• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

احتضار در قران نهایی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



احتضار به معنای جان کندن، فرا رسیدن تدریجی مرگ است.



واژه «احتضار»، مصدر ثلاثی مزید از باب افتعال و از ریشه «ح ض ر» و از نظر لغوی به‌معنای غایب نبودن
[۱] القاموس المحیط، ج‌۱، ص‌۵۳۴.
و در اصطلاح، به‌معنای جان کندن
[۲] جواهرالکلام، ج۴، ص۵ .
[۳] الدرالمنثور، ج۲، ص۴۶۰.
[۴] المصباح، ص۱۴۰.
و حضور مرگ است
[۵] القاموس‌المحیط، ج‌۱، ص‌۵۳۵.
[۶] اقرب‌الموارد، ج‌۱، ص‌۶۶۷.
و مراد از حضور مرگ (انتقال از دنیا به آخرت) حضور اسباب و مقدمات آن می‌باشد؛
[۷] مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۷ .
[۸] الکاشف، ج‌۷، ص‌۳۳۴‌-۳۳۵.
[۹] تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۱۷۳.

به‌گونه‌ای که شخص، چیزهای غیر مادّی مانند فرشته مرگ را ببیند و از زندگی دنیایی ناامید شده، به مرگ خویش اطمینان یابد.
[۱۰] مجمع‌البیان، ج۳، ص۳۷.
عرب حاضر شدن سبب مرگ را کنایه از مسبّب می‌داند.
[۱۱] تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۱۷۳.
به شخص در حال احتضار، «محتضَر» و «محضور» گفته می‌شود.
[۱۲] المصباح، ص‌۱۴۰.
[۱۳] تاج العروس، ج‌۶، ص‌۲۹۱.

ناگفته نماند که اصطلاح احتضار، مربوط به مرگ تدریجی بوده، درباره مرگ دفعی، به‌کار نمی‌رود؛ البتّه دفعی بودن مرگ، دلیل خوب یا بد بودن شخص نیست. طبق حدیثی، مرگ دفعی تخفیف و راحتی برای مؤمن، و گرفتاری و غضب برای کافر است؛
[۱۴] من لا‌یحضره الفقیه، ج‌۱، ص‌۱۵۱.
زیرا مؤمن با توبه، استغفار و وصیت، خود را آماده مرگ و در یک لحظه جانش را به خداوند تسلیم می‌کند؛ ولی کافر این آمادگی را ندارد.
[۱۵] تفسیر موضوعی، ج‌۵، ص‌۲۱.



کلمه احتضار (به‌معنای حضور مرگ) در قرآن نیامده؛ امّا با تعابیر دیگری، از حاضر شدن مرگ آمدن سکرات مرگ قرار‌گرفتن در غمرات مرگ آمدن‌مرگ رسیدن جان به گلو توفّی به‌معنای گرفتن و نگه‌داری روح
[۲۱] المیزان، ج‌۱۶، ص‌۲۵۱ .

و نظایر آن سخن رفته است. در آیه‌۳۰ قیامت با واژه «مساق» به قطع تعلق روح از بدن اشاره شده است:«اِلی رَبِّکَ یَومَئِذ المَساق». مساق، مصدر میمی به‌معنای «سَوق» و معنای آیه این است که انسان در حال احتضار، به‌سوی خداوند سوق داده می‌شود. از تعبیر «مساق» استفاده می‌شود که انسان در پیمودن این راه، هیچ‌گونه اختیاری ندارد و کاربرد لفظ سوق در این‌گونه آیات به کراهت توده انسان‌ها از پدیده مرگ صعوبت آن و مراحل پس از آن اشاره‌دارد.

۲.۱ - آیه ۱۲ نازعات

گفته شده در دو آیه «و‌النّزِعتِ غَرقا • والنّشِطتِ نَشطا» خداوند به فرشتگانی که مأمور گرفتن جان انسان‌ها هستند سوگند یاد‌کرده و مراد از نَزْع، گرفتن روح کافران با سختی یا گرفتن روح انسان‌ها است و مراد از نَشْط، گرفتن روح مؤمنان یا گرفتن روح کافران یا گرفتن روح انسان‌ها است؛ ولی برخی مفسران این آرا را نپذیرفته و گفته‌اند:سیاق آیات هیچ‌گونه دلالتی بر این معانی ندارد. شایان ذکر است که از مصدر احتضار، فقط واژه محتضر در قرآن به‌کار رفته که دارای معنایی غیرمرتبط با مرگ استو در آیاتی نیز تعبیر حضور مرگ آمده؛ ولی مراد از آن، زمان احتضار نیست؛ بلکه منظور، فرا رسیدن برخی از اسباب غیر قطعی مرگ مانند بیماری و پیری است؛
[۲۸] مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۸۰.
[۲۹] تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۹۳.
نظیر آیه‌۱۳۳ بقره که به وصیت یعقوب (علیه‌السلام) اشاره دارد و آیه‌۱۸۰ بقره که حکم وصیت مؤمنان در زمان مرگ را بیان کرده است. این‌گونه آیات از بحث ما خارجند.
قرآن در آیات متعددی، از ظهور علایم قطعی مرگ و تدریجی بودن این پدیده سخن گفته؛ تدریجی که به قطع تعلّق روح از بدن در لحظه نهایی منتهی می‌گردد (قیامت:۲۶‌-۳۰) و نیز با ذکر ابعاد و حالات مربوط به احتضار، توجّه انسان‌ها را به آن لحظه حسّاس جلب و آنان را به پرهیز از باورهای باطل و گناهان، دعوت کرده است:«و‌مَن اَظلَمُ مِمَّنِ افتَری... ولَو تَرَی اِذِ الظّلِمونَ فی غَمَرتِ المَوتِ‌...».


در تقسیم‌بندی کلّی می‌توان گفت:احتضار در قرآن به سه صورت آمده است:۱. احتضار مؤمنان ۲. احتضار کافران ۳. ‌احتضار بدون تصریح به ایمان یا کفر محتضر. (قیامت:۲۶‌۳۰) بیش‌تر آیاتی که در آن‌ها از احتضار سخن رفته، از نوع سوم بوده و وقایع مربوط به احتضار را به‌طور کلّی بیان کرده است.
گاهی در تمثیل‌های قرآنی نیز از تغییر حالت ناشی از احتضار استفاده شده. در آیات مربوط به جنگ احزاب، حالت گروهی از کارشکنان، هنگام پدید آمدن احساس ترس از شکست، به کسی تشبیه شده که اسباب مرگ، وی را احاطه کرده و دچار پریشانی و زوال عقل گردیده است؛ چشمانش بی‌حرکت مانده، پلک نمی‌زند و دیدگانش از شدت ترس آکنده از حیرت است
[۳۵] مجمع‌البیان، ج‌۸، ص‌۵۴۶.
:«فَاِذا جاءَ الخَوفُ رَاَیتَهُم یَنظُرونَ اِلَیکَ تَدورُ اَعیُنُهُم کَالَّذی یُغشی عَلَیهِ مِنَ المَوتِ‌...». در بیان کراهت شدید گروهی از مؤمنان غافل از شرکت در جنگ بدر آمده است:«یُجدِلونَکَ فِی الحَقِّ بَعدَ ما تَبَیَّنَ کَاَنَّما یُساقونَ اِلَی المَوتِ و هُم یَنظُرون= با تو درباره حق بعد از آن‌که روشن شد، مجادله می‌کنند. گویی آنان را به‌سوی مرگ می‌رانند و ایشان (به آن) می‌نگرند».


اقرب الموارد فى فصح العربية والشوارد; تاج‌العروس من جواهرالقاموس; التبيان فى تفسير القرآن; تفسير روح‌البيان; تفسير العياشى; تفسير القرآن‌العظيم، صدرالمتألهين; تفسير‌القرآن الكريم، ابن‌عربى; التفسيرالكاشف; التفسيرالكبير; التفسير المنير فى‌العقيدة والشريعة والمنهج; تفسير موضوعى قرآن كريم; تفسير نورالثقلين; جامع‌البيان عن تأويل آى القرآن; الجامع لاحكام القرآن، قرطبى; جواهرالكلام فى شرح شرايع الاسلام; الدرالمنثور فى تفسير بالمأثور; الفرقان فى تفسيرالقرآن; القاموس المحيط; الكشاف; كشف‌الاسرار و عدة‌الابرار; لسان‌العرب; لقاءالله; مجمع‌البيان فى تفسيرالقرآن; مجمع‌البحرين; المصباح المنير; معانى‌الاخبار; مفردات الفاظ القرآن; من لايحضره الفقيه; الميزان فى تفسير القرآن.


۱. القاموس المحیط، ج‌۱، ص‌۵۳۴.
۲. جواهرالکلام، ج۴، ص۵ .
۳. الدرالمنثور، ج۲، ص۴۶۰.
۴. المصباح، ص۱۴۰.
۵. القاموس‌المحیط، ج‌۱، ص‌۵۳۵.
۶. اقرب‌الموارد، ج‌۱، ص‌۶۶۷.
۷. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۷ .
۸. الکاشف، ج‌۷، ص‌۳۳۴‌-۳۳۵.
۹. تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۱۷۳.
۱۰. مجمع‌البیان، ج۳، ص۳۷.
۱۱. تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۱۷۳.
۱۲. المصباح، ص‌۱۴۰.
۱۳. تاج العروس، ج‌۶، ص‌۲۹۱.
۱۴. من لا‌یحضره الفقیه، ج‌۱، ص‌۱۵۱.
۱۵. تفسیر موضوعی، ج‌۵، ص‌۲۱.
۱۶. نساء/سوره۴، آیه۱۸.    
۱۷. ق/سوره۵۰، آیه۱۹.    
۱۸. انعام/سوره۶، آیه۹۳.    
۱۹. انعام/سوره۶، آیه۶۱.    
۲۰. واقعه/سوره۵۶، آیه۸۳.    
۲۱. المیزان، ج‌۱۶، ص‌۲۵۱ .
۲۲. المیزان، ج‌۳، ص‌۲۰۶.    
۲۳. آیه۳۲.    
۲۴. المیزان، ج۲۰، ص‌۱۱۳.    
۲۵. نازعات/سوره۷۹، آیه۱‌۲.    
۲۶. المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۷۹-‌۱۸۱.    
۲۷. قمر/سوره۵۴، آیه۲۸.    
۲۸. مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۸۰.
۲۹. تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۹۳.
۳۰. بقره/سوره۲، آیه۱۳۳.    
۳۱. بقره/سوره۲، آیه۱۸۰.    
۳۲. انعام/سوره۶، آیه۹۳؛ محمّد:۲۶‌۲۸؛ واقعه:۸۱‌۸۷.    
۳۳. نحل/سوره۱۶، آیه۳۲.    
۳۴. نحل/سوره۱۶، آیه۲۸.    
۳۵. مجمع‌البیان، ج‌۸، ص‌۵۴۶.
۳۶. احزاب/سوره۳۳، آیه۱۹.    
۳۷. انفال/سوره۸، آیه۶.    



دائرة المعارف قران کریم، برگرفته از مقاله «احتضار در قران».    



جعبه ابزار