• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

خشبیه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



خَشَبیّه، گروهی که قائل به امامت محمد بن حَنَفیّه بودند.



در منابع مختلف، خشبیه از فرقه ‌های شیعه به شمار آمده‌اند.
[۱] ابراهیم‌بن اسحاق حربی، غریب‌الحدیث، ج۲، ص۵۴۵، چاپ سلیمان‌بن ابراهیم‌بن محمدالعایب، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۲] ابن‌ماکولا، الاکمال، ج۳، ص۲۶۲، چاپ عبدالرحمن‌بن یحیی معلمی یمانی، بیروت.
[۳] سمعانی، طبرسی، ج۲، ص۳۶۸، اسرارالامامة، مشهد، ۱۴۲۲.
[۴] ابن‌اثیر، اللُباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۴۴۴، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.



دربارۀ گروهی که این نام بر آنان اطلاق شده، نظریات مختلفی ذکر گردیده است. منصوربن معتمر ، از علمای برجستۀ قرن دوم، خشبیه را عنوانی برای دوستداران امام علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام دانسته است.
[۵] سمعانی، طبرسی، ج۲، ص۳۶۸، اسرارالامامة، مشهد، ۱۴۲۲.
[۶] ابن‌اثیر، اللُباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۴۴۵، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
برخی خشبیه را عنوانی دیگر برای فرقه‌ای از زیدیه ، به نام سُرخابیه
[۷] تاریخ (بیروت).
شمرده‌اند.
[۸] ابراهیم‌بن اسحاق حربی، غریب‌الحدیث، ج۲، ص۵۴۵، چاپ سلیمان‌بن ابراهیم‌بن محمدالعایب، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۹] محمدبن احمد خوارزمی، مفاتیح ‌العلوم، ج۱، ص۲۹، چاپ فان فلوتن، لیدن، ۱۸۹۵.
در روایتی نیز، خشبیه گروهی از جَهمیه خوانده شده‌اند.
[۱۰] ابن‌منظور، ذیل «خشب».
گاه نیز خشبیه را عنوانی برای یاران ابراهیم‌بن مالک‌اشتر ، از سرداران مختاربن ابی‌عُبَیْد ثقفی ، ذکر کرده‌اند که در جنگ با عبیداللّه‌بن زیاد شرکت داشتند،
[۱۱] ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۶۲۲، چاپ: ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۱۲] ابن‌رسته، الاعلاق النفیسة، ج۱، ص۲۱۸، چاپ دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
اما براساس بیش‌تر منابع، خشبیه از اهالی کوفه و یاران مختار و قائل به امامت محمدبن حنفیه بودند.
[۱۳] ابراهیم‌بن اسحاق حربی، غریب‌الحدیث، ج۲، ص۵۴۵، چاپ سلیمان‌بن ابراهیم‌بن محمدالعایب، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۱۴] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۵ـ۷۷.



در مورد دلیل نام ‌گذاری این فرقه به خشبیه هم نظریات متفاوتی وجود دارد.برخی نام خشبیه را برگرفته از کرسی چوبی‌ای دانسته‌اند که منتسب به حضرت علی علیه‌السلام بوده است و یاران مختار به‌دلیل تقدس ، آن را با خود حمل می‌کردند.
[۱۵] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۸۱.
پاره‌ای نیز گفته‌اند چون بیش‌تر اسلحه یاران مختار یا ابراهیم‌بن مالک از چوب (خَشَب) بود، خشبیه نامیده شده‌اند.
[۱۶] بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۶، ص۵۷، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۷ـ۲۰۰۰.
[۱۷] ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۶۲۲، چاپ: ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۱۸] ابن‌رسته، الاعلاق النفیسة، ج۱، ص۲۱۸، چاپ دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
[۱۹] مطهربن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۳۳، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹.
همچنین، گفته شده است که بعضی از دوستداران زیدبن علی چوب دار او را حفظ کردند، یا آن‌که چون زیدیان هنگام جنگ با چوب می‌جنگیدند، به خشبیه معروف شدند.
[۲۰] ابراهیم‌بن اسحاق حربی، غریب‌الحدیث، ج۲، ص۵۴۵، چاپ سلیمان‌بن ابراهیم‌بن محمدالعایب، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۲۱] محمدبن احمد خوارزمی، مفاتیح ‌العلوم، ج۱، ص۲۹، چاپ فان فلوتن، لیدن، ۱۸۹۵.



طبق روایت دیگری، در سال ۶۶، عبداللّه ‌بن زبیر، محمدبن حنفیه و خانواده‌اش و هفده تن از سران مردم کوفه را در زمزم (یا شِعْب علی ) در مکه زندانی و آنان را تهدید کرد که اگر با او بیعت نکنند، آنان را در آتش خواهد سوزاند و برای این منظور هیزم بسیاری جمع کرد
[۲۲] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۵ـ۷۶.
[۲۳] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۲۷۵ـ۲۷۶.
[۲۴] محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء، ج ۴،ص۱۲۰،چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
در این زمان، محمدبن حنفیه قاصد ی نزد مختار فرستاد و از او یاری خواست.مختار مردم را جمع کرد و گروههایی را برای یاری او به مکه فرستاد.از آن میان، ابوعبداللّه جَدَلی و یارانش قبل از دیگران وارد مسجدالحرام شدند.در دست یاران او چوب (کافرکوب) بود و آنان با فریاد یالثاراث‌الحسین به زمزم وارد شدند و نگهبانان را پراکنده و محمدبن حنفیه را از زندان رها کردند.پس از آن، گروههای دیگر وارد شدند که عبداللّه‌بن زبیر از ورود آنان هراسان شد و به دلیل آن‌که به‌جای شمشیر با چوب می‌جنگیدند، آنان را خشبیه نامید.
[۲۵] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۶ـ۷۷.
نیز گفته‌اند چون آنان چوبهایی را که عبداللّه ‌بن زبیر برای آتش زدن محمدبن حنفیه و یارانش جمع کرده بود، به عنوان سلاح برداشتند، یا آن‌که چون نمی‌خواستند با شمشیر های آخته وارد حرم شوند، با چوب وارد حرم شدند، آنان را خشبیه نامیده‌اند.
[۲۶] بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۶، ص۵۷، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۷ـ۲۰۰۰.



محمدبن حنفیه آنان را از جنگ با ابن‌زبیر در حرم خدا بر حذر داشت و اموالی را که مختار برایش فرستاده بود، میان خشبیه که چهارهزار تن بودند، تقسیم کرد
[۲۷] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۷.
[۲۸] ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری، ج۵، ص۱۰۳، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۲۹] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۲۷۵ـ۲۷۶.
[۳۰] محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء، ج ۴، ص ۱۲۰، چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
.این چهارهزار تن تا زمان قتل مختار در سال ۶۷، با محمدبن حنفیه بودند
[۳۱] محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء،ج ۴، ص ۱۲۰، چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.



در سال ۶۷ در زمان حمله مصعب‌ بن زبیر به کوفه، شش هزار یا هفت هزار تن از خشبیان با مختار محاصره شدند.مصعب در ابتدا آنان را امان داد تا تسلیم شوند، اما پس از تسلیم همه آنان را کشت.
[۳۲] طبری، ج۶، ص۹۳، تاریخ (بیروت).
[۳۳] طبری، ج۶، ص۱۱۶، تاریخ (بیروت).
[۳۴] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۲۹۹ـ۳۰۰.



پس از قتل مختار، دو هزارتن از یاران وی (بازماندگان خشبیان) در نَصیبَیْن به عبدالملک‌بن مروان پیوستند.
[۳۵] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۰۷.



حسن‌بن محمدبن حنفیه بعد از کشته شدن مختار، به میان گروهی از خشبیان نصیبین رفت و ریاست آنان را به‌عهده گرفت.
مسلم‌بن اسیر (از یاران عبداللّه‌بن زبیر) از موصل به جنگ آنان رفت و پس از شکست دادن آنان، حسن را دستگیر کرد و نزد عبداللّه ابن‌زبیر فرستاد.
[۳۶] حوادث و وفیات ۸۱ـ۱۰۰ه، ص ۳۳۴، محمدبن احمد ذهبی، تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، حوادث و وفیات ۸۱ـ۱۰۰ه، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۱۸.

پس از این واقعه، مُهَلَّب‌بن ابی‌صُفْرَه که چندی از یاران عبداللّه ‌بن زبیر بود و سپس از سرداران اموی گردید، با خشبیان نصیبین ــکه تحت فرماندهی أبوقارب یزیدبن أبی‌صَخْر بودندــ جنگید و آنان را شکست داد.
[۳۷] ابوالفرج اصفهانی، الأغانی. ج ۷، ص ۷۷ .
[۳۸] ابوالفرج اصفهانی، الأغانی.ج۶، ص۵۰.



بعدها، یاران مختار و قائلان به امامت محمدبن حنفیه، کیسانیه نامیده شدند.
[۳۹] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۲۷۶.
[۴۰] بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۲۶، چاپ محمد زاهدبن حسن کوثری، قاهره ۱۳۶۷/۱۹۴۸.



خشبیه معتقد به بَداء بودند.
[۴۱] بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۳۴، چاپ محمد زاهدبن حسن کوثری، قاهره ۱۳۶۷/۱۹۴۸.
[۴۲] نشوان‌بن سعید حمیری، الحورالعین، ج۱، ص۲۷۴، چاپ کمال مصطفی، تهران، ۱۹۷۲.
آنان با شعار یالثارات‌الحسین در جنگها شرکت می‌کردند،
[۴۳] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۶.
به‌طوری‌که ابن‌عبدربّه به دلیل سردادن این شعار، یاران ابراهیم‌بن مالک‌اشتر را حسینیه (نام دیگر خشبیه) نامیده است.
[۴۴] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۲۴۹.



یکی از کسانی که جزو خشبیان محسوب شده، منصوربن معتمر (متوفی ۱۳۸) است، اما در مورد خشبی بودن وی تردید وجود دارد
[۴۵] محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء، ج ۵، ص ۴۰۸،چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.

همچنین گفته‌اند که کُثَیِّر عَزَّه ( کثیربن عبدالرحمان ) از خشبیه و معتقد به تناسخ ارواح و رجعت بود.
[۴۶] محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء،ج۵، ص ۱۵۲، چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.



(۱) ابن‌اثیر، اللُباب فی تهذیب الأنساب، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
(۲) ابن‌رسته، الاعلاق النفیسة، چاپ دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
(۳) ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۴) ابن‌عبدربه، العِقدالفرید، چاپ مفید محمد قمیحة، بیروت.
(۵) ابن‌قتیبه، المعارف، چاپ: ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
(۶) ابن‌ماکولا، الاکمال، چاپ عبدالرحمن‌بن یحیی معلمی یمانی، بیروت.
(۷) ابن‌منظور.
(۸) ابوالفرج اصفهانی، الأغانی.
(۹) بغدادی، الفرق بین الفرق، چاپ محمد زاهدبن حسن کوثری، قاهره ۱۳۶۷/۱۹۴۸.
(۱۰) بلاذری، انساب‌الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۷ـ۲۰۰۰.
(۱۱) ابراهیم‌بن اسحاق حربی، غریب‌الحدیث، چاپ سلیمان‌بن ابراهیم‌بن محمدالعایب، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۱۲) نشوان‌بن سعید حمیری، الحورالعین، چاپ کمال مصطفی، تهران، ۱۹۷۲.
(۱۳) محمدبن احمد خوارزمی، مفاتیح ‌العلوم، چاپ فان فلوتن، لیدن، ۱۸۹۵.
(۱۴) محمدبن احمد ذهبی، تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، حوادث و وفیات ۸۱ـ۱۰۰ه، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۱۸.
(۱۵) محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء، چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
(۱۶) سمعانی، طبرسی، اسرارالامامة، مشهد، ۱۴۲۲.
(۱۷) طبری، تاریخ (بیروت).
(۱۸) مسعودی، مروج (بیروت).
(۱۹) مطهربن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹.


۱. ابراهیم‌بن اسحاق حربی، غریب‌الحدیث، ج۲، ص۵۴۵، چاپ سلیمان‌بن ابراهیم‌بن محمدالعایب، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲. ابن‌ماکولا، الاکمال، ج۳، ص۲۶۲، چاپ عبدالرحمن‌بن یحیی معلمی یمانی، بیروت.
۳. سمعانی، طبرسی، ج۲، ص۳۶۸، اسرارالامامة، مشهد، ۱۴۲۲.
۴. ابن‌اثیر، اللُباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۴۴۴، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
۵. سمعانی، طبرسی، ج۲، ص۳۶۸، اسرارالامامة، مشهد، ۱۴۲۲.
۶. ابن‌اثیر، اللُباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۴۴۵، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
۷. تاریخ (بیروت).
۸. ابراهیم‌بن اسحاق حربی، غریب‌الحدیث، ج۲، ص۵۴۵، چاپ سلیمان‌بن ابراهیم‌بن محمدالعایب، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۹. محمدبن احمد خوارزمی، مفاتیح ‌العلوم، ج۱، ص۲۹، چاپ فان فلوتن، لیدن، ۱۸۹۵.
۱۰. ابن‌منظور، ذیل «خشب».
۱۱. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۶۲۲، چاپ: ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۱۲. ابن‌رسته، الاعلاق النفیسة، ج۱، ص۲۱۸، چاپ دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
۱۳. ابراهیم‌بن اسحاق حربی، غریب‌الحدیث، ج۲، ص۵۴۵، چاپ سلیمان‌بن ابراهیم‌بن محمدالعایب، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۴. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۵ـ۷۷.
۱۵. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۸۱.
۱۶. بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۶، ص۵۷، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۷ـ۲۰۰۰.
۱۷. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۶۲۲، چاپ: ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
۱۸. ابن‌رسته، الاعلاق النفیسة، ج۱، ص۲۱۸، چاپ دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
۱۹. مطهربن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۳۳، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹.
۲۰. ابراهیم‌بن اسحاق حربی، غریب‌الحدیث، ج۲، ص۵۴۵، چاپ سلیمان‌بن ابراهیم‌بن محمدالعایب، ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۱. محمدبن احمد خوارزمی، مفاتیح ‌العلوم، ج۱، ص۲۹، چاپ فان فلوتن، لیدن، ۱۸۹۵.
۲۲. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۵ـ۷۶.
۲۳. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۲۷۵ـ۲۷۶.
۲۴. محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء، ج ۴،ص۱۲۰،چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۲۵. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۶ـ۷۷.
۲۶. بلاذری، انساب‌الاشراف، ج۶، ص۵۷، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۷ـ۲۰۰۰.
۲۷. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۷.
۲۸. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری، ج۵، ص۱۰۳، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۹. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۲۷۵ـ۲۷۶.
۳۰. محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء، ج ۴، ص ۱۲۰، چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۳۱. محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء،ج ۴، ص ۱۲۰، چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۳۲. طبری، ج۶، ص۹۳، تاریخ (بیروت).
۳۳. طبری، ج۶، ص۱۱۶، تاریخ (بیروت).
۳۴. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۲۹۹ـ۳۰۰.
۳۵. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۰۷.
۳۶. حوادث و وفیات ۸۱ـ۱۰۰ه، ص ۳۳۴، محمدبن احمد ذهبی، تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، حوادث و وفیات ۸۱ـ۱۰۰ه، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۱۸.
۳۷. ابوالفرج اصفهانی، الأغانی. ج ۷، ص ۷۷ .
۳۸. ابوالفرج اصفهانی، الأغانی.ج۶، ص۵۰.
۳۹. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۲۷۶.
۴۰. بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۲۶، چاپ محمد زاهدبن حسن کوثری، قاهره ۱۳۶۷/۱۹۴۸.
۴۱. بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۳۴، چاپ محمد زاهدبن حسن کوثری، قاهره ۱۳۶۷/۱۹۴۸.
۴۲. نشوان‌بن سعید حمیری، الحورالعین، ج۱، ص۲۷۴، چاپ کمال مصطفی، تهران، ۱۹۷۲.
۴۳. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۷۶.
۴۴. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۲، ص۲۴۹.
۴۵. محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء، ج ۵، ص ۴۰۸،چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۴۶. محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام‌النبلاء،ج۵، ص ۱۵۲، چاپ شعیب الأرنؤوط، بیروت، ۱۴۰۲/۱۹۸۲.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «»، شماره۵۹۲۱.    



جعبه ابزار