تعریف امنیت (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
تعریف امنیت امنیت ملی به احساس آزادی کشور در پیگیری اهداف و منافع حیاتی آن و فقدان تهدید جدی خارجی اشاره دارد.
مفهومی نسبی است که بسته به برداشت هر کشور از منافع و اهداف ملی تعریف میشود.
پیچیدگیهای ذهنی مرتبط با این برداشتها میتواند امنیت را هم به عامل تجاوز و هم به عامل آسیبپذیری تبدیل کند.
امنیت دستهجمعی شامل همکاری کشورهای عضو پیمانهای بینالمللی برای واکنش مشترک در برابر تجاوز یا تهدید به وضع موجود است.
هدف آن حفظ نظام بینالمللی و پیشگیری از
جنگهای مخرب است.
عبارت از احساس، آزادى كشور در تعقيب هدفهاى ملى و فقدان ترس و خطر جدى از خارج، نسبت به منافع اساسى و حياتى كشور است.
مفهوم امنيت ملى در اين تعريف به معناى آزادى، هدفها و منافع ملى و حياتى كشور بستگى دارد.
از اين رو هر كشور به تناسب برداشت خاصى كه از اين مفاهيم دارد امنيت ملى خود را به نوع خاصى تفسير مىكند، تا آنجا كه گاه قلمرو امنيت ملى، سلب امنيت از كشورهاى ديگر را نيز شامل مىشود.
به همين دليل امنيت ملى امرى نسبى تلقى مىشود و بر اساس انديشههاى خاصى كه در زمينه مفاهيم ذكر شده در اذهان شكل مىگيرد، به صورت ذهنى و در رابطه با قدرت نمود پيدا مىكند.
همين پيچيدگىهاى ذهنى است كه امنيت را در عمل يا به عامل تجاوز تبديل مىكند و يا آن را در برابر تجاوز آسيبپذير مىكند.
تعدادى از كشورها كه توسط پيمانهاى مختلف همكارى مىكنند، تا در صورت مورد تجاوز قرارگرفتن يا تهديد وضع موجود، واكنش مشتركى در برابر عامل تجاوز يا تهديد نشان دهند.
اين حالت ناشى از كار جمعى را امنيت دستهجمعى مىگويند.
امنيت دستهجمعى در حقيقت، طرحى است براى حفظ نظام موجود بينالمللى و گريز از جنگهاى نابود كننده.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۳، ص۳۹۲-۳۹۳.