بسطامی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
فاضل بسطامی،
عالم و مورخ شیعی قرن
سیزدهم هجری، با آثاری چون امواجالبکاء و التحفهالحسینیه از چهرههای برجستهٔ نویسندگی در زمینهٔ
تاریخ و سوگنگاری عاشورایی بهشمار میرود.
نوروز على فرزند محمّد باقر واعظ معروف به فاضل بسطامى، تاريخنگار و عالم شيعى ايرانى كه به سال
۱۲۳۷ق. متولد شد.
فاضل بسطامى در
مشهد مجاور
آستان قدس رضوی نزد استادانى درس خواند. بسطامى با اينكه فقيه اصولى بود در
فقه و
اصول چندان شهرتى نيافت اما در
حدیث از استادان روزگار خويش بود، و در
تاریخ نيز تتبع فراوان مىكرد.
منابع، بسطامى را به داشتن
فضل بسيار،
پرهیزکاری و
خوشخویی ستودهاند.
آثارش عبارتند از:
«امواج البكاء» به
فارسی، دربارهى دفعات گريههاى
امام حسین (علیهالسّلام) در
کربلا و علتهاى آن كه در ۱۵ مجلس مرتب گرديده است.
«البداء»، «التحفة الحسينيه» دربارهى
وقایع کربلا، و اسرار
شهادت امام حسين (علیهالسّلام) و يارانش. بسطامى در
محرم ۱۲۷۱ق. گزيدهاى از اين اثر را فراهم كرد و آن را «الوجيزه» ناميد.
«سفينة النجاة» در شرح منظومهى
سیّد مهدی بحر العلوم و...
وى به سال
۱۳۰۹ق. درگذشت. پس از
مرگ پيكرش را در گورستان قتلگاه پشت سرِ
امین الدّین طبرسی به خاك سپردند.
| تنى گشت فرسوده از نوك تير • • • • • كه دوش نبی بود او را سرير | | |
| خدنگ خطا، سينهاى را دريد • • • • • كه زان سينه شد نور سينا پديد | | |
| به آن سينه چون تير دمساز شد • • • • • سر تير با عرش همراز شد | | |
| ز تير ستم، سينهاى شد فكار • • • • • كه بُد مخزن سرّ پروردگار | | |
| كشيدى چو تير از تن خويش، شاه • • • • • پر از خون شدى پيكر مهر و ماه | | |
| ز بس زخم كارى، تنش شد ز كار • • • • • نبى را دل از درد شد سوگوار | | |
| | |
•••
| جوانى كه در اين كسا داشت جاى • • • • • كه بُد پنجمين حجّت آن كساى | | |
| چو تنها در آن دشت بىيار ماند • • • • • بر آن قوم، آيات تطهير خواند | | |
| كه ماييم ز اهل كساى رسول • • • • • نموده است اين آيه بر ما نزول | | |
| منم پنجمين حجّت آن كسا • • • • • به بالاى من شد امامت رسا | | |
| منم پنجمين فردِ آن پنج تن • • • • • كه كردند در آن كسا انجمن | | |
| | |
•••
| شنيدم كه در وقت ذبح عظیم • • • • • ز غیرت، بُدش چشم حق بين دو نيم | | |
| يكى جانب خيمهى با شكوه • • • • • يكى سوىِ آمد شدِ آن گروه | | |
| | |
•••
| نه بر جهاد، امام انام طاقت داشت • • • • • نه ذو الجناح دگر تاب استقامت داشت | | |
| فتاد پرتو خورشید آسمان به زمین • • • • • غبار غم ز زمين رفت بر سپهر برين | | |
| بلند مرتبه شاهى ز صدر زين افتاد • • • • • اگر غلط نكنم عرش بر زمين افتاد | | |
| | |
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۹۴۴-۹۴۳.