• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

حر (مفردات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دیگر کاربردها: حر (ابهام‌زدایی).

حُرّ (به ضم حاء)، یکی از واژگان قرآن کریم به معنای آزاد و خلاف برده است. در قرآن کریم این واژه به صورت مشتقات دیگری نیز ذکر شده است، مثل: تَحْرير (به فتح تاء و سکون حاء) به معنای آزاد کردن؛ مُحَرَّرا (به ضم میم و فتح حاء و فتح راء)، به معنی آزاد شده.



حُرّ به معنی آزاد و خلاف برده‌ است.


(الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْاُنْثی‌ بِالْاُنْثی‌...) «آزاد به آزاد، بنده به بنده، زن به زن.» تحریر به معنی آزاد کردن است، مثل‌: (وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَاً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ...) «هر که مؤمنی را از روی اشتباه بکشد بر اوست آزاد کردن یک بنده مؤمن
(رَبِّ اِنِّی نَذَرْتُ لَکَ ما فِی بَطْنِی‌ مُحَرَّراً...) «پروردگارا آنچه در شکم من است نذر تو کردم آزاد از هر قیود..» مراد آن است که از هر قید آزاد است و فقط برای خدمت و عبادت توست و هیچ کاری و عملی نسبت به خودم از وی نمی‌خواهم.


۱. قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۲، ص۱۱۸.    
۲. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۲۲۴.    
۳. طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۳، ص۲۶۴.    
۴. بقره/سوره۲، آیه۱۷۸.    
۵. فیروزآبادی، مجدالدین، قاموس المحیط، ج۲، ص۸.    
۶. جوهری، اسماعیل بن حماد، صحاح تاج اللغة، ج۲، ص۶۲۹.    
۷. نساء/سوره۴، آیه۹۲.    
۸. آل عمران/سوره۳، آیه۳۵.    
۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص۲۸۰-۲۸۱.    
۱۰. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۳، ص۱۷۰.    
۱۱. طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۶۷.    



قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «حر»، ج۲، ص۱۱۸.    






جعبه ابزار