منصوره عرب سرهنگی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
منصوره عرب سرهنگی بانوی شاعر و دانشآموختهٔ پرستاری، زادهٔ سال ۱۳۵۴ در شهرستان ایوانکی، که از نوجوانی طبعآزمایی در وادی سخن نمود.
وی با نشر سرودهها و تأسیس انجمن ادبی ایوانکی، حضوری پایدار و اثرگذار در ارتقای
فرهنگ و
ادب زادگاه خود آفرید۔
منصوره عرب سرهنگى در سال ۱۳۵۴ ه. ش در شهرستان ايوانكى به دنيا آمد.
تحصيلات خود را در زادگاهش و سپس
سمنان گذراند و در سال ۱۳۷۲ ديپلم گرفت.
وى در سال ۱۳۷۷ از دانشگاه سمنان به اخذ مدرك كارشناسى پرستارى نائل آمد.
عرب سرهنگى از دوران نوجوانى به سرودن اشعار پرداخت و سرودههايش به صورت پراكنده در برخى از نشريات كشور و مجموعه شعرهاى گردآورى شده، انتشار يافته است.
عرب سرهنگى با انجمن شعر و ادب گرمسار همكارى داشته و در سال ۱۳۷۸ شمسى با جمعى از علاقهمندان، اقدام به تشكيل انجمن ادبى در شهرستان ايوانكى نموده است.
در ادامه، نمونههایی از سرودههای او آمده است.
| كدام واقعهى سبز را خبر دارد • • • • • همان كه بر لب خشكيده شعر تر دارد | | |
| بلوغ باور سبزى، شكفته بر لب او • • • • • كه تا هميشه تاريخ، برگ و بر دارد | | |
| در امتداد نگاهش، سپاه تاريكىست • • • • • داد كران به كران، حسرت سحر دارد | | |
| چقدر مرگ برايش زلال و شيرين است • • • • • كه دمبهدم به لب تشنهاش شكر دارد | | |
| حماسه سازترين شعر كربلايى ماست • • • • • همان كه قافيه از پارهى جگر دارد | | |
| همان كه بىسر و پا، با نفاق مىجنگد • • • • • براى تيغ شهادت هزار سر دارد | | |
| كسى كه در دل شمشيرهاى تشنه به خون • • • • • رجز بخواند و قاسم شود، هنر دارد | | |
| هماره چشم به راهش نشسته كرب و بلا • • • • • كه بىقرار بيايد، سلاح بردارد | | |
| خدا كند به من خسته دل پناه دهد • • • • • كه گفتهاند به دل خستگان نظر دارد | | |
| | |
مرضیه، محمد زاده، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۶۸۶