مهر تابان، ص۳۵ـ۳۶، تهران [بی تا. ].
۳۹. محمدبن علی اردبیلی، جامع الرواة، ج۲، ص۵۵۰ ـ ۵۵۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۰. اعجاز حسین بن محمدقلی کنتوری، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب والاسفار، ص۷۶ ـ ۸۱، قم ۱۴۰۹.
۴۱. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، الفیض القدسی، ص۲۸، قم [بی تا. ].
۴۲. محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۳، ص۱۶، حسینی تهرانی، ص۳۵، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۴۳. عبدالوهاب فرید، اسلام و رجعت، ص۵۵، تهران ۱۳۱۸ ش.
۴۴. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، دارالسلام، ج۲، ص۲۳۷، قم [بی تا.].
۴۵. عبدالوهاب فرید، اسلام و رجعت، ص۵۵، تهران ۱۳۱۸ ش.
۴۶. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۱، ص۲۵، قم ۱۳۶۳ ـ ۱۳۶۷ ش.
۴۷. عبدالعزیزبن احمد دهلوی، تحفه اثناعشریه، ص۱۰۸، پاکستان ۱۳۹۶.
۴۸. محمدبن حسن حرّ عاملی، اثبات الهداة، ج۹، ص۱۸۳، چاپ ابوطالب تجلیل تبریزی، قم [بی تا.].
۴۹. محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۱۰۰، ۱۰۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۵۰. احمد زنجانی، الکلام یجرّالکلام، ج۱، ص۳۲ـ۳۴، قم ۱۳۲۹ ش.
۵۱. روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، ص۳۱۹ ـ ۳۲۰، کشف اسرار، قم [بی تا. ].
۵۲. عبدالوهاب فرید، اسلام و رجعت، ص۵۵، تهران ۱۳۱۸ ش.



۱. محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۲. محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواة، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۳. محسن امین، اعیان الشیعة، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۴. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم ۱۳۶۳ ـ ۱۳۶۷ ش؛
۵. محمدباقر بهبودی، کلمة موجزة حول الکتاب و مؤلفه، در مجلسی، بحارالانوار، ج صفر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۶. عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، قم ۱۴۰۹؛
۷. محمد بن حسن حرّ عاملی، اثبات الهداة، چاپ ابوطالب تجلیل تبریزی، قم [بی تا.] ؛
۸. محمد بن حسن حرّ عاملی، امل الامل، چاپ احمد حسینی، ج ۲، قم ۱۳۶۲ ش؛
۹. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۱۰. احمد حسینی، تلامذة العلامة المجلسی، قم ۱۴۱۰؛
۱۱. محمدحسین حسینی تهرانی، مهر تابان، تهران [بی تا.] ؛
۱۲. روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، کشف اسرار، قم [بی تا.] ؛
۱۳. محمدباقر بن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲؛
۱۴. عبدالعزیز بن احمد دهلوی، تحفه اثناعشریه، پاکستان ۱۳۹۶؛
۱۵. احمد بن احمد زروق، حکم ابن عطاءالله، چاپ عبدالحلیم محمود و محمود بن شریف، طرابلس غرب [بی تا.] ؛
۱۶. احمد زنجانی، الکلام یجرّالکلام، قم ۱۳۲۹ ش؛
۱۷. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، قاهره [بی تا.] ؛
۱۸. عبدالوهاب فرید، اسلام و رجعت، تهران ۱۳۱۸ ش؛
۱۹. اعجاز حسین بن محمدقلی کنتوری، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب والاسفار، قم ۱۴۰۹؛
۲۰. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۲۱. خانبابا مشار، فهرست کتابهای چاپی عربی، تهران ۱۳۴۴ ش، ستون ۱۱۳ ـ ۱۱۶؛
۲۲. مصلح الدین مهدوی، زندگینامة علامه مجلسی، اصفهان، ج ۲ [تاریخ مقدمه ۱۴۰۱] ؛
۲۳. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، قم [بی تا.] ؛
۲۴. حسین بن محمدتقی نوری، الفیض القدسی فی ترجمة العلامة المجلسی، در مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، ص ۲ ـ ۱۶۵؛
۲۵. حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج ۳، تهران ۱۳۲۱؛
۲۶. Encyclopaedia Iranica, s.v. "Behar Al-Anwa ¦ r (by Etan Kohlberg).;



جعبه ابزار