• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تشریق و تغریب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تَشریق و تَغریب، دو اصطلاح در نجوم دوره اسلامی برای بیان جایگاه نسبی سیارات و ستاره‌‌ها در نزدیکی خورشید است.




در حالت تشریق، ستاره یا سیاره در مغرب خورشید قرار می‌گیرد و پیش از خورشید طلوع می‌کند.
در حالت تغریب سیاره یا ستاره در مشرق خورشید قرار می‌گیرد و پس از خورشید غروب می‌کند.
پس از تشریق، سیارات عُلوی (مریخ و مشتری و زحل) و ستاره‌‌ها به سبب حرکت انتقالی زمین، حرکتی ظاهری خلاف جهت توالی بروج می‌یابند.



در نجوم دوره اسلامی برای تشریق، محدوده‌ای زاویه‌ای درنظر می‌گرفتند که از آغاز رویت پذیری (ظهور) ستاره یا سیاره در آسمان صبحگاهی ــ پس از دوره‌ای که تحت تأثیر درخشندگی خورشید، رویت پذیر نبود ــ شروع می‌شد.
حد نهایی تشریق اجرام ْ۹۰ است. از هنگامی که بُعد (فاصله زاویه‌ای) سیارات علوی به ْ۳۰ می‌رسید تا وقتی به ْ۹۰ غربی می‌رسید، آن‌ها را «ضعیف التشریق» می نامیدند.
البته گنابادی
[۱] مظفر بن محمدقاسم گنابادی، تنبیهات المنجمین، ج۱، ص۲۴۶، چاپ سنگی (ایران) ۱۲۸۴.
حد پایان تشریق و تغریب سیارات عُلوی را بعد ْ۶۰ می‌دانست.
عکس تشریق را از بعد ْ۹۰ شرقی تا آغاز رویت ناپذیر شدن (خفای) ستاره یا سیاره علوی در آسمان شامگاهی پس از مدتی پدیدار بودن، تغریب می‌نامیدند.
برای سیارات سُفلی (عطارد و زهره) که بعدشان از خورشید هیچگاه به ْ۹۰ نمی‌رسد، حد نهایی تشریق و تغریب همان حد اقامت آن‌ها بود
[۲] ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۳، ص۱۱۲۷ـ ۱۱۲۸، حیدرآباد دکن ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶.
[۳] ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص ۴۶۱ـ ۴۶۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران، ۱۳۶۲ش.




واژه‌های تشریق و تغریب در اصطلاح‌های مرکّب به معنای طلوع و غروب به کار رفته است؛ مثلاً «وسط سماء التشریق» یعنی قرار گرفتن ستاره در وسط آسمان هنگام طلوع خورشید و «تغریب الصبح» به معنای قرار گرفتن ستاره نزدیک افق مغرب در هنگام طلوع خورشید.
[۴] محمد بن جابر بتانی، کتاب الزیج الصابی، ج۱، ص۱۷۹ـ ۱۸۰، چاپ کارلو آلفونسو نالینو، میلان ۱۸۹۹.

در فارسی عموماً تشریق را «کنارْ روزی» و تغریب را «کنارْ شبی» نامیده‌اند.
[۵] ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۴۶۲ـ۴۶۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش.

خوارزمی این دو معادل را عکس این به کار برده است.
[۶] محمد بن احمد خوارزمی، کتاب مفاتیح العلوم، ج۱، ص۲۲۹ـ۲۳۰، چاپ فان فلوتن، لیدن ۱۹۶۸.

بیرونی
[۷] ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۴۶۷، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش.
تشریق را «دستوریّت» نیز نامیده است.



بطلمیوس، اخترشناس یونان باستان، مسئله آغاز و پایان رویت پذیری ستاره‌‌ها و سیارات را به دقت بررسی کرده است.
او در مورد رویت پذیری ستارگان، ضابطه‌ای مطرح نکرده، زیرا می‌دانسته است که صرفاً با تعیین جایگاه نسبی خورشید و ستارگان در آسمان نمی‌توان درباره آغاز و پایان رویت پذیری ستارگان اظهارنظر کرد؛ چون قدر ستارگان، عرض دایرة البروجی آنها، تمایل دایرة البروج نسبت به افق در عرض‌های جغرافیایی گوناگون در زمان‌های مختلف، و وضع جوّ در این امر موثر است.
[۸] بطلمیوس، ص ۴۱۳ـ۴۱۷.

اما وی برای رویت پذیری یا ناپذیری سیارات ضابطه‌ای درنظر گرفته است، بدین ترتیب که اگر سیاره هم زمان با رسیدن خورشید به انحطاط مشخصی ــ که اندازه آن برای هر سیاره متفاوت است ــ طلوع یا غروب کند، آغاز یا پایان رویت پذیری آن سیاره درنظر گرفته می‌شود.
[۹] کندی و محمدآقا، ص ۱۴۵ـ۱۴۷
[۱۰] کندی و محمدآقا، ص ۱۴۹
[۱۱] بطلمیوس، ص ۶۳۹ـ۶۴۰

بدین منظور، بر اساس معیّن برای هر سیاره، بطلمیوس کشیدگی دایرة البروجی حدی سیارات نسبت به خورشید را (در آسمان صبحگاهی و شامگاهی) با فرض قرارگیری سیاره روی دایرة البروج و در آغاز هر یک از دوازده برج فلکی و برای عرض جغرافیایی اسکندریّه (ْ۲۵ر۳۳ +)، در جدول‌هایی تنظیم کرده است.
[۱۲] بطلمیوس، ص ۶۴۵ـ۶۴۷




منجمان دوره اسلامی به پیروی از بطلمیوس، در زیج‌های گوناگون جدول‌های مشابهی برای اقلیم‌های (عرض‌های جغرافیایی) گوناگون تنظیم کرده‌اند.
یکی از کاملترین این جدول‌ها در زیج معتبر سنجری اثر عبدالرحمان خازنی، دیده می‌شود.
در بسیاری از موارد، این جدول‌ها دقیقاً بر اساس مشخصه‌های انحطاطی به کار رفته در مجسطی بطلمیوس تنظیم شده‌اند.
[۱۳] کندی و محمدآقا، ص ۱۴۷.

معمولاً در زیجها، رویت پذیری و رویت ناپذیری صبحگاهی یا شامگاهی را ظهور و خفای صباحی یا مسائی می‌گفتند.
[۱۴] غلامحسین بن ملافتح اللّه جونپوری، زیج بهادرخانی، ج۱، ص۳۱، چاپ سنگی بنارس ۱۲۵۷.

ابوریحان بیرونی نیز در بحث تشریق و تغریب به متغیر‌های گوناگون در رویت پذیری کواکب توجه داشته است.
[۱۵] ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۳، ص۱۱۲۹، حیدرآباد دکن ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶.




در نجوم دوره اسلامی برای رویت پذیر یا رویت ناپذیر بودن ستاره‌‌ها در هر قدری، حدی تعیین کرده و آن را بعد کلی نامیده‌اند.
اگر انحطاط خورشید در زمان طلوع یا غروب ستاره از مقدار مشخصی بیش‌تر شود، ستاره رویت پذیر است.
در نزدیکی دایرة البروج اندازه حدیِ انحطاط برای ستاره‌های قدر اول ْ۱۲ و برای ستاره‌های قدر دوم ْ۱۴ است و به همین ترتیب به ازای هر قدر ْ۲ به مقدار حدیِ انحطاط افزوده می‌شود.
در نتیجه برای مشاهده شدن ستاره‌ای از قدر ششم باید در هنگام طلوع یا غروب آن ستاره، اندازه انحطاط خورشید ْ۲۲ باشد.
در مورد ستاره‌‌هایی که از دایرة البروج دورترند، به ازای هر ْ۲۰ اختلاف در عرض دایرة البروجی، یک درجه از بعد کلی ستاره کاسته می‌شود.
[۱۶] الغ بیگ، زیج الغ بیگ، ج۱، ص۴۲۷، چاپ سدیو، پاریس ۱۸۴۷.

ظهور و خفای ستاره‌‌ها در گاه شناسی و احکام نجوم نیز اهمیت داشته است.
در تقویم مصر باستان، ظهور صبحگاهی ستاره شِعرای یمانی آغاز «آخِت» (نخستین فصل از فصل‌های سه ‌ ‌گانه سال) بوده که تقریباً با طغیان رود نیل هم زمان می‌شده است.
[۱۷] ریچاردز، ص ۱۵۲




درباره کاربرد تشریق و تغریب در احکام نجوم، آمده است که اهل اعداد و طلسمات، کیمیاگران و دهقانان بعضی کار‌های خود را بر اساس ظهور و خفای بعضی ثوابت (ستاره‌های) مشهور (مانند شعرای یمانی و سهیل انجام می‌دادند.
[۱۸] باب دهم، مظفر بن محمدقاسم گنابادی، شرح بیست باب ملامظفّر فی معرفه التقویم (در باره رساله بیست باب در معرفت تقویم، اثر عبدالعلی بن محمد بیرجندی)، چاپ سنگی، ۱۲۸۲.


۷.۱ - آغاز تشریق و پایان تغریب


همچنین برای آغاز تشریق و پایان تغریب اجرام آسمانی، به ویژه سیارات، حدهایی برای فاصله زاویه‌ای آن‌ها نسبت به خورشید در نظر می‌گرفتند تا بر اساس این حد‌ها حکم کنند.
البته این‌ها با حد‌های واقعی رویت پذیری یا رویت ناپذیری سیارات در مجسطیِ بطلمیوس و زیج‌های دوره اسلامی متفاوت‌اند.

۷.۲ - حدود تشریق ابوریحان


ابوریحان بیرونی در التفهیم، بدون طرح جزئیات رصدی، آغاز حدود تشریق سیارات را آورده است.
[۱۹] ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۴۶۱ـ۴۶۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش.

در غرة الزیجات وی، مقادیر متفاوتی برای این حدود ذکر شده است.
[۲۰] ابوریحان بیرونی، غرة الزیجات، ج۱، ص۲۸، یا، کرن تلک، چاپ محمد فضل الدین قریشی، لاهور ۱۹۷۸.

البته رسیدن جسم به این فاصله‌های زاویه‌ای حدیِ تشریق یا تغریب الزاماً به معنای رویت پذیری جسم نبوده و نیست
.
[۲۱] ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۴۶۱ـ۴۶۲، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش.

در زیج صابی، حد‌های تشریق و تغریب سیارات، بدون ذکر جزئیات رصدی، دقیقاً مانند حد‌های رویت پذیری صبحگاهی سیارات در مجسطی (بر اساس کشیدگی دایرة البروجی سیارات نسبت به خورشید برای حالت خاص ابتدای ماه سرطان) ذکر شده است
[۲۲] محمد بن جابر بتانی، کتاب الزیج الصابی، ج۱، ص۱۷۷، چاپ کارلو آلفونسو نالینو، میلان ۱۸۹۹.
بطلمیوس، ص ۶۳۷ـ ۶۳۸).

۷.۳ - تشریق و تغریب در احکام نجوم


در احکام نجوم، تشریق بر قوّت و نَر بودن، و تغریب بر ماده بودن دلالت می‌کرد.



برخی، تغریب را در سُفلیان و تشریق را در عُلویان از دیگر حالت‌های آن‌ها مطلوبتر می‌دانستند.
[۲۳] ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ص ۴۶۷ـ۴۷۱، چاپ جلال الدین همائی، تهران، ۱۳۶۲ش.
[۲۴] مظفر بن محمدقاسم گنابادی، تنبیهات المنجمین، ج۱، ص۲۴۷ـ۲۵۸، چاپ سنگی (ایران) ۱۲۸۴.




(۱) ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش.
(۲) ابوریحان بیرونی، غرة الزیجات، یا، کرن تلک، چاپ محمد فضل الدین قریشی، لاهور ۱۹۷۸.
(۳) ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، حیدرآباد دکن ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶.
(۴) الغ بیگ، زیج الغ بیگ، چاپ سدیو، پاریس ۱۸۴۷.
(۵) محمد بن جابر بتانی، کتاب الزیج الصابی، چاپ کارلو آلفونسو نالینو، میلان ۱۸۹۹.
(۶) غلامحسین بن ملافتح اللّه جونپوری، زیج بهادرخانی، چاپ سنگی بنارس ۱۲۵۷.
(۷) محمد بن احمد خوارزمی، کتاب مفاتیح العلوم، چاپ فان فلوتن، لیدن ۱۹۶۸.
(۸) مظفر بن محمدقاسم گنابادی، تنبیهات المنجمین، چاپ سنگی (ایران) ۱۲۸۴.
(۹) مظفر بن محمدقاسم گنابادی، شرح بیست باب ملامظفّر فی معرفه التقویم (در باره رساله بیست باب در معرفت تقویم، اثر عبدالعلی بن محمد بیرجندی)، چاپ سنگی، ۱۲۸۲.


 
۱. مظفر بن محمدقاسم گنابادی، تنبیهات المنجمین، ج۱، ص۲۴۶، چاپ سنگی (ایران) ۱۲۸۴.
۲. ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۳، ص۱۱۲۷ـ ۱۱۲۸، حیدرآباد دکن ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶.
۳. ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص ۴۶۱ـ ۴۶۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران، ۱۳۶۲ش.
۴. محمد بن جابر بتانی، کتاب الزیج الصابی، ج۱، ص۱۷۹ـ ۱۸۰، چاپ کارلو آلفونسو نالینو، میلان ۱۸۹۹.
۵. ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۴۶۲ـ۴۶۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش.
۶. محمد بن احمد خوارزمی، کتاب مفاتیح العلوم، ج۱، ص۲۲۹ـ۲۳۰، چاپ فان فلوتن، لیدن ۱۹۶۸.
۷. ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۴۶۷، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش.
۸. بطلمیوس، ص ۴۱۳ـ۴۱۷.
۹. کندی و محمدآقا، ص ۱۴۵ـ۱۴۷
۱۰. کندی و محمدآقا، ص ۱۴۹
۱۱. بطلمیوس، ص ۶۳۹ـ۶۴۰
۱۲. بطلمیوس، ص ۶۴۵ـ۶۴۷
۱۳. کندی و محمدآقا، ص ۱۴۷.
۱۴. غلامحسین بن ملافتح اللّه جونپوری، زیج بهادرخانی، ج۱، ص۳۱، چاپ سنگی بنارس ۱۲۵۷.
۱۵. ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۳، ص۱۱۲۹، حیدرآباد دکن ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶.
۱۶. الغ بیگ، زیج الغ بیگ، ج۱، ص۴۲۷، چاپ سدیو، پاریس ۱۸۴۷.
۱۷. ریچاردز، ص ۱۵۲
۱۸. باب دهم، مظفر بن محمدقاسم گنابادی، شرح بیست باب ملامظفّر فی معرفه التقویم (در باره رساله بیست باب در معرفت تقویم، اثر عبدالعلی بن محمد بیرجندی)، چاپ سنگی، ۱۲۸۲.
۱۹. ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۴۶۱ـ۴۶۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش.
۲۰. ابوریحان بیرونی، غرة الزیجات، ج۱، ص۲۸، یا، کرن تلک، چاپ محمد فضل الدین قریشی، لاهور ۱۹۷۸.
۲۱. ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۴۶۱ـ۴۶۲، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ش.
۲۲. محمد بن جابر بتانی، کتاب الزیج الصابی، ج۱، ص۱۷۷، چاپ کارلو آلفونسو نالینو، میلان ۱۸۹۹.
۲۳. ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ص ۴۶۷ـ۴۷۱، چاپ جلال الدین همائی، تهران، ۱۳۶۲ش.
۲۴. مظفر بن محمدقاسم گنابادی، تنبیهات المنجمین، ج۱، ص۲۴۷ـ۲۵۸، چاپ سنگی (ایران) ۱۲۸۴.




دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تشریق و تغریب»، شماره۳۵۶۶.    



جعبه ابزار