مقالات دارابی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ابوالقاسم الهامی متخلص به «لاهوتی» (۱۳۰۵-۱۳۳۶ ه.ش)، شاعر انقلابی و توانمند ایرانی اهل کرمانشاه، پس از ناکامی در کودتای ۱۳۰۱ تبریز به روسیه گریخت و تا پایان عمر در آن کشور ماند.
وی که به زبانهای عربی، فرانسوی، ترکی و روسی تسلط داشت، از مهمترین آثارش ترجمۀ شاهنامۀ فردوسی به روسی (با همکاری همسرش) است.
شعر لاهوتی شورانگیز و دلنشین، با آزادی از تنگنای قافیه و نزدیکی به زبان مردم کوچه و بازار، جلوهای از میهنپرستی و دیدگاه انقلابی اوست.
ابوالقاسم الهامى فرزند احمد، متخلّص به «لاهوتى»، در سال
۱۳۰۵ق در كرمانشاه متولد شد. علوم مقدماتى را در زادگاه خود فرا گرفت و سپس به عرفان و
تصوف گراييد، امّا در اين وادى ديری نپائيد و به ژاندارمرى كشور وارد شد.
لاهوتى كه با درجهى سرگردى در ژاندارمرى خدمت مىكرد، در سال ۱۳۰۱ شمسى با تنى چند از يارانش در
تبریز دست به
کودتا زد كه به شكست انجاميد و به
روسیه متوارى شد و تا پايان عمر در آن كشور ماند.
ابو القاسم الهامى به زبانهاى عربى، فرانسه، تركى و روسى آشنايى داشت و از تلاشهاى بزرگش، «ترجمهى
شاهنامه فردوسی» به زبان روسى با همكارى همسرش و يكى از فردوسىشناسان شوروى بود.
لاهوتى شاعرى انقلابى، توانا و بلندآوازه بود؛ شعرش شورانگيز و دلنشين است و در غزلسرايى نيز مهارت داشت. بخشهايى از اشعارش در مسكو مكرّر چاپ شده است. از ويژگىهاى
شعر او آزادى نسبى از تنگناى قافيه، دست بردن در اوزان عروضى براى رساندن سريعتر سخن، و نزديكى زبان شعرش به زبان مردم كوچه و بازار است. ديدگاه وى ميهن و ميهنپرستى است.
بخشهایى از اشعار لاهوتى بارها در مسكو چاپ شده و ديوان كامل اشعارش در سال ۱۳۵۸ شمسى به كوشش احمد بشيرى همراه با شرح حال او در
تهران منتشر شده است.
ابو القاسم الهامى در سال ۱۳۳۶ شمسى در روسيه درگذشت و پيكرش همانجا به
خاک سپرده شد.
شهادت امام حسین (علیهالسّلام):| بيا در کربلا محشر ببين، كين گسترى بنگر • • • • • نظر كن در حريم كبريا، غارتگرى بنگر | | |
| فروشنده حسین و جنس هستى، مشترى یزدان • • • • • بيا كالا ببين، بايع نگه كن، مشترى بنگر | | |
| به فكر خير امّت بود وقت مرگ فرزندش • • • • • ز همّت كشته شد، امّت ببين، پيغمبرى بنگر | | |
| ز بىآبى به وقت مرگ هم عبّاس نامآور • • • • • خجل بود از سکینه، يادگار حيدرى بنگر | | |
| به جاى آب خون پاشيده شد در راه از غیرت • • • • • به دشت عشق فرمانده ببين، فرمانبرى بنگر | | |
| به جاى شاه دين، فرماندهى خيل اسيران • • • • • شد مقام زينبى را بين، وفاى خواهرى بنگر | | |
| براى گريه هم فرصت ندادند آل احمد را • • • • • مسلمانى نگه كُن، رسم مهمان پرورى بنگر | | |
| حسين را كشته بود و خونبها مىداد مشتى زد • • • • • ببين كار یزید بىحيا، زشت اخترى بنگر | | |
| خدا محبوب خود را غرقه در خون ديد «لاهوتى» • • • • • نكرد اين دهر را نابود، صبر داورى بنگر | | |
| | |
رباعى:| خود تشنه، ولى ماء معین است، حسين • • • • • تنها و به عالمى، معين است، حسين | | |
| چون آينهى اكمل نعبُد گرديد • • • • • مجلاى اتمّ نستعين است، حسين | | |
| | |
•
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۰۳۹.