• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

جبل (مفردات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دیگر کاربردها: جبل (ابهام‌زدایی).

جَبَل (به فتح جیم و به فتح باء)، یکی از مفردات قرآن کریم، به معنای کوه است. در قرآن کریم کو‌ها را میخ‌های زمین دانسته که مانع لرزیدن و مضطرب شدن آن‌ هستند و کوه‌ها را تسبیح کنندگان خداوند متعال معرفی کرده است. طبق آیات قرآن، کوه‌ها با آن عظمت، در قیامت ریز ریز شده و روان می‌شوند. با توجه به مقالات علمی، کوه‌ها لنگرگاه زمین و ضربه‌گیر ضربه‌های مخوف آن در برابر طوفان‌های وحشتناک هستند وگرنه همه آثار حیات از بین می‌رود.



جَبَل (به فتح ج یم و به فتح باء) به معنای کوه است.


(قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء) به زودی به کوهی لاحق می‌شوم مرا از آب (طوفان) حفظ می‌کند. جمع آن اجبال و جبال است ولی در قرآن فقط دومی بکار رفته نحو (وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ) آنچه قرآن درباره کوه‌ها گفته به قرار ذیل است:

۲.۱ - کوه‌های میخ‌های زمین

کوهها میخ‌های زمین‌اند. در قرآن مجید می‌خوانیم: (أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا) (وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا) آیا زمین را گسترده و کوه‌ها را میخ‌ها قرار ندادیم؟
و ایضا (وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ) (وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ)
رواسی جمع راسیه به معنی ثابت و محکم و «تمید» از «مید» به معنی میل و اضطراب است یعنی در زمین کوه‌های ثابت و محکم افکند تا شما را میل ندهد و این سو و آن سو نیندازد و مضطرب نکند، میل و اضطراب مردم در صورتی است که زمین خودش مائل و مضطرب و لرزان باشد، در نهج البلاغه آن کتاب عظیم الشان و مجهول مانده، فرموده‌ «(وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَیَدَانَ اَرْضِهِ)». یعنی لرزه و اضطراب و میل زمین را با سنگ‌ها میخکوب کرد. آیات صریح‌اند در اینکه کوه‌ها میخ‌های زمین و مانع لرزیدن و مضطرب شدن آن‌اند.

۲.۱.۱ - افزایش حرارت در اعماق زمین

مراد از این اضطراب و لرزه در صورت نبودن کوه‌ها چیست؟ می‌گویند: از پوسته زمین هر چه پائین‌تر برویم با افزایش یکنواخت حرارت روبرو خواهیم بود در عمیق‌ترین معدن طلای جهان در آفریقای جنوبی دیواره‌های معدن به اندازه‌ای داغ است که دستگاه سرد کن آن چهل میلیون ریال خرج دارد تا کار را در اعماق معدن برای کارگران تحمّل‌پذیر کند اگر افزایش حرارت را در اعماق ادامه دهیم در عمق پنجاه کیلومتر، درجه حرارت به‌ هزار و پانصد خواهد رسید که محلّ ذوب شدن سنگ‌هاست با وجود این به علت فشار شدید نزدیک به دو هزار اتمسفر که در این عمق حکم‌فرماست مواد و سنگ‌ها سیال نمی‌شوند بلکه خاصیت پلاستیکی بدست می‌آورند که گاهی در قشرهای نازک حرکت کرده و در اثر کم شدن فشار به صورت مذاب در آمده و در شکل آتشفشان بیرون می‌ریزند معمولا پذیرفته شده که هسته و مرکز زمین بعد از پنجاه کیلومتر عمق که هنوز به مرکز اصلی نرسیده دارای دو هزار درجه حرارت می‌شود و آن از درجه ذوب آهن که هزار و پانصد و سی و پنج است بیشتر می‌باشد.
از عمق ۳۰۰۰ کیلومتر هسته آهنی زمین شروع می‌شود که درجه حرارت آن چهار هزار و درجه فشار در حدود دو میلیون اتمسفر است در گذشته می‌گفتند مرکز زمین مذاب است بعدها گفتند در آن فشار عجیب، مذاب نمی‌تواند باشد بلکه مرکز آن در اثر حرارت و فشار پلاستیکی و قابل ارتجاع است و در قشرهای نازک زمین که به بالا می‌آید به تدریج از فشار کاسته شده به صورت مذاب آمده و آتشفشان به وجود می‌آید.

۲.۱.۲ - هسته پلاستیکی زمین

به هر حال مرکز زمین مثل پوسته آن جامد نیست و پوسته آن نسبت به مرکز، مثل پوسته تخم مرغ است نسبت به درون آن، زمین با حرکت‌های وضعی و انتقالی و محوری و سایر حرکت‌های دیگری که دارد اگر کوه‌ها نمی‌بود مرتبا پوسته آن که روی هسته پلاستیکی زمین قرار گرفته به این سو و آن سو می‌لغزید و زندگی را غیر ممکن می‌ساخت و چه بسا که پوسته پاره می‌شد، و این کوه‌ها هستند که از هر طرف سر به آسمان کشیده و چند مقابل آن در زیر زمین ریشه دوانیده و از هر طرف پوسته زمین را به زنجیر کشیده و آن را بر روی هسته میخکوب کرده‌اند.
ناگفته نماند ریشه کوه‌ها در زیر زمین چند مقابل ارتفاع آنها روی زمین است و نیز ناگفته نماند که کوه‌ها فقط بر روی قاره‌ها نیستند بلکه در زیر دریاها و کف اقیانوس‌ها نیز کوه‌های بسیار وجود دارد بلکه درازترین سلسله جبال در زیر آبها پنهان است مثلا سلسله جبال اطلس میانه از ایسلند شروع شده و به سوی قطب جنوب ادامه دارد، این سلسله جبال که به شکل حرف انگلیسی «» است در حدود بیست هزار کیلومتر طول دارد و بیشتر قلّه‌های آن با سطح آب نیم تا یک میل فاصله دارد (دریا دیار عجائب).

۲.۱.۳ - حفظ زمین در برابر طوفان‌ها

در مجله مکتب اسلام شماره ۸ سال ۱۳ صفحه ۶۸ مقاله مفصل و علمی درباره لنگر بودن کوه‌ها هست که بسیار مفید و قابل دقت است. در آنجا هست که طوفان‌های روی کره زمین سرعت حرکت آنرا کم یا زیاد می‌کنند مثلا در طول ۵۰ کیلومتر طوفان اگر بلندی کوه‌ها را ۲ کیلومتر در نظر بگیریم نسبت به جهت طوفان، ۸۶ میلی متر در ثانیه از سرعت حرکت زمین کاسته یا به آن اضافه می‌شود این افزایش گرچه ناچیز است ولی لرزش و ضربه آن به اندازه انفجار ناگهانی شصت و نه میلیون عدد بمب هیدرژنی ردیف ۵۰ مگا تن است (بمب هیدرژنی ردیف ۵۰ مگا تن برابر ۲۵۰۰ عدد بمب اتمی است که در هیروشیمای ژاپن مصرف شد) اگر هنگام وقوع طوفان‌های وحشتناک، زمین گرفتار این ضربه‌ها می‌شد همه چیز و آثار حیات از بین می‌رفت. ضربه‌گیر این ضربه‌های مخوف کوه‌هااند که به شکل کامل چرخ لنگری تغییرات ناگهانی سرعت را به تغییرات تدریجی سرعت تبدیل می‌کنند. این تحقیق با کلمه‌ «(اَنْ تَمِیدَ بِکُمْ)» خیلی مناسب است. این است معنی آیاتی که می‌گوید: «کوه‌ها را میخ‌ها قرار دادیم و کوه‌ها برای آن است که زمین از اضطراب و لرزه باز ماند» و الله العالم.

۲.۲ - کو‌ها تسبیح‌کنندگان خدا

کوه‌ها خدا را تسبیح می‌کنند. به صریح قرآن همه چیز خدا را تسبیح می‌کند و ما مردم تسبیح آنها را نمی‌فهمیم‌ (وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ...) بنابراین باید گفت همه چیز نسبت به خدا شعور دارد و خدا را تسبیح می‌کند و او را می‌شناسد، و تقسیم موجودات به زنده و مرده نسبت به ما است نه نسبت به خدا.
(وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ...) کوه‌ها را مسخّر کردیم که با داود (علیه‌السّلام) تسبیح می‌کردند همچنین مرغان.
(أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ...) آیا ندانسته‌ای که آنکه در آسمان‌ها و زمین است و همچنین آفتاب و ماه و ستارگان و کوه‌ها به خدا سجده می‌کنند. (وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ) (إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ)
آیات شریفه در تسبیح کوه‌ها و هم آواز شدن با داود صریح‌اند ولی آیا صدای تسبیح آنها را دیگران هم غیر از داود می‌شنیدند و می‌فهمیدند؟ خدا می‌داند، آیه‌ (لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ) راجع به شعور و درک کوه‌ها نسبت به خدا کاملا روشن است و لازم نیست بگوئیم: اگر قرآن به کوه نازل می‌شد و مانند بشر درک و شعور می‌داشت خاشع و متصدع می‌شد. ما نمی‌توانیم موجودات خدا را نسبت به خدا کور و کر و لال بدانیم حال آنکه آیه امانت می‌گوید آنها از قبول امانت خودداری کرده و ترسیدند، این بیان فقط درباره ذی شعور گفته می‌شود آیه این است‌ (إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا) و جمله‌ (وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ) در سوره اسراء می‌رساند که تسبیح آنها برای ما قابل درک نیست و اگر تسبیح تکوینی و دلالت اثر بر مؤثّر باشد آن قابل فهم و درک است پس تسبیح آنها نوع دیگری است.

۲.۳ - ریز ریز شدن کوه‌ها در قیامت

کوه‌ها در قیامت ریز ریز و سراب می‌شوند. کوه‌ها در آینده قیامت ریز ریز می‌گردند، کوبیده می‌شوند، به صورت پشم رنگارنگ حلّاجی شده در می‌آیند غبار و روان می‌گردند علت این تغییرات تا حدی در کتاب معاد از نظر قرآن و علم به قلم نگارنده روشن شده است.
(وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ‌ الْجِبالِ‌ فَقُلْ یَنْسِفُها رَبِّی نَسْفاً) نسف: ریز ریز شدن و پراکنده شدن است‌ (یَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً وَ تَسِیرُ الْجِبالُ‌ سَیْراً) (اِذا رُجَّتِ الْاَرْضُ رَجًّا وَ بُسَّتِ‌ الْجِبالُ‌ بَسًّا فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا) بسّ کوبیده شدن و نرم شدن است یعنی آنگاه که زمین به طرز مخصوصی بلرزد و کوه‌ها کوبیده می‌شوند کوبیده شدن عجیبی پس غبار پراکنده می‌گردند.
(وَ تَکُونُ‌ الْجِبالُ‌ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ‌) عهن: پشم رنگارنگ، منفوش حلّاجی شده. کوه‌ها دارای رنگ‌های مختلف‌اند از قبیل سیاه، زرد، سرخ و غیره روز قیامت که به صورت غبار و سراب در آمدند قهرا رنگشان را حفظ خواهند کرد علی هذا مثل پشم الوان و حلّاجی شده خواهند بود. آیات دیگری نیز در این زمینه آمده از قبیل سوره هود آیه۲۰، سوره حاقه آیه۱۴، سوره مزمل آیه۱۴ و سوره مرسلات آیه۱۰ و غیره.

۲.۳.۱ - دیدگاه بزرگان درباره آیه۸۸ سوره نمل

این آیه نیز در خور دقت است‌ (وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ) ظاهر آیه آن است که کوه‌ها با آنکه جامد به نظر می‌رسند مانند ابرها در جریان‌اند آیه قبلی و بعدی این آیه هر دو درباره قیامت است لذا بعضی از بزرگان آن را راجع به قیامت دانسته و جمله‌ (تَحْسَبُها جامِدَةً) را حالیه یا معترضه گرفته و گوید: فعلا آنها را جامد گمان می‌کنی ولی روز قیامت آنها را در حالی می‌بینی‌ که مانند ابرها در آسمان روان‌اند. علی هذا ظرف‌ (تَحْسَبُها جامِدَةً) دنیا و ظرف‌ (تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ‌) و «تَرَی» قیامت است.

۲.۳.۲ - دو قول مختلف

آن وقت درباره‌ (صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی اَتْقَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ) که بعد از سراب شدن کوه‌ها و تخریب عالم آمده، فرموده: وقوع آخرت و انهدام دنیا، تکمیل و اتقان دنیاست و در آخر گفته: در این‌باره دو قول دیگر هست یکی آنکه آیه راجع به حرکت جوهری است و اینکه تمام اشیاء به جوهرهایشان حرکت می‌کنند تا انتهای وجودشان و آن حشر و رجوع آنها به سوی خداست، دیگری آنکه آیه راجع به حرکت انتقالی زمین است.
آنگاه قول اوّل را به قرینه‌ تَحْسَبُها جامِدَةً مناسب دانسته و درباره قول دوّم فرموده: آن نسبت به نفس آیه خوب است ولی در آن صورت آیه از آیه ماقبل و مابعد که درباره قیامت است بریده می‌شود همچنین از ذیل آیه که‌ (اِنَّهُ خَبِیرٌ بِما تَفْعَلُونَ‌) است قطع می‌گردد.

۲.۳.۳ - نظر نگارنده

به نظر نگارنده فرمایش ایشان از چند جهت قابل خدشه است:
الف: اگر (تَحْسَبُها جامِدَةً) راجع بدنیا و «تَرَی» و (تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ‌) راجع به قیامت بود لازم بود «تراها جامدة» یا نظیر آن بگوید زیرا کوه‌ها را واقعا جامد می‌بینیم نه اینکه جامد گمان می‌کنیم خلاصه به گمان محلّی نیست زیرا آن یقینی است وانگهی ظرف در جمله «تحسب و تری» را دنیا و آخرت دانستن مشکل است و علی الظاهر هر دو راجع به دنیاست چنانکه خواهیم گفت.
ب: اگر (تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ‌) راجع به آخرت می‌بود باید گفته می‌شد «(قهر اللَّه الّذی یفنی کلّ شی‌ء)» نه اینکه‌ «(صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی اَتْقَنَ)» زیرا وقوع قیامت هرچه باشد انهدام و فنای دنیاست لذا مناسب نمی‌آید اوّل بفرماید کوه‌ها سراب و غبار می‌شوند و نظم و محکمی خود را از دست می‌دهند و بلافاصله بگوید: «(صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی اَتْقَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ)» گرچه وقوع‌ آخرت تکمیل دنیاست.
ج: آیه فقط درباره کوه‌هاست و حرکت آنها را بیان می‌کند بسیار مشکل است از آیه این جمله را «(و انَّ الاشیاء کَالْجِبَالِ‌ تتحرّک بجوهرها...)» استفاده کنیم و جبال را مشبّه به قرار بدهیم چنانکه با دقت روشن خواهد شد. ولی ملاصدرا چنانکه گفته شده حرکت جوهری را از این آیه فهمیده است به نظر نگارنده آیه شریفه راجع به دنیاست و می‌فرماید: کوه‌ها با آنکه شما آنها را جامد و بی حرکت می‌دانید مانند ابرها حرکت می‌کنند.


۲.۳.۴ - قرارگرفتن بین دو آیه قیامت

اگر گویند در این صورت چرا این آیه میان دو آیه قیامت واقع شده است؟ گوئیم در آن اشکالی نیست زیرا آیه‌ای داریم که در میان آیه دیگر به طور جمله معترضه آمده آیه ۳ سوره مائده چنین است‌ (حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ...) (الْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْاِسْلامَ دِیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ...)
پیداست که آیه‌ «الْیَوْمَ» مربوط به مطلب دیگر است و به نقل شیعه و سنّی در غدیر خم درباره ولایت علی (علیه‌السّلام) نازل شده است در آیه ما نحن فیه هم همینطور است و می‌شود گفت که این آیه در قبل و یا بعد از آیات قیامت بوده و در صدر اول هنگام نوشتن قرآن چنین شده است. اگر گویند: آن وقت جمله‌ (اِنَّهُ خَبِیرٌ بِما تَفْعَلُونَ‌) چه تناسبی با صدر آیه که حرکت کوه‌هاست می‌تواند داشته باشد؟ گوئیم شاید منظور آن است، همانطور که خدا هر چیز را متقن و محکم گردانیده قهرا به هر چیز داناست زیرا لازمه اتقان دانا بودن است، آن خدائی که به همه چیز داناست از کارها و اعمال شما نیز آگاه است.


اکنون باید دید مراد از مرور جبال چیست؟ ممکن است مراد آن باشد که پوسته جامد زمین بر روی هسته آن حرکت می‌کند لذا کوه‌ها نیز به متابعت‌ آن حرکت می‌کنند مانند حرکت ابرها، کره‌ای را فرض کنید که در میان کره دیگر است، کره‌ اندرونی ثابت و کره بیرونی به طور حرکت وضعی بدور آن می‌گردد، همینطور پوسته زمین بر روی هسته پلاستیکی آن می‌گردد.
دانشمندان فعلی راجع به این حقیقت در کتاب‌های علمی مطالبی بیان داشته‌اند (مادّه، زمین و آسمان ص۴۰۵). ممکن است مراد حرکت وضعی و انتقالی زمین باشد که در هر دو، کوه‌ها نیز بالتّبع روانند. اگر گوئی کوه‌ها با حرکت زمین بسیار سریع حرکت می‌کنند مثلا در حرکت انتقالی سرعت آن بیشتر از ۲۹ کیلومتر در ثانیه است در این صورت چطور به حرکت ابرها تشبیه شده که نسبت به آن بطی‌ء و کند است. گوئیم: شاید تشبیه در نامحسوس بودن حرکت است نه در سرعت آن زیرا حرکت ابرها اغلب نامحسوس است ولی می‌دانیم که حرکت می‌کنند این است آنچه به نظر ما آمده با وجود اینها وقوع آیه میان دو آیه قیامت مؤیّد احتمال اول است.


۱. قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۲، ص۶.    
۲. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۸۵.    
۳. هود/سوره۱۱، آیه۴۳.    
۴. هود/سوره۱۱، آیه۴۲.    
۵. نبا/سوره۷۸، آیه۶-۷.    
۶. نحل/سوره۱۶، آیه۱۵.    
۷. لقمان/سوره۳۱، آیه۱۰.    
۸. رضی، نهج البلاغه، خطبه۱، ص۳۹.    
۹. اسراء/سوره۱۷، آیه۴۴.    
۱۰. انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۹.    
۱۱. حج/سوره۲۲، آیه۱۸.    
۱۲. سبا/سوره۳۴، آیه۱۰.    
۱۳. ص/سوره۳۸، آیه۱۸.    
۱۴. حشر/سوره۵۹، آیه۲۱.    
۱۵. احزاب/سوره۳۳، آیه۷۲.    
۱۶. اسراء/سوره۱۷، آیه۴۴.    
۱۷. طه/سوره۲۰، آیه۱۰۵.    
۱۸. طور/سوره۵۲، آیه۱۰.    
۱۹. واقعة/سوره۵۶، آیه۵.    
۲۰. قارعه/سوره۱۰۱، آیه۵.    
۲۱. نبا/سوره۷۸، آیه۲۰.    
۲۲. حاقه/سوره۶۹، آیه۱۴.    
۲۳. مزمل/سوره۷۳، آیه۱۴.    
۲۴. مرسلات/سوره۷۷، آیه۱۰.    
۲۵. نمل/سوره۲۷، آیه۸۸.    
۲۶. مائده/سوره۵، آیه۳.    



قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله"جبل"، ج۲، ص۶-۱۴.    






جعبه ابزار