رزمنده و غیررزمنده (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
رزمنده و غیررزمنده در
جهاد اسلامی، مصونیت غیررزمندگان اصل اساسی است و تنها کسانی که در فعالیتهای جنگی مؤثرند رزمنده محسوب میشوند.
مشارکت غیرمستقیم در
جنگ نیز میتواند فرد را در زمره رزمندگان قرار دهد، اما
حقوق افراد غیرمشارکتکننده باید محترم شمرده شود.
تعریف رزمنده و غیررزمنده به ساختار نظامی دشمن و قوانین داخلی وابسته است و نمونههای حقوقی نشان میدهد که این مفاهیم میتوانند در نظامهای مختلف متفاوت تفسیر شوند.
در جهاد اسلامى افراد غيررزمنده دشمن، مادام كه در فعاليتهاى جنگى مؤثر نيستند از مصونيت برخوردارند، لكن رزمنده دشمن تنها در مورد كسانى صدق نمىكند كه سلاح به دست و جزیى از ارتش منظم دشمن مىباشند.
بلكه شامل كليه كسانى مىشود كه به نحوى در پيشبرد جنگ به نفع دشمن مؤثر باشند هرچند كه سلاح در دست نداشته باشند و يا از گروههاى داوطلب و ميليشيا محسوب گردند.
لكن كليه كسانى كه از اعمال خصمانه جنگى خوددارى مىكنند به لحاظ اين كه در جنگ شركت ندارند غيررزمنده محسوب شده و حقوق آنان محترم شمرده مىشود.
تعداد و مشخصات اشخاص غيررزمنده دشمن به نوعى بستگى به تصميمات جنگى دشمن دارد كه چگونگى سازماندهى نيروهاى مسلح و سياستهاى دفاعى او مىتواند در اين زمينه نقش تعيين كننده داشته باشد.
به عنوان مثال مىتوان به
قانون دولت
فرانسه در سال (۱۹۳۸ م) در مورد سازماندهى عمومى ملت براى جنگ اشاره كرد كه در ماده اول آن چنين آمده بود:
«تمام فرانسويان و تابعين فرانسه قطع نظر از سن و جنس آنان، موظفند در دفاع از كشور و يا در حفظ و نگهدارى حيات مادى و معنوى آن شركت نمايند.»
بدين ترتيب در قانون داخلى يک كشور تعريف موسعى از رزمنده به عمل مىآيد كه مىتواند در صورتى كه اقدامات مسلحانه رزمندگان جنبه دفاع مشروع نداشته باشد مستندى براى دشمن در زمينه كيفيت و ميزان رعايت حقوق غيررزمنده مؤثر باشد.
حتى سازماندهى نيروهاى رزمنده دشمن، در يک سرزمين بىطرف، خود نوعى نقض بىطرفى محسوب مىشود.
در ديدگاه اسلامى هرگاه مردم يک
سرزمین اشغال نشده و مورد تجاوز قرار نگرفته بناحق بر عليه نيروهاى مسلح دولت و ملت ديگرى برخيزند و با حمل اسلحه و به كار گرفتن سلاحهاى جنگى دست به اقدامات مسلحانه بزنند؛ محارب محسوب مىشوند و از شمول مقررات مربوط به غيرنظاميان خارج مىگردند.
لكن از سوى ديگر اگر مردم يک سرزمين كه به طور خودجوش و يا به دنبال بسيج عمومى رهبران خود سلاح به دست گرفته و به مقاومت مسلحانه بپردازند و در مقابل تهاجم نظامى دشمن دست به دفاع مسلحانه بزنند تا متجاوز را از سرزمين خود بيرون كنند مىتوانند مشمول مقررات حمايتى قرار گيرند.
در نصوص اسلامى براى حمايت از اين نوع قيامهاى مردمى تأكيدهاى فراوان ديده مىشود.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۲۳۰-۲۳۱.